close
تبلیغات در اینترنت
مشاوره خانواده

فرامادرانه

انشارات خورشید خانم



برای آشنایی بیشتر روی کتاب ها کلیک کنید.

http://s5.picofile.com/file/8120817918/skar.jpg

http://s5.picofile.com/file/8120817876/sakoochooloo.jpg

http://s5.picofile.com/file/8120817976/sdsh.jpg

راهی برای یک زندگی متعادل و بادوام

به رفاقت‌های ساده‌ بین خودتان و دوستان‌تان نگاه کنید. فکر می‌کنید چه چیزی شما را به رفاقت‌هایتان پایبند می‌کند؟! حتی در یک رفاقت ساده هم نیاز به وجوه مشترک است، چه برسد به ازدواج و زندگی مشترک!

اشتراک داشتن اولین و مهم ترین شرط یک رابطه پایدار و متعادل است. آدم هایی که تفاوت های زیادی با هم دارند مدت ها طول می کشد که به نقطه ای مشترک برسند و بتوانند روحیات، عقاید، جهت گیری ها و افکار هم را تحمل کنند. بنابراین، اگر در دوره آشنایی به وجود شباهت ها توجه نداشته باشید، در ادامه به مشکل خواهید خورد.

یکی از مهم‌ترین مواردی که باید به آن دقت کنید، طرز فکر یکسان است. این‌که آدمی نسبت به مسائل مختلف زندگی چه‌جوری نگاه می‌کند خیلی مهم است، چون افکارش به اعمالش تبدیل می‌شود و طرز فکر آدم ارتباط مستقیمی با سبک زندگی‌اش دارد.

جهان‌بینی شما کل زندگی شما را تشکیل می‌دهد. این‌که نگاه شما نسبت به دنیا و اتفاقاتی که در آن می‌افتد چه باشد و درباره‌ آن‌ها چه طور فکر ‌کنید، سبب واکنش‌های شما می‌شود و این واکنش‌ها زندگی شما را می‌سازد. به واکنش‌های فرد مقابل‌تان دقت کنید. در برابر اتفاقات مختلف چه واکنشی نشان می‌دهد؟ این می‌تواند طرز فکر او و جهان‌بینی او را به شما نشان دهد.

این‌که آدمی فهم و درکش نسبت به مسائل مختلف فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، اعتقادی و مذهبی و... مثل شما باشد، یعنی طرز فکرش در تمام این موارد با شما یکسان است. مثلا درباره‌ پول، درباره تفریح و سرگرمی، درباره روابط اجتماعی و... همان‌جوری فکر می‌کند که شما فکر می‌کنید، در نتیجه واکنش‌های‌تان هم نه دقیقا مثل هم، اما در یک راستا می‌شود! بنابراین زندگی راحت‌تر و متعادل‌تری می‌توانید با هم داشته باشید.

بعضی از آدم‌ها جهان‌بینی شان اسلامی است، یعنی خدا و دستورات اسلام محور زندگی‌شان است. بعضی‌ها جهان‌بینی خاص خودشان را دارند، بسته به نوع آدمش، زندگی حول محور یک چیزی می‌چرخد مثلا بعضی‌ها زندگی‌شان حول محور لذت می‌چرخد و آدم‌های لذت طلبی هستند، یعنی کاری را در صورتی انجام می‌دهند که در آن لذت باشد.

بعضی‌های دیگر زندگی‌شان حول محور منفعت‌طلبی می‌چرخد، یعنی کاری را انجام می‌دهند که به نفع‌شان باشد و .... خلاصه که بروید و حساب‌تان را باخودتان صاف کنید که زندگی‌تان حول محور چه چیزی می‌چرخد؟ بعد بروید آدمی را پیدا کنید که محور زندگی‌اش مثل خودتان باشد، تا بتوانید در کنار هم به خوبی زندگی کنید! یاحق...

یادتان باشد، یک ‌سری از موارد باید قبل از ازدواج مشترک و یکسان باشد، ولی بعضی چیزها را هم بعد از ازدواج می‌توان با کسی شریک شد. برای شما چه چیزهایی ارزش‌مند است که فکر می‌کنید اگر در آن با فرد مقابل‌تان مشترک باشید، زندگی متعادل‌تری دارید؟ آنها را فهرست کنید و بنویسید دلیل اهمیت شان برای شما چیست و از صفر تا 100 چه نمره ای از اهمیت را به آن می دهید. حالا آنها را به ترتیب نمره، مرتب کنید تا متوجه شوید که معیارهای اصلی شما کدام اند و در چه مواردی انتظار تشابه، اشتراک و تناسب را دارید و در چه مواردی می توانید اختلاف نظر را تحمل کنید.
منبع: خراسان


چگونه با فرزندانمان صمیمی تر باشیم؟

با افزایش سن ازدواج، کاملا طبیعی است که اختلاف سنی پدران و مادران و نیز فرزندان بیشتر و بیشتر شود و گاهی به بیش از سی و پنج سال هم برسد. وجود این میزان اختلاف سنی منجر به اختلاف در نوع گفتار، کردار و حتی دیدگاه والدین و فرزندان می شود.


اما اگر به نکاتی که در ذیل اشاره می شود، توجه کنیم بهتر می توانیم همپای کودکان خود باشیم.

عشق ورزیدن
می توانید با کودکتان رابطه خوبی برقرار کنید، به شرط آن که اجازه بدهید عشق و محبت شما را نسبت به خودش احساس کند. محبت قلبی به تنهایی، برای ارضای خواسته های درونی کودک کافی نیست.


او به عشق و محبتی نیازمند است که آثارش در رفتار و گفتار پدر و مادر نمودار باشد. بچه ها از نوازش، بوسه و تبسم و حتی از آهنگ محبت آمیز سخنان شما احساس آرامش می کنند و اعتماد به نفسشان تقویت می شود و درمی یابند که در زندگی، افرادی هستند که بدون هیچ گونه انتظاری، عاشقانه آنها را دوست دارند و از آنها حمایت می کنند، اینجاست که به خودشان می قبولانند با وجود این افراد هیچ گاه تنها نخواهند ماند.


وقتی به فرزندتان اظهار محبت می کنید او به شما و محیط خانه علاقه مند می شود و کمتر پیش می آید، جذب دوستان ناباب و مواد مخدر شود و به لحاظ روحی و جسمی نیز فرد سالم تری خواهد بود. پس همیشه به فرزندتان محبت کنید و بگویید که دوستش دارید و عاشقش هستید، اما باید بدانید که اظهار محبت وسیله تربیت است و نباید مانع تربیت شود.


بنابراین والدین باید حساب عشق به فرزند را از تربیت جدا کنند، او را صمیمانه دوست بدارند ولی عیوب و رفتار نادرستش را با روشی عاقلانه اصلاح کنند، زیرا فرزند شما همیشه کودک باقی نمی ماند.

کشف علایق مشترک خود و فرزندان
ممکن است شما به دلیل اختلاف سنی که با فرزندتان دارید، برای برقراری ارتباط خوب و صمیمانه با او، مشکلاتی داشته باشید. در این مواقع بهتر است به دنبال نقاط مشترک بین خود و فرزندتان باشید. مثلا شاید هر دوی شما وقت تان را برای خواندن کتاب، ورزش یا دوچرخه سواری صرف کنید. بنابراین سعی کنید علایق مشترک خود و فرزندتان را بیابید و با استفاده از وجود این علایق، رابطه دوستانه ای میان خودتان ایجاد کنید.


گام دیگر این است که بدانید فرزندتان چگونه وقتش را می گذراند و مشغول انجام چه نوع کار و فعالیت هایی است. زمانی را هر چند کوتاه به او اختصاص بدهید و در کارها و فعالیت هایی که دوست دارد، شرکت کنید. حتی می توانید دست فرزندتان را بگیرید، به پارک بروید و همپای او روی چمن های سرسبز بدوید، گل های رنگارنگ را نوازش کنید، بلند بلند بخندید و آواز بخوانید و درباره موضوعات مختلف با هم صحبت کنید و از این که در کنار یکدیگر هستید لذت ببرید. این نکته حائز اهمیت است. اگر چند تا بچه دارید برای هر کدام از آنها زمانی را جداگانه اختصاص بدهید.

صبور بودن
اگر یک روز سخت و پرمشغله را پشت سر گذاشته اید، لطفا تلافی آن را سر بچه ها در نیاورید. همه ما در زندگی روزهای سخت و پرکار داریم، ولی باید آرامش خود را حفظ و راهی برای کاهش خستگی روزانه پیدا کنیم.


سعی کنید وقتی کنار افراد خانواده بویژه کودکان هستید، شاد و پرانرژی باشید، زیرا بچه ها پدر و مادر شاد و پرانرژی می خواهند، نه پدر و مادر خسته و عصبی.


این نکته مهم است، زمانی که فرزندتان با شما صحبت می کند مدام کلام او را قطع نکنید، چراکه احساس می کند تمایلی به شنیدن حرف هایش ندارید، لذا از حرف زدن با شما دلسرد می شود. همیشه سعی کنید صبور باشید و به حرف فرزندتان بدقت گوش کنید، زیرا این گونه به او می فهمانید، آن قدر برایش ارزش و احترام قائلید که حاضرید تمام حرف هایش را بشنوید. با این روش می توانید متوجه مشکلات ریز و درشت فرزندتان بشوید و بموقع به او کمک کنید. به اهداف و احساساتش احترام بگذارید و همیشه به او بگویید چقدر دوستش دارید.

بازی کردن
کودک بازی کردن با پدر و مادرش را دوست دارد و همین را یکی از دلایل محبت می داند. در ضمن بر اثر همین بازی هاست که علایق ذاتی کودک و اخلاق و رفتار اجتماعی و فردی او شکل می گیرد. به این ترتیب یک راه درست برای تقویت روابط بین شما و فرزندتان این است که با او بازی کنید و قاه قاه بخندید. اجازه ندهید مدام با رایانه بازی کند.


بازی های زمان کودکی خودتان را به او یاد بدهید. زمان بیشتری را با فرزندتان سپری کنید. او به وجود شما در کنار خود احتیاج دارد.


حتی می توانید بازی هایی را انتخاب کنید که تک تک افراد خانواده بتوانند در آن شرکت کنند، مثل بازی اسم فامیل یا منچ ... گاهی اوقات با هم به پارک محل بروید، سوار تاب شوید، از پله های سُرسُره، بالا بروید و با هم سر بخورید و کلی خوش بگذرانید. وقتی در کنار فرزندتان هستید با تمام وجود کنارش باشید تا او هم وجود شما را در کنار خود احساس کند و شاد باشد.

نظم و قانون حاکم بر خانواده
بهتر است بچه ها در خانه ای بزرگ شوند که قانون داشته باشد. خانه ای که در آن نظم و قانون نباشد، بچه ها آزادانه هر کاری را که دوست داشته باشند انجام می دهند، مثلا تا هر ساعتی که بخواهند پای رایانه می نشینند و بازی می کنند یا تا نیمه های شب تلویزیون تماشا می کنند و... .


اگر می خواهید رابطه خوبی با فرزندتان داشته باشید، باید قوانین خاصی تعیین و این قوانین را به طور ثابت اجرا کنید. برای مثال، ساعات خاصی را برای دیدن برنامه های تلویزیون یا بازی های رایانه ای تعیین کنید یا انجام بعضی کارهای خانه را بر عهده فرزندتان بگذارید، البته کارهایی که در حد توانش باشد.


ممکن است ابتدا کمی خسته شود و غر بزند، اما بعد متوجه می شود شما به او اعتماد کرده اید که انجام برخی از کارها را به او سپرده اید. در نتیجه خوشحال می شود و احساس مسئولیت می کند و در آینده نیز فرد مسئولیت پذیری می شود.


این نکته مهم است که اگر گاهی فرزندتان نتوانست کارها را در حد عالی انجام بدهد، او را تنبیه نکنید، سرش غر نزنید و نگویید تو از عهده هیچ کاری برنمی آیی، زیرا اعتماد به نفسش را از دست می دهد، بنابراین فرصت دیگری به او بدهید و کمکش کنید تا کارش را درست و دقیق انجام بدهد.

منبع: jamejamonline.ir


5 آدمی که همین امروز باید از دستشان راحت شوید!

اگر با بسیاری از دوستانتان با وجود خصلت های بدشان کنار می آیید و سعی می کنید بیشتر تاثیر گذارباشید تا تاثیرپذیر ، شما را تحسین می کنیم اما برخی از افراد هستند که باید حتما رابطه تان را با آنها قطع کنید .

1- آدم منفی باف
"بله، ولی من فکر می کنم این آدم هیچ وقت به درد تو نمی خورد."
هیچ وقت پیش نمی آید زمانی که شما به این افراد زنگ می زنید تا اخبار جالبی را با آنها در میان بگذارید آنها حس خوبی را به شما منتقل کنند. آدم های منفی باف مانند مسکن هایی هستند که روز خوب شما را به جهنم تبدیل می کنند. آنها لیوان را نیمه خالی و ترک خورده می بینند. وقتی اوضاع خوب است آنها غر می زنند؛ وقتی اوضاع بد است، شما نیاز پیدا می کنید که گوشی روی گوش هایتان بگذارید چون آنها بیشتر وغ وغ می کنند. آدم های منفی باف فکر می کنند که چیزها را همان طور که هست به زبان می آورند و واقعیت را می گویند، اما در حقیقت آن ها فقط افسردگی و منفی گرایی را منتقل می کنند.

چرا شما باید آدم های منفی باف را از خود دور کنید: این مهم است که شما افرادی را در کنار خود داشته باشید که شما را حمایت و تشویق کنند. این به آن معنا نیست که میان افرادی باشید که فقط به شما "بله" می گویند؛ بلکه معنی اش این است که نسبت به آنهایی که همیشه منفی هستند و هیچ وقت به خاطر شما خوشحال نمی شوند، محتاط باشید.
 
2-حلال مشکلات
"می دانی که من همیشه می توانم به تو کمک کنم"
این شخصی است که شما همیشه نزد او می روید چون همیشه می تواند شما را از مخمصه نجات دهد. شما هیچ وقت نیاز پیدا نمی کنید که نگران شوید چون می دانید که مشکل شما هر چه باشد او به شما کمک خواهد کرد. شاید شما این را به پای این بزنید که او دوست خوب شماست، اما در واقع او کسی است که همیشه کارها را برای شما انجام می دهد.

چرا شما باید این چنین کسی را از خود دور کنید: آیا وقتی کنار این فرد باشید او به شما اجازه می دهد که به عنوان یک فرد رشد کنید؟ یا مانعی است برای شکوفایی پتانسیل شما؟ برخی اوقات خط باریکی بین دوستی پشتیبان بودن و اینکه تمام کارهای کسی را انجام دهی وجود دارد. این رفتار می تواند باعث تحلیل رفتن و فشار آوردن به رابطه شما شود. همان طور که شما به آدم های منفی باف که مدام نه می گویند نیاز ندارید، به افرادی هم که همیشه بله می گویند و راجع به رفتارهای منفی تان صادق نیستند و حقیقتی که نیاز دارید بشنوید را به شما نمی گویند نیز احتیاج ندارید.

3- افراد آویزان و سوءاستفاده گر
"می توانی دوباره حسابمان را پرداخت کنی؟ کیف پولم گم شده."
به نظر می رسید که این دوستتان وقتی موقع حساب کردن پولی یا انجام کاری می شود ناگهان دچار فراموشی می شود. ممکن است شما ببینید که همیشه پول همه چیز را پرداخت می کنید، چون هر وقت که بیرون می روید دوستتان کیف پولش را در خانه جا گذاشته یا اینکه وقتی زمان آن فرا می رسد که جبران کند پیدایش نیست.

چرا نیاز است این افراد را از خود دور کنید: بیرون رفتن با افراد مفت خور لذت دوستی را از بین می برد. با این که دعوت دوستانتان به شام یا کمک کردن به آنها حس خوبی می دهد، این قضیه نباید یک طرفه باشد. اگر می بینید که همیشه شما صورت حساب ها را پرداخت می کنید، پول قرض می دهید (که هرگز بازگردانده نمی شود) یا مدام کمک های مختلفی می کنید احتمالا قربانی یک دوست سورچران شده اید که دارد از مهربانی شما سوءاستفاده می کند. اجازه ندهید که چنین افرادی پول و انرژی تان را کم کنند.

4- افراد بد قول
"می دانم که گفتم می آیم ولی چیز دیگری پیش آمد. ببخشید."
قابل اعتماد بودن نکته قوت یک فرد بدقول نیست. شما هیچ وقت نمی دانید که آیا به برنامه هایی که شما ریخته اید می آید یا مانند اکثر اوقات نمی آید و لحظه آخر غیب می شود. برای شما سخت است که روی حرف های او حساب باز کنید و او آخرین کسی است که در لحظات سخت انتظار دارید که حاضر شود. منتظر نباشید که به تماس های شما جواب دهد یا پیغام برایتان بفرستد چون ممکن است انتظارتان هفته ها طول بکشد.

چرا نیاز است این افراد را از خود دور کنید: اتفاق پیش می آید و این طبیعی است که برنامه های کسی تغییر کند ولی خسته کننده است که دوستی داشته باشی که همیشه برنامه ها را کنسل کند یا زیر قرار و قول هایش بزند. اگر گاهی نتوانی به جایی بیایی قابل درک است اما اینکه مدام به کسی بدقولی کنی قابل قبول نیست. برای یک دوستی هر دو طرف باید سعی کنند، پس اگر می بینید که همیشه این شمایید که برنامه ها را می چینید و به تنهایی انجام می دهید، بهتر است در مورد رابطه تان با دوست بدقول خود بیشتر فکر کنید.

5- رقابت کننده
"ببینیم چه کسی امشب بهتر است."
هر وقت که با او بیرون می روید تا خوش بگذرانید، حس می کنید که برای یک رقابت ثبت نام کرده اید. از لباس گرفته تا موفقیت ها و شغل ها، افراد رقابت کننده از هر چیزی یک مسابقه می سازند. ارتقا گرفته اید؟ پس او هم سعی می کند ارتقا بگیرد. دوره جدیدی را شروع کرده اید ؟ پس او هم تلاش می کند این کار را انجام دهد . فرد رقابت کننده همیشه راهی پیدا می کند تا از شما برتری یابد و اکثرا دوست ندارد که توجه همگانی را با کسی شریک شود.

چرا نیاز است این افراد را از خود دور کنید: با این حال که خیلی خوب است دوستانی داشته باشید که شما را به چالش می کشند و به شما انگیزه می دهند تا بهتر باشید، می تواند خسته کننده باشد که با کسی سر و کار داشته باشید که دوستی تان را مانند رقابت می بیند و زندگی خودش را با شما مقایسه میکند. همیشه بهتر است که همدیگر را تشویق کنید و با هم کارهای بزرگ انجام دهید بدون اینکه فکر این را داشته باشید که دوستتان مدام سعی می کند راه هایی پیدا کند که از شما جلو بزند.
منبع:آی بانو


تاثیر کمک پدران در کارهای خانه روی موفقیت دختران!

 

نتایج تحقیقات نشان داده است ، پدرانی که در کارهای خانه کمک می کنند، دختران بلندپروازتری بزرگ می کنند! دخترانی که  توانایی های خود را بهتر می بینند و می توانند موفقیت های بیشتری کسب کنند!

خوشبختانه هر روز برشمار مردانی که خود را از دیدگاه های محدود کننده می رهانند افزوده می شود ، دیگر کمک کردن در کارهای خانه چیزی نیست که مردی را نگران کند ،کمک کردن در کارهای خانه برای کاهش حجم مسئولیت ها علاوه بر اینکه کار پسندیده ایست، روی تربیت فرزندان نیز تاثیر خاص و پایداری خواهد گذاشت !

نتایج یک پژوهش در دانشگاه British Columbia نشان می دهد پدرانی که در کارهای خانه کمک می کنند، ممکن است دختران بلندپروازتری بزرگ کنند.این تحقیقات نشان می دهد اعمال پدران در خانه تاثیر بیشتری بر دختران دارد تا پسران!

نتایج برسی 326 کودک 7 الی 13 ساله نشان می دهد باورهای افراطی مادران در خصوص نقش های زن و مرد در خانه باعث ایجاد پیش زمینه آن باور ها در کودکان می شود.علاوه بر آن هنگامی که پدران در انجام کارهای خانه انعطاف بیشتری نشان می دهند،دخترانشان میل بیشتری برای فعالیت و کار در خارج از منزل نشان داده و علاقه کمتری به شغل های کلیشه ای پیدا می کنند. فعالیت های پدر که طی نقش جنسیتی او مشخص می شود، به طور خاصی بر اولویت های شغلی دختران ( نه پسران) خود تاثیر می گذارد.

دانشمندان این تاثیر را ناشی از عوامل دیگری نیز می دانند- مثل این موضوع که اینگونه مردان با زنانی ازدواج می کنند که بیرون از خانه کار می کنند و دید روشن فکرانه ای در خصوص نقش های جنسیتی دارند. البته کمک در کار خانه و کاهش حجم آن فرهنگی است که باید پیش از همه مردان روشنفکر و متمدن ما برای گسترش آن تلاش کنند !
منبع:آی بانو

 


بزرگ‌ترین اشتباهات بچگانه بزرگترها

اگر بپرسید مهم‌ترین وظیفه پدر و مادر در قبال فرزندان چیست، پاسخ بیشتر والدین احتمالا این است كه خوب تربیت‌ شان كنند.
همه والدین دوست دارند فرزندانشان خوب تربیت شوند، اما در مسیر رشد او اشتباهاتی می‌كنند كه در ذهن كودك به كنش‌ها و اعمال نادرست می‌انجامد.هر قدر این اشتباهات بیشتر باشد، ناهنجاری‌های تربیتی یا تمایلات او در شكستن هنجارها و فاصله گرفتن از آداب و رفتار پرورش یافته بیشتر است.پدر و مادر، افراد دیگر خانواده، اقوام و... چه اشتباهاتی می‌كنند كه اثرات منفی آن دامنگیر فرزند، والدین، خانواده و حتی اجتماع می‌شود؟
عصبانیت و فریاد
بعضی والدین كم‌حوصله‌تر، آگاهانه یا ناآگاهانه برای دست برداشتن كودك از رفتاری خاص یا وادار‌كردن او به انجام كاری عصبانی شده، به فریاد و دادن زدن روی می‌آورند.این اشتباه شاید در همان لحظه خواسته آنها را عملی كند، اما كودكشان نیز یاد می‌گیرد همین رفتار را در برابر دیگران یا حتی خود آنها انجام دهد و برای رسیدن به خواسته‌هایش صدا را بلند كرده، به كنش‌ها و واكنش‌های عصبی و لجبازانه روی آورد.
تنبیه بدنی
كودكانی كه مدام كتك می‌خورند، كم‌كم حساسیتی به درد نشان نمی‌دهند و جری‌تر می‌شوند. بسیاری از خانواده‌ها گرچه در حرف تنبیه بدنی را نكوهش می‌كنند، ولی وقتی به تصوری نادرست، كارد به استخوانشان می‌رسد از این عمل رویگردان نیستند و عامدانه تنبیه را حتی به شكلی خفیف برای تربیت‌ فرزند مؤثر می‌دانند! این اثر كوتاه‌مدت، موقتی و بشدت خطرناك است حتی مداوم نبودن تنبیه و استفاده اندك و به شكل خفیف آن اثرات خود را بر ذهن او خواهد گذاشت.
از كف رفتن احترام و میل و علاقه به فردی كه تنبیه می‌كند، هرچند بعدها بداند به قصد تربیت صورت گرفته، زمینه‌ساز شكل‌گیری رفتار خصمانه در نهاد او می‌شود و به وی می‌آموزد خشونت و پرخاش توام با كتك‌كاری راه رسیدن به خواسته‌ها و رفع مشكلات است. به این صورت، نه‌تنها در خانواده كه در جامعه نیز چنین رفتاری پیش می‌گیرد.
دستورهایی با افعال منفی
به كبریت دست نزن، او را هل نده، سروصدا نكن و... بازدارندگی، میل لجبازی را افزایش می‌دهد و كودك را در همان سنین یا سال‌های آتی وامی‌دارد بی‌درنگ و بدون تفكر در برابر مباحث بازدارنده موضع بگیرد یا حتی علیه آن طغیان كند.چنین روندی همچنین باعث می‌شود او احساس تحقیر را در خود و احساس قدرت را در دستوردهنده تصور كند و در بزرگسالی همین روش را پیش گیرد.جای چنان دستورهایی می‌توان جملاتی ملایم‌تر با افعال مثبت و آگاه‌كننده به كار برد: شعله كبریت دستت را می‌سوزاند و...
سرزنش و توهین
سرزنش بخصوص اگر با توهین همراه شود، شأن، شخصیت، اعتماد به نفس و سلامت فكر را از كودك دور می‌كند و به جای مهر و عطوفت به دیگران یا حتی والدین و اعضای خانواده، در ذهن او نامهربانی، بی‌اعتنایی، تحقیر و رفتار توهین‌آمیز را می‌نشاند.كودكی كه با كلمات احمق، كودن، نفهم، دست‌وپاچلفتی و... یا جملات سرزنش‌آمیز توصیف می‌شود، حس حقارت و بی‌ارزش بودن را به ذهن می‌سپارد و از آنجا كه هیچ‌كس نمی‌خواهد موجودی حقیر جلوه كند، یا موضعی تدافعی پیش می‌گیرد یا به طور معمول در لاك تنهایی و خجلت فرو می‌رود و آسیب‌های روانی دیگری را پذیرا می‌شود.
پرسش‌های بازخواستی
استفاده از پرسش‌هایی چون چرا دست به كبریت زدی؟، باز برادرت را هل دادی؟ و... برای تربیت كودكان كم‌سن و سال اشتباه است.كودكان نمی‌دانند و نمی‌توانند به شكلی منطقی كه مورد انتظار والدین از طرح سوالشان است، دلیل بیاورند. برخی كارهای آنها ناخودآگاه است، حاصل احساس و واكنشی ندانسته و ناگهانی است.طرز جواب یا استدلال و قانع‌كردن را نیاموخته‌اند. به همین دلیل به جای پرسش‌های بازخواستی باید آنها را از نادرست بودن كارشان آگاه كرد.
كلافگی و تسلیم
شاید شما هم برخی افراد موسوم به لوس و خودخواه را به یاد آورید. اغلب آنها كسانی هستند كه در بخشی از زندگی یا همه آن متوجه شده‌اند اگر والدینشان یا حتی دیگران، محدودیتی هم برای برخی خواسته‌های نادرست آنها در نظر بگیرند، پس از مقداری فشار به انحای گوناگون آن را لغو می‌كنند و نادیده می‌گیرند بنابراین بهترین راه رسیدن به نیازهایشان را بی‌توجهی به شرایط دیگران و در نظر گرفتن خواست و شرایط خود می‌پندارند.
چنین اشخاصی ممكن است به موفقیتی ظاهری در به دست آوردن آنچه می‌خواهند برسند، اما شخصیت آنها به احساس و روان دوستان و اطرافیانشان لطماتی می‌زند كه سبب از دست دادن سریع و پیاپی آنها می‌شود.از دست دادن اطرافیان احساس و روان آنها را نیز تهدید می‌كند و از آنجا كه ناكامی برای آنها تلخ است و نمی‌توانند یا نمی‌دانند چطور با آن مواجه شوند مایه عذاب بیشتر خود، نزدیكان دیگر یا پدر و مادر حالا پا به سن گذاشته و كلافه‌ترشان می‌شوند.
تكثیر و تولید اشتباه
نقش خانواده، بویژه پدر و مادر در آموزش و تربیت و سهم آنها در شكل‌گیری آینده كودك بسیار است؛ موارد اشتباه آموزشی و تربیتی در مواجهه با كودكان نیز بسیار است.خانواده‌ای كه فرصت تجربه به كودك نمی‌دهد، حد و مرزهای اختیار یا اجبار و كوتاه آمدن یا پافشاری بر انجام كار یا خواسته‌ای را نمی‌شناسد، نیازها و اقتضاهای سنی او را تشخیص نمی‌دهد، ارتباطی مؤثر و مناسب با وی ندارد، انتظاراتی فراتر از حد او دارد، روش‌های درست آموزش و پرورش وی را نمی‌داند یا به كار نمی‌گیرد و... در یك جمله: مدام اشتباه می‌كند، نمی‌تواند مدعی شود دوست دارد فرزندی داشته باشد كه خوب تربیت شده است.

منبع:salamatnews.com


بی‌قراری و بی‌خوابی کودک می‌تواند ناشی از کش مکش والدین باشد

 

عضو هیئت مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران گفت: بیماری‌های جسمی، روانپزشکی، کش‌مکش‌های والدین، اجحاف و زورگیری توسط همکلاس قلدر می‌توانند باعث بدخلقی، بی‌قراری و بی‌خوابی کودکان شوند.

 

کودکان بدخلق که گاهی کودکان مشکل نیز خوانده می‌شوند به دلایل گوناگون، اشکالات رفتاری را به صورت کج‌خلقی، تحریک‌پذیری، گریه‌های مداوم، گوشه‌گیری و لج‌بازی نشان می‌دهند.

 

مهمترین اقدام در وهله اول بررسی پزشکی چنین کودکی است چرا که گاهی بیماری‌های داخلی و جراحی‌های انجام شده در کودک می‌تواند باعث مشکلات رفتاری برای کودک شود.

 

عضو هیئت مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران تصریح کرد: دردهای شکمی، التهاب گوش میانی، بیماری‌هایی با منشاء انگلی و بیماریهای پوستی که احساس ناراحتی را برای کودک به وجود می‌آورد، می‌تواند کودک را کج‌خلق و عصبی کند.

 

مدیرگروه روانپزشکی دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی اظهار داشت: گاهی اوقات نیز با مشکلات خانوادگی روبه‌رو هستیم. به این مفهوم که کودک به عنوان عضوی ضعیف و آسیب‌پذیر، در خانواده به عنوان سپربلا، مشکلات ارتباطی را منعکس می‌‌کند. بی‌قراری و بی‌خوابی کودک می‌تواند ناشی از کش‌مکش‌های پدر و مادر با یکدیگر باشد.

باید دانست مشکلات ارتباطی کودک می‌تواند به مدرسه هم ارتباط داشته باشد. به طور نمونه اگر کودک از سوی همکلاس قلدر خود مورد اجحاف و زورگیری قرار بگیرد این مسئله می‌تواند سبب مشکلات اساسی در کودک شود.

 

بیماری‌های مشخص روانپزشکی در کودکان از جمله اختلال نارسایی توجه و بیش‌فعالی، اختلال سلوک، اختلال لجبازی ـ مقابله‌ای، در خود ماندگی یا اوتیسم نیز می‌تواند باعث بدخلقی کودک شود.

 

به جز این موارد گاهی هوش مرزی و عقب‌ماندگی ذهنی نیز به صورت مشکلات رفتاری بروز پیدا می‌کنند.

 

عضو هیئت مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران توصیه کرد: خانواده‌ها در وهله اول روابط بین خود را اصلاح کنند و اگر رفتارشان با کودک با افراط و تفریط همراه است آن را اصلاح کنند.

 

مدیرگروه روانپزشکی دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی ادامه داد: در صورتی که هنوز مشکل کودک باقی بود باید به متخصص کودک مراجعه کرد تا وضعیت کودک از نظر جسمی و روانی بررسی شود در صورتی که مشکل جدی جسمی وجود نداشت باید به روانپزشک کودک و نوجوان مراجعه کرد.

منبع:سلامت نیوز


چطور دوست صمیمی همسرتان باشید؟

اگر در شرف ازدواج هستید یا این که تازه ازدواج کرده اید باید از همین آغاز رابطه خود را با همسرتان را مدیریت کنید تا خدایی ناکرده دچار بی تفاوتی و سردی در روابط نشوید و بتوانید سال های سال با شادی و البته همان شور و شوق روزهای نخست به زندگی مشترکتان ادامه دهید.

در میان گذاشتن تجربیات عمومی
خانواده هایی که از زندگی خود راضی هستند برای در کنار هم بودن ارزش قائل هستند. چنین خانواده ای از یک زن و یک مرد تشکیل می شود که تمام فعالیت های خود را در غالب برنامه های خانوادگی جای می دهد. البته باید توجه داشت که آنها از علائق فردی خود نیز غافل نمی شوند بلکه تا آنجا که می توانند تمام تلاش خود را برای یکی شدن به کار می گیرند. چنین خانواده هایی به پیک نیک رفتن نیز علاقه خاصی دارند. اردو زدن به آنها اجازه می دهد که در حالی که از زیبایی های طبیعت لذت میبرند در یک جمع واحد رشد کنند.
 
تراژدی حمله و غلبه به عنوان یک زوج
هیچ کس به دنبال تراژدی نیست، اما اگر در خانه شما را بزند شما می توانید زندگی مشترک خود را از طریق همکاری با یکدیگر مستحکم تر کنید. اگر شما یا همسرتان در زندگی با یک بحران مواجه شدید باید حتما با هم و با اتحاد کامل نسبت به رفع آن اقدام کنید و نه به طور فردی.
 
تصمیم های مهم را با هم اتخاذ کنید
اگر باید در مورد چیزی که در زندگی هر دوی شما تاثیر می گذارد تصمیم بگیرید، این کار باید با اتفاق نظر هر دو طرف انجام شود. این اصل تاثیر بسزایی بر روی زندگی شخصی شما می گذارد. رسیدن به اتفاق نظر در مورد مسائل حیاتی در زندگی باعث می شود که زوجین به سطوح عمیق تر شخصیت فردی یکدیگر دست پیدا کرده و در نتیجه نقطه نظرات یکدیگر را بهتر درک کنند و در برخی موارد می توانند به راحتی به ریشه اندیشه های یکدیگر دسترسی یابند.

شوخ طبعی خود را افزایش دهید
به زندگی مشترک خود قدری نمک خنده اضافه کنید. برای شروع می توانید از مطالب فکاهی روزنامه ها استفاده کنید. و حتما پس از اینکه شوهرتان برایتان جوک تعریف کرد، شروع کنید به خندیدن. از زمانی که در کنار هم هستید استفاده کنید و لذت ببرید.
 
شخصیت خود و شوهرتان را بیشتر بشناسید
شخصیت هر کس منحصر به فرد است و هرکس با خلق و خو و شخصیت های متفاوت ازدواج می کند. تست های تعیین شخصیت را امتحان کنید و یا کتاب هایی در این مورد بخوانید. وجوه تفاوت خود و همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید که چگونه میتوانید ضعف ها را از بین برده و بر روی نقاط قوت یکدیگر کار کنید. به جای آنکه در مقابل ضعف های او از خود عکس العمل نشان دهید، راهی برای از میان برداشتنشان پیدا کنید.

تبدیل شدن به بهترین دوست، یک پروسه اتوماتیک نیست که با خود بگویید چون ما با هم زندگی می کنیم پس بهترین دوست یکدیگر هستیم. شما باید یاد بگیرید که چگونه می توانید در زندگی روزمره، زمانی که با ضعف ها و کاستی های همسر خود مواجه شدید، سعی در جبران و از بین بردن آنها بکنید. اگر می خواهید "بهترین دوست" او باشید باید پشتکار، صبر، درک، و عشق واقعی داشته باشید.

 

منبع:جام نیوز


۱۰ چیزی که زن‌ها درمورد مردها تنفر دارند

وقتی از خانم‌ها می‌پرسید که از چه چیزهایی درمورد مردها بدشان می‌آید، لیستی بی‌انتها جلو رویتان می‌گذارند.

بااینکه چیزهایی که زن‌ها درمورد مردها بدشان می‌آید ترکیبی از ویژگی‌های کوچک و بزرگ است، اینجا به ۱۰ مورد از آزاردهنده‌ترین این ویژگی‌ها اشاره می‌کنیم:

۱. قسم دروغ
بااینکه بیشتر خانم‌ها از قسم خوردن آقایان وقتی خودشان ناراحتند بدشان نمی‌آید اما از مردهایی که فکر می‌کنند قسم خوردن تنها راهی است که حرفشان را باور کنند متنفرند.

۲. سلطه‌گری
بیشتر خانم‌ها مردی می‌خواهند که از آنها محافظت کند و به آنها احساس امنیت دهد اما به دنبال دیکتاتوری که به آنها دستور دهد چه بکنند و کجا بروند و با کی حرف بزنند و یا چه بپوشند نیستند. زنان از مردانی که قصد کنترل دارند می‌ترسند و از آنها فرار می‌کنند.

۳. متعهد نشدن
خیلی مهم است که مردها درک کنند که وقتی همه چیز جدی می‌شود، زن‌ها توقع دارند که شما دو نفر خودتان را محدود به همدیگر کنید. زن‌ها از اینکه بازیچه کسی قرار بگیرند و با کسی بمانند که از متعهد شدن می‌ترسد متنفر هستند.

 

۴. رمانتیک نبودن
زن‌ها عشق واقعی همراه با حس ارتباط عاطفی به مردشان را می‌خواهند. اگر طرفتان احساس کند که فقط بخاطر رابطه‌جنسی سراغ او می‌آیید خیلی زود از شما دور شده و حتی اجازه دست زدن به خود را هم به شما نخواهد داد.

 

۵. نرسیدن به خود
بااینکه ظاهر همه چیز نیست اما زن جذب مردانی که به خود نمی‌رسند، موهایشان ژولیده است، بوی عرق می‌دهند، ناخن‌هایشان بلند شده، دهانشان بو می‌دهد و لباس‌های چروک می‌پوشند نمی‌شوند. علاوه بر این، متناسب نگه نداشتن اندامتان به خانم‌ها نشان می‌دهد که احترامی برای خودتان قائل نیستید و هیچ انگیزه و نظمی در زندگی ندارید.

۶. قابل پیش‌بینی بودن
زن‌ها واقعاً از مردان قابل پیش‌بینی که هیچوقت کار متفاوتی انجام نمی‌دهند بدشان می‌آید. آنها عاشق مردانی هستند که سرشار از سورپرایزهای عالی اند.

۷. اولویت دادن به دوستانشان
اگر از گذراندن وقت با دوستانتان خیلی بیشتر از همسر یا نامزدتان لذت می‌برید و همسرتان هیچوقت نمی‌تواند ساعتی دونفره با شما داشته باشد، مطمئناً یک جای کار می‌لنگد.

 

۸. مدام بحث کردن
زن‌ها از مردهایی که هر صحبت کوچک را به بحثی ادامه‌دار و مشاجره تبدیل می‌کنند و باعث می‌شود آنها مجبور شوند مدام حالت دفاعی به خود بگیرند خوششان نمی‌آید.

۹. دید زدن خانم‌های دیگر جلو چشم آنها
بااینکه نگاه کردن به خانم‌ها برای برخی آقایان مسئله‌ای عادی است (البته نه زیاد از حد آن)، اما وقتی اینکار را جلو زن زندگیتان انجام دهید مشکل‌ساز خواهد شد.

۱۰. وابستگی
اعتمادبه‌نفس و استقلال ویژگی‌هایی بسیار جذاب در آقایان است، اما وابستگی و ناامنی اینطور نیست. زن‌ها دوست ندارند با مردانی باشند که به خودشان اعتماد ندارند و برای روابط، کار و دوستی‌هایشان نیاز به تایید دائمی دارند.

 

منبع : سایت مردمان

 

 


رازهای جا شدن در دل خانواده همسر

از همان ابتدای آشنایی، خواستگاری یا نامزدی ممکن است بحران ها شروع شود. بحران رابطه با یک خانواده جدید به خصوص مادر شوهر/ پدرزن. بحرانی که ممکن است با بی تدبیری یکی از طرفین تا پایان عمر باقی بماند.

 

یکی از‌ اشتباهات رایج بعد از ازدواج، این است که تصور کنیم خانواده همسر مثل خانواده خودمان هستند. باور کنید خانواده همسر شما در بهترین شرایط ارتباطی، باز هم خانواده فرد دیگری هستند و مگر در موارد استثنا منافع فرزندشان را قربانی منافع شما نمی‌کنند. اینکه شما با خانواده شوهرتان صمیمی ‌شوید عالی است، ‌اما همه عروس‌ها نمی‌توانند با خانواده همسرشان به یک میزان صمیمی ‌شوند.

اختلاف‌های فرهنگی و اختلاف عقاید می‌تواند دیواری در مقابل این صمیمیت بکشد و از طرف دیگر، شخصیت هر دو طرف هم می‌تواند در بیشتر شدن فاصله میان آنها و یا کمتر کردن فاصله تاثیرگذار باشد. پس به محض وارد شدن به خانواده همسرتان، به دنبال ایجاد صمیمیت و از بین بردن مرزها و فاصله‌ها نگردید. چرا که این تصور اولیه باعث می‌شود روابط از ابتدا ‌اشتباه شکل بگیرند و در ادامه هم دردسرها و سوء‌تفاهم‌هایی را ایجاد کنند.
 
دوستشان نداری؟ به آنها احتـرام بگذار
آنچه که در رابطه شما و آنها اهمیت زیادی دارد، دوست داشتن همدیگر نیست، بلکه احترام گذاشتن به یکدیگر است. مهم نیست که شما دلتنگ آنها شوید، به اندازه خودشان در شادی‌هایشان خوشحال باشید و یا از ناراحتی‌هایشان ناراحت. بلکه مهم این است که به تفکر و احساسشان احترام بگذارید. پس به جای اینکه احساساتتان را به سمتشان هل دهید و بخواهید مثل یکی از اعضای قدیمی‌خانواده‌شان رفتار کنید، اول احترام را در این رابطه بنا کنید و بعد اگر توانستید و شرایط به شما اجازه داد با آنها صمیمی ‌شوید.

اینکه می‌گویید در روزهای اول عمیقا دوستشان داشتید، چندان نمی‌تواند درست باشد چراکه دوست داشتن در جریان ارتباط ایجاد می‌شود و شما نمی‌توانید به صرف اینکه با فرزند آنها وصلت کرده‌اید، به آنها علاقه‌مند باشید.‌اما بهتر است به جای ایستادن روی قله کوه یا افتادن. در دره، یک تفکر میانه‌رو‌تر که بر پایه احترام است را جایگزین دوست داشتن و یا بیزار بودن از خانواده همسر کنید.
 
همه رازها را فاش نکنید
بسیاری از زوج‌ها وقتی با هم ‌آشنا می‌شوند برای اینکه به هم نزدیک‌تر شوند، هر چه در زندگی‌شان گذشته و می‌گذرد را با هم در میان می‌گذارند. آنها حتی حرف‌هایی که خانواده‌هایشان در مورد شریک آینده زندگی‌شان می‌زنند را به او انتقال می‌دهند و با این کار دیدگاهی منفی نسبت به خانواده خود را در نامزد و بعدها همسرشان ایجاد می‌کنند.

از طرف دیگر، بسیاری از زوج‌ها همه رازهای خانوادگی هم را با یکدیگر در میان می‌گذارند و از‌اشتباهاتی که اعضای خانواده‌شان کرده یا می‌کنند با هم صحبت می‌کنند و از این طریق، ذهنیت طرف مقابل را پیش از آنکه خودش وارد ارتباط شود شکل می‌دهند. کاش شما هم از ابتدا چنین ‌اشتباه‌هایی را مرتکب نمی‌شدید. ‌اما هنوز هم دیر نشده. سعی کنید از این به بعد مرزهای میان خانواده و شریک زندگی‌تان را خودتان بسازید. دلیلی ندارد که انتقاد مادرتان از او را به همسرتان منتقل کنید و دلیلی ندارد رفتارهایی که دیگران در غیابش انجام داده اند را با جزئیات برایش بازگو کنید.


شاید نقشش را خوب بازی نـمی‌کند
از یاد نبرید که زوج‌ها هر کدام واسط و رابط خانواده خود و کسی هستند که قرار است شریک زندگی‌شان شود. اگر رابطه شما و خانواده همسرتان ناخوشایند و آزاردهنده است، بخش مهمی ‌از مسئولیت این اتفاق بر عهده همسرتان است. هم شما و هم همسرتان، باید میان خانواده خود و شریک زندگی‌تان نقش میانجی را بازی کنید و اجازه ندهید برخوردی در این رابطه پیش بیاید. در واقع شما در این رابطه نقش لولا را بازی می‌کنید. لولایی که اگر خود کار نکند در و دیوار را به هم می‌کوباند. مطمئنا ضعف همسر شما در ایفا کردن این نقش سهم بزرگی در ایجاد این اختلاف‌ها داشته و وقت آن رسیده که او آگاهی بیشتری در مورد این رابطه کسب کند و با مدیریت درست این رابطه آرامش را به آن برگرداند.
 
به سناریوی مشترک برسید
اینکه خانواده‌ها تا چه اندازه تمایل به ورود به زندگی فرزندشان داشته باشند، با اینکه چقدر به آن وارد شوند تفاوت دارد. ممکن است خانواده شوهرتان نظرهای بسیاری را در مورد‌تربیت فرزند شما و دیگر مسائل زندگی مشترکتان داشته باشند و این نظر‌ها را با همسرتان هم در میان بگذارند.‌ اما تا جایی که عقاید همسرتان تحت تاثیر نظر آنها تغییر نکند، این موضوع نمی‌تواند آسیبی به رابطه شما بزند.

شاید در بعضی موارد همسرتان با آنها هم نظر باشد ‌اما باز هم آنچه که مهم است، رسیدن به یک سناریوی مشترک است. از یاد نبرید که زندگی زناشویی جای اثبات نیست، بلکه جای به توافق رسیدن است. هر یک از شما با یک سری اصول و ایده‌هایی که در طول زندگی کسب کرده وارد رابطه می‌شود و ممکن است اختلاف نظر‌هایی در مورد این اصول وجود داشته باشد.‌اما اگر هر یک از شما بخواهید به دیگری ثابت کنید که من درست می‌گویم، در واقع خود را وارد جنگی می‌کنید که می‌تواند تا آخر عمر ادامه داشته باشد.
 
مرد باید اوضاع را آرام کند
بهترین حالت در بگومگوهای عروس و خانواده شوهر این است که عروس خود را وارد جنگ مستقیم نکند و حل کردن ماجرا را بعد از رفتن خانواده همسرش به شریک زندگی خود بسپارد.‌ اما نکته‌ای که اینجا قابل‌توجه است، این است که اگر مادر داماد جنگ کلامی ‌یا رفتاری را شروع کرد، نشان‌دهنده این است که از فیلتر پسر رد شده و به خودش اجازه داده که وارد این نزاع شود. یعنی همسرتان در این رابطه لولای خوبی نبوده و نتوانسته آن را به خوبی مدیریت کند. در چنین شرایطی دو احتمال را می‌شود در نظر گرفت. یا اینکه او فکر می‌کند رفتار خانواده‌اش درست است و آنچه شما دخالت می‌نامید را دلسوزی می‌داند، یا اینکه به خاطر ضعف‌هایش نمی‌تواند جلوی دخالت مادر را بگیرد. اگر دلیل این اتفاق مورد دوم باشد، باز هم همسرتان باید آگاهی بیشتری را در مورد رابطه همسر و خانواده‌اش کسب کند و با بالاتر بردن مهارت‌های ارتباطی‌اش، نقش موثرتری را در این میان بازی کند.

 

منبع : بیتوته

 

 


با رعایت 10 نکته با تنش‌های زندگی‌ زناشویی تان خداحافظی کنید

 

تصور کنید که دو کودک در حال بازی هستند و یکدفعه صدای فریادشان بلند می‌شود: ازت بدم می‌اد... ازت متنفرم... اما چند دقیقه بعد باز هم می‌بینید که دارند با هم بازی می‌کنند و خوشحالند. گاهی دو آدم بزرگسال هم در روابطشان به همین طریق رفتار می‌کنند. فقط کافی است در نیمکت کنارشان بنشینید و آن‌ها را نگاه کنید. تا به حال این تجربه را داشته‌اید؟
سؤال جالب اینجاست که چه اتفاقی برای کودکان می‌افتد؟ ‌آنها 5 دقیقه پیش دشمن بودند و در حال حاضر بار دیگر با هم بازی می‌کنند! جواب این سؤال ساده است: آنها شادی را به جای برقراری عدالت انتخاب می‌کنند. آنها لحظه‌شان را می‌بینند و سعی می‌کنند از بازی‌شان لذت ببرند. بزرگ‌ترین مشکلات ما هم اگر گاهی مانند کودکان رفتار کنیم،‌ حل می‌شوند. البته زندگی زناشویی همیشه به سادگی بازی‌های کودکانه نیست اما همیشه مجموعه ای نکات کلی و البته ساده برای مقابله با مشکلات زندگی وجود دارد. با رعایت این 10 نکته با تنش‌های زندگی‌تان خداحافظی کنید:

1 - زبان‌تان را گاز بگیرید
انتقاد و قضاوت را بس کنید. بیشتر مردم از همان اول رابطه که مرحله عشق ورزیدن است شروع به انتقاد می‌کنند. به یاد داشته باشید که هیچ‌کس نمی‌تواند ازدواجی را نجات بدهد اگر طرفین بیشتر از تحسین‌شدن مورد انتقاد قرار بگیرند. انتقادهای مدام و پی در پی به همسرتان این حس را می‌دهد که او به اندازه کافی برای شما خوب نیست. این حس (بخصوص برای مردها) سردشدن رابطه را به دنبال دارد. قبل از هر چیز سعی کنید همسرتان را بشناسید و بعد از آن تفاوت‌های قابل قبول همدیگر را بپذیرید.

2 - متفاوت سپاسگزاری کنید
درباره تفاوت‌ها شفاف‌سازی کنید. اینکه تفاوت را چه معنی می‌کنید مهم است. ما همیشه حقایق را از بین فیلترهای متفاوتی رد می‌کنیم که وجود آن فیلترها به فرهنگ، ‌جنسیت و خانواده بستگی دارد. تنها شرط یک ازدواج خوب، حفظ کردن عشق در رابطه است. می‌توانید همسرتان را در نوع سپاسگزاری‌تان غافلگیر کنید. اگر او چیزهایی را همیشه دوست داشته که شما با آن مخالفت می‌کردید، می‌توانید با موافقت خود به او حس متفاوت بدهید. اگر همسرتان همیشه تیر و کمان دوست داشته و به نظر شما خرید تیرو کمان از خرج‌های غیرضروری زندگی بوده، ‌می‌توانید با پس‌اندازهایی که برای تفریح خود کنار گذاشته‌اید،‌ برایش یک تیروکمان بخرید.
از همین حالا تمرین کنید تا بتوانید بدون قطع‌کردن صحبت طرف مقابل‌تان،‌ خوب گوش کنید. بعد از صحبت همسرتان می‌توانید از او بپرسید که آیا نوبت من شده که حرف بزنم؟ می‌توانید در بین صحبت‌های همسرتان یکسری چیزها را یادداشت کنید تایادتان نرود.

3 - معذرت‌خواهی کنید
شما می‌توانید بگویید که من به دلیل مشکلاتی که باعث آن شدم، معذرت می‌خواهم. در هر رابطه‌ای این بهترین شکل معذرت‌خواهی است. اصلا مهم نیست شما چقدر مقصر هستید حتی اگر 14درصد تقصیرها گردن شماست برای آن قسمت معذرت‌خواهی کنید. ازدواج وقتی خوب پیش می‌رود که حداقل یک نفر بتواند معذرت‌خواهی کند. غرور داشتن در رابطه زناشویی چیز قابل قبولی نیست. معذرت‌خواهی در نهایت روح بزرگ شما را نشان و حس بهتری به‌زندگی‌تان می دهد.

4 - خوب گوش‌دادن را تمرین کنید
دفاع از خود را بس کنید. این مشکلی را حل نمی‌کند. سعی کنید شنونده خوبی باشید. خوب گوش‌دادن بهترین هدیه‌ای است که می‌توانید به شریک زندگی‌تان بدهید. از همین حالا تمرین کنید تا بتوانید بدون قطع کردن صحبت طرف مقابل‌تان،‌ خوب گوش کنید. بعد از صحبت همسرتان می‌توانید از او بپرسید که آیا نوبت من شده که حرف بزنم؟ می‌توانید در بین صحبت‌های همسرتان یکسری چیزها را یادداشت کنید تا یادتان نرود. در نهایت بحث می‌توانید یک نتیجه‌گیری داشته باشید. اگر به دنبال نتیجه هستید باید صبور باشید. هنگامی که هر دوی شما کنترل اعصابتان را از دست بدهید نتیجه این می‌شود که همسرتان با عصبانیت به درون اتاق می‌رود و در را به هم می‌کوبد. نگذارید بحث‌تان به این شکل بی‌نتیجه بماند. اگر شما آرام باشید همسرتان هم آرام می‌شود و از حرف‌های شما بل نمی‌گیرد.

5 - دلگرمی بدهید
همیشه در ابتدای هر رابطه همه چیز گل و بلبل است و عادت داریم فقط نکات مثبت را ببینیم. اگر بعد از مدتی دیدیم بعضی مسائل آنطور نیستند که ما فکر می‌کردیم باید سعی کنیم بقیه چیزها را خراب نکنیم. همسر ما حتما نکات مثبتی هم دارد. معمولا بازسازی روابط سخت است اما غیرممکن نیست. برای نگه داشتن ازدواج‌تان باید کاری کنید که همسرتان احساس ارزشمندی و برگزیدگی کند. معمولا افرادی که ازدواج‌های طولانی‌تری دارند،‌ می‌فهمند چطور باید به همدیگر توجه کنند. این درک باعث می‌شود که فضایی صمیمی در خانه به وجود بیاید و در مقابل هم شما می‌توانید انتقادهای سازنده‌تان را پیش ببرید. به عنوان مثال وقتی همسرتان دارد با برادرش شوخی می کند حتی اگر از نوع شوخی‌اش خوش‌تان نیامده اما به او بگویید شیوه‌ای که او برای شوخی استفاده کرده را دوست دارید. همسر شما از انتقاد سازنده‌تان استفاده نمی‌کند مگر اینکه فضایی از عشق و احترام وجود داشته باشد.

6 - روی خودتان تمرکز کنید نه همسرتان
همیشه حق با شما نیست. همیشه این شما نیستید که درست می‌گویید. سعی کنید کمی از اختلاف‌تان فاصله بگیرید و از دور نگاه کنید. حالا وقت آن است که درست ببینید. حتما به همین شکل است که طرف مقابل هم مقصر است اما به خود یادآوری کنید که من هم بی‌تقصیر نبودم. اگر هر یک از ما آدم‌های منطقی‌تری باشیم روابط‌مان بی‌تنش‌تر خواهد بود. روی خودتان تمرکز کنید و سعی کنید برای اصلاح نقص‌هایتان تلاش کنید.

7 - تحت شرایط استرس‌زا، ‌فشار نیاورید
همیشه شرایط سختی در ازدواج پیش می‌آید. این شرایط می تواند شامل شرایط بی‌کاری،‌ فشار مالی یا حتی بیماری یکی از طرفین باشد. مثلا کسی را تصور کنید که فردا صبح عمل جراحی مهمی دارد. همسر او می تواند شب قبل از عمل جراحی فضایی از غم‌وغصه را در خانه به وجود آورد یا اینکه یک مهمانی بگیرد و تمام دوستان با روحیه همسرش را دعوت و سعی کند آن شب از فکر کردن به نتیجه عمل دوری کنند. انتخاب‌های ما در زندگی خیلی مهم هستند. مثلا یک همسر هم می‌تواند بنشیند و آنقدر فضا را ناراحت‌کننده کند تا به حدی برسد که یک دغدغه جدید هم به وجود بیاید. شما در شرایط سخت زندگی‌تان باید از به وجود آمدن فشار جدید جلوگیری کنید.

8 - همه چیز در جزئیات خلاصه می‌شود
اگر همسر شما یک روزهایی به دلیل شرایط کاری‌اش بداخلاق و نا آرام می شود، اگر خیلی صبح‌ها برای شما چای می ریزد اما یک روز صبح با عصبانیت در را به هم می‌کوبد. این دلیل نمی‌شود که بگویید همسر من هیچ‌وقت من را درک نمی‌کند. نکات مثبت را همیشه در یادتان نگه دارید، این باعث می‌‌شود که عصبانیت شما قابل کنترل شود. اگر گاهی خلق و خوی او با توجه به شرایطی که خارج از فضای خانه دارد تغییر می‌کند،‌ شما هم راه بیایید. از او تعریف کنید. به او بگویید که چقدر از با او بودن لذت می برید و خوشحال هستید. گاهی لازم است که حتی کوچک‌ترین مهارتش را بزرگ کنید و بگویید که عزیزم تو در این کار بهترین هستی. به جزئیات رابطه‌تان دقت کنید و همه چیز را یک وظیفه ندانید. این مسائل صمیمیت رابطه را بیشتر و تنش‌ها را کمتر می‌کند.

9 - تنها شما می‌دانید که باید چه کار کنید
تمام مجلات سبک زندگی پر هستند از روش‌هایی که شما می‌توانید برای به وجود آوردن یک زندگی عاشقانه به کار گیرید. اما در آخر باید بدانید که شما به هیچ‌کدام از این توصیه‌ها نیاز ندارید. شما تنها کسی هستید که می‌دانید باید چه کاری انجام دهید. اصلا مهم نیست که چقدر از ازدواج‌تان گذشته یا چقدر احساس صمیمیت نسبت به زندگی مشترک‌تان دارید، ‌مهم این است که بعد از ورق زدن این صفحات 3 عمل خاص را برای بهبود مسائل در زندگی‌تان به کار ببرید.

10 - راه مخصوص خودتان را پیدا کنید
شاید خیلی از راه‌ها را امتحان کرده باشید،‌ اما باید بتوانید راهی را که مختص زندگی خودتان است پیدا کنید؛ راهی که برای خوشحال کردن و به صمیمیت رسیدن با همسرتان جواب بدهد. این روش را یکی از همکاران ما اجرا کرده و به نتیجه رسیده به همین دلیل این سه روش را به عنوان مثال با شما درمیان می‌گذاریم.
- من توانستم شام مورد علاقه‌اش را بپزم و وقتی او بعد از کار به‌منزل برگشت با میز شام چیده روبه‌رو شود.
- آخر ماه تمام وسایل شخصی‌ام را ریختم و بعد از دسته‌بندی همسرم با اتاق مرتب شده‌ام رو به رو شد.
- به او گفتم که می‌خواهم صبح روز جمعه زمانم را طوری تنظیم کنم که درباره نگرانی‌ها و دلمشغولی‌هایش صحبت کنیم.
بگردید و 3 روش مخصوص به خود و رابطه‌تان را پیدا کنید. بدانید که تنها قدم اول و شروع گردگیری رابطه سخت است.
منبع ک سیمرغ

 


پنج تصور غلط درباره پدر بودن

اگر شما تازه پدر شده اید و یا منتظر تولد فرزندتان هستید شاید تصورات كمی ‌از پدر بودن داشته باشید. این تصورات از تجربیات شما با پدرتان و توقعاتی كه جامعه از یك پدر دارد منشا می‌گیرد. متاسفانه تعداد كمی‌ منابع برای كمك به مردان امده‌اند تا نظریه هایشان را عنوان كنند و یا داستانهای عمومی‌ را بیازمایند. با این وجود شما هر چه بیشتر توقعات نگفته پدر بودن را می‌فهمید و بررسی میكنید شانس بیشتری دارید تا والدینی شوید كه انتظارش را دارید.

 

شاید بزرگترین تصور غلط این باشد كه تنها یك تعریف برای پدر خوب وجود دارد. شما نظریه شخصی خودتان را كه معتقدید پدر بودن یعنی مواجه شدن با نیازهای خود و دیگر اعضای خانواده پیش بگیرید. در اینجا پنج تصور عمومی‌ وجود دارد:

 

تصور1: فقط احساسات مادران مهم است

همسرشما از تغییرات جسمانی دوران بارداری شگفت زده می‌شود و توجه به جریان تولد باعث میشود كه بفهمی ‌مادر تنها كسی است كه احساساتش مهم است. نگرانی شما در مورد سلامت جسمی‌ و روحی مادر در این زمان و درمدت زمان بعد از زایمان و همچنین احساسات شخصی خودتان مهم است.

 

صحبت هیجان انگیز درباره پدر شدن برای كسی كه منتظر تولد فرزندش است امری ساده است. بسیار دشوار است كه نظر یكسان درباره دو احساس مهم و اجتناب ناپذیر ترس و تصورداد. ایا من هنگام تولد فرزندم ضعیف خواهم بود؟ ایا در كار دكتر مشكلی پیش خواهد امد؟ روابط من و همسرم چه تفاوتی پیدا خواهد كرد؟ ایا من میتوانم روال عادی زندگی را در پیش گرفته و پدری كه می‌خواهم باشم؟

 

همسر شما نیاز دارد كه احساسات شما را بشنود و شما نیاز دارید كه احساساتتان را بیان كنید. بعضی از مردان ترس از بارداری همسر و پدر شدن را پنهان می‌كنند زیرا نمی‌خواهند نگرانیهای همسرشان را بیشتر كنند. از تحت فشار بودن او نترسید. بیشتر زنان چنین عكس العملی را درك می‌كنند و می‌دانند پدر شدن باعث ایجاد نوعی تردید در مردان می‌شود. سهیم كردن همسر یا شریك زندگیتان در دلهره ای كه دارید باعث نزدیكتر شدن شما به یكدیگر می‌شود. شما همچنین میتوانید به سراغ پدرانی بروید كه تازه صاحب فرزند شده‌اند یا كتابی در مورد پدر شدن مطالعه كنید یا در كلاسها یا گروههایی برای غلبه بر ترس از پدر شدن شركت كنید. به خودتان اجازه دهید تا هم احساساتتان را از اسیب پذیری و هم از هیجان بیان كنید. با بیان نگرانی و احساسات خود در طول دوران بارداری همسرتان و قبل از زایمان شما با باور غلط فقط احساسات همسرتان مهم است مقابله می‌كنید و پایه و اساس یك پدر مؤثر بودن را گسترش می‌دهید.

 

تصور2: نوزادان تازه متولد شده نیازی به وجود پدران خود ندارند.

وابستگی شدید بین همسرتان و نوزاد به خصوص اگر به او شیر میدهد می‌تواند برای شما تعجب اور باشد كه ایا فرزند شما نیازی به شما دارد یا نه. شما یك شخص بسیار مهم در زندگی او هستید و بودن با شما مایه راحتی و ارامش برای او است. برای نزدیك شدن به فرزندتان او را بغل كنید به پشتتان سوار كنید و برای او صدا در بیاورید اما صبر كنید تا شكمش سیر شود در این صورت تمام توجهش را جلب خواهید كرد. گرفتن او بعد از غذا به همسرتان نیز این فرصت را میدهد تا انرژی از دست رفته بعد از شیر دادن را جبران كند. شما میتوانید در غذا دادن به فرزندتان به همسرتان كمك كنید. وقتی همسرتان شیر در شیشه می‌ریزد یا وقتی كه تصمیم می‌گیرید مكمل غذایی بدهید یا دستور غذایی را جایگزین شیر مادر كنید. و یا می‌توانید با مشاركت در كارهای خانه با همسرتان به طور غیر مستقیم به فرزندتان كمك كنید. كم كردن حجم كار همسرتان باعث میشود كه او زمان بیشتری را در اختیار فرزندتان باشد. به خاطر داشته باشید كه شما یك تفاوت كلی پیدا كرده‌اید.

 

تصور3: مردان جوان نمی‌دانند چگونه از كودكان خردسال مراقبت كنند.

این یك دروغ بزرگ است كه پدران را از داشتن رابطه نزدیك با فرزندانشان دور میكند و باعث ایجاد نگرانی بیش از اندازه مادرانی می‌شود كه بیم این دارند كه مردان توانایی نگهداری از بچه ها را ندارند. حتی دكتر اسپاك متخصص اطفال و نویسنده در اخرین كتاب خود به این نكته اشاره كرده كه مردان موضوع بحث " ناشی بودن " پیرامون كودكان هستند. ایشان در ویرایشهای بعدی نظر خود را تغییر دادند و شما هم باید این كار را بكنید. ما می‌دانیم كه پدر اكنون می‌تواند اولین پشتیبان كودك باشد. پدر و مادر بودن چیزی است كه هر كسی از والدین خود می‌اموزد. اگر شما برای فرزند خود وقت بگذارید نسبت به نیازهای او حساس خواهید شد. برای رسیدن به این منظور گاهی وقتها از همسرتان بخواهید كه از اتاق خارج شود یا وظیفه بچه داری را به تنهایی به عهده بگیرید. اجازه دهید تا همسرتان بفهمد شما توانایی انجام كارها را دارید.

 

fath-1.jpg

 

تصور4: مردانی كه كودكان خود را كانون توجه قرار می‌دهند نمی‌توانند در محیط كار با ان كنار بیایند.

مردان كار را مهمترین منبع ثروت و اعتبارخود می‌دانند. مردانی كه نمی‌توانند در كار خود موفق شوند خانواده را قربانی كرده و یا در رده بعد از كار خود قرار می‌دهند. اما ما در اغاز راه یك تحول بزرگ فرهنگی قرار داریم. بعضی از مردان معنی والد بودن را می‌فهمند به همین دلیل كیفیت پدر بودن انها هم افزایش می‌یابد. بعضی از مردان بودن در كنار خانواده را به سوداوری در كسب و كار ترجیح می‌دهند زیرا انها ارزش تكامل را در پدر بودن می‌دانند نه اینكه نمی‌توانند به سر كار خود بروند. بیشتر مردان احساس می‌كنند كه پدر خوب بودن نشانه تكامل در زندگی است و سعی می‌كنند ان را بر هر كاری مقدم بشمارند.

 

تصور5:شما مقدر شده اید كه چگونه با تصورات غلط پدری مقابله كنید.

وقتی كه شما خودتان پدر میشوید پدرتان به یك الگوی مهم برایتان تبدیل می‌شود. بسیار طبیعی است كه به گذشته خود برگردید و جا پای پدرتان بگذارید. اما پدر شما نمی‌تواند به عنوان الگوی اولیه شما قلمداد شود بلكه میتواند بر روند پدر بودن شما تاثیر داشته باشد. به كسانی كه در طی سالها از انها تاثیر پذیرفته‌اید از جمله معلمان ، مربیان ، دوستان ، دایی ، عمو ، برادر و دیگران بنگرید و پس از ان شخصیت اصلی یك پدر را از خود نشان دهید. تحقیقات مختلف در جهان نشان داده است كه یك الگوی مشخصی برای پدر بودن وجود ندارد. فرهنگهای مختلف پدر بودن را به روشهای مختلفی تعریف میكنند. در بعضی فرهنگهای افریقایی " پدر " یعنی یك گروه از مردان نه یك شخص بخصوص. در هر فرهنگ پدر یك معنی خاصی دارد. در فرهنگ ما یك پدر خوب بودن یعنی حمایت خانواده در خانه غذا و تحصیلات. شاید ان اندازه كه ما برای فرزندانمان وقت می‌گذاریم پدر ما برایمان وقت صرف نكرده باشد اما به هر حال انها هم همان كاری را كه فكر می‌كردند بهترین است در حق ما كرده‌اند ودر یك زمان هم به خانواده رسیده‌اند و هم در جامعه فعالیت كرده‌اند. شما هم باید بهترینها را در حق خانواده‌تان انجام دهید. سعی كنید پدر بودن را مانند یك نقشی كه برای ان تربیت شده‌اید ببینید. شما می‌توانید نكات مثبت موجود در خانواده خود را گرفته و با اضافه كردن نكاتی دیگر یك پدر خوب باشید.

 

چگونه میتوان با تصورهای غلط پدر بودن مقابله كرد؟

1. تاثیرات پدر بودن را بر روی خودتان نشان دهید. احساسات خودتان را با همسرتان و كسانی كه به زودی صاحب فرزند خواهند شد در میان بگذارید.

 

2. با فرزند نوزاد خود از همان اغاز تولد بازی كنید او را در اغوش بگیرید و با او صحبت كنید.

 

3. یاد بگیرید كه چگونه پوشك او را عوض كنید، او را حمام دهید به او غذا دهید و در واقع قسمتی از زندگی روزمره او باشید.

 

4. با خود فكر كنید كه چه شغلی را برگزینید تا بتوانید برای فرزندتان هم وقت بگذارید. این تجربه‌ای است كه همیشه اتفاق می‌افتد. (بودن با فرزند)

 

5. با خود فكر كنید كه با توجه به وجود پدرتان، معلمان، مربیان، دوستان و اشنایان چه تعریف مشخصی از یك پدر می‌توانید داشته باشید. هر كسی كه بر شما تاثیر گذاشته باشد می تواند یك الگوی مناسب باشد.

 

منبع : سیمرغ

 

 

 


همسرتان را در کـدام روز از مـاه انتخاب کنید؟!

اگر خانم‌‌ها می‌دانستند عادت ماهانه‌شان چه تاثیری بر انتخاب و آینده آنها می‌گذارد قطعا زمان خواستگاری‌شان را با سیکل عادت ماهانه خود تنظیم می‌کردند! قبل از اینکه در مورد زمان مناسب برای خواستگاری صحبت کنیم باید یادآور شویم که این مقاله بیشتر مناسب خانم‌هایی است که قرار است برای اولین بار خواستگار محترم را ببینند. حال این دیدار می‌خواهد در یک جلسه رسمی خواستگاری باشد یا در یک جلسه خانوادگی،  در رستوران یا قرار معرفی  و ... . مهم این است که شما می‌خواهید برای برقراری یک رابطه بلند مدت، شریک زندگی خود را انتخاب کنید.

خانم‌هایی که در اواسط چرخه قاعدگی (مرحله دوم) هستند بیشتر دست به انتخاب‌هایی می‌زنند که به روابط کوتاه‌مدت و گذرا منجر می‌شوند. در نتیجه بهتر است زمان این انتخاب را به اواخر یا اوایل چرخه (مرحله اول یا آخر چرخه) بیندازند و تا حد امکان در دوران تخمک‌گذاری (بین روزهای 10 تا 14 یا 16 چرخه) کسی را انتخاب نکنند.  در این دوره تمایلات خانم‌ها بیشتر از روی ظاهر و هوس است و کمتر به خصایص مطلوب یک شریک دراز مدت می‌اندیشند. این درحالی است که وقتی در اوایل و اواخر چرخه قاعدگی به سر می‌برند بیشتر به دنبال مردانی می‌گردند که مناسب روابط سالم و طولانی مدت هستند یعنی بیشتر به شخصیت، حس همدلی و همراهی او اهمیت می‌دهند.  با این حال تمامی این نتایج به صورت احتمال مطرح می‌شوند و هیچ کدام صد درصد نیستند. شرایط فرهنگی، گزینه‌های در دسترس، سن، چهره و اندام زنان نیز در نوع انتخاب‌شان تاثیرگذار است.

دوره ماهانه از لحاظ هورمون‌شناسی
در مرحله تخمک گذاری میزان هورمون استروژن به اوج خود می‌رسد. در ادامه نیز اوج‌گیری ناگهانی پروژسترون روی می‌دهد که نشانه پاره شدن فولیکول و آزاد شدن تخمک از آن است. از آنجایی که اواسط چرخه قاعدگی بهترین زمان برای بارور شدن تخمک و باردار شدن یک زن است به آن دوره باروری یا پنجره باروری گفته می‌شود. به مرحله سوم چرخه قاعدگی یعنی روز 14 یا 16 تا پایان چرخه (روز 28) مرحله زرده‌ای (لوتئال) گفته می‌شود. در این مرحله تخمک رسیده که در مرحله قبل آماده لقاح بود در صورت بارور نشدن تبدیل به جسمی زرد رنگ می‌شود. بنابراین ترشح استروژن کم اما میزان پروژسترون   همچنان بالا باقی می‌ماند.

یک روز عاشقش هستید و یک روز متنفر؟!
از نظر خانم‌ها، مردی برای زندگی ایده آل ارزیابی می‌شود که یکسری ویژگی‌های ظاهری، جسمانی، رفتاری و تشخیصی خاص داشته باشد. جالب اینکه ویژگی مرد ایده آل از نظر زنان ثبات نداشته و معمولا مطابق با مراحل مختلف چرخه قاعدگی تغییر می‌کند. از جمله تغییرات مربوط به تمایل زنان در مورد شریک زندگی می‌توان به تغییر در تمایلات نسبت به چهره، اندام، تن صدا، شخصیت و خصایص رفتاری مرد اشاره كرد.

خلاصه موضوع از این قرار است!
مرحله اول = روزهای 1 تا 7 قاعدگی (زمان مناسب برای انتخاب همسر)
مرحله دوم = روزهای 10 تا 14 یا 16 قاعدگی (زمان نامناسب برای انتخاب همسر).
مرحله سوم = روزهای 14 یا 16 تا 28 قاعدگی (زمان مناسب برای انتخاب همسر)

 

6 سال در قاعدگی می‌گذرد!
اگر 5 روز را به عنوان متوسط تعداد روزهای مرحله اول قاعدگی در نظر گرفته و آن را در تعداد چرخه‌های قاعدگی یک زن در هر سال (یعنی در دوازده) ضرب کنیم و سپس عدد به‌دست آمده را در عدد 38 یعنی متوسط سال‌هایی که یک خانم دوره ماهانه دارد، ضرب کنیم و این مقدار را تقسیم بر 365 روز (يك سال) کنیم به عدد 2/6 سال می‌رسیم. به عبارت دیگر هر زن به‌طور میانگین بیشتر از 6 سال از عمر خود را در این دوره به سر می‌برد!

چرخه معمول دوره ماهانه چیست؟!
در ابتدا جا دارد توضیحی در مورد چرخه قاعدگی زنان بدهیم. چرخه قاعدگی به یک دوره تقریبا ماهانه گفته می‌شود که در طول آن تغییرات منظمی در وضعیت هورمونی و تناسلی زنان روی می‌دهد. کل طول چرخه قاعدگی بین 25 تا 35 روز یا به طور میانگین 28 روز است. مرحله اول هر چرخه با خونریزی قاعدگی شروع می‌شود که تقریبا 5 تا 7 روز طول می‌کشد. در واقع اولین مرحله از هر چرخه جدید، علامت پایان یافتن چرخه قاعدگی قبلی است.

روزهای قاعدگی بر انتخاب خانم‌ها موثرند
تغییرات یا نوسانات چرخه قاعدگی با ترجیحات و انتخاب‌های زنان مرتبط هستند. این نوسانات چند ویژگی دارند؛ یکی از ویژگی‌های‌شان این است که تغییرات در یک قالب ناهوشیار زیستی روی می‌دهند یعنی خود فرد هم ممکن است از آن آگاه نشود. از دیگر ویژگی‌های آن تکراری بودنش است. به عبارت دیگر، این تغییرات از شروع قاعدگی بعدی دوباره با حالتی نوسانی تکرار خواهند شد. ویژگی بعدی منظم و قابل پیش بینی بودن آنهاست. لازم به ذکر است که این نوسانات در اکثریت زنان رخ می‌دهند.

5 سالی هم در تخمک‌گذاری هستید!
در صورتی که طول دوره چرخه را 28روز فرض کنیم، در ادامه نیمه اول چرخه یعنی روزهای 7 تا 14 یا 16 ترشح هورمون استروژن به دلیل وجود فولیکول یا تخمک نارسیده در تخمدان رو به افزایش می‌گذارد. در این صورت روزهای 10 تا 14 یا 16 چرخه، مرحله دوم چرخه یا همان مرحله تخمک گذاری یا فولیکولار نامیده می‌شود. با فرمول پاراگراف بالا و با تغییر تعداد روز‌ها از 5 به 4 روز به عدد 5 سال می‌رسیم، یعنی مدت زمانی که یک زن در طول عمر خود دوره تخمک گذاری را تجربه می‌کند.

 

منبع : سیب سبز


آخ که نمی‌دونی پول، چه رضایتی میاره!

هنگامی که درباره اعتیاد به پول صحبت می‌شود، ذهن ما به سرعت متوجه مفاهیمی مانند حرص می‌شود. اما تحقیقات جدید پژوهشگران نشان داده است که مساله اعتیاد به پول، مساله‌ای پیچیده‌تر و گسترده‌تر است. چنان‌که برخی پژوهشگران اعتیاد به پول را نوعی بیماری جسمی-روانی می‌دانند و نه مقوله‌ای اخلاقی.

اعتیاد به پول
آیا شما معتاد به پولید؟ برای بررسی این مساله باید نشانه‌های افراد مبتلا را بررسی کنیم.
براساس تحقیقاتی که اخیرا توسط بخش سلامت سازمانی دانشگاه استنفورد انجام گرفته، اعتیاد به پول مساله‌ای مستقل از شغل افراد است. شرایطی در محیط‌های کاری وجود دارد که باعث می‌شود فرد به سوی اعتیاد پولی کشیده شود. فارغ از اینکه کارمند یا کارفرما باشد. این تحقیقات چنین رویکردی به پول را نوعی بیماری دانسته‌اند.

در افرادی که به پول اعتیاد دارند، واکنش‌ها و فرآیند‌هایی مشابه افراد معتاد به موادمخدر دیده شده است. هنگامی که این افراد پول به دست می‌آورند، احساس سرخوشی و نشئگی پیدا می‌کنند. حتی سرعت واکنش‌های بدنی به نحو غیرقابل باوری افزایش پیدا می‌کند. فرد می‌تواند بسیار فراتر از توان بدنی معمول خود کار کند، بدود و بیدار بماند. افرادی که در بورس کار می‌کنند، نمونه‌ای بسیار جالب توجه از این مفهوم هستند. آنها می‌توانند به نحو غیر قابل باوری بی‌خوابی و گرسنگی را تحمل کنند، بدون اینکه اختلال خاصی در عملکردشان دیده شود.

یکی دیگر از نشانه‌های این افراد این است که برای آنها پول در آوردن تبدیل به فعالیتی می‌شود که فی نفسه رضایتبخش است. افراد معتاد به پول به اینکه با این پول چه کار می‌توانند بکنند، اصلا توجهی نمی‌کنند. در واقع مساله چگونگی خرج کردن پول، برای آنها اولویتی ندارد. به دست آوردن پول، مستقل از نیاز و خواست، برای آنها اهمیت بنیادین دارد. به عبارت دیگر آنها درباره فواید پول فکر نمی‌کنند، بلکه صرفا درباره این مساله فکر می‌کنند که چگونه می‌توانند پول بیشتری به دست بیاورند. همان گونه که یک معتاد به مواد مخدر، در تمام روز به فکر تامین این مواد برای استفاده بدن خود است، معتاد به پول هم تمام مشغله و دغدغه ذهنی‌اش کسب پول بیشتر است.


نتیجه این تحقیقات با عقاید ما درباره پول کاملا متضاد است. ما تصور می‌کنیم که علت اصلی خواست پول، برطرف کردن نیازها و خواست‌ها است. اما تحقیقات نشان می‌دهد که پول تنها تا اندازه‌ای می‌تواند سبب احساس خوشی و لذت شود. اگر مقدار پول از میزانی بالاتر رفت، دیگر تاثیری در خوشحالی و لذت فرد ندارد. اما مساله اینجا است که اشخاص وقتی به این پول دست پیدا می‌کنند، فعالیت خود را متوقف نمی‌کنند. بلکه همچنان در پی کسب پول بیشتری می‌روند.

این نشان می‌دهد که قرار نیست پول به خاطر خوشی، آرامش و آسایشی که برای ما فراهم می‌کند، خواسته شود، بلکه هدف پول در آوردن در این افراد، خود پول در آوردن است. آنها پول در می‌آوردند تا پول در آورده باشند. همین و بس.

یکی از فرآیند‌های چنین اعتیادی این است که افراد به میزانی که پول بیشتری به دست می‌آورند، به پول اهمیت بیشتری می‌دهند. هرچه شما پولدارتر می‌شوید، پول برای شما ارزشمندتر می‌شود. این امر به نوبه خود باعث می‌شود شما خواهان پول بیشتری شوید و این سیر، پیوسته ادامه پیدا کرده و افزایش می‌یابد. از دیگر سو، به دست آوردن پول بیشتر باعث می‌شود تا افراد تصور و تصویری بهتر از خود داشته باشند. ما به صورت طبیعی فکر می‌کنیم که به اندازه دیگران خوب هستیم(یا خود را بالاتر از میانگین افراد می‌بینیم). ما انتظار داریم که این برتری خود را در پولی که به دست می‌آوریم، نشان دهد. اگر به نظر برسد افرادی که در اطراف ما هستند، دارایی‌شان بیشتر از ما است، احساس بی‌عدالتی می‌کنیم. ما خود را بهتر از دیگران-یا حداقل همسطح دیگران-می‌دانیم. پس باید به اندازه آنها هم پول داشته باشیم.

آنچه ملاک قضاوت ما دراین باره را می‌سازد، محیطی است که در آن رشد کرده و کار می‌کنیم. اگر آشنایان، دوستان و همکاران ما را انسان‌های ثروتمند تشکیل بدهند، ما استعداد زیادی برای معتاد شدن به پول پیدا می‌کنیم. چون ذهن ما مدام خود را با اطرافیان نزدیک مقایسه می‌کند و تقویت مقایسه‌های ذهنی، به معنی تقویت ارزش و اهمیت پول است. تحقیقات نشان می‌دهد که در این زمینه زنان نسبت به مردان کمتر آسیب‌پذیر هستند. قدرت طلبی و رقابت جویی در زنان کمتر از مردان است. به همین دلیل شدت مقایسه ذهنی در زمینه پولی برای آنان کمتر از مردان است چون تصویر مردان و زنان از ایده‌آل متفاوت است. در چنین شرایطی آنچه واجد اهمیت است، میزان دستمزد سالانه است و نه حتی کیفیت زندگی‌ای که با آن پول ایجاد می‌شود. حال از خود بپرسید: آیا شما به پول اعتیاد دارید؟

 

منبع : دنیای اقتصاد

 

 


حفظ فضای عاشقانه در ازدواج

بسیاری از خانم‌ها و آقایان که مدتی از شروع زندگی مشترک‌شان می‌گذرد، وقتی به گذشته نگاه می‌کنند یاد دورانی می‌افتند که عاشق یکدیگر بودند و هیچ‌چیز نمی‌توانست جلوی زندگی عاشقانه‌شان را بگیرد، اما وقتی با هم ازدواج می‌کنند و مدت زمانی از این ماجرا می‌گذرد، عشق از زندگی آنها رخت برمی‌بندد.

آنها درگیر گرفتاری‌های روزمره می‌شوند و سرشان آنقدر شلوغ می‌شود که زندگی مشترک برای‌شان یک‌نواخت شده و جذابیت خود را از دست می‌دهد. در این شرایط زمانی هم که تصمیم می‌گیرند تا به زندگی‌شان سر و سامان داده و طراوت گذشته را به آن بازگردانند، سردرگم می‌شوند که از کجا باید شروع کنند ؟

زندگی عاشقانه یک اتفاق نیست، بلکه یک ارتباط روزانه است ، یک رابطه دوستانه است که هر روز بیش از پیش رشد می‌کند.
 

باید از زمانی که در کنار هم هستید لذت ببرید و تصور کنید نزد دوست داشتنی‌ترین فرد زندگی خود هستید.

زندگی رمانتیک فرایند پیوند دادن است. بسیاری از زوج‌ها معمولا سعی می‌کنند فضای عاشقانه را با غافل‌گیر کردن طرف مقابل مثلا با رفتن به یک رستوران فوق‌العاده و یا برنامه‌‌ریزی یک مسافرت به زندگی خود بیاورند. اما زمانی که می‌بینند طرف مقابل‌شان چندان خوشحال نشده، خیلی ناراحت می‌شوند. این امر کاملا طبیعی است، چرا که ممکن است چیزهایی که برای شما جالب و سرگرم کننده هستند، برای همسرتان جذاب نباشند.

از آن جایی که بیشتر افراد با تکنیک‌های ذهن‌خوانی آشنا نیستند! پس بهتر است از همسر خود سوال کنید چه چیزی دوست دارد. فقط کافی است بگویید: «تو، زندگی همراه با عشق  را در چه چیزهایی می‌بینی؟» ، «عقیده ی تو در مورد یک ملاقات فوق‌العاده چیست؟ برای مسافرت کدام شهر را انتخاب می‌کنی؟»

مثلا :  آیا همسرتان اهل هنر است؟ خوب می‌توانید او را به موزه و یا نمایشگاه‌های مختلف ببرید.

او را غافلگیر کنید:
پرسیدن علایق همسر و سپس عمل بر طبق گفته‌های او به این معنا نیست که شما نمی‌توانید او را غافلگیر کنید، حالا حتما نباید یک مسافرت باشد، می‌توانید یک یادداشت ساده ، اما غافلگیر کننده را در کیفش قرار دهید، غذا و یا سالاد مورد علاقه‌اش را درست کنید و او را به فیلمی که به تازگی اکران شده و او آرزوی دیدنش را دارد، ببرید.

برقراری ثبات:
زندگی رمانتیک یک اتفاق نیست. این نیست که شما آخر هفته بیرون بروید و همه چیز تمام شود. این امر مستلزم تلاش‌های مداوم است. البته اگر شما خلاق نباشید شاید برای‌تان کمی مشکل باشد. پس باید راهی پیدا کنید تا به شما کمک کند. بهتر است از سوال کردن از خود شروع کنید، سپس چند کتاب در مورد موضوعی که به شما پیشنهاد کرده خریداری کنید.

توجه کردن:
توجه خود را بر روی یکدیگر معطوف کنید نه بر روی اینکه در زمانی که با او هستید، چه کار دیگری هم می‌توانید انجام دهید:

می‌‌خواهید با هم به پارک بروید؟ پس لطفا تلفن همراه و کیف‌تان را با خود نبرید.

اموری را که ممکن است توجه شما را مخدوش کنند، کنار بگذارید و از وقتی که در کنار هم هستید نهایت استفاده را ببرید.
 
ایجاد فضای همراه با عشق در زندگی زناشویی امری نیست که یک شبه و بدون تلاش و کوشش به دست آید. در زندگی مشترک همیشه باید رفاقت و دوستی وجود داشته باشد. برنامه‌هایی بریزید که علایق هر دو نفر را تطمیع کند، با به کارگیری رموز عاشقانه ی کوچک یکدیگر را غافلگیر کنید و زمانی که با یکدیگر هستید تمام توجه خود را به او معطوف سازید

 

 


قدم به قدم تا جلب رضایت والدین در ازدواج

مخالفت والدین در ازدواج اتفاقی است که برای خیلی ها می افتد. در این مواقع باید چه کار کرد؟ پا پس کشید و تسلیم خواسته خانواده شد یا همچنان بر خواسته خود اصرار ورزید؟

مخالفت والدین در ازدواج
هیچ مخالفتی به معنی رد گزینه شما نیست و هیچ موافقتی هم به معنی تایید کامل آن نیست. پس اگر والدینتان با انتخاب شما مخالفت کردند، فکر نکنید فرد مورد نظرتان از هر حیث مردود است. یک بار دیگر به معیارهایتان نگاه کنید و فرد منتخبتان را با آنها بسنجید و بعد، از او در مقابل خانواده تان دفاع کنید. در واقع از انتخاب خودتان دفاع کنید.
 
قدم اول
اولین قدم در دفاع ما از فرد مورد نظر، این است که انتخاب ما قابلیت دفاع عقلانی داشته باشد. و این دفاع حمل بر درستی ملاک ها و بارم بندی ملاک ها و اولویت بندی آن هاست.

اگر از نظر عقلانی ما توانسته باشیم بدون هندی بازی و عاشق شدن قبل از تطبیق ملاک ها فرد مورد نظر را انتخاب کنیم و هم شانی مذهبی، اقتصادی، فرهنگی، سنتی، تحصیلات، قیافه و ... رعایت شده باشد می توان گفت فرد مورد نظر گزینه مناسبی برای ازدواج می باشد.

در چنین صورتی می توان از انتخاب خود دفاع کرد.

اما معمولا مخالفت والدین با فرد انتخابی فرزند به دلیل عدم تطابق ملاک ها و هم شانی فرد با فرزند یا خانواده است. و معمولا زمانی که فرزند قبل از تعیین ملاک ها عاشق شده باشد چنین مشکلی خواهند داشت. البته درصد بسیار کمی از والدین هم از روی تعصب و بدون دلیل با انتخاب فرزند خود مخالفت می کنند اما مطمئنا در درصد بسیار پایینی قرار دارند.
 
قدم دوم
شما نیم نگاهی به ملاک های خودتان بیندازید.

آیا فرد مورد نظر را بر اساس ملاک های خود انتخاب کرده اید؟
آیا اول انتخاب کرده و بعد عاشق شده اید یا اول عاشق شده اید و بعد ملاک ها را بر اساس فرد مورد نظر تعدیل کرده اید؟
آیا صفت خاصی در محبوب نیست که به خاطر همان ویژگی خاص، شما حاضر شده اید با او ازدواج کنید و سایر داشته ها و نداشته ها را غافل نشده اید؟

اگر مطمئن شدید انتخاب شما کاملا معقول و منطقی و بر اساس ملاک بوده طبعا مخالفت والدین، غیر منطقی خواهد بود.
 
قدم سوم
شما باید در جو صمیمی و فرصت مناسب با والدین خود صحبت کنید. ملاک هایتان را برای او بازگو کنید. چرا و بر چه اساسی او را انتخاب کرده اید و محاسن او و ایده آل های شخصی تان که ممکن است با والدینتان داشته باشد با او صحبت کنید. البته اگر شخص امینی که هم والدینتان او را قبول کنند و هم با شما صمیمی باشد، قبلا با شما هماهنگ شده و در جلسه حاضر باشد تاثیر مثبتی در جلسه شما خواهد داشت. البته ممکن است پدر یا مادر شما هم دلایلی داشته باشند که از نظر شما بدون دلیل باشد اما از نظر ناظر بی طرف و امین شما حرف درستی باشد و شما باید ملاک های خود را تعدیل کنید.

 

منبع : بیتوته


شش گام برای حل تعارض همسران

زوج‌های زیادی نيستند كه این مطلب را تأیید کنند، اما تعارض در تمام ازدواج‌ها به چشم می‌خورد. همه ما در این تعارض‌ها سهیم هستیم و بیشتر این ناسازگاری‌ها جنبه خوشایندی هم ندارند. احتمالاً هر کدام از ما می‌توانیم کتابی در مورد کارهایی که همسرمان نباید انجام دهد بنویسیم!

با دو آدم خودخواه، با پیشینه و شخصیت‌های متفاوت شروع می‌کنیم. هر کدام از این‌ها عادت‌های بد و خصوصیت‌های ویژه خود را نیز دارند. هر کدام هم از همسرشان انتظاراتی دارند که وقتی برآورده نمی‌شوند وی را محاکمه می‌کنند. تبریک می‌گویم، شما به یک تعارض اجتناب‌ناپذیر دست یافته‌اید.


اگر فرض کنیم هر ازدواجی کشمکش‌های خاص خود را خواهد داشت، سؤالی که مطرح می‌شود این است که حال چگونه باید با این کشمکش‌ها کنار آمد؟ اگر شیوه درستی برای رفع تعارضات پیش رو در نظر نگيريد، این مسئله به احساس تنهایی شما و همسرتان منجر خواهد شد.

گام اول: حل تعارض نیاز به دانش، پذیرش و تعدیل تفاوت‌ها دارد
یکی از علت‌هاي بروز تعارض در ازدواج این است که همسران به مسائل مختلفی علاقه نشان می‌دهند. عجیب است، اما خیلی انسان‌ها جذب کسانی می‌شوند که علاقه‌مندی‌های متفاوتی نسبت به آن‌ها دارند. اصلاً به همین دلیل است که با وی ازدواج کرده‌اید؛ خواسته‌اید جنبه‌هایی را به زندگی خود اضافه کنید که پیش از این وجود نداشته‌اند. اما مدتی که از ازدواج می‌گذرد این جاذبه‌ها به دافعه تبدیل می‌شوند و بحث‌ها در مورد مسائل کوچک و بزرگ شروع می‌شوند. شاید از این‌که با این همه تفاوت و اختلاف چگونه جذب یکدیگر شده‌اید تعجب کنید.
بسیار مهم است این تفاوت‌ها را درک کنید، بپذیرید و سپس تلاش کنید آن‌ها را به تعادل برسانید. همان‌طور که آدم، حوا را هدیه الهی دانست شما نیز همسرتان را هدیه‌ای از جانب خداوند بدانید. هدیه‌ای که هنوز یاد نگرفته‌اید چگونه قرار است شما را کامل کند.

گام دوم: غلبه بر خودخواهی، پیش‌نیاز حل تعارض
تمام تفاوت‌های ما در ازدواج بزرگ‌نمایی می‌شوند زیرا در ازدواج بزرگترین منبع بروز تعارضات در دسترس قرار می‌گیرد؛ خودخواهی. زن و مردی که پس از ازدواج نیز تنها خواسته‌های خود را دنبال کنند و راه خود را بروند نمی‌توانند انتظار داشته باشند به یگانگی که خداوند وعده آن را داده است برسند. خب برای دست برداشتن از خودخواهی چه باید کرد؟ کار آسانی نیست اما کافی است تا اولویت‌های همسرتان را بر اولویت‌های خودتان ترجیح دهید. اگر هر دوي همسران این دستورالعمل را در پیش بگیرد زندگی شیرین می‌شود و حجم تعارضات بسیار کاهش می‌یابد.

گام سوم: شما قدم اول را برای حل تعارض بردارید
منتظر نمانید همسرتان اولین گام را برای حل تعارض بردارد. سعی کنید در این کار از او سبقت بگیرید. تلاش کنید تا اولین فردی باشید که عصبانیت و تلخی رفتار خود را کنار می‌گذارد. در هر شرایطی دوستی خود با همسرتان را حفظ کنید. اجازه ندهید تعارضات موجب شوند از کسی که برای او ارزش زیادی قائل هستید دور شويد.

گام چهارم: حل تعارض نیازمند ابراز عشق است
این جمله طلایی را به خاطر داشته باشید: «آن‌که دوست خوبی در کنار خود دارد از وجود آئینه بی‌نیاز است». همسرانی احساس خوشبختی می‌کنند که برای یکدیگر دوستان خوبی باشند، به یکدیگر گوش دهند، یکدیگر را درک کنند و برای حل تعارضات به وجود آمده تلاش کنند. انجام این کارها موجب می‌شود عشق در زندگی جریان یابد. پیش‌نیاز انجام این اقدامات تواضع، ادب، صبر و مهربانی است.

گام پنجم: حل تعارض نیازمند گذشت است
هر چقدر هم که انسان‌ها تلاش کنند تا به یکدیگر عشق بورزند باز هم گاهی دچار اشتباه می‌شوند و این اشتباهات طرف مقابل را می‌رنجاند. تنها مرهم برای او که مرتکب اشتباه شده، بخشش از طرف همسر است. کلید یک ازدواج شاد و پایدار، طلب بخشش و پذیرفتن آن است. بخشش یعنی این که خشم را فراموش کنیم و تنبیه طرف مقابل را از یاد ببریم.

گام ششم: جواب بدی را با خوبی بدهیم
آیا می‌توانید کار بد همسرتان را بدون تلافی کردن از یاد ببرید؟ کار ساده‌ای نیست، اما بسیار مفید است. تلاش کنید کار بد وی را با نیکی جواب دهید. اما کار نیک به چه معناست؟ هنگامی که می‌خواهید برایش شرح دهید چرا از رفتار او آزرده خاطر شده‌اید، با احترام صحبت کنید و توهین نکنید.
در نهایت این‌که اگر به معنای واقعی به دنبال صلح و آشتی باشید به آن خواهید رسید و به جای فرو رفتن در لاک تنهایی خویش به یگانگی دست خواهید یافت.

 

منبع : بیتوته

سایت همسران جوان

 


۷ راه ساده برای نزدیک‌تر کردن شما به همسرتان

در دنیای عشق و عاشقی، همه چیز زیبا و جذاب است. اول مسحور هم می‌شوید، طوریکه اصلاً نمی‌توانید دست از هم بکشید. مدام با هم در تماسید یا اس‌ام‌اس می‌زنید. هر لحظه از کنار هم بودنتان توام با اکتشافات تازه درمورد همدیگر و رابطه‌تان است. با گذشت زمان این عشق خام کامل‌تر شده و کم‌کم به دوستانی خیلی خوب و یاران همیشگی برای هم تبدیل می‌شوید. به طور اجتناب‌ناپذیری سال‌های بعد از ازدواج عادت‌هایی در دو طرف ایجاد می‌کند. کمی فکر کردن و تلاش برای بهبود کیفیت زمانی که دو طرف کنار هم می‌گذارند، تغییر شگرفی در رابطه آنها ایجاد می‌کند که پایه‌های عشقی بادوام و همیشگی را برایشان فراهم خواهد کرد. در ازدواج برخلاف زمان دوستی و آشنایی، با هم بودن دیگر فقط به شام‌ در رستوران‌ها و کافه‌های شیک ختم نمی‌شود و حتی ساده‌ترین برنامه‌ها هم می‌تواند خاطراتی به یادماندنی در ذهنتان ایجاد کند.

خرید موادغذایی: بیدار شدن و به خرید موادغذایی موردنیاز روزانه رفتن نباید حتماً کاری از سراجبار و خسته‌کننده باشد. می‌توانید به آن بعنوان فرصتی برای غذاهایی که می‌توانید در روزهای آتی با هم درست کنید فکر کنید. کمی در اینترنت برای دستورغذاهای جدید جستجو کنید. لیست خریدتان را با خودتان ببرید و موقع خرید کردن به لذتی که آن آشپزی دونفره برایتان خواهد داشت فکر کنید.

پیاده‌روی آخرهفته‌ها: به جز این دیگر چه زمانی زن و شوهر می‌تواند شانه‌به‌شانه و دست در دست هم راه بروند و از زمان با هم بودن خود لذت ببرند. البته بهتر است در این مواقع تلفن همراهتان را خاموش کنید که زنگ‌های آن صمیمیت دونفره‌تان را بر هم نزند. وقتی هوا گرمتر باشد و گل‌ها و درخت‌ها زیبا و سرسبز، زمانی جادویی را کنار هم خواهید گذراند.

آخرهفته‌های دونفره: چند ساعت مرخصی برای با هم بودن هیچ فایده‌ای ندارد. دو روز آخر هفته دست از کار بکشید، گوشی‌های موبایلتان را خاموش کنید، کمی خرید کنید. چند فیلم سینمایی از قبل آماده کنید و تعطیلات آخر هفته‌ای عالی در کنار هم بگذرانید. این بهترین زمان است که روی کاناپه کنار هم بنشینید و لذت ببرید.

زیباسازی حیاط خانه: اگر هوا خوب باشد می‌توانید کمی در حیاط خانه باغبانی کنید. به گل‌فروشی محل بروید، کمی تخم گل بخرید و با هم در باغچه خانه بکارید. این تجربه برای ماه‌ها خاطره‌ای خوش در ذهنتان ایجاد خواهد کرد.

ماشین‌سواری: یک سفر درون‌شهری با اتومبیل شخصی‌تان این امکان را فراهم می‌کند که زمانی عالی را کنار هم بگذرانید و کلی هم سیاحت کنید. یک سبد پیک‌نیک و زیرانداز همراه خود بردارید تا اگر محلی مناسب پیدا کردید کنار هم ناهاری عاشقانه صرف کنید.

یک روز در شهر مثل توریست‌ها: چند نفر هستند که از دیدنی‌های شهرشان دیدن کرده باشند؟ برای بازدید از مناطق دیدنی شهرتان وقت بگذارید. چه موزه‌های نزدیکتان باشد و چه آثار تاریخی و چه جدیدترین تئاتر شهر، همیشه کشف دوباره محلی که در آن زندگی می‌کنید لذت‌بخش خواهد بود.

حرف زدن شب‌هنگام: هیچ زمانی برای ابراز احساسات بهتر از زمانی نیست که کنار هم روی تخت دراز کشیده‌اید. این نوع صمیمیت است که باعث می‌شود هیچوقت از هم جدا نشوید.

رابطه‌ای که طی سال‌ها کنار هم بودن تقویت می‌شود باعث می‌شود زمانی را که زن و شوهر کنار هم می‌گذرانند، صرف‌نظر از نوع فعالیت آن، بسیار پربارتر باشد. هیچوقت این واقعیت را فراموش نکنید که باوجود از بین رفتن شور و هیجان اول ارتباط، این همسرتان است که با او زندگی می‌کنید: کسی که همه زندگی‌تان دوستش داشته‌اید.

 

منبع : بیتوته

سایت مردمان


از غر زدن دست بردارید، همین حالا!

اعتراض کردن و دایم غر زدن یکی از بدترین عادت های انسانی است. بسیاری از کارشناسان پزشکی اعتقاد دارند این عادت بر سلامت جسم و روح تاثیر منفی دارد و مسیر زندگی او را تغییر می دهد. اعتراض کردن موجب ناامیدی می شود زیرا شما دایم به نداشته ها و کمبودها و ایرادها نگاه می کنید و این موجب می شود تا عصبی، پرخاشگر و بی‌حوصله بشوید. حتی به افسردگی نیز منجر می شود زیرا هیچ چیز از نظر شما زیبا نیست. اگر شما هم عادت دارید دایم در مورد همه مسایل اعتراض کنید، این مطلب را بخوانید بلکه کمکی باشد برای برطرف کردن این عادت.

چگونه از غر زدن دست برداریم؟


روی مسایلی که کنترلی روی آنها ندارید، تمرکز نکنید.
خیلی از مسایل اطراف خود را نمی توانیم تغییر دهیم و کنترلی روی آنها نداریم. به طور مثال، شما نمی توانید شرایط آب و هوا را تغییر دهید یا رفتارهای آزاردهنده انسانی دیگر را تغییر دهید. چرا وقت خود را روی این مسایل هدر می دهید؟ اگر بارش باران را دوست ندارید و باران می بارد، به جای اینکه دایم اعتراض کنید که ای داد خیس می شوم و ... سعی کنید به آن فکر نکنید. یا راهکاری برای قرار نگرفتن زیر باران پیدا کنید. انسان های باهوش هرگز وقت و انرژی خود را صرف اعتراض و به اصطلاح حرص خوردن در مورد مسایلی که توان تغییر آن را ندارند، هدر نمی دهند.

برای داشته های خود شکرگزار باشید
شاید این جمله را زیاد شنیده باشید و بسیار کلیشه ای به نظرتان بیاید. اما بیشتر ما انسان ها عادت کرده ایم به نداشته های خود فکر کنیم و برای آنها سوگواری کنیم. در عوض این کار، اگر به آنچه داریم توجه کنیم و برای آنها سپاسگزار باشیم حس خوشایندتری از زندگی خواهیم داشت. منظورمان این نیست که به پیشرفت فکر نکنید، بلکه با لذت بردن از داشته ها برای به دست آوردن یافته های جدیدتر تلاش کنید. وقتی با دید مثبت به مهارت ها، دانش، ثروت، زیبایی، توان و ... خود نگاه کنید، با اعتماد به نفس بیشتر برای بهبود و ارتقا سطح هر کدام از آنها تلاش خواهید کرد.

مثبت اندیش باشید
در این زمانه که همه چیز اعصاب‌خردکن شده است،چه کسی می تواند مثبت فکر کند؟ این دقیقا جمله یک انسان همیشه معترض و افراطی است. برای فردی که عادت کرده همیشه نیمه خالی لیوان را ببیند و همیشه ناراضی باشد، بسیار سخت است که مثبت فکر کند. اما ابتدا به این فکر کنید که هیچ چیز در این جهان کامل، مطلوب و پایدار نیست. سپس این را باور کنید که همه انسان ها و پروژه های کاری و فکری و هنری ممکن است با اشکال و موانع مختلف روبه رو شوند. با این فکر می آموزید که شکست ها نباید موجب ناامیدی که باید راهی تازه برای پیشرفت شما باشند.  انسان های باهوش و موفق همیشه در پس هر شکست، یک قدم به جلو پیش می روند زیرا به جای اعتراض، ریشه شکست را کشف می کنند.

به تغییر کردن عادت کنید
زندگی دایم در حال تغییر و تحول است. باید یاد بگیرید تا به این تغییرات عادت کنید. همان طور که در بالا نیز اشاره کردیم، مسایل بسیاری در زندگی وجود دارد که از کنترل ما خارج هستند، بهترین راهکار برای آرام زندگی کردن این است که به تغییرات دایمی زندگی عادت کنیم. بدون شک در هر موقعیتی راهکاری مناسب برای پیش رفتن به جلو وجود دارد.

جسور و با جرات باشید
اگر قصد دارید عادت زشت اعتراض کردن های دایمی را ترک کنید، باید جسور باشید. باید شهامت داشته باشید. باید بتوانید رفتارهای آزاردهنده دیگران یا رویدادهای ناگوار را تاب بیاورید. نباید بگذارید دیگران از شما سوءاستفاده کنند یا به راحتی موجب ناراحتی شما بشوند. البته جسارت به معنای بی احترامی به دیگران نیست. اگر موضع مخالف دارید، باید با حفظ ادب و احترام برای شخصیت انسان ها آن را بیان کنید.

در مورد دیگران قضاوت نکنید
یکی از بدترین و آزاردهنده ترین خصلت های انسانی، زود قضاوت کردن در مورد دیگران است. بسیاری از ما عادت داریم با کوچک ترین اتفاقی که روی می دهد، واکنش های آدم های اطراف خود را قضاوت می کنیم و فهرست بلندبالایی از تفکرات و توهمات خود را به زبان بیاوریم. این مساله موجب بدتر شدن اوضاع می شود زیرا شما با ذهن خود دایم دنبال شخصی کردن مسایل و پیدا کردن موارد منفی بیشتر برای اعتراض هستید. بهتر است گاهی خود را به جای دیگران قرار دهید و ببینید آیا واکنش شما در این مورد چگونه می تواند باشد. شاید درک بهتری نسبت به آن مساله پیدا و کمتر اعتراض کنید.

برای دیگران الگو باشید
اگر دوست ندارید آدم های اطرافتان کمتر اعتراض کنند، خودتان باید عادت اعتراض کردن را در وجود خود از بین ببرید. سعی کنید وقتی در یک جمع حضور دارید، موضوع صحبت را تغییر دهید. اگر فردی هم خواست وارد بحث های اعتراضی و غر زدن و ابراز ناراحتی بشود، شما باید با سیاست و زیرکی خود موضوع را عوض کنید. خود را به الگویی برای دیگران تبدیل کنید. به این ترتیب،هم خود از دام اعتراض بیرون رفته اید، هم به دیگران کمک کرده اید.

 

منبع : بیتوته

 

 


در بیان این جملات خساست به خرج دهید، لطفاً!

ما انسان ها گاهی حرف هایی را به زبان می آوریم که از نظر خودمان معمولی هستند، اما برای فردی که آن را می شنود بسیار ناراحت کننده است. برخی از عبارت ها تاثیرات بسیار منفی بر ذهن فرد موردعلاقه ما دارند و می توانند به راحتی موجب از بین رفتن رابطه عاشقانه بشوند.

می دانی چند تار موی سفید داری؟
زوبین  40 ساله می گوید: در تولد 40 سالگی‌ام همسرم به من گفت می دانی چند تار موی سفید داری؟. می دانم که او فقط برای شوخی و خنده این عبارت رابیان کرده است اما هنوز پس از گذشت یک سال من هنوز به این جمله فکر می کنم و این جمله آزارم می دهد. هر بار در آینه خودم را نگاه می کنم، یاد این جمله می افتم. تا پیش از این تصور می کردم خوش قیافه هستم. اما اکنون خیلی به آن ایمان ندارم.

در زندگی زناشویی خوب است که زن و مرد همیشه باعث شاد بودن یکدیگر باشند. باید این حس را به طرف مقابل القا کنید که همیشه جوان، زیبا و دوست داشتنی است و گذر زمان از جذابیت او کم نکرده است. باید بدانید که مردها نیز با بالارفتن سن، دچار کاهش اعتماد به نفس می شوند. بنابراین، این وظیفه همه زنان است که به مرد خود این اعتماد را بدهند که حاضر نیستند همسر خود را با هیچ مرد جوان دیگری عوض کنند.

می دانم که خیلی خوشحال نیستی
حامد 41 ساله می گوید: این جمله ای است که همسرم بارها در زمان های سخت زندگی به من گفته است. خود جمله خیلی دردناک نیست اما همسرم آن را طوری بیان می کند که گویا خودش بسیار خوشحال و راحت است و این منم که فقط از سختی زندگی در عذاب هستم. در صورتی که خودش هم راحت نبود و این جمله را طوری می گفت که گویا دارد از خودگذشتگی و خودش را فدای من می کند. در صورتیکه به هیچ وجه این طور نبود. هنگامی که سومین دختر ما به دنیا آمد، هر دو ما استرس بسیاری داشتیم. اما همه آرزوی من این بود که ایکاش می توانستیم رابطه خوب اولیه خود را داشته باشیم و از این همه اندوه که میان خودمان دونفر وجود داشت، فرار کنیم.

آیا فکر می کنی ما جذابیت و طراوت خود را از دست داده ایم؟
مهیار 34 ساله می گوید: تا پیش از اینکه همسرم این جمله را به زبان بیاورد همیشه تصور می کردم رابطه ما بسیار خوب است و همه چیز بسیار خوب پیش می رود. این سوال باعث شد تا به این فکر کنم که آیا مشکلی در رابطه ما وجود دارد؟ احتمالا او کمبودی احساس کرده است که چنین سوالی را می پرسد.

هنگامی که احساس می کنید رابطه‌تان همچون ماه های اول نیست به جای اینکه از جملات منفی استفاده کنید. با یکدیگر در این رابطه حرف بزنید و برای بهبود اوضاع و برگرداندن اشتیاقات اولیه، با هم راهکار پیدا کنید. برای کارها و مسایل شخصی خود اولویت تعیین و برنامه ریزی کنید تا در این میان فرصت های بدون استرس و فشار کاری پیدا و در کنار هم لحظه های نابی را تجربه کنید.

تو اصلا نمی توانی مرا درک کنی!
این جمله بسیار ناراحت کننده است و موجب سردی رابطه می شود. با این جمله طرف مقابل تصور می کند همه تلاش هایی که در طول سال ها انجام داده، بیهوده بوده است. لطفا در بیان چنین جمله هایی خساست به خرج دهید و نگذارید به راحتی از دهانتان خارج شوند. برخی از حرف ها برای شما ساده هستند، اما زخم بزرگی در دل طرف مقابل ایجاد می کنند که جای آن به این راحتی ها خوب نمی شود. با همین جمله ساده همه مهربانی و از خودگذشتگی های طرف مقابل خود را زیر سوال می برید و او را از تلاش های بعدی ناامید می کنید.

حقیقت را باید پذیرفت، از این جا به بعد در سرازیری قرار داریم!
مهدی 35 ساله می  گوید: وقتی نامزد من این جمله را بیان کرد حس بسیار بدی پیدا کردم. درست است که او به شوخی این جمله را بیان کرد. اما بالاخره در دلش به آن اعتقاد دارد که به زبان آورده است. من از این طرز فکر متنفرم که رابطه ها پس از مدتی در سرازیری قرار می گیرند و دیگر همچون روزهای اول نیستند.

مامانم فکر می کند بهتر است کار دیگری پیدا کنی
آیدین 30 ساله می گوید: متنفرم که همسرم به من بگوید چه شغلی را انتخاب کنم. البته این را می دانم که او صلاح مرا می داند و می خواهد من موفق تر باشم اما اینکه مادر او در مورد شغل من نظر بدهد دیگر قابل تحمل نیست. اگر او مادرش را دوست دارد و نظراتش را قبول دارد، باید رابطه خود را میان خودشان دو نفر نگه دارند و به من تعمیم ندهند. فردی که درک بالایی داشته باشد می فهمد که نباید در تفکرات و تصمیماتِ فردی دیگران دخالت کند.

اگه بچه ها خوشحال باشند کافی است، این طور نیست؟
محمد 45 ساله می گوید: در پاسخ این حرف دوست دارم فریاد بکشم که نه! درست است که شادی بچه ها و مراقبت از آنها برای من هم اهمیت بسیاری دارد اما خودمان دو نفر چه می شویم؟ همه چیز که به بچه ها محدود نمی شود. دوست دارم خوشحالی من هم برای همسرم مهم باشد و این جمله به معنای واقعی موجب ناراحتی و ناامیدی من می شود.

گاهی احساس می کنم تو مانع از پیشرفت من در زندگی می شوی
توماج 34 می گوید: همسرم این جمله را در حالت عصبانیت بیان کرد اما همچنان در ذهن من باقی مانده و موجب ناراحتی من است. من همیشه تصور می کردم ما هر دو برای پیشرفت و موفقیت های طرف مقابل تلاش می کنیم و این جمله به من نشان داد همسرم از چیزی ناراحت است و مرا مقصر این امر می داند.

باید سعی کنید حتی در عصبانیت نیز حواستان به جمله هایی که بیان می کنید، باشد. درست است که هنگام خشم کنترل کردن زبان کار آسانی نیست، اما ممکن است و با می توانید کمی تمرین و صبوری به نتیجه دلخواه برسید.

 

منبع : بیتوته


پنج روش ساده برای افزایش قدرت مردانگی

پنج روش ساده برای افزایش قدرت مردانگی
کمبود هورمون تستوسترون علاوه بر کاهش حجم توده عضلانی و تراکم استخوان می تواند تمایل جنسی را به شدت کم کند.نتایج بررسی های جدید دانشمندان نشان می دهد کاهش این هورمون می تواند احتمال بروز سرطان پروستات، بیماری قلبی و مرگ زود هنگام را به شدت افزایش دهد.با مطالعه و اجرای پنج توصیه زیر می توان میزان هورمون تستوسترون خون را افزایش داد.


1- کاهش اندازه دور کمر
هر چه اندازه دور کمر افزایش یابد، میزان هورمون تستوسترون خون کاهش می یابد. همین حالا نزد متخصص تغذیه بروید و از او درباره پیروی کردن از رژیم غذایی سالم و کاهش وزن بپرسید. دست کم هفته ای 100 دقیقه پیاده روی سریع کنید تا اندازه دور کمرتان کم شود.


2- از بین بردن استرس
ابتلا به استرس روانی و فیزیکی سبب کاهش میزان هورمون تستوسترون می شود. دکتر دیوید زاوا، مدیر مرکز درمانی رونالد ریگان در کالیفرنیا می گوید:" استرس سبب افزایش ترشح هورمون کورتیزول می شود که توانایی بدن در ترشح و استفاده از هورمون تستوسترون را کم می کند. "او افزود:" بیش از اندازه ورزش کردن و خسته شدن عضلات بدن نیز سبب کاهش میزان تستوسترون خون می شود. "


3- تقویت عضلات دو سر بازویی
پژوهشگران فنلاندی دریافتند، میزان هورمون تستوسترون خون مردانی که وزنه می زنند 49 درصد بیشتر از هم جنسان شان است که چنین نمی کنند. دکتر دیوید زاوا معتقد است:" وزنه زدن علاوه بر تقویت عضلات بدن سبب افزایش ترشح هورمون تستوسترون می شود. "


4- مصرف چربی های غیر اشباع
نتایج یک مطالعه که در مجله طب ورزش آمریکا منتشر شده نشان می دهد، میزان تستوسترون خون مردانی که چربی مصرف می کنند بیشتر از سایرین است. برای افزایش میزان هورمون تستوسترون و حفظ تندرستی قلب و عروق باید چربی های اشباع نشده، ماهی و آجیل مصرف کرد.


5- پرهیز کردن از الکل
نتایج بررسی های دانشمندان مدرسه پزشکی آمستردام نشان می دهد، میزان هورمون تستوسترون خون افرادی که روزانه دست کم 3 لیوان الکل می نوشند، 7 درصد کاهش می یابد. برای جلوگیری کردن از کاهش میزان هورمون تستوسترون باید نوشیدن الکل را متوقف کرد.

 

منبع : بیتوته

 

 


واکنش بهتر در برابر تعریف همسر از خود

یک آدم متشخص به همسرش اجازه می دهد در حضور او از خودش تعریف کند. آدم ها گاه نیاز دارند تا در لفافه و یا به طور واضح از خود تعریف کنند. این عمل باعث ایجاد یا بازگشت درجاتی از اعتماد به نفس در شخص می شود که امری بسیار عادی است.

 

البته یک آدم متشخص نباید از خود تعریف کند، چون این عمل تاثیر خوبی از شخص بر ذهن اطرافیان نمی گذارد، ولی اگر کسی در حضور او از خودش تعریف کند با حرکات تاییدی سر و تماس چشمی مهربان به او اجازه می دهد به تعریف خود ادامه دهد.

 

در رابطه همسری نیز این حکم پابرجاست. بدین معنا که اگر همسرمان در حضور ما شروع به تعریف از خود کرد، باید با پذیرش ما مواجه شود.

 

البته واقعیت این است که وقتی کسی شروع به تعریف از خود در برابر همسرش می کند معنایش این است که نکاتی وجود داشته که برای شخص حائز اهمیت بوده و در واقع همسر باید آن ها را می دیده و از آن ها تعریف می کرده است. لکن از آن غفلت کرده است.

 

مثال:

زن: هیچ زنی به اندازه من تو خونه کار نمی کنه!...

شوهر: همین طوره عزیزم!... شما خیلی خسته می شی!

 

منبع : بیتوته

 

 


این کارها همسرتان را دلسرد می کند

یكی از آگاهی‌های لازم برای ایجاد یك رابطه موثر، شناخت عواملی است كه رابطه ما را به سوی دلسردی سوق می‌دهند.

 

بسیاری از زوج‌ها علی رغم حسن نیتشان، به روش‌های متفاوتی باعث دلسردی همسرشان می‌شوند. گاهی به یكدیگر احترام نمی‌گذارند، گاهی احساسات همدیگر را در نظر نمی‌گیرند، گاهی قدرت‌طلبی می‌كنند و گاهی تحقیر و سرزنش.

 

نوع برخورد هر انسانی، نمادی از سلامتی روان و آگاهی اوست. برای آنكه برخورد سالمی داشته باشیم در ابتدا باید روان سالمی داشته باشیم. اگر مشكلات ارتباطی ناشی از مشكلات درونی نباشد، مهارت‌های ارتباطی پیشقدم می‌شوند.

یكی از آگاهی‌های لازم برای ایجاد یك رابطه موثر، شناخت عواملی است كه رابطه ما را به سوی دلسردی سوق می‌دهند.

 

در زیر به چند عنصر از عوامل دلسرد كننده اشاره می‌كنیم:

 

سلطه پذیری

گاهی احساس می‌كنیم، برای اینكه كار‌ها خوب پیش رود باید ما كار‌ها را انجام بدهیم. برای همین هم است كه نظر همسرمان یا پیشرفت‌های او را نمی‌بینیم. وقتی این احساس را داریم به صورت زیركانه و ضمنی همسرمان را تحت سلطه قرار می‌دهند.

 

ترساندن

كمالگرایی بیش از حد، باعث احساس ترس می‌شود. همسرانی كه توقع دارند همسرشان بر اساس ملاك‌های كمالگرایانه آن‌ها عمل كنند احساس دلسردی را به همسران خود انتقال می‌دهند.

 

تصدیق نكردن پیشرفت

وقتی پیشرفت‌های همسرتان را تصدیق نمی‌كنید باعث دلسرد شدن همسرتان می‌شوید. تصدیق كردن پیشرفت‌های همسر باعث تشویق آن‌ها برای تغییر می‌شود.

 

حساسیت بیش از حد

وقتی همسری می‌خواهد بر‌تر از دیگران باشد، به همسر خود بیش از حد حساس می‌شود، چرا كه این اعتقاد اشتباه را دارد كه وقتی كسی می‌شوم كه از دیگران سر‌تر باشم. وقتی شوهر یا زن در مورد یك دوست خود صحبت می‌كند یا از لباس قشنگ كسی حرف می‌زند، طرف مقابل این صحبت‌ها را كنایه از نواقص خود می‌بیند و واكنش نشان می‌دهد. این نوع رفتار‌ها ممكن است باعث دلسردی طرف مقابل شود، چرا كه هم منظور او را بد تعبیر كرده‌اید و هم در مقابل ابراز عقیده یا احساساتش ایستاده‌اید.

 

آگاهی از رفتار‌ها و تاثیر آن بر طرف مقابل می‌تواند ما را در بهبود یك رابطه كمك كند. دلسرد كردن همسر، در واقع تلاش برای خاموش كردن آتش یك زندگی پویا، انرژی دهنده و صمیمی است. توانایی در برخوردی موثر، چیزی است كه بر اثر دقت و تمرین به دست می‌آید. باید برای جلوگیری از رفتارهایی كه به روابط و در ‌‌نهایت به زندگی ما لطمه می‌زنند برنامه‌ای داشته باشیم.

منبع : بیتوته

 


همسرداری نرم ،همسرداری سخت

یكی از مهم‌ترین ملاك های الزامی برای همسر گزینی، نرم‌خویی و برخورداری از روحیه ی انعطاف‌پذیری است. داشتن چنین روحیه‌ای تضمین کننده ی تداوم و بقای زندگی زناشویی به شمار آمده و چنانچه دختر و پسر دارای چنین صفت ارزشمندی نباشند، در ماه‌های آغاز زندگی مشترك با مشکلات بسیاری روبه‌رو شده و توان ادامه ی زندگی را از دست خواهند داد.

 

منعطف در برابر همسرم

اساس خانواده برای رسیدن به آرامش است، بنابراین زن و مرد باید یکدیگر را یاری کنند تا در خانواده معنا و آرامش حکم‌فرما شود و بتوانند در سایه‌ی این آرامش به کمال خود برسند.

 

در زندگی مشترک اگر یکی از طرفین تندخو و پرخاشگر باشد، دیگری می‌تواند با صبر و حوصله او را تغییر داده و با درایت ارتباط صمیمی و لطیف میان خود و همسرش برقرار نماید. ولی گاهی هیچ‌کدام از طرفین از خود نرم‌خویی و انعطاف‌پذیری نشان نمی‌دهند و بر نظر عمل و خود اصرار دارند که این شرایط، آرامش زندگی را به هم می‌زند و هر یک از طرفین انتظار دارد که دیگری کوتاه بیاید. نرم‌‌خویی به معنای بی‌تفاوتی نیست و انعطاف‌پذیری با اصرار و لجاجت غیرمنطقی فرق دارد. فردی که بتواند در شرایط سخت زندگی خویشتن‌داری و انعطاف از خود نشان دهد، محیطی آرام همراه با صلح و دوستی را در خانواده به وجود می‌آورد که رفتارش بازتاب منفی نداشته باشد و دیگران را به طرف خود جذب می‌کند. همسران انعطاف‌پذیر دارای عزت‌نفس بالا هستند و در روابط خود در زندگی مشترک و حتی زندگی جمعی خود موفق‌ترند، چون یاد گرفته‌اند در برابر مسائل متضاد و خلاف انتظارشان چگونه برخورد کنند. همین منعطف بودن‌شان در تعاملات باعث نرمی و آرامش در رفتارشان می‌گردد و افرادی آرام وخونسرد دیده می‌شوند و دیگران از معاشرت با آن‌ها لذت می‌برند.

 

افراد انعطاف‌پذیر، تفاوت‌ها و اختلافات بین خود و دیگران به خصوص همسر خود را راحت‌تر قبول می‌کنند و از وجود این تفاوت‌ها نه تنها مضطرب و آشفته نمی‌شوند، بلکه به راحتی با آن‌ها کنار می‌آیند و در جهت به تفاهم رساندن این اختلافات تلاش می‌کنند. آن‌ها حتی از این اختلافات برای رسیدن به تفاهم بیشتر استفاده می‌کنند و ر‌فتاری سازگارانه از خود بروز می‌دهند.

 

زوجین باید توجه کنند که نرم‌خویی و مهربانی یک ویژگی مثبت و خوب در زندگی است و باید از سوی همسرش مورد تمجید قرار گیرد و با انعطاف پذیری در زندگی مشکلات حل می‌شود .

 

یکی از مصادیف انعطاف پذیری کوتاه امدن در بحث هاست .این جمله معمولا در پایان یک بحث می آید وقتی که یک شخص، عصبانی و ناامید از اینکه نتوانسته نظرش را تحمیل کند این جمله را می گوید: موافقی که بحث را تمام کنیم؟

 

تا به حال چندبار این عبارت را شنیده اید؟ این جمله معمولا در پایان یک بحث می آید وقتی که یک شخص، عصبانی و ناامید از اینکه نتوانسته نظرش را تحمیل کند این جمله را می گوید: موافقی که بحث را تمام کنیم؟

 

این جمله به این معنی نیست که ما فقط از بحث های مهم دست برداریم و سپس خشم، ناراحتی، و ناامیدی حاصل از آن را با خود همراه کنیم. همچنین به معنی تسلیم و متاسف شدن نیست یا حتی به معنی این نیست که ما مرتکب اشتباهی شده ایم.

 

بلکه به این معنی است که ما به این نتیجه رسیده ایم که نمی توانیم چشم در چشم همدیگر بحث کنیم و بهتر است که در بعضی مسائل کوتاه بیاییم. نکته جالب این است که ما می توانیم این جمله را درمورد دوستان، معلم، غریبه ها و حتی رئیسمان به کار بریم اما به ندرت می شود این جمله را درمورد خانواده و همسرمان به کار بریم. بعضی از ما به دلیل اینکه با هم ازدواج کرده ایم یا فامیل هستیم باید نسبت به همه چیز موافقت کنیم.

 

به همین شکل، وقتی ما نمی توانیم چشم در چشم کسی نظر مخالفمان را بگوییم، به این معنی نیست که یک نفر درست و نفر دیگر اشتباه می گوید. بحث کردن در چنین مواردی مثل این است که از چندنفر بپرسیم زیباترین رنگ رنگین کمان کدام است؟ مسلم است که بعضی ها آبی را ترجیح می دهند درصورتی که بقیه قرمز را می پسندند. این موضوع بستگی به نوع افراد دارد. همه ما نظرات مختلفی در مورد پیرامون مان داریم.

 

خاتمه دادن به بحث به معنی پایان بخشیدن به یک بحث یا دور شدن از بحث برای متقاعد کردن طرف مقابل نیست. بلکه با این کار به دیگران می گویید که شما از احترام خاصی برخوردارید و با احترام به طرف مقابل اجازه ادامه دادن به صحبت هایش را می دهید.

 

حتی دونفر که همدیگر را دوست دارند نسبت به موارد گوناگون نظرات مختلفی دارند و با هم اختلاف نظر دارند که حتی بعضی از این موارد را نمی توان تغییر داد. خاتمه دادن بحث و کوتاه آمدن به این معنی است که طبیعی است که ما با هم اختلاف نظر داشته باشیم و همیشه این اختلاف نظرهاست که پیشنهادات جدیدی را در زندگی به افراد می دهد.

 

کوتاه آمدن در بحث همچنین به معنی این است که ناراحت و عصبانی شدن بی فایده است مخصوصا درمورد نظراتی که شما نمی توانید آنها را تغییر دهید. وقتی ما تصمیم می گیریم که کوتاه بیاییم و بحث را رها کنیم، این حقیقت را پذیرفته ایم که نگرش و دیدگاه ما متفاوت از دیگران است و به سمت جلو درحال پیشرفت هستیم. رها کردن بحث نشان دهنده این است که ما برای سلامتی مان ارزش قائل هستیم علاوه بر این اجازه نمی دهیم چیزهای کوچک ذهن ما را درگیر کند و با این کار برای خودمان و طرف مقابل احترام قائل می شویم.

 

رها کردن بعضی از بحث ها و پافشاری روی بعضی اختلاف نظرها از مهارتهای ارتباطی مهم است. اگر ما بعضی از بحث ها را رها کنیم فقط به خاطر اینکه بهتر به نظر برسیم، آزادی بیان و اعتماد به نفسمان را از بین برده ایم و درمورد رابطه مان با طرف مقابل مردد و خشمگین می شویم. در زندگی مسائلی وجود دارد که باید به خاطرش مبارزه کرد و بعضی مسائل هم ارزش بحث کردن و انرژی گذاشتن ندارد. کشف کردن تفاوت این دو باعث می شود که ما یک شریک زندگی خوبی برای همسرمان و دوست خوبی برای اطرافیانمان باشیم.

 

منبع : بیتوته

 

همسران جوان

 

 


اختلاف، نمک زندگی است!

اختلاف نظر پیش می آید. شما با همسرتان مخالفت می کنید و وقتی می فهمید نظر او در بسیاری از موارد با شما یکی نیست جا می خورید. این طبیعی است و در زندگی همه وجود دارد. در چنین مواقعی حرص و جوش نخورید چون اگر این مخالفت ها نباشند٬ با آدم آهنی هیچ فرقی ندارید. اختلاف نظر شما نه تنها چیز بدی نیست بلکه موجب صمیمیت و علاقه بیشتر شما به یکدیگر می شود.

مشاجره زن و شوهر معمولا بخاطر مسائل مالی٬ کارهای منزل٬ خانواده طرفین یا عقاید و باورهای آنهاست. گاهی اوقات موضوع اختلاف٬ مسائل ناچیزی و بی اهمیتی مانند غذا یا رنگ دیوار یک اتاق است. این مشاجرات بچه گانه با قرعه کشی یا یک شیر خط ساده حل می شوند. برای حل اختلاف نظرهای مهم تر و جدی تر باید بیشتر تلاش کرد. اگر نظرات موافق و مخالف را بنویسید یا نظر شخص سومی را جویا شوید٬ به خوبی می توانید هماهنگی را به زندگی مشترک خود که اکنون دچار اختلال شده است بازگردانید.

شیوه مخالفت زن و مرد با یکدیگر تفاوت دارد. آقایان ممکن است گاهی شیطنت کرده و عذرخواهی از همسر خود را به بعد موکول کنند. خانم ها معمولا زود به حرف می آیند و زبان به اعتراض و شکایت می گشایند تا زمانی که حرف خود را به کرسی بنشانند. این شیوه در طول تاریخ بسیار موثر بوده و توسط بسیاری از خانم ها به کار گرفته شده و نتیجه داشته است. البته ممکن است گاهی جای زن و مرد با هم عوض شود اما به ندرت پیش می آید که هر دو به یک شیوه یکسان مخالفت خود را نشان دهند.

اگر نمی توانید به توافق برسید٬ سازش بهترین راه حل است. برای عده ای از مردم کنار آمدن و سازش کردن با طرف مقابل بسیار لذت بخش است و طرفین را راضی می کند. برای عده ای دیگر سازش تنها یک راه حل معمولی است.

گاهی اوقات هیچ راه حلی پیدا نمی شود و زن و شوهر حتی با یکدیگر کنار هم نمی آیند. اینچاست که همان جمله کلیشه ای معروف به کار می آید: "قبول کنید که با هم اختلاف نظر دارید". در این مرحله یکی از طرفین باید کمی کوتاه بیاید. شاید این تنها کاری است که از دست تان بر می آید. فرض کنید شما با همسرتان در مورد کف پوش آشپزخانه اختلاف دارید. هیچ کدام از شما هم حاضر نیستید کوتاه بیایید و حرف طرف مقابل را قبول کنید. در این شرایط زن و شوهر اگر نمی توانند به توافق برسند باید موضوع را به بعد موکول کنند به این امید که بتوانند با هم کنار بیایند.

بسیاری از زن و شوهرها لذت و هیجان اختلاف داشتن درباره یک مسئله را درک نمی کنند. با کمی شوخ طبعی و شادی و نشاط با موضوع برخورد کنید و سر به سر یکدیگر بگذارید. ببینید هر کس چقدر می تواند طاقت بیاورد. همه می دانند آشتی بعد از یک مشاجره چقدر لذت بخش است. وقتی زن و شوهر همه مشکلات را خیلی جدی نگیرند٬ زندگی مشترک آنها تقویت و مستحکم خواهد شد. کیست که دوست داشته باشد با یک زن / مرد عبوس٬ لجباز و همیشه حق به جانب زیر یک سقف زندگی کند؟ شاد و بشاش باشید. چه کسی می داند٬ شاید شخصیت آسوده و آرام شما موجب فرمانبرداری و تسلیم همسرتان در برابر خواسته ها و نیازهای شما شود.

سعی کنید هر از گاهی تسلیم خواسته های همسرتان شوید. هیچ چیز زیباتر از این نیست که او بداند شما آنقدر دوستش دارید که اجازه می دهید گاهی راه خودش را برود. اگر واقعا برای همسرتان مهم است که وسیله خاصی را در اتاق نشیمن قرار دهد – حتی اگر دکوراسیون اتاق را به هم می ریزد – شما کوتاه بیایید. اگر همسرتان هر ماه برای ثبت نام در کلاس مورد علاقه خود هزینه می کند٬ بگذارید راحت باشد. لذتی که به این طریق به همسرتان هدیه می کنید٬ به یک دنیا می ارزد. اینطور نیست؟ شاید؟! می توانید امتحان کنید و با چشم های خودتان ببینید.

یکی از خطرات تسلیم شدن و فرمانبرداری همیشگی در مقابل همسرتان این است که احتمال دارد او به یک فرد زورگو تبدیل شود. بجای تشکر از گیر ندادن و بی خیالی شما٬ بهانه ای برای زور گویی و سرکوب تان پیدا می کند. اگر همسرتان در چنین مسیری قرار گرفت بلافاصله و به آرامی او را متوجه رفتار خودش کنید تا بداند اگر بخواهد اینطور رفتار کند شما دیگر در برابر او تسلیم نخواهید شد. آدم های منطقی٬ رفتارشان را با دیگران هماهنگ می کنند و به زندگی مشترک خود ثبات ببخشند.

اختلاف٬ نمک زندگی است. فکر کنید اگر قرار بود همیشه شما و همسرتان هم رای و هم فکر بودید٬ زندگی تان چقدر کسل کننده می شد. با وجود اینکه طبیعی است گاهی با همسرتان اختلاف نظر پیدا کنید اما برای حفظ زندگی مشترک خود باید در برقراری تعادل بکوشید. فکر و عقیده خودتان را داشته باشید اما همسرتان را مجبور نکنید مثل شما فکر کند و همان احساسی را که شما دارید داشته باشد. ازدواج یک معامله دوطرفه است٬ سعی کنید عدالت را رعایت کنید تا هر دو شاد باشید!

 

منبع : بیتوته

 


عروس خانم های کم طاقت بخوانند!

اختلاف های اول زندگی، به خصوص در دوره نامزدی و عقد خیلی رایج و البته خیلی استراتژیک هستند. چون می توانند آینده رابطه شما را تعیین کنند. می توانند مشخص کنند شما در تنظیم روابط بالغانه رفتار خواهید کرد یا با همین فرمان تا آخر پیش می روید و زندگی پرتنشی می سازید.

شاید بگویید بعد از مدتی برخی از رفتارهای همسرتان آزاردهنده به نظر می رسد. در چنین شرایطی به کمک چند توصیه می توانید شرایط موجود را بهتر بپذیرید و خودتان را با زندگی مشترک تطبیق دهید.
 
پیشگویی را متوقف کنید!
تصور کنید همسرتان در ارتباط با شما آدم فراموش کاری است، او به صورت معمول تاریخ تولد شما، سالگرد ازدواج و یا مناسبت هایی از این دست را فراموش می کند، در عین حال قرارهایی که با شما دارد نیز پشت گوش انداخته و به عنوان مثال اگر قرار است با هم خرید بروید، ساعتی را که با شما قرار گذاشته فراموش کرده و با تأخیر از راه می رسد.

در این مواقع اگر کمی روی رفتار خود دقت کنید متوجه می شوید هر زمان که قراری با او دارید و یا مناسبت خاصی در راه است شما الگوی خاصی را طی می کنید. از ساعت ها پیش، در ذهن خود مشغول تکرار ماجرایی هستید که انتظارش را دارید؛ به احتمال زیاد با خود فکر می کنید که او باز هم دیر خواهد آمد، قرار را فراموش می کند، تولد من را به کل از یاد برده و ... .

این کار که به عنوان «نشخوار ذهنی» نیز می توان از آن یاد کرد، یکی از کارهایی است که می تواند آرامش شما را حسابی به هم بریزد. در واقع از ساعت ها پیش از اینکه رویدادی ناخوشایند برایتان رخ دهد، سطح تنش و اضطراب را در خودتان افزایش داده و باعث می شوید تا تحریک پذیری تان افزایش یابد. در این شرایط اگر همسرتان طبق انتظار شما به وعده خود عمل نکند و یا باز هم قراری را فراموش کند، عصبانیت و دلخوری شدیدتری را تجربه خواهید کرد، چرا که از نظر روانی پیش از این رویداد، دچار فرسایش روانی شده بودید.

در عین حال اگر همسرتان مطابق انتظار شما نیز عمل نکند و به عنوان مثال دقیقاً طبق قرار عمل کند، شما لذت کمتری از این رویداد خوشایند را تجربه کرده و به احتمال زیاد برخورد شما نمی تواند مشوق همسرتان برای تکرار این رفتار باشد. اما راه چاره چیست؟

دست به تجربه بزنید!
گاهی اوقــات برخی رفتارهای ساده همسرمان تنها برای ما تبدیل به رفتارهایی آزاردهنـده می شود، آنقدر که اگر آن رفتار را برای دوستی تعریف کرده و نظر او را بخواهیم، به احتمال زیاد به ما خواهد گفت که بی جهت حساسیت نشان می دهیم و این موضوع آنقدرها هم اهمیت ندارد.

واقعیت این است که رفتارهای کوچک در واقعیت چندان اهمیتی ندارند اما امان از وقتی که یکی از همسران روی یکی از آنها حساس شود. آن وقت با هر بار تکرار، آرامش خانه است که به کل از دست می رود. یکی از ساده ترین راه ها برای کمک کردن حساسیت می تواند تجربه همان رفتار ناخوشایند توسط خود ما باشد.

شاید با خود فکر کنید که امکان ندارد من کاری را که دور از نزاکت می دانم انجام دهم. هرچند هیچ کسی نمی تواند شما را مجبور به انجام کاری که دوست ندارید بکند اما توجه داشته باشید که گاهی اوقات تنها بعد از انجام همان کار است که می توانیم متوجه شویم چرا همسرمان آن کار را تکرار می کند و همین نزدیک شدن به دنیای همسر می تواند باعث کم شدن حساسیت در ما باشد.

به عنوان مثال تازه بعد از ترکاندن آدامس، متوجه می شویم که وقتی کسی آدامس را می ترکاند صدایی متفاوت با دیگران را می شنود، صدایی که او تجربه می کند شدت کمتری از صدایی دیگران می شنوند، دارد و در نتیجه کمتر آزاردهنده است. همین دیدن مسئله از زاویه ای دیگر می تواند به ما کمک کند تا واکنش کمتری نشان داده و حداقل با هر بار تکرار آن رفتار آزار کمتری ببینیم.

نقطه مشترک بسازید
انتقاد و قضاوت را بس كنید. بیشتر مردم از همان اول رابطه شروع به انتقاد می‌كنند. به یاد داشته باشید كه هیچ‌كس نمی‌تواند ازدواجی را نجات بدهد اگر طرفین بیشتر از تحسین‌شدن مورد انتقاد قرار بگیرند. انتقادهای مدام و پی در پی به همسرتان این حس را می‌دهد كه او به اندازه كافی برای شما خوب نیست. این حس (به خصوص برای مردها) سردشدن رابطه را به دنبال دارد. قبل از هر چیز سعی كنید همسرتان را بشناسید و بعد از آن تفاوت‌های قابل قبول همدیگر را بپذیرید.

درباره تفاوت‌ها شفاف‌سازی كنید. اینكه تفاوت را چه معنی می‌كنید، مهم است.
ما همیشه حقایق را از بین فیلترهای متفاوتی رد می‌كنیم كه وجود آن فیلترها به فرهنگ، ‌جنسیت و خانواده بستگی دارد. تنها شرط یك ازدواج خوب، حفظ كردن عشق در رابطه است. می‌توانید همسرتان را در نوع سپاسگزاری‌تان غافلگیر كنید. اگر او چیزهایی را همیشه دوست داشته كه شما با آن مخالفت می‌كردید، می‌توانید با موافقت خود به او حس متفاوت بدهید. اگر همسرتان همیشه تیر و كمان دوست داشته و به نظر شما خرید تیرو كمان از خرج‌های غیرضروری زندگی بوده، ‌می‌توانید با پس‌اندازهایی كه برای تفریح خود كنار گذاشته‌اید،‌ برایش یك تیروكمان بخرید.

 

منبع : بیتوته

 


زن ها را بهتر بشناسیم

قانون خلقت و تدبیر حكیمانه خداوند در آفرینش زن و مرد، تفاوت های حكیمانه و ضروری قرار داده تا زن و مرد قادر به انجام مسئولیت های خود باشند و علاوه بر آن مكمل وجود یكدیگر گشته و چرخه حیات انسانی را در حركت نگه دارند.زن برای زن بودن، نیازبه خصلت هایی دارد و مرد برای مرد بودن نیاز به صفات و حالاتی. شناخت این خصلتها و روحیات و روانشناسی زن و مرد، كمك شایانی در مدیریت بهینه و با كفایت زندگی و خانواده خواهد داشت.



زن ها را بهتر بشناسیم

ﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯾﻢ! -متن خواندنی

ﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯾﻢ!

ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺑﯿﻨﻤﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﯿﻢ،

ﺳﺮﺩ ﻭ ﺑﯽ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺟﺪﺍﯾﯽ…

ﭼﻨﺪﯼ ﭘﯿﺶ ﯾﮏ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﭘﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺩﺍﺩﻡ …

ﯾﮏ ﭘﺎﺳﺦ ﭘﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺩﺍﺩ ..

ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ……. ﻭ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﭘﺎﺳﺨﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﻡ ……

ﻭ ﺍﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﭘﺎﺳﺨﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ ……. ﻭ ﺑﺎﺯ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ……. ﻭ ﺑﺎﺯ ﺍﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ……..

ﺍﺻﻼ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﻣﯿﺰ ﺑﻠﺪ ﺍﺳﺖ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﺪ ……..

ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﺍﻧﺴﻮﯼ ﺧﻂ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺳﺖ …

ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ …

ﺍﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﻭ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ ﺣﺘﯽ ﮔﻔﺖ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ …

ﻣﺎ ﺍﺩﻣﻬﺎﯼ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ …

ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ

ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﯾﻢ

ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ …

ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻧﯿﻢ

ﻫﻤﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ….

 

منبع : زیگیل

 

 


خاطرات من و ایدز + علائم

آیاشما ایدز دارید؟

درمان ایدز؟

آمار ایدز؟

همه چیز درباره ایدز؟


سلام - من هم شرایط سختی از هراس ابتلا  به ایدز رو تجربه کردم ٫ خیلی تو اینترنت گشتم و مطلب زیاد خوندم ٫ گفتم شاید این تجربه ها به درد کسی بخوره ٫ برای همین دوست دارم این ها رو به اشتراک بزارم


اول از همه اینکه اگر واقعا اضطراب زیادی ندارید واقعا این مطالب رو دنبال نکنید. با اینکه امیدوار کننده است اما ممکنه باعث وسواس فکری بشه٫ پس اگه براتون خیلی مهم نیست به نفعتونه که ادامه ندید ٫ اما اگه نه پس ادامه بدید٫ تمام مطالبی که در ادامه خواهد آمد توسط چندین سایت معتبر و پزشک تایید شده و کاملا درست است٫ شک نکنید.



خاطرات من و ایدز + علائم

«بیش فعال‌ها» از دیوار راست بالا می‌روند

یک روانپزشک با بیان ویژگی‌های مبتلایان به اختلال بیش‌فعالی گفت:این بیماران روی زمین هم مدام تکان می‌خورند و دستهایشان را به هم می‌مالند. برخی معتقدند انگار به پاهای آنها موتور بسته شده و از دیوار راست بالا می‌روند.


«بیش فعال‌ها» از دیوار راست بالا می‌روند

ارتباط کلامي،چندتفاوت زن و مرد

زمان و موقعيت اختصاص داده شده براي صحبت و يا شکايت از جانب زنان، نقش مهمي در موفقيت آنها براي جلب نظر مردان، به گوش دادن و پذيرفتن شکايات دارد. مطمئناً انتقاد کردن از مردي که تازه از سرکار برگشته و خسته به نظر مي رسد کاري اشتباه بوده و نمي تواند زن را به خواسته اش برساند بلکه اين کار بايد زماني انجام گيرد که مرد کاملاً آرام گرفته و آمادگي پذيرش داشته باشد.

 

 

 يکي از موارد بسيار مهمي که موجب غر زدن زنان مي شود، نياز زن به صحبت کردن است. در مقاله ي قبل گفته شد که زنان حدوداً سه برابر مردان صحبت مي کنند. اين خود موجب مي شود که آنها نياز بيشتري به صحبت کردن احساس کنند.

 

اصولاً زنان با صحبت کردن آرام مي گيرند و سبک مي شوند، گويي که همه ي اضطراب ها، غصه ها و نگراني ها با صحبت کردن از وجود زن پاک مي شود. اين يکي از مواردي است که مردان توجه زيادي به آن نمي کنند.اکثر مردان گمان مي کنند که غر زدن زنان به خاطر کمبودهاي مادي است لذا هر چه زنان بيشتر غر مي زنند، مردان بيشتر کار مي کنند و وقتشان را به آن اختصاص مي دهند، در نتيجه زنان بيشتر احساس نارضايتي کرده و بيشتر غر مي زنند و اين زنجيره ي اشتباه همچنان ادامه مي يابد.

 

مردان توجه داشته باشند که نيازهاي زنان هميشه مادي نيست و گاه نياز مبرم زن مي تواند مساله ي ساده ي گوش دادن همسر به وي باشد.اين در حالي است که مردان با سکوت و تنهايي به آرامش مي رسند و قادرند با آن نگراني ها و مشکلات را فراموش کرده و يا براي حل آن اقدام کنند.

 

آگاهي به اين امر مي تواند به زن و شوهرها کمک کند تا طوري برنامه ريزي کنند که نياز زن به صحبت کردن با نياز مرد به سکوت و تنهايي با هم در تقابل قرار نگرفته و هر دو نياز برآورده شوند. براي اين کار بهتر است زنان بعد از آمدن مرد از محل کار مدتي او را تنها گذاشته و اسباب راحتي او را فراهم سازند تا نيرو و توان لازم را بازيابد و مرد هم نياز زن به درد و دل کردن و صحبت را درک کرده و بعد از بازيافتن نيروي خود، زماني را براي صحبت و گفت و گوي با همسرش اختصاص دهد. زماني که فرصت گوش دادن به صحبتهاي همسرش را ندارد با پيامي صريح و مودبانه و مهربانانه آن را مطرح سازد: «عزيزم اجازه بده ده دقيقه اخبار رو گوش بدم بعد از اون در اختيار تو هستم» يا «الان خيلي خسته ام اجازه مي دي کمي استراحت کنم؟ بعد از اون مي شينيم با هم حرف مي زنيم ...»

 

تفاوت زن ومرد

زنان اغلب دوست دارند به صحبت هاي آنان گوش داده شود نه اين که راه حل به آنها داده شود اما مردان به حکم طبيعت خود که براي همه ي مشکلات و مسائل دنبال راه حل مي گردند براي مسائل مطرح شده ي همسرشان نيز فوراً راه حل پيدا مي کنند. اين مي تواند سبب ناخشنودي همسرشان شود.

 

مردان فکر مي کنند زنان براي دريافت کمک و راه حل به آنها مراجعه کرده اند و با ارائه ي آن، مرد انتظار تشکر از جانب زن را نيز دارد. گاهي هم زنان مسائل خود را مطرح مي کنند که شوهرشان به مشکلات آنها توجهي نشان نمي دهد، به او اهميتي نمي دهد و يا اين که ديگر او را دوست ندارد. براي جلوگيري از اين سوء تفاهم زن بايد قبل از صحبت کردن با مرد به او بگويد که دوست دارد فقط گوش بدهد و يا اين که راه حل ارائه دهد.

 

 

مردان توجه داشته باشند که گاه غر زدن زنان جنبه ي يادآوري و دلواپسي دارد البته در اينجا لازم است که زنان متوجه باشند که بيش از حد اغراق نکرده و در بازي کلمات ماهرانه عمل نمايند. مثلاً به جاي گفتن «ببين، يادت نره خريد کني اين چندمين باره که دارم مي گم ها» بگويند: «عزيزم مي دونم که سرت خيلي شلوغه، آمدني خريد يادت نره، مي دونم که فراموش نمي کني».

تفاوت زن ومرد

 زنان براي تاثيرگذاري بيشتر بر مردان و اين که به غرغرو بودن متهم نشوند، بهتر است به جاي کلمه ي «تو» از کلمه ي «من» در صحبتهايشان استفاده نمايند مثلاً به جاي اين که بگويند «تو به من بي توجهي»، «تو منو درک نمي کني»، «تو همه مسئوليتها رو رو دوش من گذاشتي» و ... بگويند: «من احساس مي کنم منو درک نمي کني»، «من احساس مي کنم در انجام کارها تنها مانده ام» اين جملات به مراتب حالات دفاعي کمتري را در مردان ايجاد مي کند و مي تواند زمينه ي مناسبي را براي گفت و گو و صحبت فراهم سازد.مردان و زنان بايد بتوانند در مورد اختلافاتشان طوري با هم حرف بزنند که هر دوي آنها به صميميت و احترام بيشتري دست پيدا کنند و احساس کنند که هيچ کدام بازنده نشده اند تا هر دو به رضايت برسند.

 


بهترین شوهر دنیا باشید!

چطور بهترین شوهر دنیا باشیم‌؟
جدی گرفتن ده توصیه ساده، شما را به بهترین شوهر دنیا برای همسرتان تبدیل می‌کند. جدی گرفتن ده توصیه ساده، شما را به بهترین شوهر دنیا برای همسرتان تبدیل می‌کند. اگر شما هم از آن دسته آقایانی هستید که خود را در کار و مشکلات روزانه غرق کرده‌اید‌، بهتر است چند دقیقه‌ای دست از سر قبض‌های پرداخت نشده آب‌، برق و گاز‌....و قسط‌های عقب مانده شهریه بچه‌ها بردارید‌ و فقط با برداشتن ۱۰ گام ناقابل‌، مثل همیشه برای همسرتان بهترین شوهر دنیا باشید‌:

● گام ۱. خانم‌ها مقدم‌اند !برای یک بار هم که شده دنیا را از چشم همسرتان ببینید‌. شاید تا به حال اصلاً به این موضوع توجه نکرده باشید که ممکن است خدای نکرده علایق و خواسته‌های خانم‌تان با علایق شما کاملاً متفاوت باشد‌! اما حالا وقتش شده که به قول معروف‌، چشم‌هایتان را بشویید و جور دیگر ببینید‌.

● گام ۲. خواباندن بچه‌ها هم لذتی دارد‌، امتحان کن. هفته‌ای یکبار به همسرتان مرخصی بدهید و وظیفه خواباندن بچه‌ها را شما به عهده بگیرید‌، تا حداقل خانم‌تان یک ساعت سرو صدای بچه‌ها را فراموش کرده و با خیال راحت این وقت را برای خواندن کتاب‌، انجام کارهای شخصی عقب‌افتاده و یا حتی برای گشت زدن در اینترنت اختصاص دهد‌. مطمئن باشید با این کار دعای خیر همسرتان همیشه پشت سر شما خواهد بود‌.

● گام ۳. عذرخواهی هم کلمه مفیدی است ! در این یک مورد با شما همدردی می‌کنیم‌، چون به همان اندازه که عذرخواهی از طرف مقابل ساده به نظر می‌آید‌، احتمالاً به همان اندازه هم برایتان سخت‌ترین کار روی زمین خواهد بود‌. اگر تا به حال متوجه شده باشید ازدواج شباهت زیادی به مسابقه دوی ماراتن دارد‌، چر ؟ از این جهت که هر چقدر در بگو‌مگوهای خانوادگی زود از کوره در بروید‌، زودتر از پا می‌افتید و ادامه زندگی زناشویی برای شما سخت‌تر و خسته‌کننده‌تر می‌شود . اما فقط کافیست یکبار هم که شده با قضیه جور دیگری برخورد کنید‌، رفتار آرام و متانت‌آمیز بهترین مسکن برای آرام کردن موقتی تنش‌های رفتاری است‌، اما اگر احیاناً شما مقصر بودید‌، می‌توانید تنها با به زبان آوردن یک عذرخواهی ساده پرچم صلح را به همسرتان نشان داده و اجازه ندهید دلخوری پیش آمده بزرگ و بزرگتر شود‌.

● گام ۴. از همسرتان برای اینکه شما را تحمل می‌کند تشکر کند شاید حتی خواندن این گام هم به مذاقتان خوش نیاید‌، چه رسد به عمل کردن به آن‌. اما منظور ما این نیست که در مقابل همسرتان بنشینید و در حالی که لیستی از اشتباهات خود تهیه کرده‌اید‌، مورد به مورد را شرح داده و به‌خاطر آنها عذرخواهی کنید‌ نه‌! مسلماً برای هر مردی پیش آمده که قول و قرارهایش را فراموش نماید یا با دیدن دوستان خود آن‌چنان زمان و مکان را گم کند که ساعت‌ها همسرش را چشم انتظار نگه دارد‌. اما همین اندازه که به او بگویید زندگی کردن با شما چندان هم کار ساده‌ای نیست و به‌خاطر صبر و تحمل همسرتان از او تشکر کنید‌، کفایت می‌کند.

● گام ۵. کمی ‌و فقط کمی ‌از ریخت و پاش‌های خودتان را جمع کنید باور کنید آسمان به زمین نمی‌آید اگر استکان چای قند پهلوی آخر شب‌، یا لیوان چایی صبحانه خود را از کف اتاق و یا از روی میز صبحانه به سینک ظرفشویی انتقال دهید‌. از ما به شما نصیحت‌، تحقیقات نشان داده استکان چای یکی از معضلات زندگی مشترک و عامل بسیاری از جدایی‌ها بوده‌!

● گام ۶. برای با هم بودن زمان بگذارید شما هم از آن دسته افرادی هستید که با شنیدن نام دوران نامزدی به یاد شام‌های خاطره انگیزی می‌افتید که در یک رستوران دنج خورده‌اید‌؟ چه اشکالی دارد اگر حتی با وجود داشتن دو فرزند برای گذاشتن قرارمدارهای این‌چنینی باز هم زمانی را معین کنید‌؟! می‌توانید بچه‌ها را نزد یکی از دوستان خود بگذارید و مثل آن روزها فقط برای با هم بودن شام را بیرون از خانه صرف کنید‌.

● گام ۷. آراسته و خوش تیپ باشید سعی کنید همیشه به آراستگی و مرتب بودن ظاهر خود اهمیت دهید‌. این برای خانم‌ها نکته مهمی‌ است‌.

● گام ۸. شما هم به تمدد اعصاب نیاز دارد گاهی وقت‌ها شرایطی را ایجاد کنید که برای چند ساعتی کمی‌ از محیط خانواده و مسئولیت‌های خود فاصله بگیرید‌. مثلاً با دوستانتان به کوه بروید و یا به ورزش‌های مورد علاقه‌تان بپردازید تا شادی و نشاط و آرامش باعث تجدید نیروی از دست رفته‌تان شده ‌و وقتی به خانه بر‌می‌گردید‌، به مردی ایده‌آل برای زندگی تبدیل شده باشید‌.

● گام ۹. مسئولیت تصمیمات خود را شخصاً به عهده بگیرید هیچ وقت و در هیچ شرایطی از پذیرش عواقب تصمیمات خود شانه خالی نکنید‌. اگر شما به هر دلیلی نمی‌توانید دعوت پدر و مادر‌تان را برای مهمانی شب جمعه قبول کنید‌، خودتان گوشی تلفن را برداشته و به آنها اطلاع دهید‌. هیچ وقت مسئولیت چنین کاری را به گردن همسرتان نیندازید.

●‌ گام ۱۰. فراموش نکنید روزی شما هم فرهاد کوه‌کن بودید یادتان می‌آید قبل از ازدواج چقدر به رفتارها و حرکات خود توجه داشتید و چقدر سعی می‌کردید با پرستیژ و تاثیرگذار باشید‌؟! اما احتمالاً دیگر مدت‌هاست که خبری از آن فرهاد کوه‌کن نیست و او هم در میان روزمره‌گی هر روزه‌تان گم شده .
اما هنوز هم دیر نشده از همین امروز هر کاری که می‌توانید برای گرم کردن آتش زندگی‌تان انجام دهید‌، کاری کنید تا مثل گذشته همسرتان را تحت تاثیر قرار دهید و از بودن در کنار یکدیگر راضی باشید.


پنج ویژگی کلیدی که خانم‌ها در آقایان می‌جویند

در یک تحقیق آنلاین جدید بر روی زنان، از 40 ویژگی، زنان 5 ویژگی که در مرد ایدآل می‌بینند را انتخاب کردند. برای اینکه بدانید این ویژگی‌ها چه هستند، چرا تا این اندازه اهمیت دارند و چطور خانم‌ها می‌توانند به این سرعت و راحتی این ویژگی‌ها را در مردی ارزیابی کنند، مقاله را تا انتها مطالعه کنید.

در این مقاله به ویژگی‌هایی می‌پردازیم که به نظر خانم‌ها جزء اولویت‌های شخصیتی مرد ایدآل است.
 

1. قضاوت درست

قضاوت خوب نیازمند حس خوب، شعور خوب، بصیرت، درک و توانایی تصمیم‌گیری براساس منطق، بیطرفی و خرد است نه احساسات یا بی‌مسئولیتی. دهه‌ها تحقیق درمورد تفاوت‌های جنسیتی مشخص کرده است که خانم‌ها بسیار نگران مسئولیت‌پذیری هستند؛ و مردها درگیر منطق و عقلانیت. براین اساس، زنان در مردان معمولاً به دنبال قضاوت درست هستند زیرا نشانگر بلوغ در مرد است و بلوغ نیز با مسئولیت‌پذیری در ارتباط است.

مسئولیت‌پذیری برای خانم‌ها اهمیت زیادی دارد زیرا زنان ذاتاً پرورش‌دهنده هستند و برای پرورش دادن و بزرگ کردن بچه‌ها نیاز به مسئولیت‌پذیری، بلوغ و قضاوت صحیح است. زنانی که در مردان به دنبال قضاوت صحیح هستند دلیلشان این است که چنین مردانی می‌توانند خانواده‌ای باثبات تشکیل دهند. درنتیجه، مردی که قضاوت خوب دارد، مردی است که زن می‌تواند بعنوان همسر به خوبی روی او تکیه کند.

قضاوت خوب برای داشتن یک رابطه و ازدواج سالم ضروری است: اولین دلیل امنیت است. زن در رابطه‌ای که مرد قضاوت درست دارد احساس امنیت می‌کند زیرا احساس می‌کند که می‌تواند بعنوان رهبر و محافظ به آن مرد اعتماد کند. این یعنی او می‌تواند برای رهبری رابطه و گذر از موانع روی آن مرد حساب کند.

شناسایی مردانی که قضاوت صحیح دارند

شناسایی مردانی که قضاوت خوب دارند به آن اندازه که تصور می‌کنید دشوار نیست و لازم هم نیست که تا جدی شدن رابطه صبر کنید تا بفهمید که مرد قضاوت خوب دارد یا نه. رمز کار این است که نشانه‌های کوچک آن توجه کنید: آیا قبل از عمل کردن فکر می‌کند؟ آیا رفتار عمومی او مسئولیت‌پذیرانه است یا بی‌فکر و بی‌نظم است؟ آیا تصمیمات او تصمیماتی احساسی است یا از روی منطق و شعور است؟ به خاطر داشته باشید که مردها تصمیم احساسی هم می‌گیرند—سورپرایزها و اداهای احساسی و رمانتیک تصمیمات احساسی هسند که زنان در مردها می‌پسندند.

 
2. هوش

در ابتدای دهه هفتاد میلادی، تحقیقات نشان داد که اکثر زنان به دنبال همسرانی هستند که از خودشان باهوش‌تر باشد. چرا؟ باور بر این است که پاسخ به مغز برمی‌گردد. گفته می‌شود که این رفتار زنان به عصر حجر برمی‌گردد، زمانی که زنان به دنبال مردانی بودند که از خودشان باهوش‌تر باشد تا ژنتیک بهتری را به فرزندانشان منتقل کند. علاوه بر این، برای زنان هوش اهمیت بیشتری از ظاهر دارد زیرا دوست دارند با مردها تا سطحی عمیق‌تر رابطه برقرار کنند و از تحریکات ذهنی و احساسی آنها لذت ببرند. زن‌ها از یاد گرفتن از مردشان هم لذت می‌برند و درنتیجه معمولاً به مردانی جذب می‌شوند که تجربه زندگی خوبی داشته‌اند.

هوش عامل مهمی برای خانم‌ها در دوام رابطه یا ازدواج است. هوش (که معمولاً با مهارت‌های استدالالات کلامی، خلاقیت و توانایی درک موضوعات مختلف نشان داده می‌شود) در جالب و جذاب نگه داشتن رابطه نقش مهمی دارد. همچنین شایان ذکر است که برخلاف مردان که از آنچه می‌بینند از نظر جنسی تحریک می‌شوند، زنان از آنچه می‌شنوند از نظر جنسی تحریک می‌شوند و به همین دلیل است که عاشق مردان خوش صدا، خوش لهجه با ایده‌های جالب و حرف‌های شاعرانه می‌شوند. وقتی شور اولیه از بین برود، این شوخ‌طبعی و مهارت مکالمه مردان است که عشق بین دو طرف را زنده نگه می‌دارد.

شناسایی مردان باهوش

اگر خوب به حرف زدن مردی توجه کنید می‌توانید بگویید که باهوش است یا نه. آیا تحصیلات خوبی دارد؟ آیا درمورد موضوعات روز اطلاعات کافی دارد؟ آیا می‌تواند درمورد موضوعاتی که با ورزش، غذا و ویژگی‌های ظاهری زنان باشد خوب صحبت کند؟ آیا سریع فکر می‌کند و به عمق مسائل فکر می‌کند؟ آیا اداهای رمانتیک او خلاقانه است یا کلیشه‌ای؟

 
3. وفاداری

مغز زن‌ها و مردها متفاوت است. البته زنان زیادی که طعم تلخ خیانت را چشیده باشند به شما خواهند گفت که مردها با مغزشان فکر نمی‌کنند بلکه با یک عضو دیگر بدنشان. اما، واقعیت این است که زنان احساسی‌تر از مردان هستند. زنان معمولاً حس می‌کنند و خیال‌پردازتر از مردان هستند که معمولاً استدلالی‌تر هستند و با علت و معلول سروکار دارند. چرا؟ پاسخ در تفاوت بین مغز زنان و مردان است. ساخت مغز زن درکنار ویژگی‌های هورمونی او موجب می‌شود که پرورش‌دهنده و اهل مراقبت هستند. درنتیجه، زنان ارزش زیادی برای وفاداری قائلند. به طور کلی، زنان برای همه عمر خود یک مرد می‌خواهند، مردی که برای او بالاترین ارزش را درمیان سایرین قائل باشد.

از نظر علمی، سیستم لیمبیک یا مغز احساسی، در زنان بزرگتر است. سیستم لیمبیک بخش احساسی مغز است. هرچه اندازه این بخش بزرگتر باشد، پیوند خوردن برای زنان آسان‌تر خواهد شد. زنان معمولاً دوستان بیشتری در زندگی خود دارند و غریزه‌شان هم برای تشکیل خانواده بیشتر است. زنان همچنین این قدرت را دارند که از هر دو قسمت مغزشان به صورت همزمان استفاده کنند و دسترسی بالاتری به نیمکره راست مغزشان دارند تا مردان. بله، زنان قادرند چند کار را به طور همزمان انجام دهند. اما مردها فقط روی یک نیمکره از مغزشان در آنِ واحد تمرکز می‌کنند.

هورمون‌ها نیز بر میل زنان به وفاداری اثر دارد. بعنوان مثال، تستوسترون (هورمون غالب مردانه) آنها را خشن و رقابتی می‌کند. استروژن (هورمون غالب زنانه) آنها را پرورش‌دهنده می‌سازد. همچنین، اکسی‌توسین—هورمون عشق در هر دو جنسیت وجود دارد اما در زنان شایع‌تر است. اکسی‌توسین با پیوند خوردن، حس شراکت و میل به مراقبت از فرزند در ارتباط است. این هورمون معمولاً در زمان استرس، بارداری و وضع‌حمل تولید می‌شود. در زمان‌های استرس، زن به دنبال رابطه شخصی، کسی که با او حرف بزند و دوستی کند است—به همین دلیل است که وقتی زنان روز پراسترسی داشته باشند دوست دارند که مردشان مثل یک دوست به حرف‌های آنها گوش دهد نه اینکه نصیحتشان کند.

در یک رابطه یا ازدواج، مرد وفادار موجب ایجاد حس امنیت و اطمینان در زن می‌شود و باعث می‌شود بتواند احساسات خود را به خوبی ابراز کرده و به مرد خود اعتماد کند. وقتی زنی ازاینکه همسری وفادار دارد، احساس اطمینان و امنیت کند، راحت‌تر می‌تواند از نظر احساسی و جسمی رابطه برقرار کند. مرد وفادار همچنین باعث می‌شود همسر او احساس دوست داشته شدن و خاص بودن کند.

شناسایی مرد وفادار

زن‌ها وقتی می‌فهمند که مردشان به آنها خیانت کرده است، شوکه می‌شوند اما تقریباً در اکثر موارد، زن به طور ناخودآگاه می‌داند که قرار است این اتفاق بیفتد یا می‌افتد. به عبارت دیگر، باید از بصیرت خودتان استفاده کنید—شما به مردی حس دارید—آیا می‌توانید به او اعتماد کنید/ درغیراینصورت راه‌های مشخص و علائم هشداری هم وجود دارد. مثلاً اگر اعتراف کرد که به دوست‌دختر قبلی خودش خیانت کرده است، همان انتظار را از او داشته باشید—مگراینکه تحت درمان قرار گرفته باشد. اگر متوجه شدید که سر مسائل کوچک دروغ می‌گوید و خیانت می‌کند (مثل صورتحساب رستوران، مالیات‌ها، معاملات تجاری و امثال آن)، باید خودتان را آماده کنید. اگر اخلاقیانتش به او این اجازه را می‌دهد که در یک نقطه از زندگی خیانت کند، در بیشتر زمینه‌های دیگر هم اینکار را خواهد کرد. اگر هنوز مطمئن نیستید که عشق زندگیتان مرد وفاداری است یا نه، او را به مادرتان معرفی کنید و از او نظرش را بخواهید. مادرها معمولاً حس خیلی قوی در این زمینه دارند.


4. مهربانی

معنای لغت‌نامه‌ای مهربانی، حس گرم، بامحبت و لطیف به یک فرد دیگر است. اما اکثر ما وقتی به فردی مهربان فکر می‌کنیم، کسی در نظرمان می‌آید که بتواند آن احساسات را به خوبی بیان هم کند. به عبارت دیگر، مهربانی فقط یک حس نیست، احساس در عمل است. مهربانی می‌تواند شکل‌های مختلف داشته باشد از ابراز کلمات و جملات بامحبت گرفته تا بوسه‌ها و در آغوش‌ گرفتن‌های احساسی و عاشقانه.

ما به سه روش ارتباط برقرار می‌کنیم: کلمات (7%)، لحن صدا (37%) و زبان بدن (56%). اما برای زنان ارتباط غیرکلامی (زبان بدن) اهمیت بیشتری دارد. ویژگی‌های هورمونی زنان اهمیت و لزوم لمس کردن، بوسه و در آغوش گرفتن را بیشتر می‌کند. به همین دلیل، زنان احساسی‌تر از مردان هستند. نوازش و محبت جسمی برای زنان مسئله‌ای ضروری است زیرا آنها به آن بعنوان راه بسیار قوی برای ابراز علاقه نگاه می‌کنند.

مهربان بودن بخش مهمی از یک رابطه سالم است، مخصوصاً برای زنان زیرا آنها لازم دارند که عشق را احساس کنند و نه فقط به شکل هدیه دادن یا شنیدن کلمات عاشقانه. محبت کردن به یک زن به او این اطمینان را می‌دهد که مردش به او کمک می‌کند احساس خاص بودن کند و امنیت داشته باشد. مهربانی، کلمات شیرین و بامحبت و نوزاش‌ کردن درمان روح است و به نگه داشتن عشق و شور رابطه کمک می‌کند.

شناسایی مردان مهربان

مرد مهربان معمولاً خیلی راحت شما را در آغوش می‌‌گیرد و نوازش می‌کند. او آزادانه بدون اینکه سعی کند آن را به مرحله بعد بکشاند، گونه شما را می‌بوسد و به طور طبیعی دست‌هایتان را در دست می‌گیرد و آنها را نوازش می‌کند.

 
5. مسئولیت‌پذیری مالی

در جامعه مدرن امروزی، اعتبار خوب برابر با قضاوت خوب است. مردی که در اکثر زمینه‌های زندگی قضاوت خوبی داشته باشد، در زندگی مالی خود نیز همینطور خواهد بود.

مسئولیت‌پذیری مالی به استفاده از قضاوت و تعادل در خرج کردن، پس‌انداز کردن و سرمایه‌گذاری کردن برمی‌گردد.

مردی که از نظر مالی مسئولیت‌پذیر است از این دلیل برای زنان خوشایند است که با فکر عمل می‌کند و مراقب هزینه‌ها و بودجه هست و مهارت لازم برای آینده‌نگری مالی مثل خرید خانه، مسافرت، دانشگاه، بازنشستگی و امثال آن را هم دارد. این مرد ریسک‌های مالی را قبول نمی‌کند و یک سطح امنیت دیگر برای خود و خانواده‌اش فراهم می‌کند. همچنین شایان ذکر است که اگر مردی از نظر مالی مسئولیت‌پذیر نباشد و به طرق مختلف پول خود را از دست می‌دهد، خیلی هم احساسی نصمیم می‌گیرد.

درنتیجه، مسئولیت‌پذیری مالی در زنان ایجاد حس امنیت و قابلیت اعتماد و اطمینان می‌کند. استرس، فشار و ترس‌های اضافه را از رابطه یا ازدواج بیرون می‌کند. چنین مردی به جای ایجاد حس اضطراب، به زن حس امنیت و اعتماد می‌بخشد.

شناسایی مردی که از نظر مالی مسئولیت‌پذیر است

تشخیص مردی که از نظر مالی مسئول است راه‌های مختلفی دارد. دقت کنید آیا سعی دارد مدام با خرید هدایای گران‌قیمت و بردن شما به رستوران‌های گران دلتان را به دست بیاورد؟ (البته اگر مطمئن هستید که ثروتمند است چندان تفاوتی نخواهد کرد) آیا رستوران‌ها و محل‌های را برای تفریح انتخاب می‌کند که مناسب موقعیت است یا بی‌تناسب است؟ آیا از خریدهای هوشمندانه خود احساس رضایت می‌کند؟ آیا اهل قمار و شرط‌بندی است؟ آیا انتخاب‌ها و تصمیمات او بر مبنای احساس هستند؟ اگر اینطور باشد با پول هم همین کار را خواهد کرد!

به دنبال مردی باشید که در هر شرایطی بتوان با او خوش گذراند و برای گشت و گذار راه‌های خلاقانه و خیال‌پردازانه خاص خود را دارد که نیاز به خرج کردن زیاد هم نیستند. به دنبال مردی باشید که قدر پول و آنچه که به دست آورده است را می‌داند.


آنچه قبل از ازدواج باید بدانید

چنان ارتباط عمیق وهمه جانبه ای می شود که بی هیچ شک وشبهه ای قابل مقایسه با هیچ یک از دیگر ارتباطات انسانی نمی باشد به نحوی که قرارداد ناشی از آن دارای نوعی تقدس شده است .ازدواج مساله بسیار مهمی است که بسیاری از جنبه‌های مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. امروزه شمار روز افزون موارد طلاق موجب شده است تا صاحبنظران به فکر پیدا کردن راه حلهایی باشند که یک ازدواج موفق و سالم را فراهم شاخته مانع از شیوع و افزایش آمار طلاق که یقینا عواقب بعدی آن بسیار دشوارتر و سخت تر شود. مشاوره قبل از ازدواج ابتدا در زمینه مسائل پزشکی ، مساله گروههای فوتی و ژنتیکی آغاز گردید و امروزه کم کم در زمینه مسائل شخصیتی و روانی و روابط نیز در حال شکل گیری و کاربرد است. در این مقوله کارکردهای مشاوره قبل از ازدواج بسیار مهم هستند که به آنها می‌پردازیم.



بررسی ملاکهای ازدواج سالم در مشاوره قبل از ازدواج


مشاوره قبل ازدواج در الویت اول به روشن ساختن ملاکهایی می‌پردازند که برای داشتن یک انتخاب مناسب در ازدواج ضروری هستند. عدم توجه به تعیین چنین ملاکهایی و ارزش گذاری و اولویت بندی نامناسب آنها اغلب موجب ناکامیهای بعدی می‌شوند. بر این اساس در مشاوره قبل از ازدواج تلاش می‌شود ملاکهای افرادی که قصد ازدواج دارند بررسی شده و راهنمایی لازم در مورد نظر داشتن ملاکهای مناسب ارائه گردد.





سن ازدواج


سن ازدواج عامل مهمی است که می‌توانند رضایت از زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار دهد هر چند این عامل به تنهایی نمی‌تواند تعیین کننده باشد، اما عامل مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. بر این اساس لازم به نظر می‌رسد میزان آمادگی سنی ، روانی و اجتماعی طرفین مورد بررسی قرار گیرد. بطوری که عدم پختگی روانی ، عاطفی ، جسمانی و اجتماعی طرفین مشکلات زیادی را به بار خواهد آورد و روشن است رسیدن به سن و سالی که از لحاظ اجتماعی مناسب برای ازدواج به نظر می‌رسد به تنهایی قابل تکیه کردن نخواهد بود چرا که افراد مختلف در سنین متفاوتی به پختگی و آمادگی لازم برای ازدواج می‌رسند. یک فرد 25 ساله ممکن است از پختگی و رشد و تکامل روانی ، اجتماعی و عاطفی برخوردار باشد در حالیکه فرد دیگری در سن 35 سالگی چنین آمادگی را نداشته باشد.




تطابق و تناسب شخصیتی طرفین در ازدواج


ویژگیهای شخصیتی بسیار متنوع و متعدد هستند، اما برخی از آنها دخالت بیشتری در رضایت از زندگی مشترک دارند. مطمئنا فردی که بسیار به نظافت و تمیزی اهمیت قائل هست، نخواهد توانست با فردی که چندان در قید و بند این امور نیست زندگی موفقی داشته باشد.از ویژگیهای مهم شخصیتی که تاثیر قابل توجه در این زمینه دارند می‌توان به درون گرایی و برون گرایی اشاره کرد. افراد درون گرا تمایل زیادی به گذراندن اوقات خود به تنهایی دارند در حالیکه برای افراد برون گرا تحمل چنین شرایطی بسیار سخت و آزار دهنده است. افراد درون گرا سرگرمیهایی چون مطالعه و ... دارند در حالیکه افراد برون گرا در شرایط جمعی و سرگرم کننده لذت می‌برند مثل بازیهای دسته جمعی.چنین ویژگیهایی به تعداد زیادی وجود دارند که البته گاه همان بودن ویژگیهای طرفین و گاه ناهمسانی آنها می‌تواند فاکتوری برای ازدواج موفق باشد. به عنوان مثال ازدواج فرد درون گرا با فرد درون گرا موفق آمیزتر خواهد بود تا ازدواج درون گرا با فردی برون گرا در حالیکه سلطه جوئی یک ویژگی است که حتما باید ناهمسانی آن در طرفین مورد توجه قرار گیرد. دو فرد سلطه جو میزان تسلط بیشتری در زندگی مشترک خواهند داشت تا ازدواج فردی سلطه جو با فردی سلطه پذیر.