close
تبلیغات در اینترنت
زیبا زندگی کنیم

فرامادرانه

انشارات خورشید خانم



برای آشنایی بیشتر روی کتاب ها کلیک کنید.

http://s5.picofile.com/file/8120817918/skar.jpg

http://s5.picofile.com/file/8120817876/sakoochooloo.jpg

http://s5.picofile.com/file/8120817976/sdsh.jpg

5 آدمی که همین امروز باید از دستشان راحت شوید!

اگر با بسیاری از دوستانتان با وجود خصلت های بدشان کنار می آیید و سعی می کنید بیشتر تاثیر گذارباشید تا تاثیرپذیر ، شما را تحسین می کنیم اما برخی از افراد هستند که باید حتما رابطه تان را با آنها قطع کنید .

1- آدم منفی باف
"بله، ولی من فکر می کنم این آدم هیچ وقت به درد تو نمی خورد."
هیچ وقت پیش نمی آید زمانی که شما به این افراد زنگ می زنید تا اخبار جالبی را با آنها در میان بگذارید آنها حس خوبی را به شما منتقل کنند. آدم های منفی باف مانند مسکن هایی هستند که روز خوب شما را به جهنم تبدیل می کنند. آنها لیوان را نیمه خالی و ترک خورده می بینند. وقتی اوضاع خوب است آنها غر می زنند؛ وقتی اوضاع بد است، شما نیاز پیدا می کنید که گوشی روی گوش هایتان بگذارید چون آنها بیشتر وغ وغ می کنند. آدم های منفی باف فکر می کنند که چیزها را همان طور که هست به زبان می آورند و واقعیت را می گویند، اما در حقیقت آن ها فقط افسردگی و منفی گرایی را منتقل می کنند.

چرا شما باید آدم های منفی باف را از خود دور کنید: این مهم است که شما افرادی را در کنار خود داشته باشید که شما را حمایت و تشویق کنند. این به آن معنا نیست که میان افرادی باشید که فقط به شما "بله" می گویند؛ بلکه معنی اش این است که نسبت به آنهایی که همیشه منفی هستند و هیچ وقت به خاطر شما خوشحال نمی شوند، محتاط باشید.
 
2-حلال مشکلات
"می دانی که من همیشه می توانم به تو کمک کنم"
این شخصی است که شما همیشه نزد او می روید چون همیشه می تواند شما را از مخمصه نجات دهد. شما هیچ وقت نیاز پیدا نمی کنید که نگران شوید چون می دانید که مشکل شما هر چه باشد او به شما کمک خواهد کرد. شاید شما این را به پای این بزنید که او دوست خوب شماست، اما در واقع او کسی است که همیشه کارها را برای شما انجام می دهد.

چرا شما باید این چنین کسی را از خود دور کنید: آیا وقتی کنار این فرد باشید او به شما اجازه می دهد که به عنوان یک فرد رشد کنید؟ یا مانعی است برای شکوفایی پتانسیل شما؟ برخی اوقات خط باریکی بین دوستی پشتیبان بودن و اینکه تمام کارهای کسی را انجام دهی وجود دارد. این رفتار می تواند باعث تحلیل رفتن و فشار آوردن به رابطه شما شود. همان طور که شما به آدم های منفی باف که مدام نه می گویند نیاز ندارید، به افرادی هم که همیشه بله می گویند و راجع به رفتارهای منفی تان صادق نیستند و حقیقتی که نیاز دارید بشنوید را به شما نمی گویند نیز احتیاج ندارید.

3- افراد آویزان و سوءاستفاده گر
"می توانی دوباره حسابمان را پرداخت کنی؟ کیف پولم گم شده."
به نظر می رسید که این دوستتان وقتی موقع حساب کردن پولی یا انجام کاری می شود ناگهان دچار فراموشی می شود. ممکن است شما ببینید که همیشه پول همه چیز را پرداخت می کنید، چون هر وقت که بیرون می روید دوستتان کیف پولش را در خانه جا گذاشته یا اینکه وقتی زمان آن فرا می رسد که جبران کند پیدایش نیست.

چرا نیاز است این افراد را از خود دور کنید: بیرون رفتن با افراد مفت خور لذت دوستی را از بین می برد. با این که دعوت دوستانتان به شام یا کمک کردن به آنها حس خوبی می دهد، این قضیه نباید یک طرفه باشد. اگر می بینید که همیشه شما صورت حساب ها را پرداخت می کنید، پول قرض می دهید (که هرگز بازگردانده نمی شود) یا مدام کمک های مختلفی می کنید احتمالا قربانی یک دوست سورچران شده اید که دارد از مهربانی شما سوءاستفاده می کند. اجازه ندهید که چنین افرادی پول و انرژی تان را کم کنند.

4- افراد بد قول
"می دانم که گفتم می آیم ولی چیز دیگری پیش آمد. ببخشید."
قابل اعتماد بودن نکته قوت یک فرد بدقول نیست. شما هیچ وقت نمی دانید که آیا به برنامه هایی که شما ریخته اید می آید یا مانند اکثر اوقات نمی آید و لحظه آخر غیب می شود. برای شما سخت است که روی حرف های او حساب باز کنید و او آخرین کسی است که در لحظات سخت انتظار دارید که حاضر شود. منتظر نباشید که به تماس های شما جواب دهد یا پیغام برایتان بفرستد چون ممکن است انتظارتان هفته ها طول بکشد.

چرا نیاز است این افراد را از خود دور کنید: اتفاق پیش می آید و این طبیعی است که برنامه های کسی تغییر کند ولی خسته کننده است که دوستی داشته باشی که همیشه برنامه ها را کنسل کند یا زیر قرار و قول هایش بزند. اگر گاهی نتوانی به جایی بیایی قابل درک است اما اینکه مدام به کسی بدقولی کنی قابل قبول نیست. برای یک دوستی هر دو طرف باید سعی کنند، پس اگر می بینید که همیشه این شمایید که برنامه ها را می چینید و به تنهایی انجام می دهید، بهتر است در مورد رابطه تان با دوست بدقول خود بیشتر فکر کنید.

5- رقابت کننده
"ببینیم چه کسی امشب بهتر است."
هر وقت که با او بیرون می روید تا خوش بگذرانید، حس می کنید که برای یک رقابت ثبت نام کرده اید. از لباس گرفته تا موفقیت ها و شغل ها، افراد رقابت کننده از هر چیزی یک مسابقه می سازند. ارتقا گرفته اید؟ پس او هم سعی می کند ارتقا بگیرد. دوره جدیدی را شروع کرده اید ؟ پس او هم تلاش می کند این کار را انجام دهد . فرد رقابت کننده همیشه راهی پیدا می کند تا از شما برتری یابد و اکثرا دوست ندارد که توجه همگانی را با کسی شریک شود.

چرا نیاز است این افراد را از خود دور کنید: با این حال که خیلی خوب است دوستانی داشته باشید که شما را به چالش می کشند و به شما انگیزه می دهند تا بهتر باشید، می تواند خسته کننده باشد که با کسی سر و کار داشته باشید که دوستی تان را مانند رقابت می بیند و زندگی خودش را با شما مقایسه میکند. همیشه بهتر است که همدیگر را تشویق کنید و با هم کارهای بزرگ انجام دهید بدون اینکه فکر این را داشته باشید که دوستتان مدام سعی می کند راه هایی پیدا کند که از شما جلو بزند.
منبع:آی بانو


بی‌قراری و بی‌خوابی کودک می‌تواند ناشی از کش مکش والدین باشد

 

عضو هیئت مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران گفت: بیماری‌های جسمی، روانپزشکی، کش‌مکش‌های والدین، اجحاف و زورگیری توسط همکلاس قلدر می‌توانند باعث بدخلقی، بی‌قراری و بی‌خوابی کودکان شوند.

 

کودکان بدخلق که گاهی کودکان مشکل نیز خوانده می‌شوند به دلایل گوناگون، اشکالات رفتاری را به صورت کج‌خلقی، تحریک‌پذیری، گریه‌های مداوم، گوشه‌گیری و لج‌بازی نشان می‌دهند.

 

مهمترین اقدام در وهله اول بررسی پزشکی چنین کودکی است چرا که گاهی بیماری‌های داخلی و جراحی‌های انجام شده در کودک می‌تواند باعث مشکلات رفتاری برای کودک شود.

 

عضو هیئت مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران تصریح کرد: دردهای شکمی، التهاب گوش میانی، بیماری‌هایی با منشاء انگلی و بیماریهای پوستی که احساس ناراحتی را برای کودک به وجود می‌آورد، می‌تواند کودک را کج‌خلق و عصبی کند.

 

مدیرگروه روانپزشکی دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی اظهار داشت: گاهی اوقات نیز با مشکلات خانوادگی روبه‌رو هستیم. به این مفهوم که کودک به عنوان عضوی ضعیف و آسیب‌پذیر، در خانواده به عنوان سپربلا، مشکلات ارتباطی را منعکس می‌‌کند. بی‌قراری و بی‌خوابی کودک می‌تواند ناشی از کش‌مکش‌های پدر و مادر با یکدیگر باشد.

باید دانست مشکلات ارتباطی کودک می‌تواند به مدرسه هم ارتباط داشته باشد. به طور نمونه اگر کودک از سوی همکلاس قلدر خود مورد اجحاف و زورگیری قرار بگیرد این مسئله می‌تواند سبب مشکلات اساسی در کودک شود.

 

بیماری‌های مشخص روانپزشکی در کودکان از جمله اختلال نارسایی توجه و بیش‌فعالی، اختلال سلوک، اختلال لجبازی ـ مقابله‌ای، در خود ماندگی یا اوتیسم نیز می‌تواند باعث بدخلقی کودک شود.

 

به جز این موارد گاهی هوش مرزی و عقب‌ماندگی ذهنی نیز به صورت مشکلات رفتاری بروز پیدا می‌کنند.

 

عضو هیئت مدیره انجمن علمی روانپزشکان ایران توصیه کرد: خانواده‌ها در وهله اول روابط بین خود را اصلاح کنند و اگر رفتارشان با کودک با افراط و تفریط همراه است آن را اصلاح کنند.

 

مدیرگروه روانپزشکی دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی ادامه داد: در صورتی که هنوز مشکل کودک باقی بود باید به متخصص کودک مراجعه کرد تا وضعیت کودک از نظر جسمی و روانی بررسی شود در صورتی که مشکل جدی جسمی وجود نداشت باید به روانپزشک کودک و نوجوان مراجعه کرد.

منبع:سلامت نیوز


چطور دوست صمیمی همسرتان باشید؟

اگر در شرف ازدواج هستید یا این که تازه ازدواج کرده اید باید از همین آغاز رابطه خود را با همسرتان را مدیریت کنید تا خدایی ناکرده دچار بی تفاوتی و سردی در روابط نشوید و بتوانید سال های سال با شادی و البته همان شور و شوق روزهای نخست به زندگی مشترکتان ادامه دهید.

در میان گذاشتن تجربیات عمومی
خانواده هایی که از زندگی خود راضی هستند برای در کنار هم بودن ارزش قائل هستند. چنین خانواده ای از یک زن و یک مرد تشکیل می شود که تمام فعالیت های خود را در غالب برنامه های خانوادگی جای می دهد. البته باید توجه داشت که آنها از علائق فردی خود نیز غافل نمی شوند بلکه تا آنجا که می توانند تمام تلاش خود را برای یکی شدن به کار می گیرند. چنین خانواده هایی به پیک نیک رفتن نیز علاقه خاصی دارند. اردو زدن به آنها اجازه می دهد که در حالی که از زیبایی های طبیعت لذت میبرند در یک جمع واحد رشد کنند.
 
تراژدی حمله و غلبه به عنوان یک زوج
هیچ کس به دنبال تراژدی نیست، اما اگر در خانه شما را بزند شما می توانید زندگی مشترک خود را از طریق همکاری با یکدیگر مستحکم تر کنید. اگر شما یا همسرتان در زندگی با یک بحران مواجه شدید باید حتما با هم و با اتحاد کامل نسبت به رفع آن اقدام کنید و نه به طور فردی.
 
تصمیم های مهم را با هم اتخاذ کنید
اگر باید در مورد چیزی که در زندگی هر دوی شما تاثیر می گذارد تصمیم بگیرید، این کار باید با اتفاق نظر هر دو طرف انجام شود. این اصل تاثیر بسزایی بر روی زندگی شخصی شما می گذارد. رسیدن به اتفاق نظر در مورد مسائل حیاتی در زندگی باعث می شود که زوجین به سطوح عمیق تر شخصیت فردی یکدیگر دست پیدا کرده و در نتیجه نقطه نظرات یکدیگر را بهتر درک کنند و در برخی موارد می توانند به راحتی به ریشه اندیشه های یکدیگر دسترسی یابند.

شوخ طبعی خود را افزایش دهید
به زندگی مشترک خود قدری نمک خنده اضافه کنید. برای شروع می توانید از مطالب فکاهی روزنامه ها استفاده کنید. و حتما پس از اینکه شوهرتان برایتان جوک تعریف کرد، شروع کنید به خندیدن. از زمانی که در کنار هم هستید استفاده کنید و لذت ببرید.
 
شخصیت خود و شوهرتان را بیشتر بشناسید
شخصیت هر کس منحصر به فرد است و هرکس با خلق و خو و شخصیت های متفاوت ازدواج می کند. تست های تعیین شخصیت را امتحان کنید و یا کتاب هایی در این مورد بخوانید. وجوه تفاوت خود و همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید که چگونه میتوانید ضعف ها را از بین برده و بر روی نقاط قوت یکدیگر کار کنید. به جای آنکه در مقابل ضعف های او از خود عکس العمل نشان دهید، راهی برای از میان برداشتنشان پیدا کنید.

تبدیل شدن به بهترین دوست، یک پروسه اتوماتیک نیست که با خود بگویید چون ما با هم زندگی می کنیم پس بهترین دوست یکدیگر هستیم. شما باید یاد بگیرید که چگونه می توانید در زندگی روزمره، زمانی که با ضعف ها و کاستی های همسر خود مواجه شدید، سعی در جبران و از بین بردن آنها بکنید. اگر می خواهید "بهترین دوست" او باشید باید پشتکار، صبر، درک، و عشق واقعی داشته باشید.

 

منبع:جام نیوز


رازهای جا شدن در دل خانواده همسر

از همان ابتدای آشنایی، خواستگاری یا نامزدی ممکن است بحران ها شروع شود. بحران رابطه با یک خانواده جدید به خصوص مادر شوهر/ پدرزن. بحرانی که ممکن است با بی تدبیری یکی از طرفین تا پایان عمر باقی بماند.

 

یکی از‌ اشتباهات رایج بعد از ازدواج، این است که تصور کنیم خانواده همسر مثل خانواده خودمان هستند. باور کنید خانواده همسر شما در بهترین شرایط ارتباطی، باز هم خانواده فرد دیگری هستند و مگر در موارد استثنا منافع فرزندشان را قربانی منافع شما نمی‌کنند. اینکه شما با خانواده شوهرتان صمیمی ‌شوید عالی است، ‌اما همه عروس‌ها نمی‌توانند با خانواده همسرشان به یک میزان صمیمی ‌شوند.

اختلاف‌های فرهنگی و اختلاف عقاید می‌تواند دیواری در مقابل این صمیمیت بکشد و از طرف دیگر، شخصیت هر دو طرف هم می‌تواند در بیشتر شدن فاصله میان آنها و یا کمتر کردن فاصله تاثیرگذار باشد. پس به محض وارد شدن به خانواده همسرتان، به دنبال ایجاد صمیمیت و از بین بردن مرزها و فاصله‌ها نگردید. چرا که این تصور اولیه باعث می‌شود روابط از ابتدا ‌اشتباه شکل بگیرند و در ادامه هم دردسرها و سوء‌تفاهم‌هایی را ایجاد کنند.
 
دوستشان نداری؟ به آنها احتـرام بگذار
آنچه که در رابطه شما و آنها اهمیت زیادی دارد، دوست داشتن همدیگر نیست، بلکه احترام گذاشتن به یکدیگر است. مهم نیست که شما دلتنگ آنها شوید، به اندازه خودشان در شادی‌هایشان خوشحال باشید و یا از ناراحتی‌هایشان ناراحت. بلکه مهم این است که به تفکر و احساسشان احترام بگذارید. پس به جای اینکه احساساتتان را به سمتشان هل دهید و بخواهید مثل یکی از اعضای قدیمی‌خانواده‌شان رفتار کنید، اول احترام را در این رابطه بنا کنید و بعد اگر توانستید و شرایط به شما اجازه داد با آنها صمیمی ‌شوید.

اینکه می‌گویید در روزهای اول عمیقا دوستشان داشتید، چندان نمی‌تواند درست باشد چراکه دوست داشتن در جریان ارتباط ایجاد می‌شود و شما نمی‌توانید به صرف اینکه با فرزند آنها وصلت کرده‌اید، به آنها علاقه‌مند باشید.‌اما بهتر است به جای ایستادن روی قله کوه یا افتادن. در دره، یک تفکر میانه‌رو‌تر که بر پایه احترام است را جایگزین دوست داشتن و یا بیزار بودن از خانواده همسر کنید.
 
همه رازها را فاش نکنید
بسیاری از زوج‌ها وقتی با هم ‌آشنا می‌شوند برای اینکه به هم نزدیک‌تر شوند، هر چه در زندگی‌شان گذشته و می‌گذرد را با هم در میان می‌گذارند. آنها حتی حرف‌هایی که خانواده‌هایشان در مورد شریک آینده زندگی‌شان می‌زنند را به او انتقال می‌دهند و با این کار دیدگاهی منفی نسبت به خانواده خود را در نامزد و بعدها همسرشان ایجاد می‌کنند.

از طرف دیگر، بسیاری از زوج‌ها همه رازهای خانوادگی هم را با یکدیگر در میان می‌گذارند و از‌اشتباهاتی که اعضای خانواده‌شان کرده یا می‌کنند با هم صحبت می‌کنند و از این طریق، ذهنیت طرف مقابل را پیش از آنکه خودش وارد ارتباط شود شکل می‌دهند. کاش شما هم از ابتدا چنین ‌اشتباه‌هایی را مرتکب نمی‌شدید. ‌اما هنوز هم دیر نشده. سعی کنید از این به بعد مرزهای میان خانواده و شریک زندگی‌تان را خودتان بسازید. دلیلی ندارد که انتقاد مادرتان از او را به همسرتان منتقل کنید و دلیلی ندارد رفتارهایی که دیگران در غیابش انجام داده اند را با جزئیات برایش بازگو کنید.


شاید نقشش را خوب بازی نـمی‌کند
از یاد نبرید که زوج‌ها هر کدام واسط و رابط خانواده خود و کسی هستند که قرار است شریک زندگی‌شان شود. اگر رابطه شما و خانواده همسرتان ناخوشایند و آزاردهنده است، بخش مهمی ‌از مسئولیت این اتفاق بر عهده همسرتان است. هم شما و هم همسرتان، باید میان خانواده خود و شریک زندگی‌تان نقش میانجی را بازی کنید و اجازه ندهید برخوردی در این رابطه پیش بیاید. در واقع شما در این رابطه نقش لولا را بازی می‌کنید. لولایی که اگر خود کار نکند در و دیوار را به هم می‌کوباند. مطمئنا ضعف همسر شما در ایفا کردن این نقش سهم بزرگی در ایجاد این اختلاف‌ها داشته و وقت آن رسیده که او آگاهی بیشتری در مورد این رابطه کسب کند و با مدیریت درست این رابطه آرامش را به آن برگرداند.
 
به سناریوی مشترک برسید
اینکه خانواده‌ها تا چه اندازه تمایل به ورود به زندگی فرزندشان داشته باشند، با اینکه چقدر به آن وارد شوند تفاوت دارد. ممکن است خانواده شوهرتان نظرهای بسیاری را در مورد‌تربیت فرزند شما و دیگر مسائل زندگی مشترکتان داشته باشند و این نظر‌ها را با همسرتان هم در میان بگذارند.‌ اما تا جایی که عقاید همسرتان تحت تاثیر نظر آنها تغییر نکند، این موضوع نمی‌تواند آسیبی به رابطه شما بزند.

شاید در بعضی موارد همسرتان با آنها هم نظر باشد ‌اما باز هم آنچه که مهم است، رسیدن به یک سناریوی مشترک است. از یاد نبرید که زندگی زناشویی جای اثبات نیست، بلکه جای به توافق رسیدن است. هر یک از شما با یک سری اصول و ایده‌هایی که در طول زندگی کسب کرده وارد رابطه می‌شود و ممکن است اختلاف نظر‌هایی در مورد این اصول وجود داشته باشد.‌اما اگر هر یک از شما بخواهید به دیگری ثابت کنید که من درست می‌گویم، در واقع خود را وارد جنگی می‌کنید که می‌تواند تا آخر عمر ادامه داشته باشد.
 
مرد باید اوضاع را آرام کند
بهترین حالت در بگومگوهای عروس و خانواده شوهر این است که عروس خود را وارد جنگ مستقیم نکند و حل کردن ماجرا را بعد از رفتن خانواده همسرش به شریک زندگی خود بسپارد.‌ اما نکته‌ای که اینجا قابل‌توجه است، این است که اگر مادر داماد جنگ کلامی ‌یا رفتاری را شروع کرد، نشان‌دهنده این است که از فیلتر پسر رد شده و به خودش اجازه داده که وارد این نزاع شود. یعنی همسرتان در این رابطه لولای خوبی نبوده و نتوانسته آن را به خوبی مدیریت کند. در چنین شرایطی دو احتمال را می‌شود در نظر گرفت. یا اینکه او فکر می‌کند رفتار خانواده‌اش درست است و آنچه شما دخالت می‌نامید را دلسوزی می‌داند، یا اینکه به خاطر ضعف‌هایش نمی‌تواند جلوی دخالت مادر را بگیرد. اگر دلیل این اتفاق مورد دوم باشد، باز هم همسرتان باید آگاهی بیشتری را در مورد رابطه همسر و خانواده‌اش کسب کند و با بالاتر بردن مهارت‌های ارتباطی‌اش، نقش موثرتری را در این میان بازی کند.

 

منبع : بیتوته

 

 


حفظ فضای عاشقانه در ازدواج

بسیاری از خانم‌ها و آقایان که مدتی از شروع زندگی مشترک‌شان می‌گذرد، وقتی به گذشته نگاه می‌کنند یاد دورانی می‌افتند که عاشق یکدیگر بودند و هیچ‌چیز نمی‌توانست جلوی زندگی عاشقانه‌شان را بگیرد، اما وقتی با هم ازدواج می‌کنند و مدت زمانی از این ماجرا می‌گذرد، عشق از زندگی آنها رخت برمی‌بندد.

آنها درگیر گرفتاری‌های روزمره می‌شوند و سرشان آنقدر شلوغ می‌شود که زندگی مشترک برای‌شان یک‌نواخت شده و جذابیت خود را از دست می‌دهد. در این شرایط زمانی هم که تصمیم می‌گیرند تا به زندگی‌شان سر و سامان داده و طراوت گذشته را به آن بازگردانند، سردرگم می‌شوند که از کجا باید شروع کنند ؟

زندگی عاشقانه یک اتفاق نیست، بلکه یک ارتباط روزانه است ، یک رابطه دوستانه است که هر روز بیش از پیش رشد می‌کند.
 

باید از زمانی که در کنار هم هستید لذت ببرید و تصور کنید نزد دوست داشتنی‌ترین فرد زندگی خود هستید.

زندگی رمانتیک فرایند پیوند دادن است. بسیاری از زوج‌ها معمولا سعی می‌کنند فضای عاشقانه را با غافل‌گیر کردن طرف مقابل مثلا با رفتن به یک رستوران فوق‌العاده و یا برنامه‌‌ریزی یک مسافرت به زندگی خود بیاورند. اما زمانی که می‌بینند طرف مقابل‌شان چندان خوشحال نشده، خیلی ناراحت می‌شوند. این امر کاملا طبیعی است، چرا که ممکن است چیزهایی که برای شما جالب و سرگرم کننده هستند، برای همسرتان جذاب نباشند.

از آن جایی که بیشتر افراد با تکنیک‌های ذهن‌خوانی آشنا نیستند! پس بهتر است از همسر خود سوال کنید چه چیزی دوست دارد. فقط کافی است بگویید: «تو، زندگی همراه با عشق  را در چه چیزهایی می‌بینی؟» ، «عقیده ی تو در مورد یک ملاقات فوق‌العاده چیست؟ برای مسافرت کدام شهر را انتخاب می‌کنی؟»

مثلا :  آیا همسرتان اهل هنر است؟ خوب می‌توانید او را به موزه و یا نمایشگاه‌های مختلف ببرید.

او را غافلگیر کنید:
پرسیدن علایق همسر و سپس عمل بر طبق گفته‌های او به این معنا نیست که شما نمی‌توانید او را غافلگیر کنید، حالا حتما نباید یک مسافرت باشد، می‌توانید یک یادداشت ساده ، اما غافلگیر کننده را در کیفش قرار دهید، غذا و یا سالاد مورد علاقه‌اش را درست کنید و او را به فیلمی که به تازگی اکران شده و او آرزوی دیدنش را دارد، ببرید.

برقراری ثبات:
زندگی رمانتیک یک اتفاق نیست. این نیست که شما آخر هفته بیرون بروید و همه چیز تمام شود. این امر مستلزم تلاش‌های مداوم است. البته اگر شما خلاق نباشید شاید برای‌تان کمی مشکل باشد. پس باید راهی پیدا کنید تا به شما کمک کند. بهتر است از سوال کردن از خود شروع کنید، سپس چند کتاب در مورد موضوعی که به شما پیشنهاد کرده خریداری کنید.

توجه کردن:
توجه خود را بر روی یکدیگر معطوف کنید نه بر روی اینکه در زمانی که با او هستید، چه کار دیگری هم می‌توانید انجام دهید:

می‌‌خواهید با هم به پارک بروید؟ پس لطفا تلفن همراه و کیف‌تان را با خود نبرید.

اموری را که ممکن است توجه شما را مخدوش کنند، کنار بگذارید و از وقتی که در کنار هم هستید نهایت استفاده را ببرید.
 
ایجاد فضای همراه با عشق در زندگی زناشویی امری نیست که یک شبه و بدون تلاش و کوشش به دست آید. در زندگی مشترک همیشه باید رفاقت و دوستی وجود داشته باشد. برنامه‌هایی بریزید که علایق هر دو نفر را تطمیع کند، با به کارگیری رموز عاشقانه ی کوچک یکدیگر را غافلگیر کنید و زمانی که با یکدیگر هستید تمام توجه خود را به او معطوف سازید

 

 


شش گام برای حل تعارض همسران

زوج‌های زیادی نيستند كه این مطلب را تأیید کنند، اما تعارض در تمام ازدواج‌ها به چشم می‌خورد. همه ما در این تعارض‌ها سهیم هستیم و بیشتر این ناسازگاری‌ها جنبه خوشایندی هم ندارند. احتمالاً هر کدام از ما می‌توانیم کتابی در مورد کارهایی که همسرمان نباید انجام دهد بنویسیم!

با دو آدم خودخواه، با پیشینه و شخصیت‌های متفاوت شروع می‌کنیم. هر کدام از این‌ها عادت‌های بد و خصوصیت‌های ویژه خود را نیز دارند. هر کدام هم از همسرشان انتظاراتی دارند که وقتی برآورده نمی‌شوند وی را محاکمه می‌کنند. تبریک می‌گویم، شما به یک تعارض اجتناب‌ناپذیر دست یافته‌اید.


اگر فرض کنیم هر ازدواجی کشمکش‌های خاص خود را خواهد داشت، سؤالی که مطرح می‌شود این است که حال چگونه باید با این کشمکش‌ها کنار آمد؟ اگر شیوه درستی برای رفع تعارضات پیش رو در نظر نگيريد، این مسئله به احساس تنهایی شما و همسرتان منجر خواهد شد.

گام اول: حل تعارض نیاز به دانش، پذیرش و تعدیل تفاوت‌ها دارد
یکی از علت‌هاي بروز تعارض در ازدواج این است که همسران به مسائل مختلفی علاقه نشان می‌دهند. عجیب است، اما خیلی انسان‌ها جذب کسانی می‌شوند که علاقه‌مندی‌های متفاوتی نسبت به آن‌ها دارند. اصلاً به همین دلیل است که با وی ازدواج کرده‌اید؛ خواسته‌اید جنبه‌هایی را به زندگی خود اضافه کنید که پیش از این وجود نداشته‌اند. اما مدتی که از ازدواج می‌گذرد این جاذبه‌ها به دافعه تبدیل می‌شوند و بحث‌ها در مورد مسائل کوچک و بزرگ شروع می‌شوند. شاید از این‌که با این همه تفاوت و اختلاف چگونه جذب یکدیگر شده‌اید تعجب کنید.
بسیار مهم است این تفاوت‌ها را درک کنید، بپذیرید و سپس تلاش کنید آن‌ها را به تعادل برسانید. همان‌طور که آدم، حوا را هدیه الهی دانست شما نیز همسرتان را هدیه‌ای از جانب خداوند بدانید. هدیه‌ای که هنوز یاد نگرفته‌اید چگونه قرار است شما را کامل کند.

گام دوم: غلبه بر خودخواهی، پیش‌نیاز حل تعارض
تمام تفاوت‌های ما در ازدواج بزرگ‌نمایی می‌شوند زیرا در ازدواج بزرگترین منبع بروز تعارضات در دسترس قرار می‌گیرد؛ خودخواهی. زن و مردی که پس از ازدواج نیز تنها خواسته‌های خود را دنبال کنند و راه خود را بروند نمی‌توانند انتظار داشته باشند به یگانگی که خداوند وعده آن را داده است برسند. خب برای دست برداشتن از خودخواهی چه باید کرد؟ کار آسانی نیست اما کافی است تا اولویت‌های همسرتان را بر اولویت‌های خودتان ترجیح دهید. اگر هر دوي همسران این دستورالعمل را در پیش بگیرد زندگی شیرین می‌شود و حجم تعارضات بسیار کاهش می‌یابد.

گام سوم: شما قدم اول را برای حل تعارض بردارید
منتظر نمانید همسرتان اولین گام را برای حل تعارض بردارد. سعی کنید در این کار از او سبقت بگیرید. تلاش کنید تا اولین فردی باشید که عصبانیت و تلخی رفتار خود را کنار می‌گذارد. در هر شرایطی دوستی خود با همسرتان را حفظ کنید. اجازه ندهید تعارضات موجب شوند از کسی که برای او ارزش زیادی قائل هستید دور شويد.

گام چهارم: حل تعارض نیازمند ابراز عشق است
این جمله طلایی را به خاطر داشته باشید: «آن‌که دوست خوبی در کنار خود دارد از وجود آئینه بی‌نیاز است». همسرانی احساس خوشبختی می‌کنند که برای یکدیگر دوستان خوبی باشند، به یکدیگر گوش دهند، یکدیگر را درک کنند و برای حل تعارضات به وجود آمده تلاش کنند. انجام این کارها موجب می‌شود عشق در زندگی جریان یابد. پیش‌نیاز انجام این اقدامات تواضع، ادب، صبر و مهربانی است.

گام پنجم: حل تعارض نیازمند گذشت است
هر چقدر هم که انسان‌ها تلاش کنند تا به یکدیگر عشق بورزند باز هم گاهی دچار اشتباه می‌شوند و این اشتباهات طرف مقابل را می‌رنجاند. تنها مرهم برای او که مرتکب اشتباه شده، بخشش از طرف همسر است. کلید یک ازدواج شاد و پایدار، طلب بخشش و پذیرفتن آن است. بخشش یعنی این که خشم را فراموش کنیم و تنبیه طرف مقابل را از یاد ببریم.

گام ششم: جواب بدی را با خوبی بدهیم
آیا می‌توانید کار بد همسرتان را بدون تلافی کردن از یاد ببرید؟ کار ساده‌ای نیست، اما بسیار مفید است. تلاش کنید کار بد وی را با نیکی جواب دهید. اما کار نیک به چه معناست؟ هنگامی که می‌خواهید برایش شرح دهید چرا از رفتار او آزرده خاطر شده‌اید، با احترام صحبت کنید و توهین نکنید.
در نهایت این‌که اگر به معنای واقعی به دنبال صلح و آشتی باشید به آن خواهید رسید و به جای فرو رفتن در لاک تنهایی خویش به یگانگی دست خواهید یافت.

 

منبع : بیتوته

سایت همسران جوان

 


۷ راه ساده برای نزدیک‌تر کردن شما به همسرتان

در دنیای عشق و عاشقی، همه چیز زیبا و جذاب است. اول مسحور هم می‌شوید، طوریکه اصلاً نمی‌توانید دست از هم بکشید. مدام با هم در تماسید یا اس‌ام‌اس می‌زنید. هر لحظه از کنار هم بودنتان توام با اکتشافات تازه درمورد همدیگر و رابطه‌تان است. با گذشت زمان این عشق خام کامل‌تر شده و کم‌کم به دوستانی خیلی خوب و یاران همیشگی برای هم تبدیل می‌شوید. به طور اجتناب‌ناپذیری سال‌های بعد از ازدواج عادت‌هایی در دو طرف ایجاد می‌کند. کمی فکر کردن و تلاش برای بهبود کیفیت زمانی که دو طرف کنار هم می‌گذارند، تغییر شگرفی در رابطه آنها ایجاد می‌کند که پایه‌های عشقی بادوام و همیشگی را برایشان فراهم خواهد کرد. در ازدواج برخلاف زمان دوستی و آشنایی، با هم بودن دیگر فقط به شام‌ در رستوران‌ها و کافه‌های شیک ختم نمی‌شود و حتی ساده‌ترین برنامه‌ها هم می‌تواند خاطراتی به یادماندنی در ذهنتان ایجاد کند.

خرید موادغذایی: بیدار شدن و به خرید موادغذایی موردنیاز روزانه رفتن نباید حتماً کاری از سراجبار و خسته‌کننده باشد. می‌توانید به آن بعنوان فرصتی برای غذاهایی که می‌توانید در روزهای آتی با هم درست کنید فکر کنید. کمی در اینترنت برای دستورغذاهای جدید جستجو کنید. لیست خریدتان را با خودتان ببرید و موقع خرید کردن به لذتی که آن آشپزی دونفره برایتان خواهد داشت فکر کنید.

پیاده‌روی آخرهفته‌ها: به جز این دیگر چه زمانی زن و شوهر می‌تواند شانه‌به‌شانه و دست در دست هم راه بروند و از زمان با هم بودن خود لذت ببرند. البته بهتر است در این مواقع تلفن همراهتان را خاموش کنید که زنگ‌های آن صمیمیت دونفره‌تان را بر هم نزند. وقتی هوا گرمتر باشد و گل‌ها و درخت‌ها زیبا و سرسبز، زمانی جادویی را کنار هم خواهید گذراند.

آخرهفته‌های دونفره: چند ساعت مرخصی برای با هم بودن هیچ فایده‌ای ندارد. دو روز آخر هفته دست از کار بکشید، گوشی‌های موبایلتان را خاموش کنید، کمی خرید کنید. چند فیلم سینمایی از قبل آماده کنید و تعطیلات آخر هفته‌ای عالی در کنار هم بگذرانید. این بهترین زمان است که روی کاناپه کنار هم بنشینید و لذت ببرید.

زیباسازی حیاط خانه: اگر هوا خوب باشد می‌توانید کمی در حیاط خانه باغبانی کنید. به گل‌فروشی محل بروید، کمی تخم گل بخرید و با هم در باغچه خانه بکارید. این تجربه برای ماه‌ها خاطره‌ای خوش در ذهنتان ایجاد خواهد کرد.

ماشین‌سواری: یک سفر درون‌شهری با اتومبیل شخصی‌تان این امکان را فراهم می‌کند که زمانی عالی را کنار هم بگذرانید و کلی هم سیاحت کنید. یک سبد پیک‌نیک و زیرانداز همراه خود بردارید تا اگر محلی مناسب پیدا کردید کنار هم ناهاری عاشقانه صرف کنید.

یک روز در شهر مثل توریست‌ها: چند نفر هستند که از دیدنی‌های شهرشان دیدن کرده باشند؟ برای بازدید از مناطق دیدنی شهرتان وقت بگذارید. چه موزه‌های نزدیکتان باشد و چه آثار تاریخی و چه جدیدترین تئاتر شهر، همیشه کشف دوباره محلی که در آن زندگی می‌کنید لذت‌بخش خواهد بود.

حرف زدن شب‌هنگام: هیچ زمانی برای ابراز احساسات بهتر از زمانی نیست که کنار هم روی تخت دراز کشیده‌اید. این نوع صمیمیت است که باعث می‌شود هیچوقت از هم جدا نشوید.

رابطه‌ای که طی سال‌ها کنار هم بودن تقویت می‌شود باعث می‌شود زمانی را که زن و شوهر کنار هم می‌گذرانند، صرف‌نظر از نوع فعالیت آن، بسیار پربارتر باشد. هیچوقت این واقعیت را فراموش نکنید که باوجود از بین رفتن شور و هیجان اول ارتباط، این همسرتان است که با او زندگی می‌کنید: کسی که همه زندگی‌تان دوستش داشته‌اید.

 

منبع : بیتوته

سایت مردمان


از غر زدن دست بردارید، همین حالا!

اعتراض کردن و دایم غر زدن یکی از بدترین عادت های انسانی است. بسیاری از کارشناسان پزشکی اعتقاد دارند این عادت بر سلامت جسم و روح تاثیر منفی دارد و مسیر زندگی او را تغییر می دهد. اعتراض کردن موجب ناامیدی می شود زیرا شما دایم به نداشته ها و کمبودها و ایرادها نگاه می کنید و این موجب می شود تا عصبی، پرخاشگر و بی‌حوصله بشوید. حتی به افسردگی نیز منجر می شود زیرا هیچ چیز از نظر شما زیبا نیست. اگر شما هم عادت دارید دایم در مورد همه مسایل اعتراض کنید، این مطلب را بخوانید بلکه کمکی باشد برای برطرف کردن این عادت.

چگونه از غر زدن دست برداریم؟


روی مسایلی که کنترلی روی آنها ندارید، تمرکز نکنید.
خیلی از مسایل اطراف خود را نمی توانیم تغییر دهیم و کنترلی روی آنها نداریم. به طور مثال، شما نمی توانید شرایط آب و هوا را تغییر دهید یا رفتارهای آزاردهنده انسانی دیگر را تغییر دهید. چرا وقت خود را روی این مسایل هدر می دهید؟ اگر بارش باران را دوست ندارید و باران می بارد، به جای اینکه دایم اعتراض کنید که ای داد خیس می شوم و ... سعی کنید به آن فکر نکنید. یا راهکاری برای قرار نگرفتن زیر باران پیدا کنید. انسان های باهوش هرگز وقت و انرژی خود را صرف اعتراض و به اصطلاح حرص خوردن در مورد مسایلی که توان تغییر آن را ندارند، هدر نمی دهند.

برای داشته های خود شکرگزار باشید
شاید این جمله را زیاد شنیده باشید و بسیار کلیشه ای به نظرتان بیاید. اما بیشتر ما انسان ها عادت کرده ایم به نداشته های خود فکر کنیم و برای آنها سوگواری کنیم. در عوض این کار، اگر به آنچه داریم توجه کنیم و برای آنها سپاسگزار باشیم حس خوشایندتری از زندگی خواهیم داشت. منظورمان این نیست که به پیشرفت فکر نکنید، بلکه با لذت بردن از داشته ها برای به دست آوردن یافته های جدیدتر تلاش کنید. وقتی با دید مثبت به مهارت ها، دانش، ثروت، زیبایی، توان و ... خود نگاه کنید، با اعتماد به نفس بیشتر برای بهبود و ارتقا سطح هر کدام از آنها تلاش خواهید کرد.

مثبت اندیش باشید
در این زمانه که همه چیز اعصاب‌خردکن شده است،چه کسی می تواند مثبت فکر کند؟ این دقیقا جمله یک انسان همیشه معترض و افراطی است. برای فردی که عادت کرده همیشه نیمه خالی لیوان را ببیند و همیشه ناراضی باشد، بسیار سخت است که مثبت فکر کند. اما ابتدا به این فکر کنید که هیچ چیز در این جهان کامل، مطلوب و پایدار نیست. سپس این را باور کنید که همه انسان ها و پروژه های کاری و فکری و هنری ممکن است با اشکال و موانع مختلف روبه رو شوند. با این فکر می آموزید که شکست ها نباید موجب ناامیدی که باید راهی تازه برای پیشرفت شما باشند.  انسان های باهوش و موفق همیشه در پس هر شکست، یک قدم به جلو پیش می روند زیرا به جای اعتراض، ریشه شکست را کشف می کنند.

به تغییر کردن عادت کنید
زندگی دایم در حال تغییر و تحول است. باید یاد بگیرید تا به این تغییرات عادت کنید. همان طور که در بالا نیز اشاره کردیم، مسایل بسیاری در زندگی وجود دارد که از کنترل ما خارج هستند، بهترین راهکار برای آرام زندگی کردن این است که به تغییرات دایمی زندگی عادت کنیم. بدون شک در هر موقعیتی راهکاری مناسب برای پیش رفتن به جلو وجود دارد.

جسور و با جرات باشید
اگر قصد دارید عادت زشت اعتراض کردن های دایمی را ترک کنید، باید جسور باشید. باید شهامت داشته باشید. باید بتوانید رفتارهای آزاردهنده دیگران یا رویدادهای ناگوار را تاب بیاورید. نباید بگذارید دیگران از شما سوءاستفاده کنند یا به راحتی موجب ناراحتی شما بشوند. البته جسارت به معنای بی احترامی به دیگران نیست. اگر موضع مخالف دارید، باید با حفظ ادب و احترام برای شخصیت انسان ها آن را بیان کنید.

در مورد دیگران قضاوت نکنید
یکی از بدترین و آزاردهنده ترین خصلت های انسانی، زود قضاوت کردن در مورد دیگران است. بسیاری از ما عادت داریم با کوچک ترین اتفاقی که روی می دهد، واکنش های آدم های اطراف خود را قضاوت می کنیم و فهرست بلندبالایی از تفکرات و توهمات خود را به زبان بیاوریم. این مساله موجب بدتر شدن اوضاع می شود زیرا شما با ذهن خود دایم دنبال شخصی کردن مسایل و پیدا کردن موارد منفی بیشتر برای اعتراض هستید. بهتر است گاهی خود را به جای دیگران قرار دهید و ببینید آیا واکنش شما در این مورد چگونه می تواند باشد. شاید درک بهتری نسبت به آن مساله پیدا و کمتر اعتراض کنید.

برای دیگران الگو باشید
اگر دوست ندارید آدم های اطرافتان کمتر اعتراض کنند، خودتان باید عادت اعتراض کردن را در وجود خود از بین ببرید. سعی کنید وقتی در یک جمع حضور دارید، موضوع صحبت را تغییر دهید. اگر فردی هم خواست وارد بحث های اعتراضی و غر زدن و ابراز ناراحتی بشود، شما باید با سیاست و زیرکی خود موضوع را عوض کنید. خود را به الگویی برای دیگران تبدیل کنید. به این ترتیب،هم خود از دام اعتراض بیرون رفته اید، هم به دیگران کمک کرده اید.

 

منبع : بیتوته

 

 


در بیان این جملات خساست به خرج دهید، لطفاً!

ما انسان ها گاهی حرف هایی را به زبان می آوریم که از نظر خودمان معمولی هستند، اما برای فردی که آن را می شنود بسیار ناراحت کننده است. برخی از عبارت ها تاثیرات بسیار منفی بر ذهن فرد موردعلاقه ما دارند و می توانند به راحتی موجب از بین رفتن رابطه عاشقانه بشوند.

می دانی چند تار موی سفید داری؟
زوبین  40 ساله می گوید: در تولد 40 سالگی‌ام همسرم به من گفت می دانی چند تار موی سفید داری؟. می دانم که او فقط برای شوخی و خنده این عبارت رابیان کرده است اما هنوز پس از گذشت یک سال من هنوز به این جمله فکر می کنم و این جمله آزارم می دهد. هر بار در آینه خودم را نگاه می کنم، یاد این جمله می افتم. تا پیش از این تصور می کردم خوش قیافه هستم. اما اکنون خیلی به آن ایمان ندارم.

در زندگی زناشویی خوب است که زن و مرد همیشه باعث شاد بودن یکدیگر باشند. باید این حس را به طرف مقابل القا کنید که همیشه جوان، زیبا و دوست داشتنی است و گذر زمان از جذابیت او کم نکرده است. باید بدانید که مردها نیز با بالارفتن سن، دچار کاهش اعتماد به نفس می شوند. بنابراین، این وظیفه همه زنان است که به مرد خود این اعتماد را بدهند که حاضر نیستند همسر خود را با هیچ مرد جوان دیگری عوض کنند.

می دانم که خیلی خوشحال نیستی
حامد 41 ساله می گوید: این جمله ای است که همسرم بارها در زمان های سخت زندگی به من گفته است. خود جمله خیلی دردناک نیست اما همسرم آن را طوری بیان می کند که گویا خودش بسیار خوشحال و راحت است و این منم که فقط از سختی زندگی در عذاب هستم. در صورتی که خودش هم راحت نبود و این جمله را طوری می گفت که گویا دارد از خودگذشتگی و خودش را فدای من می کند. در صورتیکه به هیچ وجه این طور نبود. هنگامی که سومین دختر ما به دنیا آمد، هر دو ما استرس بسیاری داشتیم. اما همه آرزوی من این بود که ایکاش می توانستیم رابطه خوب اولیه خود را داشته باشیم و از این همه اندوه که میان خودمان دونفر وجود داشت، فرار کنیم.

آیا فکر می کنی ما جذابیت و طراوت خود را از دست داده ایم؟
مهیار 34 ساله می گوید: تا پیش از اینکه همسرم این جمله را به زبان بیاورد همیشه تصور می کردم رابطه ما بسیار خوب است و همه چیز بسیار خوب پیش می رود. این سوال باعث شد تا به این فکر کنم که آیا مشکلی در رابطه ما وجود دارد؟ احتمالا او کمبودی احساس کرده است که چنین سوالی را می پرسد.

هنگامی که احساس می کنید رابطه‌تان همچون ماه های اول نیست به جای اینکه از جملات منفی استفاده کنید. با یکدیگر در این رابطه حرف بزنید و برای بهبود اوضاع و برگرداندن اشتیاقات اولیه، با هم راهکار پیدا کنید. برای کارها و مسایل شخصی خود اولویت تعیین و برنامه ریزی کنید تا در این میان فرصت های بدون استرس و فشار کاری پیدا و در کنار هم لحظه های نابی را تجربه کنید.

تو اصلا نمی توانی مرا درک کنی!
این جمله بسیار ناراحت کننده است و موجب سردی رابطه می شود. با این جمله طرف مقابل تصور می کند همه تلاش هایی که در طول سال ها انجام داده، بیهوده بوده است. لطفا در بیان چنین جمله هایی خساست به خرج دهید و نگذارید به راحتی از دهانتان خارج شوند. برخی از حرف ها برای شما ساده هستند، اما زخم بزرگی در دل طرف مقابل ایجاد می کنند که جای آن به این راحتی ها خوب نمی شود. با همین جمله ساده همه مهربانی و از خودگذشتگی های طرف مقابل خود را زیر سوال می برید و او را از تلاش های بعدی ناامید می کنید.

حقیقت را باید پذیرفت، از این جا به بعد در سرازیری قرار داریم!
مهدی 35 ساله می  گوید: وقتی نامزد من این جمله را بیان کرد حس بسیار بدی پیدا کردم. درست است که او به شوخی این جمله را بیان کرد. اما بالاخره در دلش به آن اعتقاد دارد که به زبان آورده است. من از این طرز فکر متنفرم که رابطه ها پس از مدتی در سرازیری قرار می گیرند و دیگر همچون روزهای اول نیستند.

مامانم فکر می کند بهتر است کار دیگری پیدا کنی
آیدین 30 ساله می گوید: متنفرم که همسرم به من بگوید چه شغلی را انتخاب کنم. البته این را می دانم که او صلاح مرا می داند و می خواهد من موفق تر باشم اما اینکه مادر او در مورد شغل من نظر بدهد دیگر قابل تحمل نیست. اگر او مادرش را دوست دارد و نظراتش را قبول دارد، باید رابطه خود را میان خودشان دو نفر نگه دارند و به من تعمیم ندهند. فردی که درک بالایی داشته باشد می فهمد که نباید در تفکرات و تصمیماتِ فردی دیگران دخالت کند.

اگه بچه ها خوشحال باشند کافی است، این طور نیست؟
محمد 45 ساله می گوید: در پاسخ این حرف دوست دارم فریاد بکشم که نه! درست است که شادی بچه ها و مراقبت از آنها برای من هم اهمیت بسیاری دارد اما خودمان دو نفر چه می شویم؟ همه چیز که به بچه ها محدود نمی شود. دوست دارم خوشحالی من هم برای همسرم مهم باشد و این جمله به معنای واقعی موجب ناراحتی و ناامیدی من می شود.

گاهی احساس می کنم تو مانع از پیشرفت من در زندگی می شوی
توماج 34 می گوید: همسرم این جمله را در حالت عصبانیت بیان کرد اما همچنان در ذهن من باقی مانده و موجب ناراحتی من است. من همیشه تصور می کردم ما هر دو برای پیشرفت و موفقیت های طرف مقابل تلاش می کنیم و این جمله به من نشان داد همسرم از چیزی ناراحت است و مرا مقصر این امر می داند.

باید سعی کنید حتی در عصبانیت نیز حواستان به جمله هایی که بیان می کنید، باشد. درست است که هنگام خشم کنترل کردن زبان کار آسانی نیست، اما ممکن است و با می توانید کمی تمرین و صبوری به نتیجه دلخواه برسید.

 

منبع : بیتوته


واکنش بهتر در برابر تعریف همسر از خود

یک آدم متشخص به همسرش اجازه می دهد در حضور او از خودش تعریف کند. آدم ها گاه نیاز دارند تا در لفافه و یا به طور واضح از خود تعریف کنند. این عمل باعث ایجاد یا بازگشت درجاتی از اعتماد به نفس در شخص می شود که امری بسیار عادی است.

 

البته یک آدم متشخص نباید از خود تعریف کند، چون این عمل تاثیر خوبی از شخص بر ذهن اطرافیان نمی گذارد، ولی اگر کسی در حضور او از خودش تعریف کند با حرکات تاییدی سر و تماس چشمی مهربان به او اجازه می دهد به تعریف خود ادامه دهد.

 

در رابطه همسری نیز این حکم پابرجاست. بدین معنا که اگر همسرمان در حضور ما شروع به تعریف از خود کرد، باید با پذیرش ما مواجه شود.

 

البته واقعیت این است که وقتی کسی شروع به تعریف از خود در برابر همسرش می کند معنایش این است که نکاتی وجود داشته که برای شخص حائز اهمیت بوده و در واقع همسر باید آن ها را می دیده و از آن ها تعریف می کرده است. لکن از آن غفلت کرده است.

 

مثال:

زن: هیچ زنی به اندازه من تو خونه کار نمی کنه!...

شوهر: همین طوره عزیزم!... شما خیلی خسته می شی!

 

منبع : بیتوته

 

 


این کارها همسرتان را دلسرد می کند

یكی از آگاهی‌های لازم برای ایجاد یك رابطه موثر، شناخت عواملی است كه رابطه ما را به سوی دلسردی سوق می‌دهند.

 

بسیاری از زوج‌ها علی رغم حسن نیتشان، به روش‌های متفاوتی باعث دلسردی همسرشان می‌شوند. گاهی به یكدیگر احترام نمی‌گذارند، گاهی احساسات همدیگر را در نظر نمی‌گیرند، گاهی قدرت‌طلبی می‌كنند و گاهی تحقیر و سرزنش.

 

نوع برخورد هر انسانی، نمادی از سلامتی روان و آگاهی اوست. برای آنكه برخورد سالمی داشته باشیم در ابتدا باید روان سالمی داشته باشیم. اگر مشكلات ارتباطی ناشی از مشكلات درونی نباشد، مهارت‌های ارتباطی پیشقدم می‌شوند.

یكی از آگاهی‌های لازم برای ایجاد یك رابطه موثر، شناخت عواملی است كه رابطه ما را به سوی دلسردی سوق می‌دهند.

 

در زیر به چند عنصر از عوامل دلسرد كننده اشاره می‌كنیم:

 

سلطه پذیری

گاهی احساس می‌كنیم، برای اینكه كار‌ها خوب پیش رود باید ما كار‌ها را انجام بدهیم. برای همین هم است كه نظر همسرمان یا پیشرفت‌های او را نمی‌بینیم. وقتی این احساس را داریم به صورت زیركانه و ضمنی همسرمان را تحت سلطه قرار می‌دهند.

 

ترساندن

كمالگرایی بیش از حد، باعث احساس ترس می‌شود. همسرانی كه توقع دارند همسرشان بر اساس ملاك‌های كمالگرایانه آن‌ها عمل كنند احساس دلسردی را به همسران خود انتقال می‌دهند.

 

تصدیق نكردن پیشرفت

وقتی پیشرفت‌های همسرتان را تصدیق نمی‌كنید باعث دلسرد شدن همسرتان می‌شوید. تصدیق كردن پیشرفت‌های همسر باعث تشویق آن‌ها برای تغییر می‌شود.

 

حساسیت بیش از حد

وقتی همسری می‌خواهد بر‌تر از دیگران باشد، به همسر خود بیش از حد حساس می‌شود، چرا كه این اعتقاد اشتباه را دارد كه وقتی كسی می‌شوم كه از دیگران سر‌تر باشم. وقتی شوهر یا زن در مورد یك دوست خود صحبت می‌كند یا از لباس قشنگ كسی حرف می‌زند، طرف مقابل این صحبت‌ها را كنایه از نواقص خود می‌بیند و واكنش نشان می‌دهد. این نوع رفتار‌ها ممكن است باعث دلسردی طرف مقابل شود، چرا كه هم منظور او را بد تعبیر كرده‌اید و هم در مقابل ابراز عقیده یا احساساتش ایستاده‌اید.

 

آگاهی از رفتار‌ها و تاثیر آن بر طرف مقابل می‌تواند ما را در بهبود یك رابطه كمك كند. دلسرد كردن همسر، در واقع تلاش برای خاموش كردن آتش یك زندگی پویا، انرژی دهنده و صمیمی است. توانایی در برخوردی موثر، چیزی است كه بر اثر دقت و تمرین به دست می‌آید. باید برای جلوگیری از رفتارهایی كه به روابط و در ‌‌نهایت به زندگی ما لطمه می‌زنند برنامه‌ای داشته باشیم.

منبع : بیتوته

 


همسرداری نرم ،همسرداری سخت

یكی از مهم‌ترین ملاك های الزامی برای همسر گزینی، نرم‌خویی و برخورداری از روحیه ی انعطاف‌پذیری است. داشتن چنین روحیه‌ای تضمین کننده ی تداوم و بقای زندگی زناشویی به شمار آمده و چنانچه دختر و پسر دارای چنین صفت ارزشمندی نباشند، در ماه‌های آغاز زندگی مشترك با مشکلات بسیاری روبه‌رو شده و توان ادامه ی زندگی را از دست خواهند داد.

 

منعطف در برابر همسرم

اساس خانواده برای رسیدن به آرامش است، بنابراین زن و مرد باید یکدیگر را یاری کنند تا در خانواده معنا و آرامش حکم‌فرما شود و بتوانند در سایه‌ی این آرامش به کمال خود برسند.

 

در زندگی مشترک اگر یکی از طرفین تندخو و پرخاشگر باشد، دیگری می‌تواند با صبر و حوصله او را تغییر داده و با درایت ارتباط صمیمی و لطیف میان خود و همسرش برقرار نماید. ولی گاهی هیچ‌کدام از طرفین از خود نرم‌خویی و انعطاف‌پذیری نشان نمی‌دهند و بر نظر عمل و خود اصرار دارند که این شرایط، آرامش زندگی را به هم می‌زند و هر یک از طرفین انتظار دارد که دیگری کوتاه بیاید. نرم‌‌خویی به معنای بی‌تفاوتی نیست و انعطاف‌پذیری با اصرار و لجاجت غیرمنطقی فرق دارد. فردی که بتواند در شرایط سخت زندگی خویشتن‌داری و انعطاف از خود نشان دهد، محیطی آرام همراه با صلح و دوستی را در خانواده به وجود می‌آورد که رفتارش بازتاب منفی نداشته باشد و دیگران را به طرف خود جذب می‌کند. همسران انعطاف‌پذیر دارای عزت‌نفس بالا هستند و در روابط خود در زندگی مشترک و حتی زندگی جمعی خود موفق‌ترند، چون یاد گرفته‌اند در برابر مسائل متضاد و خلاف انتظارشان چگونه برخورد کنند. همین منعطف بودن‌شان در تعاملات باعث نرمی و آرامش در رفتارشان می‌گردد و افرادی آرام وخونسرد دیده می‌شوند و دیگران از معاشرت با آن‌ها لذت می‌برند.

 

افراد انعطاف‌پذیر، تفاوت‌ها و اختلافات بین خود و دیگران به خصوص همسر خود را راحت‌تر قبول می‌کنند و از وجود این تفاوت‌ها نه تنها مضطرب و آشفته نمی‌شوند، بلکه به راحتی با آن‌ها کنار می‌آیند و در جهت به تفاهم رساندن این اختلافات تلاش می‌کنند. آن‌ها حتی از این اختلافات برای رسیدن به تفاهم بیشتر استفاده می‌کنند و ر‌فتاری سازگارانه از خود بروز می‌دهند.

 

زوجین باید توجه کنند که نرم‌خویی و مهربانی یک ویژگی مثبت و خوب در زندگی است و باید از سوی همسرش مورد تمجید قرار گیرد و با انعطاف پذیری در زندگی مشکلات حل می‌شود .

 

یکی از مصادیف انعطاف پذیری کوتاه امدن در بحث هاست .این جمله معمولا در پایان یک بحث می آید وقتی که یک شخص، عصبانی و ناامید از اینکه نتوانسته نظرش را تحمیل کند این جمله را می گوید: موافقی که بحث را تمام کنیم؟

 

تا به حال چندبار این عبارت را شنیده اید؟ این جمله معمولا در پایان یک بحث می آید وقتی که یک شخص، عصبانی و ناامید از اینکه نتوانسته نظرش را تحمیل کند این جمله را می گوید: موافقی که بحث را تمام کنیم؟

 

این جمله به این معنی نیست که ما فقط از بحث های مهم دست برداریم و سپس خشم، ناراحتی، و ناامیدی حاصل از آن را با خود همراه کنیم. همچنین به معنی تسلیم و متاسف شدن نیست یا حتی به معنی این نیست که ما مرتکب اشتباهی شده ایم.

 

بلکه به این معنی است که ما به این نتیجه رسیده ایم که نمی توانیم چشم در چشم همدیگر بحث کنیم و بهتر است که در بعضی مسائل کوتاه بیاییم. نکته جالب این است که ما می توانیم این جمله را درمورد دوستان، معلم، غریبه ها و حتی رئیسمان به کار بریم اما به ندرت می شود این جمله را درمورد خانواده و همسرمان به کار بریم. بعضی از ما به دلیل اینکه با هم ازدواج کرده ایم یا فامیل هستیم باید نسبت به همه چیز موافقت کنیم.

 

به همین شکل، وقتی ما نمی توانیم چشم در چشم کسی نظر مخالفمان را بگوییم، به این معنی نیست که یک نفر درست و نفر دیگر اشتباه می گوید. بحث کردن در چنین مواردی مثل این است که از چندنفر بپرسیم زیباترین رنگ رنگین کمان کدام است؟ مسلم است که بعضی ها آبی را ترجیح می دهند درصورتی که بقیه قرمز را می پسندند. این موضوع بستگی به نوع افراد دارد. همه ما نظرات مختلفی در مورد پیرامون مان داریم.

 

خاتمه دادن به بحث به معنی پایان بخشیدن به یک بحث یا دور شدن از بحث برای متقاعد کردن طرف مقابل نیست. بلکه با این کار به دیگران می گویید که شما از احترام خاصی برخوردارید و با احترام به طرف مقابل اجازه ادامه دادن به صحبت هایش را می دهید.

 

حتی دونفر که همدیگر را دوست دارند نسبت به موارد گوناگون نظرات مختلفی دارند و با هم اختلاف نظر دارند که حتی بعضی از این موارد را نمی توان تغییر داد. خاتمه دادن بحث و کوتاه آمدن به این معنی است که طبیعی است که ما با هم اختلاف نظر داشته باشیم و همیشه این اختلاف نظرهاست که پیشنهادات جدیدی را در زندگی به افراد می دهد.

 

کوتاه آمدن در بحث همچنین به معنی این است که ناراحت و عصبانی شدن بی فایده است مخصوصا درمورد نظراتی که شما نمی توانید آنها را تغییر دهید. وقتی ما تصمیم می گیریم که کوتاه بیاییم و بحث را رها کنیم، این حقیقت را پذیرفته ایم که نگرش و دیدگاه ما متفاوت از دیگران است و به سمت جلو درحال پیشرفت هستیم. رها کردن بحث نشان دهنده این است که ما برای سلامتی مان ارزش قائل هستیم علاوه بر این اجازه نمی دهیم چیزهای کوچک ذهن ما را درگیر کند و با این کار برای خودمان و طرف مقابل احترام قائل می شویم.

 

رها کردن بعضی از بحث ها و پافشاری روی بعضی اختلاف نظرها از مهارتهای ارتباطی مهم است. اگر ما بعضی از بحث ها را رها کنیم فقط به خاطر اینکه بهتر به نظر برسیم، آزادی بیان و اعتماد به نفسمان را از بین برده ایم و درمورد رابطه مان با طرف مقابل مردد و خشمگین می شویم. در زندگی مسائلی وجود دارد که باید به خاطرش مبارزه کرد و بعضی مسائل هم ارزش بحث کردن و انرژی گذاشتن ندارد. کشف کردن تفاوت این دو باعث می شود که ما یک شریک زندگی خوبی برای همسرمان و دوست خوبی برای اطرافیانمان باشیم.

 

منبع : بیتوته

 

همسران جوان

 

 


اختلاف، نمک زندگی است!

اختلاف نظر پیش می آید. شما با همسرتان مخالفت می کنید و وقتی می فهمید نظر او در بسیاری از موارد با شما یکی نیست جا می خورید. این طبیعی است و در زندگی همه وجود دارد. در چنین مواقعی حرص و جوش نخورید چون اگر این مخالفت ها نباشند٬ با آدم آهنی هیچ فرقی ندارید. اختلاف نظر شما نه تنها چیز بدی نیست بلکه موجب صمیمیت و علاقه بیشتر شما به یکدیگر می شود.

مشاجره زن و شوهر معمولا بخاطر مسائل مالی٬ کارهای منزل٬ خانواده طرفین یا عقاید و باورهای آنهاست. گاهی اوقات موضوع اختلاف٬ مسائل ناچیزی و بی اهمیتی مانند غذا یا رنگ دیوار یک اتاق است. این مشاجرات بچه گانه با قرعه کشی یا یک شیر خط ساده حل می شوند. برای حل اختلاف نظرهای مهم تر و جدی تر باید بیشتر تلاش کرد. اگر نظرات موافق و مخالف را بنویسید یا نظر شخص سومی را جویا شوید٬ به خوبی می توانید هماهنگی را به زندگی مشترک خود که اکنون دچار اختلال شده است بازگردانید.

شیوه مخالفت زن و مرد با یکدیگر تفاوت دارد. آقایان ممکن است گاهی شیطنت کرده و عذرخواهی از همسر خود را به بعد موکول کنند. خانم ها معمولا زود به حرف می آیند و زبان به اعتراض و شکایت می گشایند تا زمانی که حرف خود را به کرسی بنشانند. این شیوه در طول تاریخ بسیار موثر بوده و توسط بسیاری از خانم ها به کار گرفته شده و نتیجه داشته است. البته ممکن است گاهی جای زن و مرد با هم عوض شود اما به ندرت پیش می آید که هر دو به یک شیوه یکسان مخالفت خود را نشان دهند.

اگر نمی توانید به توافق برسید٬ سازش بهترین راه حل است. برای عده ای از مردم کنار آمدن و سازش کردن با طرف مقابل بسیار لذت بخش است و طرفین را راضی می کند. برای عده ای دیگر سازش تنها یک راه حل معمولی است.

گاهی اوقات هیچ راه حلی پیدا نمی شود و زن و شوهر حتی با یکدیگر کنار هم نمی آیند. اینچاست که همان جمله کلیشه ای معروف به کار می آید: "قبول کنید که با هم اختلاف نظر دارید". در این مرحله یکی از طرفین باید کمی کوتاه بیاید. شاید این تنها کاری است که از دست تان بر می آید. فرض کنید شما با همسرتان در مورد کف پوش آشپزخانه اختلاف دارید. هیچ کدام از شما هم حاضر نیستید کوتاه بیایید و حرف طرف مقابل را قبول کنید. در این شرایط زن و شوهر اگر نمی توانند به توافق برسند باید موضوع را به بعد موکول کنند به این امید که بتوانند با هم کنار بیایند.

بسیاری از زن و شوهرها لذت و هیجان اختلاف داشتن درباره یک مسئله را درک نمی کنند. با کمی شوخ طبعی و شادی و نشاط با موضوع برخورد کنید و سر به سر یکدیگر بگذارید. ببینید هر کس چقدر می تواند طاقت بیاورد. همه می دانند آشتی بعد از یک مشاجره چقدر لذت بخش است. وقتی زن و شوهر همه مشکلات را خیلی جدی نگیرند٬ زندگی مشترک آنها تقویت و مستحکم خواهد شد. کیست که دوست داشته باشد با یک زن / مرد عبوس٬ لجباز و همیشه حق به جانب زیر یک سقف زندگی کند؟ شاد و بشاش باشید. چه کسی می داند٬ شاید شخصیت آسوده و آرام شما موجب فرمانبرداری و تسلیم همسرتان در برابر خواسته ها و نیازهای شما شود.

سعی کنید هر از گاهی تسلیم خواسته های همسرتان شوید. هیچ چیز زیباتر از این نیست که او بداند شما آنقدر دوستش دارید که اجازه می دهید گاهی راه خودش را برود. اگر واقعا برای همسرتان مهم است که وسیله خاصی را در اتاق نشیمن قرار دهد – حتی اگر دکوراسیون اتاق را به هم می ریزد – شما کوتاه بیایید. اگر همسرتان هر ماه برای ثبت نام در کلاس مورد علاقه خود هزینه می کند٬ بگذارید راحت باشد. لذتی که به این طریق به همسرتان هدیه می کنید٬ به یک دنیا می ارزد. اینطور نیست؟ شاید؟! می توانید امتحان کنید و با چشم های خودتان ببینید.

یکی از خطرات تسلیم شدن و فرمانبرداری همیشگی در مقابل همسرتان این است که احتمال دارد او به یک فرد زورگو تبدیل شود. بجای تشکر از گیر ندادن و بی خیالی شما٬ بهانه ای برای زور گویی و سرکوب تان پیدا می کند. اگر همسرتان در چنین مسیری قرار گرفت بلافاصله و به آرامی او را متوجه رفتار خودش کنید تا بداند اگر بخواهد اینطور رفتار کند شما دیگر در برابر او تسلیم نخواهید شد. آدم های منطقی٬ رفتارشان را با دیگران هماهنگ می کنند و به زندگی مشترک خود ثبات ببخشند.

اختلاف٬ نمک زندگی است. فکر کنید اگر قرار بود همیشه شما و همسرتان هم رای و هم فکر بودید٬ زندگی تان چقدر کسل کننده می شد. با وجود اینکه طبیعی است گاهی با همسرتان اختلاف نظر پیدا کنید اما برای حفظ زندگی مشترک خود باید در برقراری تعادل بکوشید. فکر و عقیده خودتان را داشته باشید اما همسرتان را مجبور نکنید مثل شما فکر کند و همان احساسی را که شما دارید داشته باشد. ازدواج یک معامله دوطرفه است٬ سعی کنید عدالت را رعایت کنید تا هر دو شاد باشید!

 

منبع : بیتوته

 


عروس خانم های کم طاقت بخوانند!

اختلاف های اول زندگی، به خصوص در دوره نامزدی و عقد خیلی رایج و البته خیلی استراتژیک هستند. چون می توانند آینده رابطه شما را تعیین کنند. می توانند مشخص کنند شما در تنظیم روابط بالغانه رفتار خواهید کرد یا با همین فرمان تا آخر پیش می روید و زندگی پرتنشی می سازید.

شاید بگویید بعد از مدتی برخی از رفتارهای همسرتان آزاردهنده به نظر می رسد. در چنین شرایطی به کمک چند توصیه می توانید شرایط موجود را بهتر بپذیرید و خودتان را با زندگی مشترک تطبیق دهید.
 
پیشگویی را متوقف کنید!
تصور کنید همسرتان در ارتباط با شما آدم فراموش کاری است، او به صورت معمول تاریخ تولد شما، سالگرد ازدواج و یا مناسبت هایی از این دست را فراموش می کند، در عین حال قرارهایی که با شما دارد نیز پشت گوش انداخته و به عنوان مثال اگر قرار است با هم خرید بروید، ساعتی را که با شما قرار گذاشته فراموش کرده و با تأخیر از راه می رسد.

در این مواقع اگر کمی روی رفتار خود دقت کنید متوجه می شوید هر زمان که قراری با او دارید و یا مناسبت خاصی در راه است شما الگوی خاصی را طی می کنید. از ساعت ها پیش، در ذهن خود مشغول تکرار ماجرایی هستید که انتظارش را دارید؛ به احتمال زیاد با خود فکر می کنید که او باز هم دیر خواهد آمد، قرار را فراموش می کند، تولد من را به کل از یاد برده و ... .

این کار که به عنوان «نشخوار ذهنی» نیز می توان از آن یاد کرد، یکی از کارهایی است که می تواند آرامش شما را حسابی به هم بریزد. در واقع از ساعت ها پیش از اینکه رویدادی ناخوشایند برایتان رخ دهد، سطح تنش و اضطراب را در خودتان افزایش داده و باعث می شوید تا تحریک پذیری تان افزایش یابد. در این شرایط اگر همسرتان طبق انتظار شما به وعده خود عمل نکند و یا باز هم قراری را فراموش کند، عصبانیت و دلخوری شدیدتری را تجربه خواهید کرد، چرا که از نظر روانی پیش از این رویداد، دچار فرسایش روانی شده بودید.

در عین حال اگر همسرتان مطابق انتظار شما نیز عمل نکند و به عنوان مثال دقیقاً طبق قرار عمل کند، شما لذت کمتری از این رویداد خوشایند را تجربه کرده و به احتمال زیاد برخورد شما نمی تواند مشوق همسرتان برای تکرار این رفتار باشد. اما راه چاره چیست؟

دست به تجربه بزنید!
گاهی اوقــات برخی رفتارهای ساده همسرمان تنها برای ما تبدیل به رفتارهایی آزاردهنـده می شود، آنقدر که اگر آن رفتار را برای دوستی تعریف کرده و نظر او را بخواهیم، به احتمال زیاد به ما خواهد گفت که بی جهت حساسیت نشان می دهیم و این موضوع آنقدرها هم اهمیت ندارد.

واقعیت این است که رفتارهای کوچک در واقعیت چندان اهمیتی ندارند اما امان از وقتی که یکی از همسران روی یکی از آنها حساس شود. آن وقت با هر بار تکرار، آرامش خانه است که به کل از دست می رود. یکی از ساده ترین راه ها برای کمک کردن حساسیت می تواند تجربه همان رفتار ناخوشایند توسط خود ما باشد.

شاید با خود فکر کنید که امکان ندارد من کاری را که دور از نزاکت می دانم انجام دهم. هرچند هیچ کسی نمی تواند شما را مجبور به انجام کاری که دوست ندارید بکند اما توجه داشته باشید که گاهی اوقات تنها بعد از انجام همان کار است که می توانیم متوجه شویم چرا همسرمان آن کار را تکرار می کند و همین نزدیک شدن به دنیای همسر می تواند باعث کم شدن حساسیت در ما باشد.

به عنوان مثال تازه بعد از ترکاندن آدامس، متوجه می شویم که وقتی کسی آدامس را می ترکاند صدایی متفاوت با دیگران را می شنود، صدایی که او تجربه می کند شدت کمتری از صدایی دیگران می شنوند، دارد و در نتیجه کمتر آزاردهنده است. همین دیدن مسئله از زاویه ای دیگر می تواند به ما کمک کند تا واکنش کمتری نشان داده و حداقل با هر بار تکرار آن رفتار آزار کمتری ببینیم.

نقطه مشترک بسازید
انتقاد و قضاوت را بس كنید. بیشتر مردم از همان اول رابطه شروع به انتقاد می‌كنند. به یاد داشته باشید كه هیچ‌كس نمی‌تواند ازدواجی را نجات بدهد اگر طرفین بیشتر از تحسین‌شدن مورد انتقاد قرار بگیرند. انتقادهای مدام و پی در پی به همسرتان این حس را می‌دهد كه او به اندازه كافی برای شما خوب نیست. این حس (به خصوص برای مردها) سردشدن رابطه را به دنبال دارد. قبل از هر چیز سعی كنید همسرتان را بشناسید و بعد از آن تفاوت‌های قابل قبول همدیگر را بپذیرید.

درباره تفاوت‌ها شفاف‌سازی كنید. اینكه تفاوت را چه معنی می‌كنید، مهم است.
ما همیشه حقایق را از بین فیلترهای متفاوتی رد می‌كنیم كه وجود آن فیلترها به فرهنگ، ‌جنسیت و خانواده بستگی دارد. تنها شرط یك ازدواج خوب، حفظ كردن عشق در رابطه است. می‌توانید همسرتان را در نوع سپاسگزاری‌تان غافلگیر كنید. اگر او چیزهایی را همیشه دوست داشته كه شما با آن مخالفت می‌كردید، می‌توانید با موافقت خود به او حس متفاوت بدهید. اگر همسرتان همیشه تیر و كمان دوست داشته و به نظر شما خرید تیرو كمان از خرج‌های غیرضروری زندگی بوده، ‌می‌توانید با پس‌اندازهایی كه برای تفریح خود كنار گذاشته‌اید،‌ برایش یك تیروكمان بخرید.

 

منبع : بیتوته

 


نكاتی قشنگ براي زندگي قشنگ

• آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است

• وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند، نه رفتار و عملكرد شما

 

 


نكاتی قشنگ براي زندگي قشنگ

ﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯾﻢ! -متن خواندنی

ﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﯾﻢ!

ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺑﯿﻨﻤﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺯﻧﯿﻢ،

ﺳﺮﺩ ﻭ ﺑﯽ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺟﺪﺍﯾﯽ…

ﭼﻨﺪﯼ ﭘﯿﺶ ﯾﮏ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﭘﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺩﺍﺩﻡ …

ﯾﮏ ﭘﺎﺳﺦ ﭘﺮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺩﺍﺩ ..

ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ ……. ﻭ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﭘﺎﺳﺨﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺩﻡ ……

ﻭ ﺍﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﭘﺎﺳﺨﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ ……. ﻭ ﺑﺎﺯ ﻣﻦ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ……. ﻭ ﺑﺎﺯ ﺍﻭ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ……..

ﺍﺻﻼ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺣﺪ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﻣﯿﺰ ﺑﻠﺪ ﺍﺳﺖ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﺪ ……..

ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﺍﻧﺴﻮﯼ ﺧﻂ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺳﺖ …

ﺣﺎﻻ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ …

ﺍﺭﺯﻭ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ ﻭ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ ﺣﺘﯽ ﮔﻔﺖ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﮐﺎﺵ ﻣﯿﺸﺪ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ …

ﻣﺎ ﺍﺩﻣﻬﺎﯼ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ …

ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ

ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﯾﻢ

ﻧﺎﺷﻨﺎﺱ ﺍﺯ ﻫﻢ ﻟﺒﺮﯾﺰ ﻣﯽﺷﻮﯾﻢ …

ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺩﻣﺎﻧﯿﻢ

ﻫﻤﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯽ….

 

منبع : زیگیل

 

 


10 عامل مهم تخریب مغز

1- نخوردن صبحانه

اشخاصی که صبحانه نمی خورند، قند خونشان پایین می آید. باید بدانید که تنها منبع غذایی مغز، قند خون است. در نتیجهکاهش قند خون ، باعث تخریب و اختلال در عملکرد مغز می شود.

2- بیش از حد غذا خوردن

در افرادی که بیش از مقدار مورد نیاز بدنشان، غذا مصرف می کنند، خون رسانی به مغز مشکل می شود و به همین جهت، قدرت فکری آنها پایین می آید.

3- کشیدن سیگار

اشخاص سیگاری باید بدانند که سیگار کشیدن باعث جمع شدن و کوچک شدن مغز می شود و این عامل باعث به وجود آمدن بیماری آلزایمر(فراموشی) می گردد.

4- مصرف کردن بیش از حد مواد شیرین

وجود  قند اضافی در بدن، باعث توقف جذب پروتئین و سوء تغذیه ناشی از آن و در نتیجه انحطاط مغز می شود.

5- آلودگی هوا

مغز بیشترین مصرف کننده اکسیژن در بدن می باشد. ورود هوای آلوده به بدن موجب کاهش اکسیژن بدن می شود و به همین علت توانایی مغز پایین می آید.

6- کمبود خواب

خوابیدن باعث استراحت مغز می گردد. اگر کمبود خواب به مدت طولانی ادامه یابد، موجب تسریع مرگ سلول های مغزی می گردد.

7- پوشاندن سر هنگام خواب

افرادی که با روسری یا کلاه می خوابند و یا به طور کلی سر خود را هنگام خواب می پوشانند، باید توجه داشته باشند که با این کار، دی اکسید کربن در بدن زیاد می شود و به نوبه آن اکسیژن در بدن کاهش می یابد و این خود باعث ناتوانی در عملکرد مغز می شود.

8- کار کردن در بیماری

کار کردن زیاد یا درس خواندن در هنگام بیماری، ممکن است موجب کاهش کارآیی مغز و آسیب آن گردد.

9- تفکر کم

فکر کردن باعث به جریان انداختن خون در مغز می گردد. کسانی که تمرکز و تفکر را کنار می گذارند، موجب کوچک شدن مغز خود می شوند.

10- به ندرت صحبت کردن

بحث کردن و صحبت های عقلانی با افراد دیگر، باعث افزایش کارآیی مغز می گردد.

مریم سجادپور - کارشناس تغذیه
منبع:tebyan.net

ارتباط کلامي،چندتفاوت زن و مرد

زمان و موقعيت اختصاص داده شده براي صحبت و يا شکايت از جانب زنان، نقش مهمي در موفقيت آنها براي جلب نظر مردان، به گوش دادن و پذيرفتن شکايات دارد. مطمئناً انتقاد کردن از مردي که تازه از سرکار برگشته و خسته به نظر مي رسد کاري اشتباه بوده و نمي تواند زن را به خواسته اش برساند بلکه اين کار بايد زماني انجام گيرد که مرد کاملاً آرام گرفته و آمادگي پذيرش داشته باشد.

 

 

 يکي از موارد بسيار مهمي که موجب غر زدن زنان مي شود، نياز زن به صحبت کردن است. در مقاله ي قبل گفته شد که زنان حدوداً سه برابر مردان صحبت مي کنند. اين خود موجب مي شود که آنها نياز بيشتري به صحبت کردن احساس کنند.

 

اصولاً زنان با صحبت کردن آرام مي گيرند و سبک مي شوند، گويي که همه ي اضطراب ها، غصه ها و نگراني ها با صحبت کردن از وجود زن پاک مي شود. اين يکي از مواردي است که مردان توجه زيادي به آن نمي کنند.اکثر مردان گمان مي کنند که غر زدن زنان به خاطر کمبودهاي مادي است لذا هر چه زنان بيشتر غر مي زنند، مردان بيشتر کار مي کنند و وقتشان را به آن اختصاص مي دهند، در نتيجه زنان بيشتر احساس نارضايتي کرده و بيشتر غر مي زنند و اين زنجيره ي اشتباه همچنان ادامه مي يابد.

 

مردان توجه داشته باشند که نيازهاي زنان هميشه مادي نيست و گاه نياز مبرم زن مي تواند مساله ي ساده ي گوش دادن همسر به وي باشد.اين در حالي است که مردان با سکوت و تنهايي به آرامش مي رسند و قادرند با آن نگراني ها و مشکلات را فراموش کرده و يا براي حل آن اقدام کنند.

 

آگاهي به اين امر مي تواند به زن و شوهرها کمک کند تا طوري برنامه ريزي کنند که نياز زن به صحبت کردن با نياز مرد به سکوت و تنهايي با هم در تقابل قرار نگرفته و هر دو نياز برآورده شوند. براي اين کار بهتر است زنان بعد از آمدن مرد از محل کار مدتي او را تنها گذاشته و اسباب راحتي او را فراهم سازند تا نيرو و توان لازم را بازيابد و مرد هم نياز زن به درد و دل کردن و صحبت را درک کرده و بعد از بازيافتن نيروي خود، زماني را براي صحبت و گفت و گوي با همسرش اختصاص دهد. زماني که فرصت گوش دادن به صحبتهاي همسرش را ندارد با پيامي صريح و مودبانه و مهربانانه آن را مطرح سازد: «عزيزم اجازه بده ده دقيقه اخبار رو گوش بدم بعد از اون در اختيار تو هستم» يا «الان خيلي خسته ام اجازه مي دي کمي استراحت کنم؟ بعد از اون مي شينيم با هم حرف مي زنيم ...»

 

تفاوت زن ومرد

زنان اغلب دوست دارند به صحبت هاي آنان گوش داده شود نه اين که راه حل به آنها داده شود اما مردان به حکم طبيعت خود که براي همه ي مشکلات و مسائل دنبال راه حل مي گردند براي مسائل مطرح شده ي همسرشان نيز فوراً راه حل پيدا مي کنند. اين مي تواند سبب ناخشنودي همسرشان شود.

 

مردان فکر مي کنند زنان براي دريافت کمک و راه حل به آنها مراجعه کرده اند و با ارائه ي آن، مرد انتظار تشکر از جانب زن را نيز دارد. گاهي هم زنان مسائل خود را مطرح مي کنند که شوهرشان به مشکلات آنها توجهي نشان نمي دهد، به او اهميتي نمي دهد و يا اين که ديگر او را دوست ندارد. براي جلوگيري از اين سوء تفاهم زن بايد قبل از صحبت کردن با مرد به او بگويد که دوست دارد فقط گوش بدهد و يا اين که راه حل ارائه دهد.

 

 

مردان توجه داشته باشند که گاه غر زدن زنان جنبه ي يادآوري و دلواپسي دارد البته در اينجا لازم است که زنان متوجه باشند که بيش از حد اغراق نکرده و در بازي کلمات ماهرانه عمل نمايند. مثلاً به جاي گفتن «ببين، يادت نره خريد کني اين چندمين باره که دارم مي گم ها» بگويند: «عزيزم مي دونم که سرت خيلي شلوغه، آمدني خريد يادت نره، مي دونم که فراموش نمي کني».

تفاوت زن ومرد

 زنان براي تاثيرگذاري بيشتر بر مردان و اين که به غرغرو بودن متهم نشوند، بهتر است به جاي کلمه ي «تو» از کلمه ي «من» در صحبتهايشان استفاده نمايند مثلاً به جاي اين که بگويند «تو به من بي توجهي»، «تو منو درک نمي کني»، «تو همه مسئوليتها رو رو دوش من گذاشتي» و ... بگويند: «من احساس مي کنم منو درک نمي کني»، «من احساس مي کنم در انجام کارها تنها مانده ام» اين جملات به مراتب حالات دفاعي کمتري را در مردان ايجاد مي کند و مي تواند زمينه ي مناسبي را براي گفت و گو و صحبت فراهم سازد.مردان و زنان بايد بتوانند در مورد اختلافاتشان طوري با هم حرف بزنند که هر دوي آنها به صميميت و احترام بيشتري دست پيدا کنند و احساس کنند که هيچ کدام بازنده نشده اند تا هر دو به رضايت برسند.

 


بهترین شوهر دنیا باشید!

چطور بهترین شوهر دنیا باشیم‌؟
جدی گرفتن ده توصیه ساده، شما را به بهترین شوهر دنیا برای همسرتان تبدیل می‌کند. جدی گرفتن ده توصیه ساده، شما را به بهترین شوهر دنیا برای همسرتان تبدیل می‌کند. اگر شما هم از آن دسته آقایانی هستید که خود را در کار و مشکلات روزانه غرق کرده‌اید‌، بهتر است چند دقیقه‌ای دست از سر قبض‌های پرداخت نشده آب‌، برق و گاز‌....و قسط‌های عقب مانده شهریه بچه‌ها بردارید‌ و فقط با برداشتن ۱۰ گام ناقابل‌، مثل همیشه برای همسرتان بهترین شوهر دنیا باشید‌:

● گام ۱. خانم‌ها مقدم‌اند !برای یک بار هم که شده دنیا را از چشم همسرتان ببینید‌. شاید تا به حال اصلاً به این موضوع توجه نکرده باشید که ممکن است خدای نکرده علایق و خواسته‌های خانم‌تان با علایق شما کاملاً متفاوت باشد‌! اما حالا وقتش شده که به قول معروف‌، چشم‌هایتان را بشویید و جور دیگر ببینید‌.

● گام ۲. خواباندن بچه‌ها هم لذتی دارد‌، امتحان کن. هفته‌ای یکبار به همسرتان مرخصی بدهید و وظیفه خواباندن بچه‌ها را شما به عهده بگیرید‌، تا حداقل خانم‌تان یک ساعت سرو صدای بچه‌ها را فراموش کرده و با خیال راحت این وقت را برای خواندن کتاب‌، انجام کارهای شخصی عقب‌افتاده و یا حتی برای گشت زدن در اینترنت اختصاص دهد‌. مطمئن باشید با این کار دعای خیر همسرتان همیشه پشت سر شما خواهد بود‌.

● گام ۳. عذرخواهی هم کلمه مفیدی است ! در این یک مورد با شما همدردی می‌کنیم‌، چون به همان اندازه که عذرخواهی از طرف مقابل ساده به نظر می‌آید‌، احتمالاً به همان اندازه هم برایتان سخت‌ترین کار روی زمین خواهد بود‌. اگر تا به حال متوجه شده باشید ازدواج شباهت زیادی به مسابقه دوی ماراتن دارد‌، چر ؟ از این جهت که هر چقدر در بگو‌مگوهای خانوادگی زود از کوره در بروید‌، زودتر از پا می‌افتید و ادامه زندگی زناشویی برای شما سخت‌تر و خسته‌کننده‌تر می‌شود . اما فقط کافیست یکبار هم که شده با قضیه جور دیگری برخورد کنید‌، رفتار آرام و متانت‌آمیز بهترین مسکن برای آرام کردن موقتی تنش‌های رفتاری است‌، اما اگر احیاناً شما مقصر بودید‌، می‌توانید تنها با به زبان آوردن یک عذرخواهی ساده پرچم صلح را به همسرتان نشان داده و اجازه ندهید دلخوری پیش آمده بزرگ و بزرگتر شود‌.

● گام ۴. از همسرتان برای اینکه شما را تحمل می‌کند تشکر کند شاید حتی خواندن این گام هم به مذاقتان خوش نیاید‌، چه رسد به عمل کردن به آن‌. اما منظور ما این نیست که در مقابل همسرتان بنشینید و در حالی که لیستی از اشتباهات خود تهیه کرده‌اید‌، مورد به مورد را شرح داده و به‌خاطر آنها عذرخواهی کنید‌ نه‌! مسلماً برای هر مردی پیش آمده که قول و قرارهایش را فراموش نماید یا با دیدن دوستان خود آن‌چنان زمان و مکان را گم کند که ساعت‌ها همسرش را چشم انتظار نگه دارد‌. اما همین اندازه که به او بگویید زندگی کردن با شما چندان هم کار ساده‌ای نیست و به‌خاطر صبر و تحمل همسرتان از او تشکر کنید‌، کفایت می‌کند.

● گام ۵. کمی ‌و فقط کمی ‌از ریخت و پاش‌های خودتان را جمع کنید باور کنید آسمان به زمین نمی‌آید اگر استکان چای قند پهلوی آخر شب‌، یا لیوان چایی صبحانه خود را از کف اتاق و یا از روی میز صبحانه به سینک ظرفشویی انتقال دهید‌. از ما به شما نصیحت‌، تحقیقات نشان داده استکان چای یکی از معضلات زندگی مشترک و عامل بسیاری از جدایی‌ها بوده‌!

● گام ۶. برای با هم بودن زمان بگذارید شما هم از آن دسته افرادی هستید که با شنیدن نام دوران نامزدی به یاد شام‌های خاطره انگیزی می‌افتید که در یک رستوران دنج خورده‌اید‌؟ چه اشکالی دارد اگر حتی با وجود داشتن دو فرزند برای گذاشتن قرارمدارهای این‌چنینی باز هم زمانی را معین کنید‌؟! می‌توانید بچه‌ها را نزد یکی از دوستان خود بگذارید و مثل آن روزها فقط برای با هم بودن شام را بیرون از خانه صرف کنید‌.

● گام ۷. آراسته و خوش تیپ باشید سعی کنید همیشه به آراستگی و مرتب بودن ظاهر خود اهمیت دهید‌. این برای خانم‌ها نکته مهمی‌ است‌.

● گام ۸. شما هم به تمدد اعصاب نیاز دارد گاهی وقت‌ها شرایطی را ایجاد کنید که برای چند ساعتی کمی‌ از محیط خانواده و مسئولیت‌های خود فاصله بگیرید‌. مثلاً با دوستانتان به کوه بروید و یا به ورزش‌های مورد علاقه‌تان بپردازید تا شادی و نشاط و آرامش باعث تجدید نیروی از دست رفته‌تان شده ‌و وقتی به خانه بر‌می‌گردید‌، به مردی ایده‌آل برای زندگی تبدیل شده باشید‌.

● گام ۹. مسئولیت تصمیمات خود را شخصاً به عهده بگیرید هیچ وقت و در هیچ شرایطی از پذیرش عواقب تصمیمات خود شانه خالی نکنید‌. اگر شما به هر دلیلی نمی‌توانید دعوت پدر و مادر‌تان را برای مهمانی شب جمعه قبول کنید‌، خودتان گوشی تلفن را برداشته و به آنها اطلاع دهید‌. هیچ وقت مسئولیت چنین کاری را به گردن همسرتان نیندازید.

●‌ گام ۱۰. فراموش نکنید روزی شما هم فرهاد کوه‌کن بودید یادتان می‌آید قبل از ازدواج چقدر به رفتارها و حرکات خود توجه داشتید و چقدر سعی می‌کردید با پرستیژ و تاثیرگذار باشید‌؟! اما احتمالاً دیگر مدت‌هاست که خبری از آن فرهاد کوه‌کن نیست و او هم در میان روزمره‌گی هر روزه‌تان گم شده .
اما هنوز هم دیر نشده از همین امروز هر کاری که می‌توانید برای گرم کردن آتش زندگی‌تان انجام دهید‌، کاری کنید تا مثل گذشته همسرتان را تحت تاثیر قرار دهید و از بودن در کنار یکدیگر راضی باشید.


کشف مولکول غمگین در مغز

دانشمندان مولکول غمگین مغز را یافته‌اند که گفته می‌شود مسؤول تمامی حس‌های استرس و اضطراب است.


کشف مولکول غمگین در مغز