close
تبلیغات در اینترنت
کودکان و والدین

فرامادرانه

انشارات خورشید خانم



برای آشنایی بیشتر روی کتاب ها کلیک کنید.

http://s5.picofile.com/file/8120817918/skar.jpg

http://s5.picofile.com/file/8120817876/sakoochooloo.jpg

http://s5.picofile.com/file/8120817976/sdsh.jpg

تربیت با عشق

امروز مهمان یازده ساله‌ای داشتم. پسری دوست داشتنی به نام علی. با خود فکر کردم به جای این که درباره موضوع این مقاله فکر کنم، از علی بپرسم که چه مسائل و مشکلاتی دارد یا چه مسائلی دارد که دوست دارد آنها را حل کند. در نتیجه باب یک گفتگوی کوتاه را با علی باز کردم و پرسیدم علی‌جان از مدرسه راضی هستی؟ از همکلاسی‌هایت خوشت می‌آید؟ آیا در مدرسه مسئله یا مشکلی داری؟ علی بعد از کمی خجالت کشیدن به من گفت از رفتار نا شایسته هم کلاسی‌های خود خیلی ناراحت است. او گفت، بچه‌ها در کلاس مرتب همدیگر را مسخره می‌کنند. اما صحبت‌های علی به همین نکات ختم نشد. بلکه مسائل دیگری هم مطرح شدند که می‌خواهم آنها را در این شماره با شما در میان بگذارم. پس با من همراه شوید.

تمسخر همکلاسی‌ها
متاسفانه دست انداختن یا سر به سر گذاشتن که به شکل حاد خود (به صورت مسخره کردن) بروز می‌کند، رفتار ناشایستی است که برخی از دانش‌آموزان به آن دچارند. رفتار نادرستی که روانشناسان آن را نوعی اختلال رفتاری می‌دانند. روانشناسان معتقدند که دلیل بروز این رفتار، اعتماد به‌نفس پایین یا نداشتن اعتماد به نفس است. چرا که چنین فردی سعی دارد برای رفع کمبود‌های خود، با این رفتار دیگران را متوجه خود و به اصطلاح جلب توجه کند. این رفتار نه تنها جو کلاس و حتی مدرسه را متشنج می‌کند و باعث عصبانیت، نگرانی و ناراحتی همکلاسی‌ها و اولیای مدرسه می‌شود، بلکه کودک مورد تمسخر را نیز دچار تنش خواهدکرد. به عقیده روانشناسان، کودک سعی دارد تا با این رفتار کمبود‌هایی چون: اعتماد به نفس پایین، پایین بودن میزان تاثیر کلام خود بر دیگران و کمبود محبوبیت میان جمع را جبران کند و در تصور خود، جایگاه خود را میان جمع، خواه دوستان و آموزگاران و یا حتی والدین، بالا ببرد و تثبیت کند. تردیدی نیست که ادامه این رفتار، نه تنها کودک را به فردی خود محور، زورگو، بی‌هویت، عصبی، پرخاشگر و… تبدیل می‌کند بلکه دیگران را نیز آزار می‌دهد و اجتماع کوچک کلاس و مدرسه را متشنج می‌کند. روانشناسان معتقدند اعتماد به نفس عامل اکتسابی است که از بدو تولد پایه‌های آن در وجود هر یک از انسانها گذاشته شده و با مرور زمان میزان و کیفیت آن گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌شود. متاسفانه در بسیاری از خانواده‌هایی که فرهنگ سنتی دارند، مهم‌ترین مساله برای والدین حرف شنوی و تسلیم بودن و بله گفتن فرزندان است، در نتیجه این‌ها با ایجاد برخی فشارها و محدودیت‌های غیر ضروری و مشکل‌آفرین که عمدتا هم به سرکوب فرزندشان منجر می‌شود، مانع رشد اعتماد به نفس در کودکان‌شان شده و همین کمبود تا بزرگسالی آن کودکان امتداد می‌یابد و در بزرگسالی هم باعث عدم خودباوری و اتکای به نفس در می‌شود. پس اگر به عنوان مادر یا پدر شاهد این هستید که فرزندتان دیگران را مسخره می‌کند حتما به فکر روش‌هایی برای افزایش اعتماد به نفس او باشید.


چند روش ساده عملی برای بالا بردن اعتماد به نفس در کودکان


به کودک خود ارزش دهید
کودکان برای شاد بودن، بیش از هر چیزی به گفتگو با ما نیاز دارند.
زمانی که فرزندتان می‌خواهد با شما صحبت کند، اگر آب دست‌تان است زمین بگذارید و سر تا پا گوش شوید و تا زمانی که صحبت‌های او تمام نشده است، صحبت نکنید و در ضمن نخواهید در آن زمان نقش معلم را ایفا کنید و اشتباهات او را اصلاح کنید. با این کار او درمی یابد که چقدر برای او ارزش و احترام قایل هستید.

محبت عمیق خود را پنهان نکنید
هر زمان که احساس خوبی نسبت به فرزندتان پیدا می‌کنید، آن را به صورت عملی و زبانی و از صمیم قلب ابراز کنید. گفتار و رفتار محبت‌آمیز اولا باعث می‌شود تا کودک از حس و نظر شما در مورد خودش مطلع و مطمئن شود و ثانیا رفتار شما الگویی زنده برای فرزندتان است.

با ذره‌بین خوبی‌ها را پیدا کنید
در تشویق و تحسین کردن و توجه به کودک دست و دل باز باشید. نگران نباشید این عمل شما منجر به لوس شدن کودک نمی‌شود. در واقع بچه‌هایی که چنین کمبودی را حس می‌کنند، گرایش به لوس شدن دارند. به جای اینکه فرزندتان را سرزنش کنید، سعی کنید تا حد ممکن اشتباهات او را با محبت به او گوشزد کنید و برعکس با ذره بین به دنبال پیدا کردن رفتار و صفات خوب او باشید و از آنها در جمع تعریف کنید.

مراقب سخن گفتن خود باشید
از هر نوع طعنه زدن، دست انداختن و انگ زدن و نسبت دادن صفات نامناسب به فرزندانتان پرهیز کنید. در برخی موارد لازم است تا رفتار نامناسب و نه شخصیت کودک مورد انتقاد قرار گیرد ولی هرگز سرزنش خود را با تحقیر و تمسخر و زیر سوال بردن همراه نکنید. کلماتی همچون دست‌وپا چلفتی، تنبل، هپلو، خنگ و … مثل تیری زهرآگین بر حرمت نفس کودک است. (اغلب کودک تا شش سالگی درکی از شوخی ندارد).

کودک را در تصمیمات ساده شریک کنید
در تصمیم‌گیری‌هایی که به نحوی کودکان نیز دخیل هستند، نظر او را جویا شوید و سعی کنید تصمیمات بدون ضرر کودک را اجرا نمایید. بدین ترتیب هم عزت نفس کودکتان افزایش می‌یابد و هم نیروی تفکر او رشد می‌کند.

اشتباه غول ترسناک نیست!
ویبچر می‌گوید نمی‌توانید به کودکی بیاموزید که از خود مواظبت کند، مگر آنکه او را آزاد بگذارید تا برای مواظبت از خود بکوشد؛ ممکن است اشتباه کند، ولی دانایی او از میان همین اشتباهات سرچشمه می‌گیرد. خوب است گاهی مادر و پدر‌ها در بازی‌هایی که با فرزندانشان می‌کنند ببازند و در عمل به آنها نشان دهند که شکست آخر خط نیست. گاهی نیز به عمد اشتباه کنید و به فرزندتان نشان دهید بزرگترها نیز ممکن است اشتباه کنند ولی باید مسئولیت اشتباه خود را بپذیرند و سعی در اصلاح آن داشته باشند.

ابراز وجود در کودکان
زمانی که کودک در حالتی گیر می‌کند (کسی او را مسخره می‌کند و یا تحت فشار قرار می‌گیرد) که احساس ناامیدی و ناتوانی به او دست می‌دهد چگونه باید رفتار کند؟
اگر فرزند ما در چنین شرایطی قرار گرفت باید به او بیاموزیم که خجالت را کنار بگذارد و به شخص مسخره کننده و زورگو بگوید که محکم است و اجازه نمی‌دهد کسی او را با تمسخر تحت فشار قرار دهد فرزندان ما باید بتوانند ابراز وجود کرده و دل و جرأت داشته ‌باشند و بتوانند از حق خود و خواسته خود دفاع کنند و نگذارند حقشان ضایع گردد و یا مجبور به کاری شوند که تمایلی به آن ندارند. کودکانی که در این زمینه مشکل دارند، بازیچه خواسته‌های دیگران می‌شوند و دائماً احساس ناراحتی از وضعیت موجود دارند و خود را سرزنش می‌کنند. راه حل این کار سرزنش کردن خود نیست. روش‌هایی را باید یاد بگیرند تا برای همیشه از این مشکلات دور شوند و این رفتار برای کودک در خانواده شکل می‌گیرد.


تفاوت قائل شدن بین فرزندان-تفاوت قائل شدن بین شاگردان
تفاوت قائل شدن بین فرزندان از مهم‌ترین عوامل مسائل روانشناختی کودکان است، فرق گذاشتن به هر صورتی که باشد، یعنی در زمینه مسائل مادی یا معنوی مانند محبت، منجر به عواقب ناگواری خواهد شد. زیرا باعث می‌گردد که فرزندی که مورد بی‌مهری واقع می‌شود، نسبت به دیگری حسادت بورزد و کینه‌ توز شود و گوشه‌ نشین و کم‌رو گردد، بترسد و گریه کند و تفکر انتقام‌جویانه را در خود پرورش دهد. دچار کابو‌س‌های شبانه و حمله‌های عصبی شود و در خود احساس نقص و خود کم‌بینی نماید. کودکان اغلب در محیط آموزشی نیز در معرض چنین بی‌مهری‌هایی قرار می‌گیرند و تفاوت قائل شدن متاسفانه از آموزگاران و مربیان هم سر می‌زند که البته این‌گونه بی‌عدالتی‌ها در محیط آموزشی نیز محصول هولناک خود را به وجود می‌آورد. کودکان سرخورده، پرخاشگر و ناآرام پرورش یافته مربیانی هستند که در دوران تربیت، بین آنها تفاوت ناعادلانه قائل شده‌اند. اغلب پدرها و مادران و مربیانی که این‌گونه رفتار می‌کنند عموماً از تاثیرات و نتایج آن بی‌خبرند و معمولا خود به خود و از عدم آگاهی، رفتارهای متفاوت برای کودکان از آنها سر می‌زند. بنا براین لازم است در امور تربیتی هر چه بیشتر آگاه باشیم و هوشیاری را به رابطه خود با کودک بیفزاییم، دقت در تربیت کودک ما را متوجه نقایص کارمان کرده و نتایج مطلوب‌تری به بار می‌آورد. حتی بزرگان دینی ما نیز به عدالت میان فرزندان توصیه می‌کنند. حضرت پیامبر اکرم (ص) فرمودند: در بخشش و دادن هدایا، مساوات را در بین فرزندانتان رعایت کنید. همچنین مردی در خدمت رسول خدا (ص) بود که پسرش آمد، او را بوسید و بر زانویش نهاد و دخترش آمد، او را در مقابل خود نشاند. پیامبر(ص) فرمود: «چرا بین این دو مساوات را رعایت نمی‌کنی».

تبیه بزرگ برای اشتبا‌هات کوچک
یکی دیگر از مواردی که علی یازده ساله مطرح کرد این بود که هر گاه یک اشتباه کوچک مرتکب می‌شود تنبیهی که برای او اجرا می‌شود بزرگتر از اشتباه اوست. در تربیت فرزند، زیاد سختگیر نباش. باغبان، درخت جوان را که هنوز خوب ریشه ندوانیده، به شدت تکان نمی‌دهد. تنبیه و ملامت باید همراه با لطف و محبت باشد که کودک ضمن آن احساس نکند که محبت والدین را از دست داده است. به یاد بسپارید که محبت و نوازش‌های والدین در تربیت کودک و رشد شخصیت او و جلوگیری از انحراف‌ها، دروغ‌گویی و… نقش معجزه‌ را دارد. روش تنبیه، روشی بسیار مهم در تربیت است که ظرافت و دقت خاص خود را می‌طلبد و حتما باید در راستای تربیت و اصلاح کودک و یا هر فرد دیگر باشد، بدون اینکه به شخصیت انسانی و کرامت فرد، آسیبی برسد. اما متاسفانه برخی مادر و پدر‌ها برای تخلیه ناراحتی‌ها و هیجانات خودشان است که فرزند را تنبیه می‌کنند. وقتی کودک‌تان مرتکب اشتباهی می‌شود تا جایی که امکان دارد اشتباه او را با زبان خوش به او یادآوری کرده و روش اصلاح آن را به او بیاموزید. هر زمان که کودک را تنبیه می‌کنید از خود بپرسید که آیا تنبیه تناسب با اشتباه و خطای کودک دارد؟ و اگر دارد آیا هیچ راه موثرتری برای اصلاح رفتار کودک وجود نداشت؟ متاسفانه اگر کودک بطور دائم با سرزنش و توبیخ روبرو باشد، محکوم کردن دیگران و خصوصا والدین و اطرافیان را یاد گرفته و تا آخر عمر ادامه خواهد داد. برای حسن ختام مطلب یک دستورالعمل مهم را هم می‌گویم: همیشه اول عشق بورز، بعد تربیت کن و آموزش بده.


فایده رفتن کودکان به مهد کودک

Image result for ‫عکس کودک‬‎                                                                                                                                              

بسیاری از مادران و پدران با شنیدن اسم مهدکودک یاد والدین کارمند می‌افتند و تصور می‌کنند مهدکودک جایی است که می‌توانند فرزندشان را برای چند ساعت به افرادی بسپارند و خودشان به کارشان برسند. اما در یک کلام باید گفت مهدکودک صرفا جایی نیست که سرپرستی کودک‌تان را بپذیرد بلکه جایی است برای آموزش و اجتماعی شدن او. در گفتگو با روان‌شناسان خانواده کوشیده‌ایم در این خصوص اطلاعات بیشتری کسب کنیم...

 



شما سپردن کودکان به مهدکودک را تایید می‌کنید یا خیر؟


بهتر است کودکان تا پایان 2 سالگی در محیط خانواده و نزد والدین خود باشند. احساس امنیت روانی اولیه و وابستگی‌های عاطفی باید به صورت صحیح و طبیعی در خانواده شکل بگیرد. از این سن به بعد کودکان به تجربه‌های اجتماعی نیز نیاز دارند. ارتباط با همسالان و آموختن بسیاری از مفاهیم را می‌توان از طریق اجتماع و همسالان برای فرزندان مهیا کرد. رشد اجتماعی کودک، نحوه ارتباط با دیگران و یادگیری زبان و درک مفاهیم کلامی و غیرکلامی در یک مهدکودک خوب که از معیارهای لازم برای رشد اجتماعی و کلامی کودکان برخوردار باشد، ضروری به نظر می‌رسد.

 

دریک مهد کودک برنامه کودکان از نظم و انضباط خاصی برخوردار می‌شود. برنامه خواب و خوراک آنها به طور منظم از قاعده خاصی پیروی می‌کند. همچنین آموزش بسیاری از مطالب که ممکن است مادر، در منزل به صورت پراکنده یا به طور غیرعلمی به فرزندش بیاموزد، در مهدکودک به صورت منظم و روش‌مند در جمع و به صورت گروهی آموخته می‌شود. به طور کلی کودک در این مرحله برای سال‌های آینده که باید ساعت‌های بیشتری را از خانه دور باشد، آماده می‌شود.

 


خیلی وقت‌ها، بچه‌ها تمایلی به مهد کودک ندارند؛ دراین مواقع چه کار کنیم؟


بله؛ همه کودکان در روزهای اول، رفتن به مهد را به خوبی نمی‌پذیرند و بی‌تابی‌ها و اضطراب‌های زیادی از خود نشان می‌دهند اما اگر مربیان تعلیم‌دیده و مجرب در مهد باشند و همکاری درستی بین والدین و مربیان به وجود ‌آید، محیط مهدکودک می‌تواند از جذابیت خاصی برای کودک برخوردار باشد.

 

روش‌هایی که برای علاقه‌مند کردن کودکان به مهد به کار گرفته می‌شود باید علمی، تخصصی و خالی از هر گونه تهدید و ترس باشد. مربیان نیز باید با توجه به معیارهای خاصی انتخاب شوند. مربیان باید از ویژگی‌های خاصی برخوردار باشند تا بتوانند به عنوان جایگزین مادر، امنیت و آرامش لازم را به کودک بدهند زیرا کودکان هم مانند بزرگسالان شخصیت، رفتار و منش‌های متفاوتی دارند بنابراین مهد مکانی است که باید بتواند رفتارهای درست کودکان را تشویق و رفتارهای نادرست آنها را اصلاح کند و در جهت رشد طبیعی و هنجار کودکان در زمینه‌های جسمی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی قدم بردارد.

 

 


به نظر شما ضرورت دارد که کودکان به مهد کودک یا‌ آمادگی بروند؟


به دلیل جدا شدن کودک از مادر و خانواده، باید با توجه به سن کودک چنین تصمیمی گرفته شود، یعنی باید ببینیم که چه کودکی را با چه سنی می‌خواهیم به مهدکودک بفرستیم. بهتر است که کودکان تا دو یا سه سالگی در محیط خانواده و در کنار مادر به سر ببرند زیرا که دراین صورت امنیت خاطر و پیوندهای عاطفی که برای شکل‌گیری شخصیت بسیار مهم است می‌تواند به خوبی رشد کند اما اگر شرایط مادر به گونه‌ای است که نمی‌تواند از فرزندش در کنار خود و در خانه نگهداری کند، می‌تواند بعد از دو سالگی فرزندش را به مهدکودک بفرستد. دراینجا باید به شرایط مهدکودک توجه کرد که کدام مهدکودک و با چه ویژگی‌هایی برای فرزند ما مناسب است.

 


یعنی درباره مهدکودک فرزندمان تحقیق جدی کنیم؟


البته؛ در مهد کودک، مربیان وظیفه بسیار مهمی به عهده دارند زیرا نقش جانشین مادر را برای کودک ایفا می‌کنند و با توجه به این تعریف، مربی باید بتواند اضطراب کودک را تخفیف بدهد و به او امنیت بدهد و او را کنترل کند.

 

بنابراین لازم است درباره شخصیت و نحوه رفتار مربیان و اینکه تا چه حدی قادر هستند نقش جایگزین مادر را ایفا کنند، تحقیق کنیم. خلاصه اینکه اگر مهد کودکی دارای ویژگی‌های لازم باشد و تنها از کودک نگهداری نکند بلکه به نیازهای او نیز توجه داشته باشد و رشد کودک و شرایط فردی او را در نظر بگیرد و درباره برنامه خواب، بازی، تغذیه، استراحت کافی و فعالیت‌هایی که مناسب سن کودک باشد، تدابیر لازم اندیشیده باشد و محیط امنی برای کودکان ایجاد کند، می‌توان پیشنهاد کرد که والدین حتما فرزندشان را به چنین مهدکودکی بسپارند.

 

 

چرا باید فرزندمان را به مهدکودک بفرستیم؟ این کار چه اهمیتی دارد؟


کودکانی که به مهدکودک می‌روند زمینه رشد اجتماعی‌شان فراهم می‌شود و در تعاملات اجتماعی شکل می‌گیرند. بسیاری از رفتارهایی که کودکان درخانه نیاموخته‌اند، در جای دیگری به نام مهدکودک می‌آموزند. رفتارهای منفی یا رفتارهایی که چندان مثبت یا جامعه‌پسند نیستند، در مهدکودک کم‌رنگ می‌شوند.

 

به این ترتیب کودکان مجموعه‌ای از رفتارها و اطلاعات مفیدی را در مهدکودک می‌آموزند و از طرف دیگر رفتارهای بدی که آموخته‌اند در مهدکودک با روش‌های خاصی که وجود دارد، تعدیل می‌شود. رشد کلامی در مهد کودک اهمیت زیادی دارد. تحقیقات نشان می‌دهد کودکانی که به مهد کودک رفته‌اند، در مقایسه با کودکانی که به مهد نرفته‌اند، از واژه‌های بیشتری استفاده می‌‌کنند و نحوه ارتباط‌شان با دیگران راحت‌تر است، بنابراین یک مهدکودک خوب با معیارهای بهداشتی و تربیتی‌ قابل قبول تاثیر زیادی در رشد روانی کودک دارد.

 

مهد کودک به چه دردی می خورد؟


والدین کودکانی که به مهدکودک می‌روند باید چه نکاتی را رعایت کنند؟


والدین این کودکان باید فرزندشان را به موقع از مهدکودک تحویل بگیرند. اگر کودکی مدتی را در مهد چشم به راه آمدن والدین بماند، دچار نوعی هیجان می‌شود که برایش آزاردهنده ‌است و شاید به این فکر بیفتد که فراموش‌اش کرده‌اند و دیگر دنبالش نخواهند آمد. این نگرانی کودک اهمیت زیادی دارد و باید از بروز آن جلوگیری کرد. بنابراین باید کودک را به موقع به مهد بسپاریم و به موقع او را تحویل بگیریم.

 

تمام کودکان در ابتدای رفتن به مهد کودک قدری اظهار ناراحتی می‌کنند و نگران هستند و حتی گاهی به شدت گریه می‌کنند. در چنین صورتی با کمک مربیان و روش‌های صحیح رفتار درمانی می‌توان این کودکان را آماده کرد و آنها را راضی کرد که چند ساعتی از مادر خود دور باشند. رفتن کودکان به آمادگی نیز بسیار مهم و در مراحل رشد کودک بسیار موثر است و او را برای ورود به دبستان آماده می‌سازد. کودکانی که دوره آمادگی را گذرانده‌اند برای ورود به دبستان بسیار مهیاتر هستند و آموزش‌های رسمی و غیررسمی که برایشان در نظر گرفته شده به رشد اجتماعی و مهارت‌های حرکتی آنها کمک بسیار زیادی خواهد کرد.

 

 

 

به کودکانی که دوره آمادگی را می‌گذرانند و سوالات زیادی درباره مدرسه می‌پرسند چه توضیحاتی بدهیم؟


این کودکان هنگام صحبت با مادرشان اغلب دوست دارند بدانند که مدرسه چگونه جایی است و چه عواملی و عناصری در آنجا وجود دارد، به ویژه اگر خواهر یا برادری داشته باشند که به مدرسه می‌رود و شاهد رفت و آمد خواهر یا برادر بزرگ‌ترشان به مدرسه باشند. در پاسخ به این کنجکاوی، والدین معمولا مدرسه را به طور اغراق‌آمیزی عالی و محلی برای تفریح و بازی و دوست‌یابی و در عین حال درس خواندن و سواد آموزی توصیف می‌کنند. گر چه همه این موارد کم و بیش درباره مدرسه صدق می‌کند اما غیر از اینها چیزهای دیگری هم وجود دارد که باید کودکانمان را در مورد آنها هم آماده کنیم.

 

 

چه‌طور؟ می‌توانید مثال بزنید؟


مثلا کودک 7 ساله‌ای که برای اولین بار به مدرسه می‌رود، در بدو ورود همان تصوراتی را در ذهن دارد که مادر برای او قبلا شرح داده است، یعنی مدرسه را مکانی بسیار خوب و دوست‌داشتنی می‌داند که همه درآن شاد و خوشحال هستند. اما در اولین روز ورود به مدرسه می‌بیند که مثلا دو تا کودک هم‌سن و سال خودش در گوشه‌ای ایستاده‌اند و گریه می‌کنند و مادرشان را می‌خواهند یا ممکن است که اولیای مدرسه با صدای بلند صحبت کنند تا صدایشان به گوش همه برسد.

 

فرزند ما قبلا اینها را یاد نگرفته و به او گفته نشده است که چنین مواردی هم در مدرسه وجود دارد. فرزند ما تصور بسیار مطلوبی از مدرسه در ذهن خود داشته است اما حالا با مواردی مواجه می‌شود که از نظر او چندان مطلوب نیست و حتی زننده هم هست یا در مورد فضا، جا‌سالن‌ها، کلاس‌، دست‌شویی، محل آبخوری بچه‌ها و ازدحام‌ها تصور دیگری دارد زیرا هیچ یک را قبلا ندیده است. این تصورات با واقعیت‌ها متفاوت و برای کودک ناراحت کننده است.

 

 


در این موارد، وظیفه والدین چیست؟


توصیه می‌شود که برای آماده‌سازی کودکان قبل از ورود رسمی به محیط مدرسه، دقیقا آنچه را در مدرسه می‌گذرد برای آنها شرح دهیم. خیلی خوب است که یک روز قبل از شروع سال تحصیلی دانش‌آموزان سال اول به همان مدرسه‌ای که ثبت نام کرده‌اند بروند و بتوانند همراه مادر خود از محل مدرسه، کلاس‌ها، دست‌شویی‌ها وحیاط مدرسه دیدن کنند و محیطی را که قرار است به آن قدم بگذارند از نزدیک ببینند و حتی با آموزگاران خود آشنا شوند.

 

 

 


واکنش کودکان به قصه گویی



 کودکان ممکن است واکنش های احساسی نسبت به خود قصه،‌تفسیرهایی که از آن می شود یا عناصر گوناگون ادبی درون قصه از خود نشان دهند.

واکنش ها ممکن است تنها در حد اشاره های سر و صورت باشد یا ارتباط گفت و گویی با قصه یا قصه گو . می توانید پس از گفتن قصه برای کودکان از خود چنین پرسش هایی را بکنید:

    کدام یک از کودکان در زمان قصه گویی نسبت به آن واکنش نشان دادند؟
    کدام بخش از داستان بیشترین واکنش را برانگیخت؟
    کودکان چگونه واکنش های خود را نشان دادند؟
    آيا واکنش های آن ها به هر شکل که بوده بر قصه گویی شما اثر گذاشت؟
    آیا پس از پایان گرفتن زمان قصه گویی، کودکان درباره داستان چیزی گفتند؟ اگر چنین بود، نظر آن ها نشانگر واکنش احساسی بود یا تفسیری از قصه یا توجهی به ویژگی های ادبی مانند سبک قصه گویی بود؟
    آیا واکنش های آن ها برای برگزیدن قصه در آينده برای این گروه سنی می تواند ابتکار تازه ای در شما ایجاد کند؟

منبع:
شناخت ادبیات کودکان: گونه ها و کاربردها از روزن چشم کودک


چه نکاتی را هنگام قصه گویی رعایت کنیم؟



هنگام قصه گویی این نکته ها را رعایت کنید:

    گوشه ای از اتاق را انتخاب کنید که کودکان بتوانند از آن جا مراسم قصه گویی را بشنوند و ببینند. یا در برابر آن ها بایستید و یا کنار آن ها بنشینید.
    پیش درآمد مناسبی را انتخاب کنید. اطلاعاتی درباره نویسنده به کودکان بدهید. یک رخداد مربوط به قصه را بیان کنید. یا کار خود را با یک پرسش آغاز کنید.
    با کودکان رابطه چهره به چهره برقرار کنید. این کار سبب می شود آن ها به شکل کامل تری درگیر قصه شوند.
    از صدای مناسب و آهنگ تاثیر گذار استفاده کنید.
    هنگام قصه گویی قدم بزنید یا مسیر حرکت خود را تغییر دهید تا نشانگر تغییر صحنه، شخصیت و دامن زدن به تعلیق یاشد. اگر نشسته اید  کمی به جلو و عقب خم شوید.
    پس از قصه گویی کمی مکث کنید و به شنوندگان خود فرصت بدهید درباره آن چه گفته اید عمیقا فکر کنند.

منبع:
شناخت ادبیات کودکان: گونه ها و کاربردها از روزن چشم کودک

   


به چه دلیل فرزندان باید شیر مادر بخورند؟

 

شیرمادر خوردن نه تنها برای کودک بلکه برای شیر دادن مادر هم خوب است، به ویژه اگر بیش از ۶ ماه طول بکشد. در اینجا  به ۵ دلیل از مهم ترین دلایلی که به مادر توصیه می شود شیر خود را به فرزندش بدهد، اشاره می کنیم.

 

۱) فرزند قوی تر می شودبه لطف پادتن ها و سلول های بدن شما، فرزندتان کلیدهای طلایی دفاع را پیدا می کند و در طول مدت ۳ تا ۴ ماه به خوبی در برابر حملات میکروب ها مقاومت خواهد کرد تا آنکه بدن خود او پادتن و سلول های دفاعی اش را کامل کند. در ضمن شیر مادر میزان، ریفلاکس معده، ناراحتی های گوارشی و اسهال را کاهش می دهد. شیر مادر همچنین از کودک در برابر عفونت های تنفسی و دیگر بیماری های رایج این دوران حفاظت می کند.

 

۲) میزان ابتلا به آلرژی کاهش می یابد در صورتی که در خانواده شما ابتلا به آلرژی مرسوم است، باید بدانید شیردهی بیش از ۳ تا ۶ ماه می تواند احتمال اگزما را در کودک به شدت کاهش دهد.بهتر است مادر طی دوران شیردهی از خوردن میوه های آلرژی زا مثل کیوی، گردو و بادام خودداری کند. در رابطه با مصرف لبنیات و تخم مرغ باید به متخصص مراجعه کرد. به خود کودک نیز پیش از یک سالگی نباید مواد آلرژی زا داده شود اما تخم مرغ و ماهی را از ۶ ماهگی می توان به غذای کودک اضافه کرد.

 

۳) رابطه مادر و فرزندی قوی می شود وقتی مادر به فرزندش شیر می دهد، یک رابطه نزدیک پوست به پوست برقرار می شود که نه تنها به کودک بلکه به مادر هم آرامش می دهد. در حین مک زدن نوزاد هورمون اسیتوسین که هورمون محبت است، ترشح می شود و هم مادر و هم کودک احساس راحتی خواهند کرد.

 

۴) احتمال سرطان پستان کاهش می یابد وقتی یک زن در طول عمر خود به فرزندان اش شیر می دهد، احتمال ابتلا به سرطان پستان را در او با هر سال شیر دادن ۴ درصد کاهش می یابد. بارداری و شیردهی به دلیل آنکه سبب توقف ترشح هورمون استروژن می شود، احتمال سرطان پستان را پایین می آورد.

 

۵) به راحتی وزن کم می کنید در صورتی که ۹ تا ۱۰ ماه به نوزاد خود شیر دهید، ماهی یک کیلو وزن کم خواهید کرد. در واقع برای هر لیتر شیری که شما سنتز می کنید ۹۴۰ کیلوکالری می سوزد، در صورتی که شما تنها ۵۰۰ کیلوکالری برای شیردهی جذب می کنید چون تعادل در این میان وجود ندارد، حتی بدون آنکه رژیم بگیرید، وزن کم می کنید. توصیه می کنیم در کنار شیردهی یک ورزش را هم شروع کنید.

 

منبع:seemorgh.com



دانستنیهایی درباره نوزادان

 

1-براي‌ جلوگيري‌ ازسرماخوردگي‌ نوزاد چه‌ بايد كردو آيا با قنداق‌ كردن‌ مي‌توان‌نوزاد را از سرماخوردگي‌ حفظ كرد؟

سرماخوردگي‌ عبارت‌ است‌ از ابتلاي‌دستگاه‌ تنفس‌ (يعني‌ حلق‌، حنجره‌ وريه‌) به‌ انواع‌ ويروسهاي‌ مولدسرماخوردگي‌، بنابراين‌ سردبودن‌محيط اتاق‌ نوزاد در پيدايش‌سرماخوردگي‌ نقش‌ بسياري‌ دارد; امابراثر تماس‌ نوزاد با افرادي‌ كه‌ مبتلا به‌سرماخوردگي‌ مي‌باشند(يعني‌ افرادي‌كه‌ دچار آبريزش‌ از بيني‌، گلودرد،سرفه‌ و عطسه‌ هستند) ويروس‌سرماخوردگي‌ وارد دستگاه‌ تنفس‌نوزاد هم‌ مي‌شود و او مبتلا مي‌گردد.


بايد دانست‌ بالا بردن‌ درجه‌ حرارت‌اتاق‌، پوشاندن‌ زياد و قنداق‌ كردن‌نوزاد به‌ هيچ‌ وجه‌ او را ازسرماخوردگي‌ حفظ نخواهد كرد بلكه‌بايد او را از تماس‌ با افراد سرماخورده‌دور نگه‌ داشت‌. به‌ هر حال‌ بايد دماي‌اتاق‌ نوزاد بين‌ 19 تا 22 درجه‌سانتي‌گراد باشد و بهتر است‌ لباس‌بلندي‌ كه‌ دست‌ و پاي‌ نوزاد رامي‌پوشاند به‌ تن‌ او كرد، ولي‌ اگر باچنين‌ شرايطي‌ دست‌ و پاي‌ نوزاد سرداست‌ جاي‌ نگراني‌ نيست‌ بلكه‌ مي‌توان‌دستكش‌ به‌ دست‌ او كرد و پاهاي‌ او رابا جوراب‌ پوشاند گرماي‌ بدن‌ نوزاد رامي‌توان‌ با دست‌ گذاشتن‌ روي‌ قفسه‌سينه‌ او حس‌ كرد و سردبودن‌ دست‌نوزاد نمايانگر دقيق‌ دماي‌ بدن‌ اونيست‌ همچنين‌ سرماخوردگي‌ نتيجه‌سردبودن‌ دست‌ يا پاي‌ نوزاد نيست‌بلكه‌ نبايد در تماس‌ با افرادسرماخورده‌ قرار گيرد.


2- عطسه‌ كردن‌ نوزادان‌:


اكثر نوزادان‌ به‌ سادگي‌ و پي‌ درپي‌عطسه‌ مي‌كنند كه‌ اين‌ عطسه‌ كردن‌نشانه‌ سرماخوردگي‌ نوزاد نيست‌، مگرتوأم‌ با آبريزش‌ از بيني‌ و علايم‌ ديگرسرماخوردگي‌ باشد.


عطســه‌ كــردن‌ نتيجه‌ وارد شدن‌ گـردو خاك‌ يا هواي‌ خشك‌ و گرم‌ به‌ داخل‌بيني‌ نوزاد بوده‌ و يا به‌ علت‌ تجمع‌ترشحات‌ در داخل‌ بيني‌ و تحريك‌ديواره‌ بيني‌ است‌.


از بيني‌ بعضي‌ نوزادان‌ ممكن‌ است‌ مايع‌شفافي‌ زيادتر از معمول‌ ترشح‌ شودمخصوصا وقتي‌ كه‌ گريه‌ مي‌كنند يادچار سرماخوردگي‌ مي‌شوند كه‌ دفع‌اين‌ ترشحات‌ چندان‌ هم‌ بد نيست‌ ومادر بايد با دستمال‌ نرم‌ آن‌ را پاك‌ كند.و يا با «پوآر» و قطره‌ چكان‌ پلاستيكي‌ترشحات‌ را مخصوصا قبل‌ از شيردادن‌به‌ آرامي‌ تخليه‌ نمايد.


در صورتي‌ كه‌ ترشحات‌ بيني‌ نوزادغليظ، سبز و يا زردرنگ‌ باشد به‌ دليل‌عفونت‌ بيني‌ است‌ و نياز به‌ درمان‌ دارد.


3 - پوست‌ نوزاد:


در روزهاي‌ بعد از تولد ممكن‌ است‌برجستگيهاي‌ كوچكي‌ به‌ اندازه‌ ته‌سنجاق‌ در سطح‌ پوست‌ صورت‌ نوزادظاهر شود. اين‌ برجستگيهاي‌ كوچك‌را «ميليا» گويند كه‌ نتيجه‌ ترشحات‌زياد چربي‌ پوست‌ مي‌باشد وخود بخوداز بين‌ مي‌رود. همچنين‌ ممكن‌ است‌لكه‌هاي‌ آبي‌ تيره‌ با اطراف‌ مشخص‌ درناحيه‌ كفل‌ نوزاد يا به‌ طور استثنايي‌ درمحل‌ ديگري‌ از بدن‌ ديده‌ شود كه‌ آنهارا لكه‌هاي‌ منگولي‌ يا آبي‌ رنگ‌ گويندو در خلال‌ سال‌ اول‌ تولد از بين‌مي‌رود.


4 - لرزش‌ چانه‌ و زانوهاي‌نوزاد:


بعضي‌ نوزادان‌ موقعي‌ كه‌ در حال‌بيداري‌ و فعاليت‌ هستند لرزشهايي‌ درچانه‌ يا در زانوهاي‌ آنها ديده‌ مي‌شود.اين‌ لرزشها چون‌ در زمان‌ فعاليت‌ نوزاداست‌ جاي‌ نگراني‌ نيست‌ و طبيعي‌است‌.


علت‌ اين‌ لرزشها اين‌ است‌ كه‌ سيستم‌عصبي‌ نوزاد هنوز تكامل‌ نيافته‌ است‌ وبتدريج‌ در طي‌ چند ماه‌ از بين‌ مي‌رود.اما اگر در حال‌ آرامش‌ يا خواب‌ دچارلرزش‌ گرديد بايد به‌ فكر تشنج‌ بود وكودك‌ بايد مورد معاينه‌ پزشك‌متخصص‌ قرار گيرد.


5 - آيا پاهاي‌ نوزاد را بعد ازتولد بايد كشيد و قنداق‌ كرد؟


خير، چون‌ پاهاي‌ نوزاد در رحم‌ مادركاملا جمع‌ است‌، لذا بلافاصله‌ و بعد ازتولد نمي‌توان‌ پاهاي‌ نوزاد را دراز كرد.در اين‌ زمينه‌، مادر بايد چند روز و چندشب‌ پاهاي‌ كودك‌ را بپوشاند تا اوبتواند آزادانه‌ پاهاي‌ خود را زماني‌ خم‌و زماني‌ هم‌ دراز كند; در هر حال‌، نوزادخود در انتهاي‌ ماه‌ اول‌ و دوم‌ پاهايش‌را دراز خواهد كرد.


6 - چرا بعضي‌ نوزادان‌ دچارگرفتگي‌ بيني‌ مي‌شوند و درهنگام‌ خواب‌ خرخر مي‌كنند؟


چون‌ مجاري‌ بيني‌ نوزادان‌ باريك‌است‌; اگر در اين‌ مجاري‌ باريك‌ترشحات‌ مخاطي‌ جمع‌ گردد و يا اگرهواي‌ اتاق‌ نوزاد زيادتر از معمول‌ گرم‌باشد سبب‌ مي‌شود كه‌ مخاط بيني‌ نوزادكه‌ در داخل‌ رحم‌ مادر بوسيله‌ مايع‌آمينوتيك‌ مرطوب‌ بوده‌ با تنفس‌ هواي‌گرم‌، خشك‌ شود و ترشحات‌ مخاطي‌نيز خشك‌ و سبب‌ گرفتگي‌ بيني‌ نوزادشود. براي‌ جلوگيري‌ از گرفتگي‌ بيني‌بايد درجه‌ حرارت‌ اتاق‌ نوزاد متناسب‌و مطلوب‌ باشد(22 درجه‌ سانتي‌ گراد).و اگر هواي‌ اتاق‌ نيز مرطوب‌ باشد بهترخواهد بود (با جوش‌ آوردن‌ سماوربرقي‌ يا وسايل‌ ديگر مي‌توان‌ مقداري‌بخار آب‌ در اتاق‌ نوزاد به‌ وجود آورد).


اگر بيني‌ نوزاد گرفته‌ است‌ مادرمي‌تواند دو قطره‌ آب‌ نمك‌ (يك‌ قاشق‌چايخوري‌ نمك‌ به‌ 250 سي‌ سي‌ آب‌جوشيده‌ سرد شده‌ اضافه‌ نموده‌ يا ازداروخانه‌ قطره‌ را تهيه‌ نمايد) داخل‌ هرسوراخ‌ بيني‌ مخصوصا قبل‌ از شيردادن‌بريزد تا ترشحات‌ داخل‌ بيني‌تر شود وآن‌ را با قطره‌ چكان‌ يا پوآرهاي‌مخصوص‌ تا حدي‌ كه‌ مي‌توان‌ترشحات‌ داخل‌ بيني‌ كودك‌ را ببيندخارج‌ نمايد. مادران‌ هيچگاه‌ نبايد شيرپستان‌ خود را داخل‌ بيني‌ نوزاد خودبريزند يا بدوشند چون‌ شير بصورت‌لايه‌اي‌ مجاري‌ بيني‌ نوزاد را مي‌پوشاند.ضمنا محيط بسيار خوبي‌ نيز براي‌ رشدميكروبهاست‌ و لذا موجب‌ عفونت‌ بيني‌نوزاد مي‌گردد.


7 - آيا سكسكه‌ كردن‌ نوزاداهميت‌ دارد؟


خير، سكسكه‌ تحريك‌ عصبي‌ است‌ كه‌سبب‌ انقباض‌ عضله‌ ديافراگم‌ مي‌گردد.انقباض‌ ديافراگم‌ خود سبب‌ فروبردن‌هوا به‌ داخل‌ ريه‌ مي‌شود كه‌ اين‌فروبردن‌ ناگهاني‌ هوا بوسيله‌ انقباض‌اپي‌گلوت‌ متوقف‌ مي‌شود و سكسكه‌بوجود مي‌آيد.


8 - حد متوسط افزايش‌ وزن‌ دردوران‌ شيرخوارگي‌:


صفر تا 3 ماهگي‌ 30 گرم‌ در روز (200گرم‌ در هفته‌)


4 تا 6 ماهگي‌ 20 گرم‌ در روز (140گرم‌ در هفته‌)


7 تا 9 ماهگي‌ 15 گرم‌ در روز (105گرم‌ در هفته‌)


10 تا12 ماهگي‌ 10 گرم‌ در روز (70گرم‌ در هفته‌)


در شش‌ ماه‌ اول‌ تولد افزايش‌ وزن‌ زياداست‌ و سپس‌ كاهش‌ مي‌يابد بعد از سن‌10 ماهگي‌ به‌ صورت‌ طبيعي‌ اشتهاي‌كودك‌ كم‌ مي‌شود و در نتيجه‌ سرعت‌افزايش‌ وزن‌ او كم‌ خواهد شد.



منبع‌:كتاب‌ «من‌ و كودك‌ من‌» - ترجمه‌ دكتر فيض‌





بیماریهای دوره نوزادی

 

معمولا برخی نوزادان تازه متولد شده با برخی بیماری ها دست به گریبانند. در این نوشتار به برخی از این بیماری ها، علائم و روش درمان آنها اشاره می شود.

 

● غلظت خون نوزاد


در این بیماری، نوزادان پرخون یا برافروخته به نظر می رسند.


▪ علائم: بی اشتهایی و اختلال در تغذیه، خواب آلودگی، تنگی نفس، کاهش قندخون، تشنج و کبودی در انتهای اعضای بدن.

 

 

▪ عوامل مساعدکننده عبارتند از: کوچک بودن جثه نوزاد، زندگی در ارتفاعات، تولد دیررس، شرایط خاص ۲ تا ۳ ساعت اول پس از تولد، انتقال خون از یک جنین به جنین دیگر در حاملگی دوقلویی، تاخیر در بستن بندناف پس از تولد، ابتلای مادر به دیابت، سندرم داون و اختلال های تیروئیدی.

 

▪ درمان: جایگزینی خون با سرم، آلبومین یا تعویض کامل خون.

 

 

● فتق های دیافراگم


انتقال محتویات شکم به داخل قفسه سینه، فتق دیافراگم نامیده می شود که ممکن است به صورت مادرزادی یا بر اثر ضربه به دیافراگم ایجاد شود. این نوع فتق در سمت چپ شایع تر بوده و مرگ و میر ناشی از آن حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد است.

 

▪ علائم: تنگی نفس شدید بخصوص در چند ساعت اول پس از تولد، شنیدن صدای روده از سینه، شکم قایقی.

 

▪ درمان: باید جراحی شود.

 

 

● کبودی نوزاد


رنگ آبی دست و پا و سرخ بودن بدن هنگام تولد، طبیعی است ولی کبودی در مرکز بدن، غشاهای مخاطی و زبان ممکن است نشانه وجود یک اختلال زمینه ای جدی باشد که شایع ترین علت آن، بیماری های قلبی ـ ریوی است.

 

 

● نوزاد شل


سستی نوزاد ممکن است گذرا باشد و مشکلی در آینده ایجاد نکند یا این که ضایعه ای جدی و دائمی باشد. بیماری هایی که ممکن است سبب ایجاد شلی در نوزاد شوند، عبارتند از: ضایعات نخاعی بر اثر ضربه، بیماری های خود ایمنی و بیماری های عضلانی مادرزادی.

 

▪ علائم: نوزاد هوشیار به نظر نمی رسد، گریه ضعیف، مشکلات تنفسی، دشواری بلع بزاق، تشنج و رفلکس های ضعیف.

 

▪ درمان: دارو تجویز می شود ولی درمان قطعی ندارد.

 

 

● نوزاد نارس


بیشتر نوزادان کم وزن، دوره نوزادی را بدون عواقب درازمدت پشت سر می گذارند. کوچک ترین نوزادان در معرض بالاترین خطر هستند.

 

▪ عواقب درازمدت عباتند از: اختلالات چشمی نوزادان همراه با نابینایی، ناشنوایی، بزرگی یا کوچکی جمجمه، عقب ماندگی ذهنی، فلج مغزی، سندرم روده کوتاه و عدم رشد.

 


● کاهش قندخون


کاهش قند خون در دوره نوزادی شایع است. نشانه های آن معمولا در روزهای اول و دوم به وجود می آید و از بیماری بدون علامت تا گرفتاری های دستگاه عصبی مرکزی و قلبی ـ ریوی متغیر است.

 

▪ علائم: شل بودن نوزاد، خواب آلودگی، بی تفاوتی، بی اشتهایی، لرزش، تشنج، نارسایی قلبی، افزایش ضربان قلب، کبودی یا رنگ پریدگی، وقفه تنفسی و تعریق شدید.

 

▪ درمان: تغذیه زودرس، شدت عوارض را کاهش می دهد و گاه تجویز گلوکز لازم است. دکتر مهرانگیز توتونچی پزشک عمومی روزنامه جام جم       منبع:بیتوته


خطر تکان دادن نوزاد

                                                                                                                               همیشه از سر كودك به نحو مناسب حمایت كنید. به هر كسی كه می خواهد از كودك مراقبت كند،آموزش دهید به خصوص به مراقب كودك بیاموزید چگونه از سر كودك هنگام نگه داشتن، بازی كردن و جابجا كردن وی حمایت كند.

 تکان دادن نوزدان برای آرام کردن گریه آنها، می‌تواند آسیب‌های مغزی متعددی را ایجاد کند بدون آنکه نشانه ظاهری در آنها مشاهده شود.

 چنانچه والدین یا پرستار به علت گریه مداوم نوزاد پی‌نبرند، ممکن است به سرعت وارد عمل شوند و تکان دادن نوزاد را آغاز کنند که این امر سبب آسیب مغزی در نوزاد و در نتیجه باز ایستادن نوزاد از گریه می‌شود.

هرچند میزان آسیب مغزی به تکرار، شدت و استمرار تکان دادن نوزادان وابسته است اما آسیب‌های کوچکی چون زودرنجی، رخوت و بیحالی، تشنج، استفراغ یا بی‌اشتهایی و دیگر آسیب‌های جدی‌تر مانند آسیب چشمی یا شکستگی استخوان از عوارض تکان دادن نوزاد است.

بیشتر قربانیان این مشکلات شیرخواران زیر 2 سال هستند و آسیب‌پذیرترین آنها نیز شامل نوزادان نارس، نوزدان کم وزن، نوزدان مبتلا به کولیک مفرط، نوزدان معلول، دو قلوها و فرزندخوانده‌ها هستند که البته پدران بیش از مادران در بروز این آسیب‌ها نقش دارند. علائم این سندرم چیست؟

آمارها نشان می دهد که ۵ تا۱۰% این کودکان کاملاً بهبود می یابند. میزان آسیب دیدگی مغز بستگی به مقدار و مدت تکان دادن و نیرویی که به کار برده می شود دارد بنابراین علائم از خفیف تا شدید متغیر است.

در مواردی که آسیب متوسط تا شدید باشد سه ضایعه عمده دیده می شود که عبارتند از:
 1- هماتوم ساب دورال (جمع شدن لخته خون بین مغز و جمجمه)

2- ادم مغزی (ورم مغز)

3- خونریزی در شبکیه (خونریزی در پرده خلفی چشم)

 4- ادم کنترل نشده مغزی اغلب منجر به مرگ می شود.

 5- خونریزی ته چشم نیز در اكثر موارد باعث از دست دادن دید به طور کامل یا جزیی می گردد.

6- تجمع لخته خون بین مغز و استخوان سر نیاز به جراحی و تخلیه دارد.

علائم سندرم خفیف:
1- تهوع و استفراغ
2- خواب آلودگی
3- تحریک پذیری
4- اختلالات بلع و تغذیه
5- از دست دادن جزئی دید
6- تغییرات شخصیتی و رفتاری
7- ناتوانی در یادگیری
8- اختلالات تشنجی
9- تاخیر در نمو کودک

علائم سندرم متوسط و شدید:
* تشنج/تكرار شونده
* غییر سطح هوشیاری و نهایتاً اغماء
* مشکلات تنفسی
* خواب آلودگی شدید
* فلج های مختلف
* شكستگی های مختلف
* مرگ

چه كسی و به چه علت كودك را تكان می دهد:
اغلب مردان این عمل را مرتكب می شوند، این افراد در اوایل دهه سوم زندگی بوده و به عنوان پدر یا به عناوینی دیگر با كودك در تماس هستند. زنانی كه این عمل را انجام می دهند معمولاً پرستار یا مراقب كودك می باشند. اما مهم است به خاطر داشته باشیم هر فردی كه با یك كودك ناآرام مواجه شود چون کمبود خواب دارد و یا تحت عوامل استرس زای بیرونی است میتواند خطر آفرین باشد.

گریه تنها راهی است که کودک به وسیله آن می تواند به ما بگوید به چیزی مانند غذا، تعویض كهنه یا بغل كردن احتیاج دارد. گریه صدای ناخوشایندی است و باید هم باشد چرا كه اگر خوشایند بود نادیده گرفته شده و به نیازهای كودك پاسخ داده نمی شد. یك مادر بی تجربه وقتی نتواند بر گریه مداوم كودك كه گاهی ۳ تا ۴ ساعت طول می كشد تحمل کند، عصبانی شده و برای ساكت كردن وی اقدام به تكان دادن و حتی آزار رساندن به او می كند.

برای پیشگیری از ضایعات SBS چه كارهایی می توان انجام داد:
 هرگز یك شیرخوار یا طفل كوچك را تكان ندهید.

همیشه از سر كودك به نحو مناسب حمایت كنید. به هر كسی كه می خواهد از كودك مراقبت كند،آموزش دهید به خصوص به مراقب كودك بیاموزید چگونه از سر كودك هنگام نگه داشتن، بازی كردن و جابجا كردن وی حمایت كند.

مطمئن شوید افرادی كه با كودك سرو كار دارند از خطرات تكان دادن كودك اطلاع داشته باشند. این افراد می توانند والدین، پدر بزرگ، مادر بزرگ، كودكان دیگر، دوستان و سایر خویشاوندان باشند.

پیش از به وجود آمدن این موقعیت به راه حلی برای غلبه بر عصبانیت خود بیندیشید.

منبع:بیتوته


چه صبحانهای برای کودکان آماده کنیم؟

 

کودکان در حال رشد،به دلیل آموختن و آموزش ورشد سریع، با مصرف نکردن صبحانه اغلب دچار مشکلات یادگیری می‌شوند. از این رو، لازم است مادران نسبت به مصرف صبحانه کودکان و نوجوانان دقت لازم را بعمل آورند.

مصرف صبحانه برای دانش‌آموزان و نوجوانان که در مرحله رشد به سر می‌برند، لازم و ضروری است.

 20 درصد از موادغذایی مصرفی روزانه در صبحانه تأمین می‌که بتواند قند مازاد موجود مغز را از چرخه خارج کند و با توجه به برنامه‌ریزی بدن و مغز در صبح برای فعالیت در یک روز کاری و انجام وظایف مربوط به اندیشه و توانایی جسمی، مصرف صبحانه و ترکیب آن بسیار مهم است.

بیشترین ترکیب در صبحانه مربوط به گروه‌های غلات و لبنیات بوده و بیشترین منابع دریافتی انسان در صبحانه عبارتند از: شیر، نان، پنیر، کره و ...که برای تنوع بخشیدن به صبحانه، ترکیب آن با مواد دیگری از جمله خرما، تخم مرغ، سبزیو... لازم است.

مصرف صبحانه در تأمین نیازهای کلی بدن بسیار مؤثر است. صبحانه و میل کردن آن علاوه بر نقش تأثیرگذار در سلامت، ترمیم و رشد، مهم‌ترین اثر را در تمرکز انسان دارد و افرادی که صبحانه مصرف نمی‌کنند توانایی ذهنی و فکری کامل را ندارند. کودکان همچنین چون در حالت رشد، آموختن و آموزش سریع هستند، با مصرف نکردن صبحانه اغلب دچار مشکلات یادگیری می‌شوند. از این رو، لازم است مادران نسبت به مصرف صبحانه کودکان و نوجوانان دقت لازم را بعمل آورند.

مصرف صبحانه برای دانش‌آموزان و نوجوانان که در مرحله رشد به سر می‌برند، بسیار لازم و ضروری است. برای موفقیت هر چه بیشتر دانش‌آموزان در دوران تحصیلی اولین اموری که معمولاً به فکر والدین می‌رسد، انتخاب مدرسه مناسب و آماده‌سازی امکانات خوب، و همینطور انتخاب معلمان و همکلاسی‌های خوب برای فرزندانشان است و ممکن است کمتر به فکر مسئله تغذیه مناسب برای کودکانشان باشند.

برخی از مناسب‌ترین موادغذایی برای مصرف در وعده غذایی صبحانه که می‌تواند مورد توجه مادران قرار گیرد، عبارتند از:


1. انواع نان: بهترین نوع نان برای صبحانه نان‌های سبوس‌دار مثل نان سنگک و نان‌های تیره فانتزی است. این ماده غذایی جزء اصلی صبحانه است که با تأمین کربوهیدرات روزانه تا حدودی انرژی مورد نیاز فرد را تأمین خواهد کرد.

2. نوشیدنی‌های مناسب برای صبحانه، شیر و آبمیوه‌های طبیعی بدون قند اضافی هستند. بهتر است چای صبحانه را شیرین نکنید و اگر خیلی دوست دارید چای شیرین بخورید چای را با عسل و یا مقدار خیلی کمی شکر شیرین کنید. بهتر است از قندهای طبیعی مثل عسل و خرما استفاده کنید.خوردن موادقندی به خصوص قندهای ساده برای صبحانه توصیه نمی‌شود، چون مصرف موادقندی باعث افزایش موقتی قند خون شده و بعد از آن احساس خستگی به شما دست می‌دهد، بنابراین ترجیحاً مقدار قند و شیرینی‌ها را در برنامه غذایی‌تان به حداقل برسانید.

3.  عسل: این ماده‌ غذایی در گروه قندها جای می‌گیرد و بر مربا ارجحیت دارد، اما نباید در خوردن آن زیاده‌روی کرد.

4. پنیر: یکی از مواد پر پروتئین صبحانه پنیر است و از نوع کم‌نمک و کم‌چرب آن توصیه می‌شود. شما می‌توانید پنیر را با ماده غذایی دیگری مانند کنجد، گردو و حتی سبزیجات معطر طعم‌دار کنید.

5. گردو: یکی از اجزای چرب صبحانه گردو است. خوردن این مغز که سرشار از اسیدهای چرب امگا3 است حتی برای افرادی که کلسترول بالایی دارند نیز مفید است. پس حداقل 2 عدد گردو در صبحانه بخورید.

6.  کره و خامه: یکی دیگر از اجزای پر کالری صبحانه است که اسیدهای چرب موجود در آن از نوع اشباع‌ هستند. از آنجاکه کره می‌تواند کلسترول خون را افزایش دهد، مصرف آن برای کودکان و نوجوانان و نیز افراد بزرگسال که فعالیت بدنی زیاد دارند و مبتلا به کلسترول بالا نیستند، توصیه می‌شود.

7.  تخم ‌مرغ: یکی دیگر از مواد پروتئینی صبحانه تخم ‌مرغ است که آن را به صورت آب‌پز، عسلی، نیمرو و املت میل می‌کنند. نوع آب‌پز آن برای کسانی که محدودیت دریافت انرژی دارند توصیه می‌شود و بهتر است از نوع عسلی آن صرف‌نظر شود، زیرا امکان آلودگی به میکروب در آن بالاست؛ نوع نیمرو و املت آن به دلیل سرخ شدن در روغن برای افرادی که کمبود وزن دارند بهتر است.

8.  عدسی: این منبع پروتئین گیاهی یکی از غذاهای تنظیم‌کننده قند خون در صبحانه به حساب می‌آید که برخی آن را با سیب‌زمینی و کره و برخی به تنهایی میل می‌کنند. یک کاسه عدسی جایگزینی مناسب برای پنیر یا تخم‌مرغ است.

9.  میوه و سبزی: مصرف میوه‌های تازه مثل سیب و پرتقال به دلیل داشتن فیبر و ویتامین C برای صبحانه مناسب هستند. مصرف آب پرتقال به همراه شیر می‌تواند باعث افزایش جذب کلسیم موجود در شیر شود.

منبع:mehrkhane.com


نظریه های هربارت در باب تعلیم و تربیت


جان دیویی معتقد است ، هربارت اولین کسی بوده که تعلیم و تربیت را از صورت امری اتفاقی و بدون نقشه بصورت منظم در آورد ، هربارت برای تعلیم روشی مطرح ساخت که پشتوانه اش روان شناسی تداعی گرایانه بود، او معتقد بود که آموزش فکری باید پیوند تنگاتنگی با آموزش اخلاقی داشته باشد و به هدف واقعی و اصولی آموزش و پرورش ،که همانا رشد دادن شخصیت باشد کمک می کند.

 

 

کودک

 

 

او معتقد است تربیت یعنی رشد منش فرد، هربارت بر هدف اخلاقی آموزش و پرورش و رابطه آن با تعلیم تأکید دارد، به نظر او اخلاقیات آغاز و انجام تربیت اند اخلاق محک تربیت است واین بدین معنی است که عقل نظری مقدمه عقل عملی و دانش سرآغاز عمل است.

 

 

هربارت یاد آوری کرد که کودکان برای یادگیری بهتر باید در وضعیتی قرار داده شوند که آماده یادگیری شوند و مطلب مورد تعلیم باید متناسب مرحله رشدکودک باشد.

 

 

او می گوید : علی رغم سخت گیری هایی که در راهنمایی به کار می برید ، کودکان را به وضعی که آن را دوست دارند و موجب آزادی و اطمینان ایشان می شود این بزرگترین تقاضا در عالم تربیت است، به نظر هربارت تعلیم باید محسوس ، مداوم ترقی دهنده و مربوط به زندگی باشد، در نظریات هربارت و پیروان او سه مفهوم اهمیت خاصی دارد :

 

1- سابقه ذهنی

 

2- تمرکز

 

3- علاقه

 

 

اول : سابقه ذهنی :


فرآیندی که هربارتی ها روشهای آموزشی خود را به آن استوار ساختند فرآیند درک ما سبق بود

 

 

درک ما سبق : تماس ما با جهان پیرامون با دریافت از راه حواس مانند بساوایی ، بنیایی و شنوایی برقرار می گردد. درک ساده با معانی از پیش موجود در ذهن ما تلاقی می کند، هنگامی که با معانی متشابه می آمیزد می تواند در ذهن بماند وضوح پیدا کند، وبطور مناسب با طیفی از معانی دیگر در ذهن پیوند یابد ، این سطح دوم فرآیند همگون سازی ، درک ما سبق نام دارد،

 

 

هربارت معتقد است : آموزگار نباید صرفاً انتقال دهنده دانش باشد ، او باید جریان درک ما سبق را بیدار باش دهد ، تحریک کند ، ورهنمون گردد او باید تعلیمات خود را با تجربه شاگرد پیوند دهد هربارت روش خاصی برای تدریس به معلمان پیشنهاد کرد که شامل چهار مرحله بود، بعدها پیروانش مرحله دیگری برآن افزودند :

 

 

آموزش به کودک

 

 

1- مرحله آماده سازی ( Preparation ) در این مرحله معلم می کوشد افکار و معلومات قبلی دانش آموزان را که با افکار یا درس تازه بستگی دارند به یادشان بیاورد وآنها را مرتب و منظم کند

 

 

2- مرحله عرضه کردن L: ( Presentation ) درس به کمک تصویرها به دانش آموزان عرضه می شود که تا حد امکان محسوس شود

 

 

3- هضم یا همخوانی : ( Asscimilation ) بعداز عرضه داشتن افکار یا درس تازه ، معلم باید میان مطالب قبلی و موضوعی تازه ارتباط واقعی بوجود آورد

 

 

4- تعمیم یاتنظیم (‌ Systematieation) در این مرحله معلم فکر کلی مورد نظرش را بصورت واحد مرتب در آورد تعمیم می دهد و معلومات دانش آموز با همدیگر در آمیخته بصورت واحد کل در می آیند و نظام دار می شوند

 

 

5.اجرا یا کار برد : ( Application) دانش باید به کار رود و بخشی از رندگی روزمره شود ، دانش آموز یاد می گیرد که از آموخته هایش در چه مواردی از زندگی می تواند استفاده کند

 

 

 

دوم تمرکــز :

 

این مفهوم به برنامه درسی در نظریه هربارت مربوط می شود هربارتی ها نوعی برنامه درسی پیشنهاد کردند که در آن یک یا گروهی درس، محور برنامه را تشکیل می دادند و دروس دیگر ، حول آن تابع و مرتبط با آن شکل می گرفتند اصطلاح تمرکز بعدها در بیان پیروان هربارت جای خود را به همیشگی داد

 


سوم علاقــــه :

 

علاقه از دید هربارت عامل محرک در تعلیم و حلقه اتصال کار تعلیم با رفتار اخلاقی بود هربارت می گفت : یکی از اهداف اصلی آموزش و پرورش بار آوردن افرادی با علایق فراوان است هربارتی ها می گویند : علاقه مفهومی است که در آن عاطفه با یک مفهوم فکری در می آمیزد هربارت از شش گونه علاقه نام می برد:

 

 

 

 

آنهایی که از دانش نتیجه می شوند : 1- تجربی 2- نظری 3- زیبا شناسی

 

آنهایی که ازمراوده اجتماعی ناشی می شوند: 4- همدلانه 5- اجتماعی 6- مذهبی



طبق نظریه او هدف تعلیم و تربیت را می توان نه پدید آوردن دانشی پر جانبه بلکه ایجاد علاقه ای پر جانبه دانست انسان با علایق فراوان کسی است که به طیف وسیعی از فعالیت ها حساسیت نشان می دهد تربیت به نظر جان دیویی هدفی خارجی ندارد ، بلکه عبارت از نوسازی دائمی تجربه است ولی به نظر هربارت تربیت هدفی اخلاقی دارد که باید با تجربه تاریخی و نورآرزوهای روحی عمیق بشر مشخص می شود" هربارت ایمان داشت که تربیت سر انجام علم می شود و بزرگی اودر همین ایمان نهفته است.








کودک نقاش و اتاقی شاد



اولین تفریح کاغذ ـ مدادی کودکان است. آنها نخستین بار با دیدن کار و فعالیت نوشتاری والدینشان یاد می‌گیرندکه مداد را به دست گرفته و روی صفحه کاغذ اشکالی را بکشند. در ابتدای راه آنها مداد را به شکلی ناپخته در دست گرفته و خطوطی را با کمترین دقت و ظرافت می‌کشند.

 

کشیدن این خطوط هر چند شکل و تصویر خاصی ندارد ولی به عضلات دست کودک کمک کرده و آن را تقویت می‌کند. در سال‌های بعد عضلات دستش قوی‌تر شده و با الگوبرداری از بزرگسالان مداد را به شکل صحیح‌تری در دست می‌گیرد. سپس خطوط را به شکل دایره‌‌وار بر صفحه می‌کشد. حدود سن ۵ سالگی تصاویر کمی کامل‌تر شده و کودک حال قادر است آدمک بکشد.

 

او چیزی شبیه انسان می‌کشد ولی تصویر پخته نیست بدن و شکل را ناکامل می‌کشد. در پایان سن ۶ سالگی و آغاز سن دبستان تصاویر کامل‌تر شده و آنها با جزئیات بیشتری نقاشی می‌کنند. آنها حالا مناظر و یا صحنه‌ای از خانه و خانواده‌شان را نقاشی می‌کنند. بنابراین اگر از همان ابتدای کودکی نقاشی و تصاویری که کودکان ترسیم می‌کنند مورد تشویق قرار گیرد احساس خوبی خواهند داشت و در نتیجه در جهت ارتقای تصاویر کشیده شده تلاش بیشتری خواهند کرد.

 

تحقیقات نشان داده دختران بیشتر از پسران نقاشی می‌کنند این علاقه‌مندی آنها نباید در مهدکودک یا مدرسه منحصر شود بلکه خانه و خانواده مهمترین رکن پرورش استعدادهای کودکان است. خانواده‌هایی که کودکانشان به نقاشی علاقه دارند بهتر است محیط خانه را پذیرای هنرکودکانه آنها کنند.

 

یک اتاق شاد با زمینه‌ای از رنگ‌های شاد که به علاقه کودک انتخاب می‌شوند در ادامه استعداد کودک اثرگذار است. خصوصاً آنکه دیوار جلوی میز نقاشی او تصویر یک نقاشی شاد باشد. استفاده از طیف گسترده ترکیب رنگ‌ها به خلاقیت کودک در رنگ‌آمیزی کمک می‌کند. رنگین کمان برای این موضوع بهترین گزینه است.



برخورد درست با کودکان در رابطه با طلاق

 

عوامل استرس زای متعدد،عدم توانایی برای مدارا با موقعیت های مختلف،مشکلات و بیماری های روانپزشکی معمولاً عمده ترین دلایل طلاق هیستند.


آنچه از نظر یک درمانگر و روانپزشک کودک و نوجوان برای مداخله اهمیت دارد این است که:


* بچه ها باید مراقبت شوند.

*نباید بچه ها قربانی اختلاف والدین شوند و به عنوان گره یا وسیله ای جهت رسیدن به اهداف واالدین استفاده شوند.



مسائل و مشکلات پس از طلاق:


معمولآ پس از طلاق شرایطی پیش می آید که باید به نحوی با آنها مدارا شود.عمده ترین مواردیکه شخص پس از طلاق مجبور به مدیریت آنهاست شامل موارد زیر است:


* فراهم نمودن مقدمات، شرایط و امکانات یک زندگی جداگانه و جدید.

* مدیریت روش های تربیت فرزندان و مدارا با نیازها و حالات هیجانی آنها.

* مدیریت موارد ناگهانی و اورژانسی

* شرایط انتقال کودک بین والدین

* توزیع مجدد امکانات اقتصادی.

* مدارا با مسائل اجتماعی و فرهنگی.


معمولاً ماه های اولیه طلاق زمان سختی است.زمان احساسات و رفتارهای هیجانی شدیدو غیرمنطقی نسبت به طرف مقابل. ممکن است والدین آنقدر درگیر شرایط سخت پس از طلاق و مدیریت مسائل و مشکلات آن باشند که نقش و مهارت های والدی آنها کاهش یابد.آنها در روش های تربیتی خود ناهماهنگ و غیرقابل پیش بینی می شوند و کمتر می توانند تربیت صحیح را اعمال کنند. نزاع والدین ممکن است فرزندان را مضطرب کند و فکر کنند که باید جانب یکی را بگیرند و ارتباطشان را با والدین طرف مقابل قطع کنند.گ

 

اه نیز برخی از استرس ها و ناراحتی ها در خانواده وجود داشته که پس از طلاق وقتی یکی از والدین خانه را ترک می کند،کاهش می یابد. مثل پرخاشگری،الکلیسم،آزار عاطفی و هیجانی.مسئله دیگر این است که والدین و فرزندان مجبورند با فشارهای اجتماعی و فرهنگی مدارا کنند.در مورد مسائلی که به طور تأخیری در پدیده طلاق دیده می شود می توان به مواردی چون ازدواج مجدد یکی از والدین یا هر دو اشاره کرد که کودک مجبور است با این قضیه تطابق برقرار کند. به نظر می رسد والدین نباید در انجام این تصمیم عجله کنند و اجازه دهند کودک مرحله به مرحله تطابق لازم را برقرار کنند.

 

تاثیر طلاق روی کودکان:


طلاق می تواند طیف گسترده ای از حالات هیجانی،فکری و رفتاری را در کودکان ایجاد کند که به عوامل مختلف بستگی دارد.از جمله:سرشت،ذات و شخصیت کودک،میزان آسیب پذیری یا مقاومت و تاب آوری او،وجود یا عدم وجود بیماری روانپزشکی،سن کودک،شرایط زندگی خانوادگی قبل از طلاق،نحوه برخورد والدین با پدیده طلاق و دخالت ندادن فرزندان در روابط خودشان،چگونگی شرایط و فرآیند طلاق ( مثل حضور در دادگاههای متعدد، نزاع و درگیریهای متعدد بین خانواده ها و انتقام جویی و...)، وجود سیستم های حمایتی و برقرار شدن هرچه سریعتر شرایط زندگی عادی کودک پس از طلاق و...


نیمی از بچه های طلاق ارتباطشان با یکی از والدین قطع می شود و از حمایت و علاقه و توجه او محروم می شوند.

 


نگرش کودکان نسبت به طلاق والدین:


عده ای از بچه ها طیفی از احساسات منفی را نسبت به یکی از والدین یا هر دوی آنها دارند. احساسات شدید حتی ممکن است تا سال ها طول بکشد.ممکن است آنها احساس کنند که حداقل توسط یکی از والدین طرد شده اند و دیگر مورد توجه و علاقه نیستند.ممکن است آنها نسبت به والدین خود خشم و عصبانیت داشته باشند.معمولاً درک بچه ها،استدلال و احساس آنها به سن آنها نیز بستگی دارد.در برخورد با نوجوانان باید مواظب باشیم که آنها را در موقعیتی قرار ندهیم که بخواهند ما را حمایت کنند، نباید به بچه ها تکیه کنیم.


گاه بچه ها عصبانی هستند و تمایل دارند از یکی جانبداری کنند.باید به آنها گفته شود که دعوای والدین به آنها ارتباطی ندارد و نباید خودشان را درگیر ماجرا کنند.


لازم است به آنها این اطمینان خاطر را بدهیم که هم مادر را خواهند داشت و هم پدر را.تماس مکرر و منظم از طرف هر دو والد بهترین راه حل است.هم در دختران و هم در پسران نیاز به پدر در دوره نوجوانی افزایش می یابد و احساس طرد شدن توسط پدر در این سن روی رشد نرمال نوجوان تأثیر می گذارد.

 


شرایطی که کودکان پس از طلاق تجربه می کنند ممکن است موارد زیر باشد:


* ترس از جدایی و ترک شدن توسط والدین و اضطراب این که چه کسی از آنها مراقبت خواهد کرد و چه کسی آنها را ترک خواهد کرد.



* نگرانی راجع به اینکه آیا والدین باقیمانده قادر است به تنهایی همه چیز را مدیریت کند.



* اضطراب شدید که ممکن است روی تکالیف نرمال رشدی تأثیر بگذارد.


وابستگی والدین باقیمانده نسبت به کودک که ممکن است منجر به محدود کردن کودک از ارتباطات لازم متناسب با رشد و وابستگی و اضطراب در کودک گردد. احساس شوک و بهت،تأسف و حسرت عمیق،عده کمی نیز ممکن است احساس آسودگی و فراغت داشته باشند.


مسئولیت گرفتن زیاد بچه ها که ممکن است فکر کنند که حالا باید نیاز روانی یا فیزیکی پدر یا مادر را برآورده کنند؛که این موضوع ممکن است آنها را از پاسخ دهی به نیازهای نرمال رشدی باز بدارد. شاهد خشونت و جنگ بین والدین بودن که روی روابط آینده آنها با جنس مخالف و رشد روانی انهاتأثیر می گذارد. خشم شدید نسبت به والدین،ترس از این که باید محبت و وفاداریشان بین دو والد تقسیم شود. احساس گناه راجع به این که آنها در جدایی و طلاق والدین نقش داشته اند و شاید می توانستند جلوی آن را بگیرند.


در نوجوانی افسردگی،پرخاشگری،اشتغال ذهنی با خودکشی،خشم شدید،اشتغال ذهنی با اخلاقیات،قضاوت کردن،مقصر را مشخص کردن،اضطراب راجع به آینده،ترس از این که ازدواج خودش نیز مثل والدینش با شکست روبرو شود؛ دیده می شود.

 

پسران بیش از دختران در طلاق آسیب می بینند:


در حوزه ارتباط اجتماعی،مشکلات شخصی و مسائل روانی،هم در مراحل ابتدایی و هم در درازمدت. دختران به خصوص قبل از نوجوانی تطابق بهتری با مسئله طلاق برقرار می کنند. والدین باید به فرزندانشان بگویند: ما قصد داریم طلاق بگیریم و از هم جدا شویم.این به آن معناست که ما نمی خواهیم با یکدیگر زندگی کنیم.اما همیشه والدین تو هستیم،هر دوی ما تو را دوست داریم.تو مجبور نیستی بین ما یکی را انتخاب کنی.تو عامل و باعث طلاق ما نیستی و نمی‌توانی هم از آن جلوگیری کنی.بعداً هر زمان که خواستی می توانیم مجدد راجع به آن صحبت کنیم، راجع به احساسات تو، تغییراتی که رخ داده و...


تو همچنین می‌توانی آن را به دوستانت بگویی یا به هر کس دیگری که فکر می کنی گفتن آن به تو آرامش می‌دهد.هیچ کودکی دوست ندارد در مقام قضاوت قرار گیرد.در نیتجه نباید از بچه ها نظر خواست و از آنها پرسید:فکر می کنی تقصیر کیه؟من بیشتر تقصیر دارم یا پدرت؟بچه های کوچک تر و ناتوان تر از آن هستند که قدرت انتخاب را به آنها واگذار کنیم.این کار بار سنگینی از تصمیم گیری و مسئولیت را به دوش آنها تحمیل می کند. والدین نبایداز کودک بپرسند:من نمی‌دانم تو خودت انتخاب کن با من می‌خواهی زندگی کنی یا با پدرت؟


هنگام طلاق باید احساس مسئولیت بچه ها را از آنها گرفت.نباید آنها این حس را داشته باشند که باید کاری بکنند،باید نجات دهنده باشند و باید یکی را انتخاب کنند.باید والدین به آنها بگویند که این موضوعی است بین من و پدرت،بین من و مادرت و به تو ارتباطی ندارد.ما خودمان آن را حل خواهیم کرد.لازم است کودکان جزئیات شرایط زندگی روزمرۀ بعدی خود را بدانند و اطلاعات لازم به آنها داده شود:فعلاً ما چند ماه در منزل مادر بزرگ زندگی می کنیم و تو به مدرسه قبلی خودت می روی و .....


کودک باید بداند که هر کجا زندگی کند و با هر کسی زندگی کند ارتباطش با طرف دیگر قطع نخواهد شد و با هر دو نفر ارتباط خواهد داشت.ممکن است همسرمان برای ما همسر مهربان و خوبی نبوده ولی این دلیل نمی شود که پدر یا مادر خوبی نباشد.صحبت کردن راجع به خاطرات منفی و بدی که از او و خانواده‌اش داریم،کمکی به فرزندمان نخواهد کرد.صحبت ما راجع به والدین دیگر ممکن است حاوی اطلاعات باشد ولی نباید احساسی،قضاوت گونه و دلالت بر بد بودن او باشد:روز پنجشنبه تو را نزد پدرت می برم.جمعه ساعت 7 شب می آیم دنبالت.فکر نکنم تو بیشتر از این بتوانی آنجا بمانی چون ظاهراً پدرت عازم سفر است.


خلاصه کلام در زندگی روزمره کودکان،زمان های بسیاری است که آنها تحت تآثیر سوء استرسهای مختلف هستند،آنچه مهم است سیستم حمایتی پیرامون آنهاست.بچه ها در زمان بحران باید بتوانند از بزرگترها حمایت دریافت کنند.در زمان طلاق نیز حمایت خود را از آنان دریغ نکنیم و آنها را چون وسیله ای برای رسیدن به اهدافمان استفاده نکنیم.



منبع:seemorgh.com



چه کودکانی افسرده هستند؟

کودکان افسرده

متأسفانه نارسایی های خلقی کودکان به گونه ای است که نه تنها شما از پس تشخیص این عارضه برنمی آیید، بلکه بر اساس نتایج به دست آمده از برخی مطالعات، 83٪ پزشکان کودکان نیز از این توان تشخیص محروم هستند علتش این است که کودکان با یکدیگر تفاوت دارند و در عین حال در مقاطع سنی گوناگون رفتارهای متفاوتی می کنند. به هر شکل، از نشانه های کلی افسردگی می توان به غم و اندوه کودک، بی قراری، حساسیت، سرکشی، بی تابی، سردرد و شکم درد و شب ادراری بازگشتی در کودکان شش ساله اشاره کرد.

مطلب در خور توجه دیگر در این رابطه این است که در بسیاری از موارد، اختلال های بی توجهی و بیش فعالی به ویژه در پسران دلالت بر افسردگی ناآشکار دارد که باید کم و کیف این مسئله را اشخاص متخصص بررسی کنند؛ چه در غیر این صورت، نادیده گرفتن این زمینه ها و کیفیات بسترساز در آینده برای کودک مشکل ساز می شود. به هر صورت، به نظر ما در صورد ذهن مشغولی کافی والدین، افسردگی کودکان را به سادگی می توان تشخیص داد مشروط بر آنکه درباره ی نشانه ها و علایم افسردگی کودک هیچ دلیل پزشکی عضوی و جسمی وجود نداشته باشد.

نشانه های افسردگی کودک


* آیا کودک احساسات خود را آشکار می کند؟


*  آیا کودک دیگر مثل گذشته از فعالیت ها و بازی هایش لذت نمی برد؟


*  آیا از مقدار انرژی کودک کاسته شده و کودک غمگین به نظر می آید؟


*  آیا کودک از نداشتن عزت نفس رنج می برد و احساس می کند که ارزش و اهمیتی ندارد؟


*  آیا کودک درگیر احساس گناه و ناامیدی است؟

 دیگر نشانه های اختلال افسردگی کودک به قرار زیر است:


*  آیا کودک از مشکل تمرکز حواس و نداشتن قدرت تصمیم گیری رنج می برد؟


*  آیا کودک از مسائلی چون سردرد، شکم درد، بی تحرکی و نداشتن انرژی، مشکلات   خواب محورانه و تغییرات وزنی و اشتهایی رنج می برد؟


*  آیا کودک به سادگی گریه می کند و بی قرار و بی تاب است؟


*  آیا کودک بدخلق و به شدت حساس است؟


*  آیا کودک تمایل به گوشه گیری و در خود فرو رفتن دارد؟


* آیا کودک ویژگی هایی چون گرایش به بازی هایی درباره ی مرگ و خود کشی دارد و از مهارت دوست یابی و سازگاری با آنها محروم است؟

منبع: کتاب رازهای خوش بینی کودکان


نقش بازی های کودکانه در زشد شخصیت

نقش بازی در رشد شخصیت کودک

دختر بچه‌ای که در بازی‌هایش کفش پاشنه بلند مادر را می‌پوشد یا پسر بچه‌ای که با گرفتن کیف پدر اصرار دارد نقش پدر را بازی کند هر دو تلاش می‌کنند به روش خودشان ویژگی‌های شخصیتی مادر و پدر را درونی کنند. در حقیقت بازی‌هایی از این دست‌‌ همان مامان‌بازی و خاله‌بازی‌های خودمان هستند که به اعتقاد حیدر حسینی، کار‌شناس ارشد روان‌شناسی بالینی نه تنها نگران کننده نیستند بلکه بچه‌ها را برای پذیرفتن نقش‌های‌شان در زندگی آماده می‌کنند.

این یک تمرین است!
بازی‌هایی مثل مامان‌بازی، خاله بازی و... در گروه بازی‌های تقلیدی و نمایشی قرار می‌گیرند. بازی‌هایی که گرایش کودکان به آن‌ها برخلاف تصور خیلی از پدر و مادر‌ها نه تنها ایردای ندارد بلکه نقشی مهم و کاربردی در تکوین ساختار شخصیت کودکان نیز بازی می‌کند. دختر بچه‌ای که کفش پاشنه بلند مادر را می‌پوشد، سراغ لوازم آرایش او می‌رود یا پسر بچه‌ای که سراغ ابزار کار پدر می‌رود، تلاش می‌کند ویژگی‌های شخصیتی پدر و مادر را به روش خودش درونی کند. دختربچه‌ای که در بازی‌هایش رفتار مادر را تقلید می‌کند در حقیقت به تمرین نقش جنسیتی خودش با استفاده از نمادهای مادرانه مشغول است و این دقیقا‌‌ همان اتفاقی است که در مورد پسربچه‌ای که در بازی‌هایش پدر را تکرار می‌کند، رخ می‌دهد.


بعد از ۲۰ ماهگی
تعیین محدوده سنی دقیق برای گرایش کودکان به بازی‌های تقلیدی و نمایشی، کاملا نسبی و در گرو شرایط محیطی و ویژگی‌های رشدی آن‌هاست. اما بنابر قواعد رشدی بچه‌ها از ۲۰ ماهگی به بعد برای تکرار و تمرین بازی‌هایی که کنش متقابل شرط اصلی آن‌هاست، آماده‌اند. حال آن‌که بازی‌های تقلیدی و نمایشی مثل خاله‌بازی و مامان‌بازی هم در همین گروه قرار می‌گیرند. اما اگر کودکی زود‌تر از این سن به بازی‌های تقلیدی گرایش پیدا کند در حقیقت این توانایی را دارد که زود‌تر از قواعد معمول محیطش را درونی کند. بنابراین نه تنها جای نگرانی برای والدین باقی نمی‌ماند بلکه آن‌ها باید این گرایش را در شمار توانایی‌ و امتیازهای فرزندشان قرار بدهند.


شما الگوی اصلی هستید
پدر و مادر‌ها باید به یاد داشته باشند تقلید نقش، جزو روند رشدی کودک است و کاملا اجتناب‌ناپذیر. وقتی کودک رفتاری را تقلید می‌کند یعنی آن رفتار را باور کرده و برایش مهم و ارزشمند است. بنابراین وقتی ما به عنوان پدر و مادر در جریان این رفتارهای تقلیدی شاهد رفتار اشتباهی از کودک هستیم، حتما باید تمام حواس‌مان را متوجه خودمان بکنیم. مثلا اگر پسر کوچولوی ۲ ساله شما در بازی‌هایش سیگار کشیدن را تقلید می‌کند به جای نگرانی از گرایش او به رفتار بزرگ‌تر از سنش باید به این فکر کنید که برای او پدر نماد قدرت است پس وقتی پدر سیگار می‌کشد او هم باید همین رفتار را تقلید کند!

وقتی بچه‌ها اصرار دارند
زمانی باید نسبت به گرایش بچه‌ها به این قبیل بازی‌ها احساس خطر کرد که کودک در انجام آن‌ها اصرار دارد. البته ارائه یک تعریف درست از واژه اصرار کاملا ضروی است. وقتی کودک شما بدون در نظر گرفتن هیچ حد و مرز زمانی و به صورت یکنواخت به تکرار یک بازی گرایش پیدا می‌کند، به گونه‌ای که مثلا بازی کردن با رژ لب مادر و ماندن در نقش پدر برای او حتی نسبت به خوردن و خوابیدن هم در اولویت قرار می‌گیرد، باید نسبت به آن حساس شد.

 

اما در حالت کلی بچه‌ای که کارتونش را می‌بیند، با اسباب‌بازی‌هایش بازی می‌کند و در کنار آن‌ها به این قبیل بازی‌ها هم گرایش دارد جای هیچ نگرانی برای والدین باقی نمی‌گذارد. چرا که این بازی در حقیقت زمینه‌ساز بخشی از روند طبیعی رشد کودک است.

شما بازیگرید نه کارگردان!
برخی از والدین به غلط تصور می‌کنند باید نحوه رشدی کودکان را به آن‌ها آموزش بدهند. آنها به دنبال همین باور اشتباه مدام به دنبال این هستند که با استفاده از بازی‌های فکری، لگو و... آن‌ها را متفاوت بار بیاورند. اما این تلاش اصلا قابل توصیه نیست. بازی بخشی از روند رشد بچه است و نقش والدین در این روند هم صرفا همراهی و هدایت آن‌هاست نه کارگردانی بازی.

  نقش بازی در رشد شخصیت کودک

  البته در بازی‌های آموزشی که در سنین بالا‌تر و در حدود ۶ سالگی شروع می‌شود و بعد از ورود بچه‌ها به مدرسه هم ادامه پیدا می‌کند، شرایط فرق می‌کند. در این قبیل بازی‌ها هدف اصلی این است که موضوعی مستقیما به بچه‌ها آموزش داده شود. بنابراین دخالت موثر و کارگردانی درست ماجرا مهم است. اما تا قبل از این سن و زمانی که بحث آموزش‌های غیرمستقیم در میان است، والدین حین بازی صرفا باید هم‌بازی‌ بچه‌ها باشند.


این شمایید که تقلید می‌شوید!
بازی‌های تقلیدی و نمایشی در حقیقت فرصتی برای نمایش درونیات و برون‌ریزی رفتار بچه‌ها هستند و برخلاف باورهای ما قصد این نیست که از طریق بازی‌کردن با بچه‌ها چیزی را به صورت مستقیم به آن‌ها آموزش بدهیم. در حقیقت بازی‌های تقلیدی و نمایشی فرصتی هستند برای ما که نقاط ضعف رفتاری کودکان را بشناسیم و با بررسی علل پیدایش آن‌ها با استفاده از روش‌های غیرمستقیم برای رفع‌شان اقدام کنیم.

 

مثلا اگر بچه‌ای در نقش مادر یا پدر به عروسک یا حتی کودک مقابلش پرخاش می‌کند، رفتار خشنی دارد یا اصرار دارد حرفش را به کرسی بنشاند پدر و مادر را وا می‌دارد تا نسبت به این رفتار او کنجکاو شوند و از طریق آموزش‌های غیرمستقیم مثل خواندن قصه، رعایت طرز برخورد با یکدیگر و حتی نوع صحبت کردن در مکالمات تلفنی، برخورد درست را به کودک آموزش بدهند. یادمان باشد کودک در حقیقت در این بازی‌ها دارد نقش ما به عنوان پدر و مادر را تقلید می‌کند.

باید احساس خطر کنید
به طور کلی گرایش کودکان به تقلید رفتار پدر و مادر‌ها اصلا غیر طبیعی نیست. اینکه پسر بچه‌ای دوست دارد لباسی درست مثل لباس پدرش داشته باشد، در بازی‌هایش سراغ کیف او می‌رود و در بازی با بچه‌های هم سن و سال همیشه نقش پدر را بازی می‌کند، یا دختر بچه‌ای که در میان بازی‌هایش تمایل دارد سراغ کیف آرایش مادر برود یا حتی با کفش‌های او راه برود کار خطایی انجام نمی‌دهد بلکه شناخت درست را از تشابه‌های جنسیتی‌اش به تصویر می‌کشد.

 

در حقیقت زمانی این رفتار نگران‌کننده می‌شود که مثلا پسربچه‌ای به استفاده از لوازم آرایش مادر گرایش پیدا کند یا دختر بچه‌ای به ایفای نقش پدر و حتی لباس پوشیدن مثل او اصرار داشته باشد. در این شرایط است که باید نسبت به روند طبیعی همانندسازی در ‌کودکان احساس خطر کرد.

می‌خوام آمپول بزنم، فقط همین!
یکی از بازی‌های تقلیدی که کودکان به خصوص کودکان ۳ تا ۶ ساله به آن گرایش عجیبی دارند دکتر بازی است. آن‌ها می‌خواهند در جریان این بازی یکدیگر را معاینه کنند و به هم آمپول بزنند بنابراین دور از انتظار نیست که در گیرودار این بازی اعضای بدن یکدیگر را هم ببینند و دقیقا همین بخش ماجراست که واکنش شدید پدر و مارد‌ها را برمی‌انگیزاند. اما والدین همیشه باید به یاد داشته باشند که این رفتار‌ها با قصد و غرض جنسی صورت نمی‌گیرد و اگر درست هدایت شود حتی قرار نیست به روابط جنسی منتهی شود. این بازی‌ها صرفا از یک کنجکاوی کودکانه سرچشمه می‌گیرند. بنابراین راه مناسب مقابله با آن‌ها دعوا و سرزنش شدید نیست.

 

در عوض باید در فضایی خارج از بازی‌ راجع به فضای خصوصی افراد با آن‌ها صحبت کنید، اینکه برخی از نواحی بدن جزو همین فضای خصوصی قرار می‌گیرند و باید از دید دیگران پوشیده بمانند. همچنین تذکر این موضوع که نباید لباس دوستش را برای آمپول زدن کنار بزند، همین‌طور که نباید اجازه این بازی را به او بدهد. در حقیقت شما با استفاده از این توضیحات و حتی تکرار آن‌ها در زمان‌های مناسب کودک‌تان را از انجام چنین کاری منع می‌کنید و محدوده بازی را برایش مشخص می‌کنید آن هم بدون اینکه کنجکاوی او را بیشتر از قبل تحریک کرده باشید.

 

البته بهتر است با مشاهده گرایش بچه‌ها به این بازی دورادور مراقب رفتارهای آن‌ها باشید تا زمانی که لازم بود به طور غیرمستقیم و به بهانه‌هایی مثل دعوت آن‌ها به تماشای تلویزیون یا حتی خوراکی‌هایی که دوست دارند، حواس‌شان را پرت کنید.

منبع:shahrzadpress.com


راه های خلاق کردن کودکان


راهکارهای پیشنهادی برای پرورش خلاقیت : - تفکر خلاق را با ارزش بدانید :اگر ما انتظار داریم خلاقیت توسعه یابد باید یاد بگیریم که آن را با ارزش بدانیم.

بچه ه را با محرکهای محیطی حساستر سازیم: مثلا اگر میتوانید در روابط اجتمائی خلاق باشد که به احساسات نیازها و روحیات انسانی و مانند آن حساس باشد .

دستکاری اشیاء و عقاید را تشویق کنید . بچه ه اغلب مایلند به دستکاری و بررسی اشیاء بپردازند که مربوط به حس کنجکاوی آنهاست .

خلاقیت

چگونگی آزمایش منظم عقاید را یاد بدهیم . یکی از هدفهای کاملا پذیرفته شده تربیتی این است که به بچه ها آزمون واقعیتها را آموزش دهیم تا تصویر واقعی از دنیایی که در آن زندگی می کنند بدست آورند .

تحمل عقاید تازه را توسعه دهید . مربیان باید عقاید تازه افراد خلاق را حمایت و بچه ها را تشویق به این عمل کنند .

از تحمیل یک الگوی خاص اجتناب کنید . آزادی یک اصل اساسی در کار خلاقیت است . بنابراین مقید بودن افراد برای تبعیت از یک الگوی خاص اثرات منفی دارد .

در کلاس جوی خلاق ایجاد کنید . برای ایجاد تفکر خلاق در بجه ها ایجاد گروههای کلاسی نقش موثری دارد . بجه های گروه با شرکت در ایجاد افکار خلاق احساس لذت و رضایت می کنند .

خلاقیت

به کودک یاد بدهید تفکر خلاق خویش را ارزشمند بداند . یک روش این است که بچه ها عادت کنند افکارشان را یاد داشت کنند . تهیه یک دفترچه برای این امر مفید است .

مهارتهایی را به منظور اجتناب از بد آموزی همسالان آموزش دهیم . بچه های خلاق گاهی ویژگیهای دارند که می تواند اثرات نا مطلوبی بر روی کلاس بگذارد مانند مستقل عمل کردن و عدم هماهنگی و اعتنا به جمع و هدفهای گروه .

اطلاعات لازم را جمع به فرایند خلاق را ارائه دهیم .

احساس ضعف در برابر شاهکارها را دور کنید . احساس ضعف در برابر شاهکارها مانع رشد استعدادهای خلاق می شود .

یادگیری خود انگیز را تشویق و ارزیابی کنید :کنجکاوی بچه ها موجب خود انگیزی آنها گردد . معلمان و والدین می توانند آن را زنده نگه دارند . سازمان دهی و برنامه ریزی مانع خود انگیزی که عامل مهمی در ایجاد خلاقیت است .

خلاقیت

خار در پای ایجاد کنید : یعنی توجهشان را به یافته های بخث انگیز جلب کنید . فردی که دارای تفکر است دائما با مشکلات دست و پنجه نرم می کند . به آن فکر می کند تخیل می نماید و در نهایت راههای مختلفی را از طریق شواهد تجربی و آزمایش می سنجد .

برای تفکر خلاق ضرورتهایی ایجاد کنیم : معلمان می توانند فریصتهایی ایجاد کنند تا نیاز باشد که دانش آموزان به تفکر خلاق بپردازند بطور مثال : استفاده از مسائلی که تاخدی مشکل باشد و براحتی و به جواب نرسند .

موقعیت هایی برای فعالیت و فرصت هایی برای آرامش ایجاد کنید . تاریخ نشان داده گاهی ابداعات و اکتشافات در دوره های آرامش و سکوت بوجود آمده است .

برای رسیدن به عقاید ، منابع قابل دسترسی فراهم کنید .

عادت رسیدن به کاربرد کامل عقاید را تشویق کنید . باید به بچه ها آموخت گاهی نیاز است روزها هفته ها ، ماهها یک مطلب را تا به دست آوردن شواهد کامل دنبال کند .

انتقاد سازنده را توسعه دهید نه فقط انتقاد کردن را : با هر موضوعی که تدریس می شود باید فرصتهائی برای تقویت و توسعه عادت به مهارت انتقاد سازنده به وجود آورید .

خلافیت

کسب شناخت در رشته های مختلف را تقویت کنید : شناخت ورای رشته تخصصی در ایجاد عقاید بنیادی مفید است .

معلمانی با روح حادثه جوئی باشد : بچه های خلاق روحیه حادثه جوئی دارند و معلمانی که به این روحیه توجه می کنند در توسعه این روحیه کمک می کنند .





   


ویژگی های رفتاری کودکان خلاق


خلاقيت قابليتي است كه در همگان وجود دارد اما نيازمند پرورش و تقويت مي‌باشد تا به سر حدشكوفايي برسد. فرد خلاق كسي است كه از ذهني جستجوگر و آفريننده برخوردار باشد. خلاقيت عبارت است از « توانايي ديدن چيزها به شيوه هاي جدي، شكستن مرزها و فراتر رفتن از چارچوب ها، فكر كردن به شيوه اي متفاوت، ابداع چيزهاي جديد، استفاده از چيز هاي نا مربوط و تبديل آن به شكل هاي جديد.» مي توان نتيجه گرفت که خلاقيت برآيند فرآيندهاي ذهني و شخصيتي فرد بوده و به توليدات و آثاري منجر مي شود که نو و بديع بوده، خاصيتي متکامل داشته و با واقعيتها، منطبق بوده و در غايت به سود جامعه بشري هستند.

 

 

خلاقیت

 

خانواده يكي از عوامل بسيار مهم در رشد و پرورش خلاقيت کودکان محسوب مي گردد که نقش مهمي در شكوفايي خلاقيت هاي كودكان دارد. از آنجا كه كودك حساسترين مراحل رشد خلاقيت را در محيط خانه سپري مي‌كند، محيط مناسب خانوادگي، شيوه و نگرش‌هاي صحيح فرزندپروري در رشد و شكوفايي خلاقيت سهم مهمي ايفا مي‌كند.

 

« كليگان » ( 1971 ) معتقد است براي ظهور خلاقيت راههاي زيادي در شيوه‌هاي فرزندپروري وجود دارد كه مي‌تواند باعث ظهور يا محو خلاقيت شود. نحوه تربيت و استفاده از شيوه‌هاي دموكراتيك يا مستبدانه، اعمال نحوه انضباط و شيوه ابراز محبت هر كدام به نوعي در پرورش يا سركوب خلاقيت کودکان مؤثر است.

 

اساساً پرورش عنصر انگيزشي خلاقيت بايد در بستر خانواده صورت گيرد، زيرا مستعدترين محيط براي شکل دهي آن محيط کلامي و نظام تربيتي و رفتاري خانواده است. کودک و نوجوان اوقات زيادي را در خانواده سپري مي­کنند، بنابراين اين طبيعي است که بيشترين تاثير را نيز از آن بپذيرند. بيان اين نکته از آن روست که بگوييم هر چند مي توان در محيطي غير از خانواده (آموزشگاه يا جايي ديگر) به تقويت عناصر انگيزشي خلاقيت مبادرت ورزيد، اما تاثير اين عوامل به اندازه و اهميت عامل نخستين نيست. پس بهتر است که هدايت­ها و روش­هاي اتخاذ شده محيط دوم يعني «محيط يادگيري» به محيط نخستين يعني خانواده نيز انتقال يابد و در آنجا هم مورد تمرين و تقويت قرار گيرد؛ اين انتقال زمينه­ هاي تثبيت و تحکيم انگيزش خلاقه را بيش از پيش فراهم آورد.

 

کودک خلاق

 

در واقع والدين از طريق درگير شدن در فعاليتهاي خلاق كودك در رشد خلاقيت او سهيم هستند. خانواده ها بايد فرصتهاي لازم را براي سؤال كردن، كنجكاوي و كشف محيط به كودكان بدهند و هرگز آنان را تنبيه و تهديد نكنند.

زمينه رشد خلاقيت در خانه زماني فراهم مي شود كه به كودكانتان آزادي زيادي بدهيد و به آنها به عنوان يك فرد احترام بگذاريد، از نظر عاطفي در حد اعتدال به آنها نزديك شويد و بر روي ارزشهاي اخلاقي و نه قوانين خاص تأكيد نماييد.

محيط خانه را به صورتي درآوريد كه در آن فعاليت، بازي و خنده به مقدار زيادي وجود داشته باشد. شما و كودكانتان سعي نمائيد كارها را به روش هاي جديد و جالب انجام دهيد. با تشويق و تأييد رفتار كودك و فراهم آوردن زمينه هاي مساعد و تدارك بازيهاي دلخواه او، قدرت تخيل و خلاقيت كودك را تقويت كنيد. خيالپردازيهاي كودكان را سرزنش نكنيد زيرا خلاقيت او را محدود مي سازيد.

 


تحقيقات نشان مي دهد كه والدين كودكان خلاق در رفتار خود هماهنگي بيشتري نشان مي دهند، كودكان خود را آنگونه كه هستند قبول دارند و آنها را به كنجكاوي درباره اشياء و امور تشويق مي كنند و كودكان خود را در انتخاب موضوعات مورد علاقه آزاد مي گذارند و كارها و برنامه هاي آنان را تحت نظر دارند و پي گيري مي كنند. شايسته است والدين تا آنجا كه امكان دارد كودكان خود را مستقل بار آورده و در ايجاد اعتماد به نفس، آنان را ياري كنند و دستاوردهاي آنان را با آغوش باز پذيرا شوند و هنگام شكست، به جاي سرزنش، راهنما و راهگشاي مشكلات كودكان خود باشند، تا كودكان بتوانند ضمن احساس ارزشمندي در انجام كارها، راه حل ها و عقايد غير معمول و دور از ذهن را نيز بيازمايند، چراكه چنين كارهايي پايه و مايه اصلي خلاقيت است.

 

خلاقیت کودکان

 

اغلب اوقات اگر كمي وقت و حوصله كنيم متوجه وجود خلاقيت در بچه ها مي شويم. بهترين زمان براي اطلاع از خلاقيت كودكان ، تماشاي آنها به هنگام بازي است. خلاقيت عامل مهم بازي است. كودك را در حالي كه آزادانه و فارغ البال با مواد و اسباب بازيهايش سرگرم بازي است تماشا كنيد. كودكان خلاق اغلب براي هر يك از وسايل بازي خود موارد استفاده متفاوتي پيدا مي كنند و قبل از اينكه از وسيله اي به سراغ وسيله ديگر بروند از آن به انواع مختلف استفاده مي نمايند.

 

كودك خلاق اغلب از منابع خود به انواع و اشكال مختلف و گاه حيرت انگيز استفاده مي كند.ممكن است يك جعبه خالي براي كودك خلاق ارزشي به مراتب بيش از بهترين و پيچيده ترين اسباب بازيها داشته باشد. کودکان خلاق مي توانند با توجه به موقعيت و مکان خاص بازي را تغيير دهند، بازيهاي جديد ابداع کنند، مقررات خاصي وضع کنند، رهبري بازي را در دست گرفته و با سازمان بندي منسجم په به صورت فردي و چه به صورت گروهي بازي کنند.

 

بازي اين گونه افراد از تنوع و گوناگوني آکنده بوده و مي توانند با توجه به علايق خود و بازي کنان هدفهاي بازي را اعمال کنند. در مقابل کودکاني که از خلاقيت بي بهره بوده و يا خلاقيت کمي دارند در بازي ها نقش پيرو را به عهده گرفته، خود را ملزم به رعايت کامل مقررات بازي مي دانند، تخطي از قوانين را جايز نشمرده و بازي را بيشتر به عنوان وظيفه و کار تلقي مي کنند تا وسيله اي براي رشد، بنابراين سهم آنها از لذت بازي کمتر از کودکان خلاق است.

 

 

ويژگيهاي کودکان خلاق:


1. كودكان خلاق اغلب با آب و تاب حرف مي زنند. ذكر جزييات يك ماجرا و به تفضيل سخن گفتن مي تواند نشانه قدرت خيال و تصور زياد باشد.

 

2. دقت و توجه شديد در گوش دادن، مشاهده كردن يا انجام دادن كاري دارند.

 

3. شور و نشاط و مشغوليتهاي شديد جسماني دارند.

کودکان خلاق

 

4. در صحبتهاي خود از قياس استفاده مي کنند.

 

5. عادت به وارسي منابع مختلف دارند.

 

6. با دقت به اشيا و پيرامون خود مي نگرند.

 

7. اشتياق به صحبت کردن درباره كشفيات با ديگران دارند.

 

8. توانايي ابداع بازيهاي جديد و تغيير در بازيها دارند.

 

9. کنجکاوي زيادي براي سردرآوردن از امور دارند.

 

10. در گفتار خود جسارت زيادي دارند.

 

11. سئوالات عجيبي طرح مي نمايند.

 

انگيزه و خلاقيت كودک در محيط خانواده زماني از بين مي رود كه :


1. تاكيد بيش از حد والدين بر هوش و حافظه كودک

 

بازی کودک

2. ايجاد رقابت ميان كودكان

 

3. تاكيد افراطي بر جنسيت كودک]

 

4. قرار دادن قوانين خشك و دست و پا گير در منزل

 

5. عدم آشنايي والدين با مفهوم واقعي خلاقيت

 

6. انتقاد مكرر از رفتارهاي كودک

 

7. بيهوده شمردن تخيلات كودک

 

8. عدم شناسايي علائق دروني كودک

 

9. عدم وجود حس شوخ طبعي در محيط منزل

 

10. تحميل نقش بزرگسال به كودک

 

 

براي افزايش خلاقيت كودكان بايد:


1. هرگز کودک را تحقير نکنيم. کودکي که احساس حقارت کند هرگز دست به خلاقيّت نمي‌زند.

 

.2 محيطي مناسب براي انجام كارهاي خلاق آنها فراهم نماييد.

 

3. امكانات و وسايلي در اختيار آنها قرار دهيد تا به كمك آنها خلاقيت هاي خود را ابراز نمايند. به عنوان مثال وسايل موسيقي، نقاشي و طراحي و ...

 

4. كارهاي خلاق كودكان را تشويق كنيد و آنها را در معرض نمايش قرار داده و از ارزيابي بيش از حد آنان خودداري كنيد.

 

5. به عنوان بزرگسال، خود به انجام كارهاي خلاق بپردازيد و اجازه دهيد كودكان شما شاهد كارهاي خلاق تان باشند.

 

6. به شيوه هاي آموزشي در خانواده خود توجه داشته باشيد.

 

7. براي كارهاي خلاق ديگران ارزش قائل شويد.

 

8. از تأكيد بر تصورات قالبي در خصوص جنسيت كودكان شديداً خودداري نماييد. ( به عنوان مثال دختر ماشين بازي نمي كند، پسر عروسك بازي نمي كند يا پسر گريه نمي كند.)

 

9. امكان شركت در فعاليت ها و كلاسهاي ويژه را براي آنان فراهم نماييد.

 

10. اگر مشكلات يا گرفتاريهاي در خانواده وجود دارد از آن مشكلات به شيوه مثبتي استفاده كنيد و با تشويق به كودك خود اجازه ابراز احساسات و اظهار نظر بدهيد.

 

11. توجه داشته باشييد كه استعداد فقط سهم كوچكي از خلاقيت است و تمرين و نظم بخشيدن به آن از اهميت بيشتري بر خوردار است.

 

12. اجازه بدهيد كودك خودش باشد حتي اگر رفتارهاي عجيب از او سر بزند و سعي كنيد در حضور جمع كودك خود را خلاق معرفي نكنيد؛ در غير اين صورت اطرافيان انتظارات بيش از حدي از كودك شما خواهند داشت.

 

13. با كودك خود شوخ طبع و مهربان باشيد.

 

 

 


 

خلاقیت

 

خانواده يكي از عوامل بسيار مهم در رشد و پرورش خلاقيت کودکان محسوب مي گردد که نقش مهمي در شكوفايي خلاقيت هاي كودكان دارد. از آنجا كه كودك حساسترين مراحل رشد خلاقيت را در محيط خانه سپري مي‌كند، محيط مناسب خانوادگي، شيوه و نگرش‌هاي صحيح فرزندپروري در رشد و شكوفايي خلاقيت سهم مهمي ايفا مي‌كند.

 

« كليگان » ( 1971 ) معتقد است براي ظهور خلاقيت راههاي زيادي در شيوه‌هاي فرزندپروري وجود دارد كه مي‌تواند باعث ظهور يا محو خلاقيت شود. نحوه تربيت و استفاده از شيوه‌هاي دموكراتيك يا مستبدانه، اعمال نحوه انضباط و شيوه ابراز محبت هر كدام به نوعي در پرورش يا سركوب خلاقيت کودکان مؤثر است.

 

اساساً پرورش عنصر انگيزشي خلاقيت بايد در بستر خانواده صورت گيرد، زيرا مستعدترين محيط براي شکل دهي آن محيط کلامي و نظام تربيتي و رفتاري خانواده است. کودک و نوجوان اوقات زيادي را در خانواده سپري مي­کنند، بنابراين اين طبيعي است که بيشترين تاثير را نيز از آن بپذيرند. بيان اين نکته از آن روست که بگوييم هر چند مي توان در محيطي غير از خانواده (آموزشگاه يا جايي ديگر) به تقويت عناصر انگيزشي خلاقيت مبادرت ورزيد، اما تاثير اين عوامل به اندازه و اهميت عامل نخستين نيست. پس بهتر است که هدايت­ها و روش­هاي اتخاذ شده محيط دوم يعني «محيط يادگيري» به محيط نخستين يعني خانواده نيز انتقال يابد و در آنجا هم مورد تمرين و تقويت قرار گيرد؛ اين انتقال زمينه­ هاي تثبيت و تحکيم انگيزش خلاقه را بيش از پيش فراهم آورد.

 

کودک خلاق

 

در واقع والدين از طريق درگير شدن در فعاليتهاي خلاق كودك در رشد خلاقيت او سهيم هستند. خانواده ها بايد فرصتهاي لازم را براي سؤال كردن، كنجكاوي و كشف محيط به كودكان بدهند و هرگز آنان را تنبيه و تهديد نكنند.

زمينه رشد خلاقيت در خانه زماني فراهم مي شود كه به كودكانتان آزادي زيادي بدهيد و به آنها به عنوان يك فرد احترام بگذاريد، از نظر عاطفي در حد اعتدال به آنها نزديك شويد و بر روي ارزشهاي اخلاقي و نه قوانين خاص تأكيد نماييد.

محيط خانه را به صورتي درآوريد كه در آن فعاليت، بازي و خنده به مقدار زيادي وجود داشته باشد. شما و كودكانتان سعي نمائيد كارها را به روش هاي جديد و جالب انجام دهيد. با تشويق و تأييد رفتار كودك و فراهم آوردن زمينه هاي مساعد و تدارك بازيهاي دلخواه او، قدرت تخيل و خلاقيت كودك را تقويت كنيد. خيالپردازيهاي كودكان را سرزنش نكنيد زيرا خلاقيت او را محدود مي سازيد.

 


تحقيقات نشان مي دهد كه والدين كودكان خلاق در رفتار خود هماهنگي بيشتري نشان مي دهند، كودكان خود را آنگونه كه هستند قبول دارند و آنها را به كنجكاوي درباره اشياء و امور تشويق مي كنند و كودكان خود را در انتخاب موضوعات مورد علاقه آزاد مي گذارند و كارها و برنامه هاي آنان را تحت نظر دارند و پي گيري مي كنند. شايسته است والدين تا آنجا كه امكان دارد كودكان خود را مستقل بار آورده و در ايجاد اعتماد به نفس، آنان را ياري كنند و دستاوردهاي آنان را با آغوش باز پذيرا شوند و هنگام شكست، به جاي سرزنش، راهنما و راهگشاي مشكلات كودكان خود باشند، تا كودكان بتوانند ضمن احساس ارزشمندي در انجام كارها، راه حل ها و عقايد غير معمول و دور از ذهن را نيز بيازمايند، چراكه چنين كارهايي پايه و مايه اصلي خلاقيت است.

 

خلاقیت کودکان

 

اغلب اوقات اگر كمي وقت و حوصله كنيم متوجه وجود خلاقيت در بچه ها مي شويم. بهترين زمان براي اطلاع از خلاقيت كودكان ، تماشاي آنها به هنگام بازي است. خلاقيت عامل مهم بازي است. كودك را در حالي كه آزادانه و فارغ البال با مواد و اسباب بازيهايش سرگرم بازي است تماشا كنيد. كودكان خلاق اغلب براي هر يك از وسايل بازي خود موارد استفاده متفاوتي پيدا مي كنند و قبل از اينكه از وسيله اي به سراغ وسيله ديگر بروند از آن به انواع مختلف استفاده مي نمايند.

 

كودك خلاق اغلب از منابع خود به انواع و اشكال مختلف و گاه حيرت انگيز استفاده مي كند.ممكن است يك جعبه خالي براي كودك خلاق ارزشي به مراتب بيش از بهترين و پيچيده ترين اسباب بازيها داشته باشد. کودکان خلاق مي توانند با توجه به موقعيت و مکان خاص بازي را تغيير دهند، بازيهاي جديد ابداع کنند، مقررات خاصي وضع کنند، رهبري بازي را در دست گرفته و با سازمان بندي منسجم په به صورت فردي و چه به صورت گروهي بازي کنند.

 

بازي اين گونه افراد از تنوع و گوناگوني آکنده بوده و مي توانند با توجه به علايق خود و بازي کنان هدفهاي بازي را اعمال کنند. در مقابل کودکاني که از خلاقيت بي بهره بوده و يا خلاقيت کمي دارند در بازي ها نقش پيرو را به عهده گرفته، خود را ملزم به رعايت کامل مقررات بازي مي دانند، تخطي از قوانين را جايز نشمرده و بازي را بيشتر به عنوان وظيفه و کار تلقي مي کنند تا وسيله اي براي رشد، بنابراين سهم آنها از لذت بازي کمتر از کودکان خلاق است.

 

 

ويژگيهاي کودکان خلاق:


1. كودكان خلاق اغلب با آب و تاب حرف مي زنند. ذكر جزييات يك ماجرا و به تفضيل سخن گفتن مي تواند نشانه قدرت خيال و تصور زياد باشد.

 

2. دقت و توجه شديد در گوش دادن، مشاهده كردن يا انجام دادن كاري دارند.

 

3. شور و نشاط و مشغوليتهاي شديد جسماني دارند.

کودکان خلاق

 

4. در صحبتهاي خود از قياس استفاده مي کنند.

 

5. عادت به وارسي منابع مختلف دارند.

 

6. با دقت به اشيا و پيرامون خود مي نگرند.

 

7. اشتياق به صحبت کردن درباره كشفيات با ديگران دارند.

 

8. توانايي ابداع بازيهاي جديد و تغيير در بازيها دارند.

 

9. کنجکاوي زيادي براي سردرآوردن از امور دارند.

 

10. در گفتار خود جسارت زيادي دارند.

 

11. سئوالات عجيبي طرح مي نمايند.

 

انگيزه و خلاقيت كودک در محيط خانواده زماني از بين مي رود كه :


1. تاكيد بيش از حد والدين بر هوش و حافظه كودک

 

بازی کودک

2. ايجاد رقابت ميان كودكان

 

3. تاكيد افراطي بر جنسيت كودک]

 

4. قرار دادن قوانين خشك و دست و پا گير در منزل

 

5. عدم آشنايي والدين با مفهوم واقعي خلاقيت

 

6. انتقاد مكرر از رفتارهاي كودک

 

7. بيهوده شمردن تخيلات كودک

 

8. عدم شناسايي علائق دروني كودک

 

9. عدم وجود حس شوخ طبعي در محيط منزل

 

10. تحميل نقش بزرگسال به كودک

 

 

براي افزايش خلاقيت كودكان بايد:


1. هرگز کودک را تحقير نکنيم. کودکي که احساس حقارت کند هرگز دست به خلاقيّت نمي‌زند.

 

.2 محيطي مناسب براي انجام كارهاي خلاق آنها فراهم نماييد.

 

3. امكانات و وسايلي در اختيار آنها قرار دهيد تا به كمك آنها خلاقيت هاي خود را ابراز نمايند. به عنوان مثال وسايل موسيقي، نقاشي و طراحي و ...

 

4. كارهاي خلاق كودكان را تشويق كنيد و آنها را در معرض نمايش قرار داده و از ارزيابي بيش از حد آنان خودداري كنيد.

 

5. به عنوان بزرگسال، خود به انجام كارهاي خلاق بپردازيد و اجازه دهيد كودكان شما شاهد كارهاي خلاق تان باشند.

 

6. به شيوه هاي آموزشي در خانواده خود توجه داشته باشيد.

 

7. براي كارهاي خلاق ديگران ارزش قائل شويد.

 

8. از تأكيد بر تصورات قالبي در خصوص جنسيت كودكان شديداً خودداري نماييد. ( به عنوان مثال دختر ماشين بازي نمي كند، پسر عروسك بازي نمي كند يا پسر گريه نمي كند.)

 

9. امكان شركت در فعاليت ها و كلاسهاي ويژه را براي آنان فراهم نماييد.

 

10. اگر مشكلات يا گرفتاريهاي در خانواده وجود دارد از آن مشكلات به شيوه مثبتي استفاده كنيد و با تشويق به كودك خود اجازه ابراز احساسات و اظهار نظر بدهيد.

 

11. توجه داشته باشييد كه استعداد فقط سهم كوچكي از خلاقيت است و تمرين و نظم بخشيدن به آن از اهميت بيشتري بر خوردار است.

 

12. اجازه بدهيد كودك خودش باشد حتي اگر رفتارهاي عجيب از او سر بزند و سعي كنيد در حضور جمع كودك خود را خلاق معرفي نكنيد؛ در غير اين صورت اطرافيان انتظارات بيش از حدي از كودك شما خواهند داشت.

 

13. با كودك خود شوخ طبع و مهربان باشيد.

 

 


روشهای پرورش خلاقیت در کودکان

 خلاقیت در کودکا ن



خلاقیت به کودک کمک می کند تا آسان تر مشکلات را حل و با ذهن بازتری از چالش ها عبور کند. به همین منظور، بسیار مهم است میزان خلاقیت های فرزند خود را افزایش دهید تا در آینده زندگی راحت تر و موفق تری داشته باشد.

برای این منظور ما 8 راهکار مناسب را برایتان یادآوری کرده ایم تا به کمک آنها خلاقیت و ابتکار را در ذهن فرزند خود پرورش دهید.

1.    کتاب
یکی از ضروری ترین کارها برای رشد فکر و هوش و خلاقیت کودک، کتاب است. شما با خواندن کتاب برای فرزند خود می توانید تخیل و تصورپردازی های ذهنی او را پرورش دهید. برای این منظور بهتر است کتاب هایی انتخاب کنید که بزرگ هستند و تصاویر رنگی بسیاری در خود دارند. نوشته های کتاب برای کودکان دو تا سه ساله اهمیتی ندارد و همه حواس آنها به تصاویر کتاب است. هنگام خواندن کتاب یک طرح کلی در ذهن خود برای موضوع داستان در نظر بگیرید و با صداهای متفاوت برای شخصیت های مختلف، داستان را برای فرزند خود بخوانید.

2.    داستان‌گویی
برای جلب توجه بیشتر کودکان داستان های خود را برای او تعریف کنید. از شخصیت های واقعی در اطراف او و فضای خانه خود برای تصویرسازی و شخصیت های داستان بهره بگیرید. هرچه فضا و شخصیت ها آشناتر باشند، کودک توجه بیشتری به داستان نشان خواهد داد. به این ترتیب، ذهن کودک سعی می کند داستان را تصویرسازی کند و به این بازی و سرگرمی خوب، هم‌‎زمان خلاقیت ذهنی فرزند را نیز پرورش می دهید.

3.    موسیقی
وسایل موسیقی از جمله اسباب‌بازی هایی هستند که در افزایش خلاقیت در ذهن کودکان نقش بسیار مهمی ایفا می کنند. هنگامی که کودک با سازهای اسباب بازی خود صدا تولید می کند، آواز می خواند و شاد است، در واقع در حال بروز استعدادهای ذاتی خود است. شما با تحسین و تشویق او می توانید این ابتکارات را در ذهن او پرورش دهید.

4.    وسایل الکترونیک ممنوع!
برای اینکه ذهن کودک باز باشد و بتواند خیال‌پردازی کند، باید تا حد امکان استفاده از وسایل الکترونیک را کاهش دهید. شاید وقتی موبایل خود را دست او می دهید، سرگم باشد و دیگر سروصدا و شیطنت نکند اما با این کار موجب کاهش خلاقیت ذهنی فرزندتان می شود. یا تماشای تلویزیون و برنامه های تلویزیونی وقت او را پر می کنند و اجازه نمی دهند فرزند دلبندتان خیال‌پردازی کند. بارها و بارها این مساله را یادآور شده ایم که کودکان زیر دو سال نباید پای تلویزیون بنشینند. کودک باید حداکثر 30 دقیقه اجازه تماشای تلویزیون را داشته باشد. بیش از این، قوه تخیل و خلاقیت های او کمرنگ می شود.

5.    فضاسازی
نمایش و ایفای نقش های مختلف به کودک کمک می کند تا خود را جای شخصیت های مختلف قرار دهد. برای موفقیت در این مسیر باید قدرت خلاقه و قوه تخیل قوی داشته باشد. برای این منظور شما باید به تخیل او کمک کنید و برایش امکانات و فضای مناسب را تهیه کنید. به طور مثال، اگر دوست دارد نقش معلم را ایفا کند، برایش مثلا عینک و خودکار و دفتر تهیه کنید تا نقشش را بازی کند. لازم نیست وسایل گران خریداری کنید، با ساده ترین وسایل موجود نیز می توان به رشد قوه تخیل کودک کمک کرد.

6.    قبول عادت‌های عجیب کودک
برای برخی والدین قبول کردن و کنار آمدن با برخی عادت های عجیب کودک بسیار دشوار به نظر می رسد. به طور مثال، دخترک شما دوست دارد برای بازی در کوچه دامن کوتاه خود را بپوشد. این از نظر شما به هیچ عنوان درست و قابل قبول نیست. اما این را بدانید که کودک این وسواس را درک نمی کند. بنابراین پیش از اینکه با فرزند خود وارد بحث بشوید که هر مکانی لباس مخصوص خود را دارد، به این فکر کنید آیا اشکالی پیش می آید مثلا با دامن چین‌دارش کوچه برود؟ اگر نه. خب، اجازه دهید هر آنچه راحت است و دوست دارد را بپوشد.

  خلاقیت کودکان,پرورش خلاقیت کودکان

  7.    قبول دوستان تخیلی فرزندان
در مراحل رشد کودک بسیار طبیعی و نرمال است که دوستان های خیالی داشته باشد. این دوستان از قوه تخیل بسیار قوی در کودکان نشان دارد. این کودکان اصولا رفتار اجتماعی بهتر و هراس اجتماعی کمتری دارند. در همین راستا، می توانید هنگامی که فرزند شما در حال بازی با دوستان خیالی خود است در جمع آنها حضور داشته باشید و تا زمانی که رفتار بد یا اشتباهی از فرزند سر نزده است، او را همراهی کنید.

8.    تعیین محدودیت های نسبی
اینکه برای بازی و سرگرمی های کودک محدودیت تعیین کند، بد نیست. به طور مثال، اگر کودک دوست دارد نقش دزددریایی را بازی کند و اطراف خانه بگردد، اشکالی ندارد اما باید بداند مثلا هنگام شام باید به دنیای واقعی بازگردد و سرمیز بنشیند و غذایش را میل کند. باید بداند در کنار تخیل، دنیای واقعی نیز هست که باید همیشه در ذهن خود داشته باشد.

منبع:bartarinha.ir


   


چگونه کودکان به کتاب خواندن علاقه مند می شوند؟



چگونه کودکان را به خواندن کتاب علاقه مند کنیم؟

زمانی خواندن یک کتاب برای کودک خوشایند و لذت بخش است که موجودات خیالی داستان به پرواز در آیند، قطارها به صورت واقعی حرکت کنند و صدا بدهند و خرگوش ها در زیر نورماه به خواب بروند. هنگامی که برای کودک خود کتاب می خوانید، فرصت پیدا می کنید تا با صداهای موجودات و شخصیت های داستانی سخن بگویید، تخیلی رفتار کنید و حتی مانند یک کودک باشید. به عبارت دیگر از شخصیت واقعی خود خارج شده و مانند شخصیت های داستانی رفتار کنید. شما تصمیم می گیرید که چقدر هیجان زده باشید، شادی کنید، یا غمگین و حتی عصبانی شوید. چقدر باید روی یک شخصیت تأکید کنید و چه اندازه لازم است که بر هیجان قصه بیفزایید، به این ترتیب نتیجه کار منحصر به فرد خواهد بود.

کودک در سنین خیلی پایین ( شیرخوارگی ) که درکی از معانی واژه ها ندارد و تفاوت ظریف موجود بین آنها را نمی فهمد، از شنیدن صداهای متنوع شما و دیدن احساسات و عواطف شما لذت می برد. ادای عبارت های داستان توسط شما حاوی علایم و نشانه های محرمانه است که فقط شما و فرزندتان مفهوم آن ها را درک می کنید.

چگونه برای فرزند خود کتاب می خوانید؟ با صدای آهسته، با لحنی گرم و دلنشین، با شور و حرارت یا ... ؟ به هر شیوه ای  که برای کودک خود کتاب بخوانید، می توانید بیش از پیش به او نزدیک شده و از کنار یکدیگر بودن لذت ببرید. وقتی که کودک از سنین پایین با کتابخوانی آشنا شود، همراهی شما به او کمک می کند که به تدریج مهارت های فردی خود را گسترش داده و تکامل بخشد. ارزشمندترین دستاورد نیز علاقه مند شدن به کتاب است.

انتخاب کردن کتاب برای کودکان

به دنبال کتاب هایی بگردید که داستان های خوب و متنوعی دارند، کتاب ها ی مصور و کتاب هایی که شما نیز از مطالعه آنها لذت می برید و کتاب هایی که با خلق و خوی کودک شما سازگار است.

برای انتخاب کتاب مرحله زندگی کودک خود را در نظر بگیرید و ببینید در چه دوره تکاملی قراردارد. نخستین دوره کودکی، دوره ای است که بچه ها مهارت های سرگرم کننده متعددی را فرا می گیرند و با شرایط تازه ای روبه رو می شوند. برای کودکان مختلف و مناسبت های گوناگون، کتاب های متنوعی موجود است، تقریباً درباره هر موضوعی کتاب وجود دارد.

به دنیا آمدن فرزند دوم، نگهداری از کودک، دوست یابی، دوستان واقعی و غیر واقعی، به مدرسه رفتن، اخلاق های خوب، اخلاق های بد، عواطف و احساسات، همکاری کردن، به دکتر رفتن، به دندانپزشکی رفتن، تنها بودن با خواهر یا برادر خود، خوابیدن و حتی مراسم مذهبی.

آیا تا به حال پس از خواندن عبارتی از یک کتاب به فکر نیفتاده اید که: این موضوع همان چیزی است که می خواهم با کودکم در میان بگذارم؟  خواندن کتاب کودکان، به بزرگسالان (والدین) کمک می کند تا بتوانند آنچه در ذهن خود دارند، بیان کنند. چیزهایی که گاه والدین نمی توانند برای ادای آن واژه ای بیابند.

 کتابی را برای فرزند خود انتخاب کنید که:

 هر دو از خواندن آن لذت می برید و به موضوع آن علاقه مندید.

  با خواندن آن، کودک شما دانستنی هایی درباره جهان پیرامون خود می آموزد.

 به شما کمک می کند که آنچه در ذهن خود دارید، بیان کنید.

به کودک کمک می کند تا احساس خوب و مثبتی از خود داشته باشد و به قابلیت های تازه خود پی ببرد.

 به کودک کمک کند که بداند در دنیای اطراف او کودکان دیگری هم هستند که شرایط  و احساسات مشابهی با او دارند.

 به کودک کمک کند تا مفاهیم و معانی ارزش ها، سنت ها، خانواده، جامعه و ... را درک کند.

 در سنین شیرخوارگی، کودک از خواندن چه نوع کتاب هایی لذت می برد؟

 کودک از بدو تولد از شنیدن صدای کتاب خواندن شما لذت می برد، برای او شنیدن صدای گرم و دلنشین شما لذت بخش ترین چیز در دنیاست. تا زمانی که کودک با حوصله به سخنان شما گوش می دهد کتابخوانی را ادامه دهید.

 قبل از خواب، هنگامی که کودک با شیئی بازی می کند و آن را روی زمین می غلتاند زمان مناسبی برای گوش کردن به کتاب خوانی شماست.

 به کودک امکان آشنا شدن با کتاب به شیوه خودش را بدهید. در این سن،  کودک دوست دارد اشیا را بجَود، پاره کند، روی آنها بنشیند یا بایستد. بنابراین از کتاب های نرم و مقاوم استفاده کنید.

 کتاب هایی که در هر صفحه، یک تصویر کامل و مشخص دارند.

 کتاب هایی که داستان بسیار کوتاه و درباره موضوع هایی آشنا و مملوس با زندگی کودک دارند.

در دوره نوپایی، مناسب ترین کتاب ها برای کودکان کدامند؟

 داستان های کوتاه در باره موضوع های مختلف و متنوع.

 کتاب های کارتی (هرصفحه از کتاب یک کارت جداگانه است) و داستان هایی که از زندگی روزمره کودک سرچشمه گرفته اند.

 کتاب هایی که اشعار موزون دارند و بچه ها می توانند آنها را تکرارکنند.

 کتاب هایی که مضمون واحدی دارند. به طور مثال درباره شکل های هندسی، رنگ ها یا حروف الفبا نوشته شده اند.

 کتاب های مورد علاقه کودکان پیش دبستانی کدامند؟

 کتاب هایی که داستان بلند و کمی پیچیده تر دارند.

 کتاب هایی که اشعار موزونی دارند و درباره زندگی روزمره کودکان نوشته شده اند و برای گسترش دنیای آنها و افزایش دانسته هایشان سودمندند.

 لطیفه، قصه های بلند، قصه های محلی و سنتی که ترسناک نباشند

نویسنده : مهرعلی گراوند

منبع:بیتوته


فریده فرجام(اولین نویسنده کانون):بگذارید کودکان آزادانه بنویسند.

فریده فرجام نویسنده «مهمان‌های ناخوانده» اولین کتابی که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سابقه فعالیتش منتشر کرده است، با حضور در ایران در نشستی صمیمانه در کتابخانه مرجع به سوال‌های علاقه‌مندان آثارش پاسخ گفت.در این نشست که از ساعت 15 تا 17 دیروز دوشنبه 20 شهریور در محل کتابخانه برگزار شد فریده فرجام درباره فعالیت‌های ادبی خود و همچنین ادبیات فولکلور در کشورهای مختلف از جمله ایران به ایراد سخن پرداخت.فرجام که بیش از 40 سال است خارج از ایران زندگی می‌کند و به تازگی در ایران حاضر شده است، با ذکر مثالی از یک داستان فولکلور که پایان آن در گذر زمان تغییر کرده است گفت: نباید داستان‌های فولکلور به خواست افراد دچار تغییر شوند.در همین زمینه نوش‌آفرین انصاری نویسنده و پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان نیز گفت: باید یک نهاد پژوهشی در این زمینه فعال باشد که روایت‌های مختلف از داستان‌های فولکلور را گردآوری کرده و تاثیر گذر زمان بر آنها را نیز بررسی و مشخص کند. همچنین این مرکز می‌تواند از تحریف و تغییر داستان‌های فولکلور جلوگیری کرده و نسخه اصل آنها را شناسایی کند.فرجام در بخش دیگر این نشست با ذکر خاطره‌ای از قصه‌گویی‌اش برای فرزندانش گفت: آن زمان که فرزندان من کوچک بودند تا این اندازه کتاب برای کودکان نبود و من خودم برایشان داستان می‌ساختم و تعریف می‌کردم. فردای آن روز بچه‌ها از من می‌خواستند که باز هم همان قصه را تعریف کنم، ولی من که یادم نمی‌آمد جزئیات داستان شب قبل چه بود، ماجرای جدیدی را تعریف می‌کردم که بچه‌ها اعتراض می‌کردند که نخیر داستان اینگونه نبود. همین مساله باعث شد که به فکر نوشتن داستان‌ها بیفتم.انصاری نیز درباره لزوم خواندن کتاب برای بچه‌ها توضیح داد: این روزها به کتاب‌ خواندن برای بچه‌ها بسیار اهمیت داده می‌شود و دیگر نباید به ادبیات شفاهی بسنده کرد. همچنین لازم است واژه‌های سخت را هم به بچه‌ها یاد بدهیم و همه متون را ساده‌سازی نکنیم. در یک پژوهشی مشخص شده آن بچه‌هایی که برایشان متن‌های سخت خوانده شده در آینده مهارت‌های بیشتری در خواندن و نوشتن دارند.وی ادامه داد: همچنین یکی از همکاران ما تئوری‌ای دارد که می‌گوید تنها روی مناسب‌سازی منابع تمرکز نکنیم، بلکه باید بتوانیم روی مناسب‌سازی ذهن انسان کار کنیم و انسان‌هایی داشته باشیم که خودشان بتوانند از بین منابع مختلف بهترین‌ها را انتخاب کنند. تشخیص منابع درست مهارتی است که باید آموخته شود.در این نشست فرجام درباره اینکه به عنوان یک نویسنده زمانی که می‌نویسد به سن مخاطبان فکر نمی‌کند، بیان کرد: من نویسنده‌ام و کار نویسندگی‌ام را می‌کنم و موقعی که می‌نویسم به سن و سال مخاطب فکر نمی‌کنم و این کارشناسان هستند که بعدا می‌گویند این کتاب برای چه سنی مناسب است. برخی از آثارم هم برای بزرگسالان مناسب است هم بچه‌ها. درباره ساده‌سازی واژه‌ها و متن هم باید بگویم به این کار اعتقادی ندارم که باید همه واژه‌ها را ساده کرد؛ این دست‌کم گرفتن و حتی بی‌احترامی به شعور بچه‌هاست.وی ادامه داد: من وقتی بچه بودم پدرم می‌خواست که از روی سعدی مشق بنویسم و با اینکه معنی واژه‌ها را نمی‌دانستم این کار را انجام می‌دادم. من سعدی‌شناس نشدم ولی آن نوشتن‌ها و خواندن‌ها در ذهنم تاثیر مثبت گذاشت.نویسنده کتاب «مهمام ناخوانده» در توصیه به بچه‌ها و والدینشان نیز گفت: بچه‌ها باید بتوانند در آزادی بنویسند. والدین نباید بچه‌ها را تحقیر کنند و جلوی تجربه کردن آنها را بگیرند. به والدین توصیه می‌کنم متن‌هایی که بچه‌ها می‌نویسند نگه دارند و در آینده آنها را بچه‌هایشان بدهند تا بخوانند و ببینند چقدر نگارششان تغییر کرده است.نوش‌آفرین انصاری نیز گفت: شعرخوانی از آثار قدما با انتخاب درست از شعرها خیلی تاثیر مثبتی روی ذهن بچه‌ها دارد. والدین بهتر است شخصیت‌های مختلف ادبیات را وارد زندگی بچه‌هایشان کنند. همچنین نقش پدر در رشد مهارت خواندن فرزندان خیلی مهم است و پدران نباید از این وظیفه کناره‌گیری کرد و آن را جزو وظایف مادران بدانند.فریده فرجام با ذکر خاطره‌ای از پدرش و ارتباطی که با فرهنگ و ادبیات داشته است، بیان کرد: پدرم وقتی ایران را به مقصد هلند ترک کرد 3 هزار جلد کتاب با خودش آورد که این موضوع برای دوستانم خیلی عجیب بود. من و پدرم تا سن 106 سالگی‌اش سعدی می‌خواندیم و این وابستگی به فرهنگ و ادبیات تا آخرین لحظات عمرش وجود داشت. او کتاب‌های نایابش را به «لیدن» بخشید. نوش‌آفرین انصاری در بخش پایانی این نشست درباره سنت کتابخوانی تشریح کرد: زندگی با موبایل و کامپیوتر را غرب تنها به ما تحمیل کرده است. مردم غرب با تنهایی سازگار هستند و می‌توانند ساعت‌های طولانی در مقابل تلویزیون یا کامپیوتر بنشینند بدون اینکه ضرورتی برای ارتباط با دیگران احساس کنند، ولی جامعه ایرانی لازم نیست مثل آنها از این تکنولوژی‌ها استفاده کند. مفهوم خانواده و سنت‌ها نباید قربانی تکنولوژی شود. کتابخوانی و باهم خواندن نقش کلیدی‌ای در حفظ سنت‌ها و ساختار خانواده دارد.کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان از سال 1344 فعالیت‌های خود را آغاز کرده و کتاب «مهمان‌های ناخوانده» فریده فرجام اولین کتابی است که توسط انتشارات آن در سال 1345 به چاپ رسیده است.از این اثر ماندگار در عرصه‌ ادبیات کودک و نوجوان در همه این سال‌ها اقتباس‌های زیادی صورت گرفته و کتاب‌ها، آثار سینمایی، رادیو تلویزیونی، نمایش‌ها و آثار صوتی متعددی ساخته شده است.کتاب مهمان‌های ناخوانده طی 46 سال گذشته 16 بار توسط کانون تجدید چاپ شده و 342 هزار نسخه از این اثر در اختیار خانواده‌‌های ایرانی قرار گرفته است.همچنین کتاب الکترونیک فارسی، انگلیسی «مهمان‌های ناخوانده» نیز در سال 1377 برای گروه سنی الف و ب (سال‌های اول تا سوم دبستان) در کانون تولید شده است.داستان این کتاب درباره پیرزنی است که در ده کوچکی زندگی می‌کرد. یک شب باران تندی بارید و پیرزن که می‌خواست برود زیر لحاف و گرم شود، چندبار صدای تق تق در را شنید و هر بار با یک مهمان ناخوانده‌ای روبه‌رو شد. «مهمان‌های ناخوانده» اولین کتابی که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در سابقه فعالیتش منتشر کرده است، با حضور در ایران در نشستی صمیمانه در کتابخانه مرجع به سوال‌های علاقه‌مندان آثارش پاسخ گفت.در این نشست که از ساعت 15 تا 17 دیروز دوشنبه 20 شهریور در محل کتابخانه برگزار شد فریده فرجام درباره فعالیت‌های ادبی خود و همچنین ادبیات فولکلور در کشورهای مختلف از جمله ایران به ایراد سخن پرداخت.فرجام که بیش از 40 سال است خارج از ایران زندگی می‌کند و به تازگی در ایران حاضر شده است، با ذکر مثالی از یک داستان فولکلور که پایان آن در گذر زمان تغییر کرده است گفت: نباید داستان‌های فولکلور به خواست افراد دچار تغییر شوند.در همین زمینه نوش‌آفرین انصاری نویسنده و پژوهشگر ادبیات کودک و نوجوان نیز گفت: باید یک نهاد پژوهشی در این زمینه فعال باشد که روایت‌های مختلف از داستان‌های فولکلور را گردآوری کرده و تاثیر گذر زمان بر آنها را نیز بررسی و مشخص کند. همچنین این مرکز می‌تواند از تحریف و تغییر داستان‌های فولکلور جلوگیری کرده و نسخه اصل آنها را شناسایی کند.فرجام در بخش دیگر این نشست با ذکر خاطره‌ای از قصه‌گویی‌اش برای فرزندانش گفت: آن زمان که فرزندان من کوچک بودند تا این اندازه کتاب برای کودکان نبود و من خودم برایشان داستان می‌ساختم و تعریف می‌کردم. فردای آن روز بچه‌ها از من می‌خواستند که باز هم همان قصه را تعریف کنم، ولی من که یادم نمی‌آمد جزئیات داستان شب قبل چه بود، ماجرای جدیدی را تعریف می‌کردم که بچه‌ها اعتراض می‌کردند که نخیر داستان اینگونه نبود. همین مساله باعث شد که به فکر نوشتن داستان‌ها بیفتم.انصاری نیز درباره لزوم خواندن کتاب برای بچه‌ها توضیح داد: این روزها به کتاب‌ خواندن برای بچه‌ها بسیار اهمیت داده می‌شود و دیگر نباید به ادبیات شفاهی بسنده کرد. همچنین لازم است واژه‌های سخت را هم به بچه‌ها یاد بدهیم و همه متون را ساده‌سازی نکنیم. در یک پژوهشی مشخص شده آن بچه‌هایی که برایشان متن‌های سخت خوانده شده در آینده مهارت‌های بیشتری در خواندن و نوشتن دارند.وی ادامه داد: همچنین یکی از همکاران ما تئوری‌ای دارد که می‌گوید تنها روی مناسب‌سازی منابع تمرکز نکنیم، بلکه باید بتوانیم روی مناسب‌سازی ذهن انسان کار کنیم و انسان‌هایی داشته باشیم که خودشان بتوانند از بین منابع مختلف بهترین‌ها را انتخاب کنند. تشخیص منابع درست مهارتی است که باید آموخته شود.در این نشست فرجام درباره اینکه به عنوان یک نویسنده زمانی که می‌نویسد به سن مخاطبان فکر نمی‌کند، بیان کرد: من نویسنده‌ام و کار نویسندگی‌ام را می‌کنم و موقعی که می‌نویسم به سن و سال مخاطب فکر نمی‌کنم و این کارشناسان هستند که بعدا می‌گویند این کتاب برای چه سنی مناسب است. برخی از آثارم هم برای بزرگسالان مناسب است هم بچه‌ها. درباره ساده‌سازی واژه‌ها و متن هم باید بگویم به این کار اعتقادی ندارم که باید همه واژه‌ها را ساده کرد؛ این دست‌کم گرفتن و حتی بی‌احترامی به شعور بچه‌هاست.وی ادامه داد: من وقتی بچه بودم پدرم می‌خواست که از روی سعدی مشق بنویسم و با اینکه معنی واژه‌ها را نمی‌دانستم این کار را انجام می‌دادم. من سعدی‌شناس نشدم ولی آن نوشتن‌ها و خواندن‌ها در ذهنم تاثیر مثبت گذاشت.نویسنده کتاب «مهمام ناخوانده» در توصیه به بچه‌ها و والدینشان نیز گفت: بچه‌ها باید بتوانند در آزادی بنویسند. والدین نباید بچه‌ها را تحقیر کنند و جلوی تجربه کردن آنها را بگیرند. به والدین توصیه می‌کنم متن‌هایی که بچه‌ها می‌نویسند نگه دارند و در آینده آنها را بچه‌هایشان بدهند تا بخوانند و ببینند چقدر نگارششان تغییر کرده است.نوش‌آفرین انصاری نیز گفت: شعرخوانی از آثار قدما با انتخاب درست از شعرها خیلی تاثیر مثبتی روی ذهن بچه‌ها دارد. والدین بهتر است شخصیت‌های مختلف ادبیات را وارد زندگی بچه‌هایشان کنند. همچنین نقش پدر در رشد مهارت خواندن فرزندان خیلی مهم است و پدران نباید از این وظیفه کناره‌گیری کرد و آن را جزو وظایف مادران بدانند.فریده فرجام با ذکر خاطره‌ای از پدرش و ارتباطی که با فرهنگ و ادبیات داشته است، بیان کرد: پدرم وقتی ایران را به مقصد هلند ترک کرد 3 هزار جلد کتاب با خودش آورد که این موضوع برای دوستانم خیلی عجیب بود. من و پدرم تا سن 106 سالگی‌اش سعدی می‌خواندیم و این وابستگی به فرهنگ و ادبیات تا آخرین لحظات عمرش وجود داشت. او کتاب‌های نایابش را به «لیدن» بخشید. نوش‌آفرین انصاری در بخش پایانی این نشست درباره سنت کتابخوانی تشریح کرد: زندگی با موبایل و کامپیوتر را غرب تنها به ما تحمیل کرده است. مردم غرب با تنهایی سازگار هستند و می‌توانند ساعت‌های طولانی در مقابل تلویزیون یا کامپیوتر بنشینند بدون اینکه ضرورتی برای ارتباط با دیگران احساس کنند، ولی جامعه ایرانی لازم نیست مثل آنها از این تکنولوژی‌ها استفاده کند. مفهوم خانواده و سنت‌ها نباید قربانی تکنولوژی شود. کتابخوانی و باهم خواندن نقش کلیدی‌ای در حفظ سنت‌ها و ساختار خانواده دارد.کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان از سال 1344 فعالیت‌های خود را آغاز کرده و کتاب «مهمان‌های ناخوانده» فریده فرجام اولین کتابی است که توسط انتشارات آن در سال 1345 به چاپ رسیده است.از این اثر ماندگار در عرصه‌ ادبیات کودک و نوجوان در همه این سال‌ها اقتباس‌های زیادی صورت گرفته و کتاب‌ها، آثار سینمایی، رادیو تلویزیونی، نمایش‌ها و آثار صوتی متعددی ساخته شده است.کتاب مهمان‌های ناخوانده طی 46 سال گذشته 16 بار توسط کانون تجدید چاپ شده و 342 هزار نسخه از این اثر در اختیار خانواده‌‌های ایرانی قرار گرفته است.همچنین کتاب الکترونیک فارسی، انگلیسی «مهمان‌های ناخوانده» نیز در سال 1377 برای گروه سنی الف و ب (سال‌های اول تا سوم دبستان) در کانون تولید شده است.داستان این کتاب درباره پیرزنی است که در ده کوچکی زندگی می‌کرد. یک شب باران تندی بارید و پیرزن که می‌خواست برود زیر لحاف و گرم شود، چندبار صدای تق تق در را شنید و هر بار با یک مهمان ناخوانده‌ای روبه‌رو شد.این نویسنده پیشکسوت کتاب‌های کودکان، پس از سال‌ها زندگی در خارج از کشور چند ماهی است که به ایران سفر کرده و قرار است کتاب‌های جدیدی از او منتشر شود.


چرا نوزادان در هوای گرم تمایلی به شیر خوردن ندارند

در اینجا به چند پرسش متداول درباره شیردهی در فصل تابستان پاسخ داده شده است. شاید یکی از آنها سوال شما هم باشد.

۱) چرا کودک در آب و هوای گرم تمایل چندانی به شیر خوردن نشان نمی دهد؟
این مساله ممکن است به دلیل احساس گرما و ناراحتی از تماس پوستی باشد. در هوای خیلی گرم که تماس پوستی برای مادر و کودک خوشایند نیست، قرار دادن یک حوله یا پارچه نخی روی پوست بدن و بازوها می تواند موثر باشد. می توانید کودک را در حالت خوابیده طوری که تماس پوستی کمتر است و فقط دهان شیرخوار با سینه تماس دارد، شیر بدهید.

اگر کودک برای مدت کوتاهی تمایلی به شیر خوردن ندارد نگران نشوید، وقتی تشنه شود، در زمان های کوتاه تر و دفعات بیشتر شیر می خورد. اگر نگران کم آب شدن بدن او هستید، کافی است دفعات بیشتری به او شیر بدهید و خودتان به اندازه کافی آب بنوشید. توصیه می شود پس از هر بار شیردهی، یک لیوان آب بنوشید. می توانید یک بطری آب در دسترس و در معرض دیدتان بگذارید تا نوشیدن آب را فراموش نکنید.

۲) آیا لازم است کودک در تابستان علاوه بر شیر مادر، آب بنوشد؟
شیر مادر حاوی آب و مواد غذایی کامل و متعادل برای کودک است. کودکان سالمی که فقط شیر مادر می خورند به نوشیدن آب نیاز ندارند. نتایج مطالعه های انجام شده در مناطقی با آب و هوای گرم، نشان داده است کودکانی که طبق میل خودشان و هر زمانی می خواهند شیر می خورند، دچار کم آبی نمی شوند.

شیرمادر متناسب با نیازهای کودک و حتی شرایط آب و هوایی تغییر می کند. شیری که کودک از یک سینه پر می خورد در ابتدا چربی کمی دارد و به طور طبیعی تشنگی او را برطرف می کند. با مکیدن شیرخوار، به تدریج شیر چرب تر و غلیظ تر می شود و گرسنگی را برطرف می کند.

در برخی شرایط، احتمال کم آبی در کودکان بیشتر می شود، مثلا اسهال و استفراغ باعث از دست رفتن آب بدن می شود و احتمال کم آبی را افزایش می دهد.

در این شرایط برای تامین آب بدن به مایعات بیشتر و گاهی کمک پزشک نیاز است. قرارگرفتن در معرض پنکه و کولر هم می تواند به از دست دادن مقدار کمی آب از طریق پوست بینجامد و ممکن است کودک نیاز به آب اضافه داشته باشد. کودکانی که شیر خشک می خورند هم لازم است در صورت تشنگی آب جوشیده سرد شده بنوشند.

بچه های بزرگ تر که فقط با شیر مادر تغذیه نمی شوند و در فواصل طولانی تری شیر می خورند، لازم است به نوشیدن آب تشویق شوند. برای تامین آب بدن این کودکان، می توان از میوه های یخ زده مانند یک برش پرتقال یا آناناس یخ زده به عنوان میان وعده استفاده کرد.

۳) آیا برنامه شیرخوردن کودک در تابستان تغییر می کند؟
در فصل گرم تابستان ممکن است کودک برای رفع تشنگی بخواهد شیر کم چرب بیشتری بنوشد و لازم است شیردهی در دفعات بیشتر و زمان های کوتاه تر انجام شود. اگر می خواهید مدتی از کودک دور باشید، حتما برای او شیر بدوشید یا از مراقب کودک بخواهید مقدار کمی آب جوشیده سرد شده به او بدهد.

اگر کودک در فاصله بین شیردهی ها به طور غیرعادی بیشتر از ۳ ساعت خوابید، لازم است بیدارش کنید و برای پیشگیری از کم آبی به او شیر بدهید.

بعضی بچه ها در ساعت های گرم روز کمتر شیر می خورند و در زمان هایی مانند عصر و شب تا صبح که هوا خنک تر است، بیشتر شیر می نوشند. شاید در روزهای گرم تابستان لازم باشد از شب تا صبح دفعات بیشتری به کودک شیر بدهید.

۴) چطور متوجه شوم که کودک دچار کم آبی شده است؟
برای اینکه بدانید کودک به اندازه کافی مایعات دریافت می کند یا نه، لازم است برخی موارد را بررسی کنید. کاهش میزان ادرار شاخص خوبی برای نشان دادن کم آبی است. کمتر از ۶ پوشک خیس در روز برای نوزادان و بیش از ۸ ساعت ادرار نکردن در کودکان بزرگ تر می تواند نشانه کم آبی باشد.

موارد دیگر مانند ادرار تیره رنگ یا ادرار با بوی آمونیاک، لب های خشک و پوست داغ، فرورفتگی منطقه نرم روی سر، تحریک پذیری و بدخلقی، بی حالی غیرعادی و ضربان قلب تند و تب هم می تواند نشان دهنده کم آبی در کودک باشد. در صورت مشاهده این علایم و نگرانی درباره کم آبی کودک از پزشک کمک بخواهید.

۵) در آب وهوای گرم چه کار کنیم تا کودک احساس راحتی و خنکی کند؟
اگر پوست کودک هنگام لمس گرم است، مرتب آن را با اسفنج و آب ولرم پاک کنید یا زود به زود او را به حمام ببرید. لباس های نازک و گشاد به کودک بپوشانید. خنک ترین جای خانه را برای خواب و استراحت او انتخاب کنید. شیرخوار را مستقیم جلوی پنکه یا کولر قرار ندهید. مطمئن شوید که دمای اتاق حدود ۲۴ تا ۲۶ درجه سانتیگراد است و خیلی سرد نیست. در زمان هایی که هوا خیلی گرم است کودک را بیرون نبرید.

 

منبع:mahdportal.com


آیا کودک شما پای پرانتزی دارد ؟

 آنچه این روزها درباره مشکلات استخوانی کودکان و نوجوانان می‌شنویم، با گذشته فرق می‌کند، اگر در گذشته تنها مشکل کودکان پای پرانتزی بود حالا به دلیل کم‌تحرکی، استفاده از کوله‌پشتی نامناسب و نشستن غیرمتعارف پشت میز و نیمکت‌ها مشکلات دیگری نیز به گروه اختلال‌های ساختار استخوانی کودکان اضافه شده که در صورت تشخیص دیرهنگام می‌تواند آسیب جسمی و هزینه مالی زیادی را برای بهبود تحمیل کند. دکتر ملک‌پور، و دکتر داریوش الیاس‌پور،درباره شایع‌ترین مشکلات استخوانی کودکان و نوجوان در حال حاضر و نحوه تشخیص و درمان آنها توضیح می‌دهند.

زانوی پرانتزی
بدشکلی‌های زاویه‌دار اندام‌های تحتانی در کودکان به طور شایع علت مراجعه والدین کودکان به کلینیک‌های ارتوپدی است.

دکتر ملک‌پور می‌گوید: «این حالت زاویه‌دار شدن استخوان‌های ساق و ران ممکن است در سطح جلویی(به صورت واروس، کم شدن زاویه و والگوس، افزایش زاویه اتفاق بیفتد) یا به صورت زاویه‌دار شدن در جهت جلو و عقب یا ترکیبی از این دو حالت ایجاد شود.» پاهای پرانتزی در دوره نوزادی 15 درجه است و در یک‌سالگی به 10 درجه می‌رسد و در 18 ماهگی تا 24 ماهگی به حد طبیعی می‌رسد.

علت
به طور کلی پرانتزی شدن خفیف و متوسط اندام‌های تحتانی در داخل رحم است و زاویه‌دار شدن و حالت پرانتزی به علت ترکیب چرخش خارجی مفصل ران و چرخش داخلی استخوان ساق است. گاهی اوقات هم اختلالات ساختاری و کمبود ویتامین D یا کلسیم می‌تواند علت بروز این اختلال باشد و به همین دلیل باید بررسی‌های لازم توسط پزشک صورت گیرد.

تشخیص
مهم‌ترین مسئله در بدشکلی‌های زاویه‌دار تشخیص حالت‌های فیزیولوژیک و پاتولوژیک است. دکتر ملک‌پور روش‌های ارزیابی و تاریخچه طبیعی برای انجام درمان مناسب را لازم می‌داند.

درمان
اصولا پاهای پرانتزی تا یک‌سالگی ادامه داشته و فقط خیلی کم با رشد کودک اصلاح می‌شود. بعد از اینکه کودک شروع به راه رفتن می‌کند پاهای پرانتزی خود به خود اصلاح می‌شود. دکتر ملک‌پور می‌گوید: «اصلاح پاهای پرانتزی گاهی اوقات به طور طبیعی تا 24 ماهگی یا بیشتر ممکن است طول بکشد. در برخی موارد پاهای پرانتزی تا سه سالگی ادامه داشته ولی در پنج سالگی بدون هیچ‌گونه درمان خودبه‌خود با رشد کودک اصلاح می‌شود. محققان تخمین می‌زنند تقریبا 95 درصد کودکان با پاهای پرانتزی تا سن بلوغ به حد نرمال می‌رسند و اصولا تا 10الی 13 سالگی هیچ‌گونه درمان جراحی توصیه نمی‌شود.

زانوی ضربدری
در این حالت وقتی زانوها به هم چسبیده‌اند، قوزک پاها بیش از دو سانتی‌متر از هم فاصله دارند. ممکن است تا چهار سالگی زانوها به طور طبیعی حالت ضربدری داشته باشند اما تا شش سالگی برطرف می‌شود.

علت
زانوی ضربدری به علت انحراف در مسیر حرکت کشکک، می‌تواند باعث درد زانو شود. دکتر الیاس‌پور معتقد است که این وضعیت‌ در صورتی که خیلی شدید نبوده یا بیمارگونه تشخیص داده نشود، مشکلی به حساب نمی‌آید.

تشخیص
معاینه و ارزیابی پزشک مهم‌ترین راه تشخیص اولیه است. اما دکتر ملک‌پور عقیده دارد عکسبرداری نیز برای تشخیص میزان زاویه انحراف در موارد شدید لازم است.

درمان
درمان این حالت بستگی به علت آن دارد. در نوع طبیعی احتیاجی به درمان خاصی نیست اما در مواردی که درد زانو ایجاد شود یا موارد شدید از کفش مخصوص یا حتی جراحی برای درمان استفاده می‌شود. دکتر الیاس‌پور می‌گوید: «اگر بعد از سنین رشد زاویه زیاد باشد برای پیشگیری از آرتروز باید جراحی انجام شود و ورزش نمی‌تواند کمک کند.»

صافی کف پا
یکی دیگراز اختلال هایی که والدین ممکن است با آن مواجه شوند صافی پای کودک است این اختلال غالبا بعد از 5 سالگی و زمانی که پا ساختار طبیعی خود را پیدا می کند، نمایان می شود. دکتر الیاس‌پور معتقد است: «در کف پای انسان به طور طبیعی سه قوس اصلی وجود دارد که شامل قوس طولی داخلی، قوس طولی خارجی و قوس عرضی است. اصطلاح کف پای صاف زمانی به کار برده می‌شود که قوس طولی داخلی کاهش پیدا کرده باشد.»

علت
برخلاف تصور کلی، کف پای صاف فقط در برخی موارد زمینه ارثی دارد. دکتر الیاس‌پور معتقد است: «کف پای صاف دو نوع طبقه‌بندی دارد؛ در نوع اول که به آن فرم تکاملی گفته می‌شود، با راه افتادن کودک و تکامل ساختارهای شکل‌دهنده کف پا اصلاح می‌شود. نوع دوم اکتسابی است که به دلیل اختلال عضلات پا یا بیماری‌های عصبی ایجاد می‌شود. در نوع دوم طبقه‌بندی صافی کف پا به دو صورت انعطاف‌پذیر و ثابت است. در فرم انعطاف‌پذیر اختلال استخوانی وجود ندارد و در بیشتر موارد با سیر تکامل برطرف می‌شود.

اما در فرم ثابت به دلیل اتصالات غیرطبیعی استخوان‌های مچ پا قابل برطرف‌شدن به صورت طبیعی نیست و اغلب نیاز به اقدامات درمانی دارد. خیلی از کودکان وقتی راه می‌افتند دچار چرخش کف پا به خارج می‌شوند که در ظاهر کف پای صاف را ایجاد می‌کند. شلی رباط‌ها علت دیگری است که در بسیاری از افراد به صورت ژنتیک ایجاد می‌شود و به‌خصوص در دوران کودکی می‌تواند باعث به وجودآوردن فرم فیزیولوژیک کف پای صاف شود.»

 تشخیص
پزشک، کودک را درحالی که بدون کفش و جوراب ایستاده معاینه می‌کند و نحوه قرارگیری کف پا از بالا و پهلوها بررسی می‌شود. چسبیدن لبه داخلی پا به زمین مشخصه کف پای صاف محسوب می‌شود. در بیشتر موارد پاشنه این افراد به سمت خارج چرخش یافته و با بلند شدن فرد روی انگشتان چنانچه قوس‌های کف پا تشکیل شود، می‌توان نوع انعطاف‌پذیر را از فرم ثابت تشخیص داد.

درمان
خوشبختانه در بسیاری از این موارد با رشد کودک و تکامل او تا 10 سالگی صافی کف پا برطرف می‌شود و جای هیچ‌گونه نگرانی برای والدین وجود ندارد. دکتر ملک‌پور درمان را منوط به طبقه‌بندی نوع صافی کف پا می‌داند و می‌گوید: «اگر صافی کف پا به تنهایی وجود داشته و مشکل خاصی ایجاد نکرده باشد، اصلاح کفش و استفاده از کفی‌های خاص و همچنین ورزش‌هایی که پزشک توصیه می‌کند وضعیت را بهبود می‌بخشد ولی اگر درد ساق پا و کمر درد نیز همراه با صافی کف پا وجود داشته باشد، باید اقدامات جدی‌تری انجام شود.» با وجود آنکه صافی کف پا در سنین بالاتر هم می‌تواند دیده شود اما بیماری خطرناکی محسوب نمی‌شود و با یک کفی مناسب فرد می‌تواند راحت راه برود و مشکلی برایش پیش نیاید. دکتر الیاس‌پور اضافه می‌کند در این اختلال راهکار این نیست که صافی کف پا کامل بهبود پیدا کند بلکه روش‌های درمانی به این منظور است که کودک راحت راه برود.

انحراف کف پا به داخل و خارج
یکی دیگر از مشکلات شایع چرخش پا به داخل و خارج است که دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد. چرخش یا از ناحیه مچ پا به وجود می‌آید یا خیلی اوقات از ناحیه استخوان ران ایجاد می‌شود: زاویه استخوان ران شرایطی را دارد که چرخش ایجاد می‌شود.

 علت
در مورد انحراف کف پا به داخل و خارج این احتمال وجود دارد که ساختمان اسکلتی و استخوانی مشکل داشته باشند. چرخش پا به داخل ربط مستقیمی به آناتومی لگن ندارد و مربوط به استخوان ران است.

 تشخیص
دکتر ملک‌پور تشخیص این اختلال را از روی معاینه و زمانی می‌داند که انگشتان به سمت داخل انحراف داشته باشند و نوک انگشتان پا هنگام راه رفتن به هم نزدیک شوند.

 درمان
درمان موثر در مورد این نوع چرخش جراحی است. اگر مشکل شل بودن رباط و مفصل باشد با افزایش سن بهتر می‌شود و با رشد وضعیت  انحراف بهبود می‌یابد. پوشیدن کفش برعکس در مورد پنجه پا مفید است اما اگر استخوان ران چرخش داشته باشد موثر نیست. دکتر الیاس‌پور می‌گوید: «در چرخش جلو پنجه به داخل بهتر است تقويت عضلات بازكننده انگشتان انجام شود و در چرخش درشتني به خارج تقويت عضلات به خارج چرخاننده پا انجام شود.»

منبع:مجله سیب سبز


از کجا بفهمم کودکم به من علاقه دارد؟

 اگر می خواهید از نشانه‌های علاقه کودک نوپایتان به خود آگاه شوید، به نکات زیر دقت کنید. کودک شما با این رفتارها علاقه و دلبستگی خود را نسبت به شما نشان خواهد داد.

1. او آینه شما است
حالات چهره شما به کودکتان منتقل می‌شود. به همین دلیل است زمانی که شما لبخند می‌زنید، او نیز می‌خندد یا هنگامی که عصبانی هستید، او نیز چهره‌اش پر از ترس خواهد شد. این حالت از زمان زایمان او شروع می‌شود اما بین 9 تا 18 ماهگی افزایش می‌یابد.

2. او نشانه‌ها را در شما جستجو می‌کند
عکس العمل کودک شما نسبت به اشیاه مختلف چگونه است؟ او به شما نگاه می‌کند. جهان برای او عجیب و مرموز است و او از عکس‌العمل شما نسبت به جهان الگو می‌گیرد. در واقع او به شما اعتماد می‌کند.

3. او رفتار شما را الگو قرار می‌دهد
آیا کودکتان سعی می‌کند در را با کلید باز کند؟ آیا مانند شما مقابل آینه قرار می‌گیرد و موهایش را آرایش می‌کند؟ این تقلید در کودکان نشان دهنده علاقه و احترام آنها به شما است.

4. او با شما در ارتباط است
دست و پا زدن‌های کودکتان هنگام تولد اکنون تغییر کرده است. کودک نوپای شما می‌خواهد به سوال‌هایتان پاسخ دهد، عکس‌العمل شما را نسبت به آنچه انجام می‌دهد بینید و نظراتش را برایتان بیان کند. این روش که «رابطه متقابل اجتماعی» نام دارد، نشانه دلبستگی و اعتماد کودک به شما است.

5. او شما را چون خانه خود می‌بیند
هنگامی که شما به مکانی جدید می‌روید، ممکن است کودکتان تنها روی زانوهای شما بنشیند. این نشانه‌ای از اعتماد و علاقه او به شما است. شما برای او مانند مکانی امن هستید که در لحظه‌های ناراحتی و غربت، به شما باز می‌گردد.

6. او امنیت را در شما جستجو می‌کند
شما با کودک نوپایتان در حال قدم زدن هستید که ناگهان سگی به سمت شما می‌دود. او دست‌هایش را بالا می‌برد تا او را در آغوش بگیرید. در واقع او به شما اعتماد می‌کند  و از شما کمک می‌خواهد. این همان نشانه  علاقه‌اش به شما است.

7. او در شما به دنبال آسایش می‌گردد
کودک نوپای شما ممکن است پس از افتادن از پله‌ها شروع به گریه کند و از شما بخواهد تا او را در آغوش بگیرید و نوازش کنید. او اطمینان دارد که در آغوش شما آرام خواهد گرفت و این یعنی عشق.

 

منبع:niniban.com


چگونه با فرزندانمان صمیمی تر باشیم؟

با افزایش سن ازدواج، کاملا طبیعی است که اختلاف سنی پدران و مادران و نیز فرزندان بیشتر و بیشتر شود و گاهی به بیش از سی و پنج سال هم برسد. وجود این میزان اختلاف سنی منجر به اختلاف در نوع گفتار، کردار و حتی دیدگاه والدین و فرزندان می شود.


اما اگر به نکاتی که در ذیل اشاره می شود، توجه کنیم بهتر می توانیم همپای کودکان خود باشیم.

عشق ورزیدن
می توانید با کودکتان رابطه خوبی برقرار کنید، به شرط آن که اجازه بدهید عشق و محبت شما را نسبت به خودش احساس کند. محبت قلبی به تنهایی، برای ارضای خواسته های درونی کودک کافی نیست.


او به عشق و محبتی نیازمند است که آثارش در رفتار و گفتار پدر و مادر نمودار باشد. بچه ها از نوازش، بوسه و تبسم و حتی از آهنگ محبت آمیز سخنان شما احساس آرامش می کنند و اعتماد به نفسشان تقویت می شود و درمی یابند که در زندگی، افرادی هستند که بدون هیچ گونه انتظاری، عاشقانه آنها را دوست دارند و از آنها حمایت می کنند، اینجاست که به خودشان می قبولانند با وجود این افراد هیچ گاه تنها نخواهند ماند.


وقتی به فرزندتان اظهار محبت می کنید او به شما و محیط خانه علاقه مند می شود و کمتر پیش می آید، جذب دوستان ناباب و مواد مخدر شود و به لحاظ روحی و جسمی نیز فرد سالم تری خواهد بود. پس همیشه به فرزندتان محبت کنید و بگویید که دوستش دارید و عاشقش هستید، اما باید بدانید که اظهار محبت وسیله تربیت است و نباید مانع تربیت شود.


بنابراین والدین باید حساب عشق به فرزند را از تربیت جدا کنند، او را صمیمانه دوست بدارند ولی عیوب و رفتار نادرستش را با روشی عاقلانه اصلاح کنند، زیرا فرزند شما همیشه کودک باقی نمی ماند.

کشف علایق مشترک خود و فرزندان
ممکن است شما به دلیل اختلاف سنی که با فرزندتان دارید، برای برقراری ارتباط خوب و صمیمانه با او، مشکلاتی داشته باشید. در این مواقع بهتر است به دنبال نقاط مشترک بین خود و فرزندتان باشید. مثلا شاید هر دوی شما وقت تان را برای خواندن کتاب، ورزش یا دوچرخه سواری صرف کنید. بنابراین سعی کنید علایق مشترک خود و فرزندتان را بیابید و با استفاده از وجود این علایق، رابطه دوستانه ای میان خودتان ایجاد کنید.


گام دیگر این است که بدانید فرزندتان چگونه وقتش را می گذراند و مشغول انجام چه نوع کار و فعالیت هایی است. زمانی را هر چند کوتاه به او اختصاص بدهید و در کارها و فعالیت هایی که دوست دارد، شرکت کنید. حتی می توانید دست فرزندتان را بگیرید، به پارک بروید و همپای او روی چمن های سرسبز بدوید، گل های رنگارنگ را نوازش کنید، بلند بلند بخندید و آواز بخوانید و درباره موضوعات مختلف با هم صحبت کنید و از این که در کنار یکدیگر هستید لذت ببرید. این نکته حائز اهمیت است. اگر چند تا بچه دارید برای هر کدام از آنها زمانی را جداگانه اختصاص بدهید.

صبور بودن
اگر یک روز سخت و پرمشغله را پشت سر گذاشته اید، لطفا تلافی آن را سر بچه ها در نیاورید. همه ما در زندگی روزهای سخت و پرکار داریم، ولی باید آرامش خود را حفظ و راهی برای کاهش خستگی روزانه پیدا کنیم.


سعی کنید وقتی کنار افراد خانواده بویژه کودکان هستید، شاد و پرانرژی باشید، زیرا بچه ها پدر و مادر شاد و پرانرژی می خواهند، نه پدر و مادر خسته و عصبی.


این نکته مهم است، زمانی که فرزندتان با شما صحبت می کند مدام کلام او را قطع نکنید، چراکه احساس می کند تمایلی به شنیدن حرف هایش ندارید، لذا از حرف زدن با شما دلسرد می شود. همیشه سعی کنید صبور باشید و به حرف فرزندتان بدقت گوش کنید، زیرا این گونه به او می فهمانید، آن قدر برایش ارزش و احترام قائلید که حاضرید تمام حرف هایش را بشنوید. با این روش می توانید متوجه مشکلات ریز و درشت فرزندتان بشوید و بموقع به او کمک کنید. به اهداف و احساساتش احترام بگذارید و همیشه به او بگویید چقدر دوستش دارید.

بازی کردن
کودک بازی کردن با پدر و مادرش را دوست دارد و همین را یکی از دلایل محبت می داند. در ضمن بر اثر همین بازی هاست که علایق ذاتی کودک و اخلاق و رفتار اجتماعی و فردی او شکل می گیرد. به این ترتیب یک راه درست برای تقویت روابط بین شما و فرزندتان این است که با او بازی کنید و قاه قاه بخندید. اجازه ندهید مدام با رایانه بازی کند.


بازی های زمان کودکی خودتان را به او یاد بدهید. زمان بیشتری را با فرزندتان سپری کنید. او به وجود شما در کنار خود احتیاج دارد.


حتی می توانید بازی هایی را انتخاب کنید که تک تک افراد خانواده بتوانند در آن شرکت کنند، مثل بازی اسم فامیل یا منچ ... گاهی اوقات با هم به پارک محل بروید، سوار تاب شوید، از پله های سُرسُره، بالا بروید و با هم سر بخورید و کلی خوش بگذرانید. وقتی در کنار فرزندتان هستید با تمام وجود کنارش باشید تا او هم وجود شما را در کنار خود احساس کند و شاد باشد.

نظم و قانون حاکم بر خانواده
بهتر است بچه ها در خانه ای بزرگ شوند که قانون داشته باشد. خانه ای که در آن نظم و قانون نباشد، بچه ها آزادانه هر کاری را که دوست داشته باشند انجام می دهند، مثلا تا هر ساعتی که بخواهند پای رایانه می نشینند و بازی می کنند یا تا نیمه های شب تلویزیون تماشا می کنند و... .


اگر می خواهید رابطه خوبی با فرزندتان داشته باشید، باید قوانین خاصی تعیین و این قوانین را به طور ثابت اجرا کنید. برای مثال، ساعات خاصی را برای دیدن برنامه های تلویزیون یا بازی های رایانه ای تعیین کنید یا انجام بعضی کارهای خانه را بر عهده فرزندتان بگذارید، البته کارهایی که در حد توانش باشد.


ممکن است ابتدا کمی خسته شود و غر بزند، اما بعد متوجه می شود شما به او اعتماد کرده اید که انجام برخی از کارها را به او سپرده اید. در نتیجه خوشحال می شود و احساس مسئولیت می کند و در آینده نیز فرد مسئولیت پذیری می شود.


این نکته مهم است که اگر گاهی فرزندتان نتوانست کارها را در حد عالی انجام بدهد، او را تنبیه نکنید، سرش غر نزنید و نگویید تو از عهده هیچ کاری برنمی آیی، زیرا اعتماد به نفسش را از دست می دهد، بنابراین فرصت دیگری به او بدهید و کمکش کنید تا کارش را درست و دقیق انجام بدهد.

منبع: jamejamonline.ir


والدین این بیماری را جدی بگیرند !

اوتیسم معمولا در دوران شیرخوارگی و یا چند ماه و چندسال اول زندگی بوجود می آید و با طی شدن مراحل رشد، این بیماری نیز به تدریج یا ناگهانی رشد می کند و باعث متوقف شدن رشد عاطفی و اجتماعی کودک می شود.

اوتیسم در کودکان
دو ساله شده اما حرف نمی زند، دغدغه نخستین تمامی والدینی است که کودک متفاوتی را به دنیا آورده اند، اینجا است که تخم کبوتر از سوی مادربزرگ ها و همسایه های میانسال برای باز شدن زبان کودک به غذای فرزند کم حرف افزوده می شود.

 پدر و مادر با اینکه چیزی در وجودشان فریاد می زند که این تخم سفید کوچک نمی تواند کودک شان را همانند سایر بچه های دو ساله ای که در پارک بازی می کنند، بلبل زبان کند، اما گاهی برای احترام به بزرگ ترها و زندگی بهتر فرزندانشان، تخم کبوتر تجویزی را خام و یا پخته به فرزندشان می خورانند.
 
کم کم اظهار نظرها در مورد اینکه چرا این اتفاق افتاده و کودکشان کم حرف می زند یا اصلا حرف نمی زند، آغاز می شود، به جرات می توان گفت این فصل نخست، داستان تمام خانواده هایی است که صاحب فرزند اوتیستیک هستند.
 
یک روانپزشک چطور می تواند به پدر و مادری که نگران است، بفهماند که صاحب کودکی است که تمام زندگیش را نیاز به آموزش دارد که اگر دیر به فکر بیافتد تا جایی که کودکش همانند یک انسان عقب مانده ذهنی شدید و یا حتی بیشتر از او تنزل می یابد.

 حالا اگر والدین با قبول این بیماری بخواهند از همان اوان کودکی به درمان کودک خود بپردازند، باید از اقشار ثروتمند جامعه باشند تا بتوانند هزینه درمان و توانبخشی فرزندان خود را بپردارند، چرا که به جز چند بیمه تکمیلی، بیمه های دیگر کشور هیچ هزینه ای برای توانبخشی بیماران اوتیستیک بر عهده نمی گیرند.

اوتیسم چیست؟
اوتیسم (Autism) نوعی اختلال رشدی است که با رفتارهای ارتباطی و کلامی غیرطبیعی مشخص می شود.

علائم این اختلال در سال های اول عمر بروز می کند و علت اصلی آن ناشناخته است.
 
این اختلال در پسران شایع تر از دختران است و وضعیت اقتصادی، اجتماعی، سبک زندگی و سطح تحصیلات والدین نقشی در بروز این بیماری ندارد.
 
این اختلال بر رشد طبیعی مغز در حیطه تعاملات اجتماعی و مهارت های ارتباطی تاثیر می گذارد و کودکان و بزرگسالان مبتلا به اوتیسم در ارتباطات کلامی و غیرکلامی، تعاملات اجتماعی و فعالیت های مربوط به بازی مشکل دارند.
 
زمانی که سن مبتلا بالا می رود، علایم یکی پس از دیگری خودش را نشان می دهد، کودکی که به سن مدرسه رسیده و دچار اوتیسم است، نمی تواند به راحتی رابطه دوستانه برقرار کند یا با کودکان هم سن و سال خود بازی کند.

 بیمار حتی از نظر اجتماعی خیلی ناتوان است، آنها مانند کودکان دست و پا چلفتی هستند، ناتوانند و حرکاتشان هماهنگی ندارد، احساس همدلی با هم کلاسی هایشان ندارند و ارتباط خوبی با آنها برقرار نمی کنند و وقتی به اواخر نوجوانی می رسند، حتی اگر بیشترین پیشرفت درمانی را هم داشته باشند، روش مناسب برای برخورد و ابراز علایق، هیجانات و احساسات به دیگران را ندارند و برقراری دوستی در آنها به سختی انجام می شود.

 این اختلال، ارتباط با دیگران و دنیای خارج را برای آنان دشوار می سازد و در بعضی موارد رفتارهای خودآزارانه و پرخاشگری نیز دیده می شود.

 حرکات تکراری (دست زدن ، پریدن)، پاسخ های غیرمعمول به افراد، دلبستگی به اشیا و یا مقاومت در مقابل تغییرات، حساسیت غیرمعمول در مقابل حواس پنجگانه (بینایی، شنوایی، لامسه، بویایی و چشایی) از علائم بیماران مبتلا به اوتیسم است.
روبان پازل نماد اوتیسم

دکتر  صادقی، روانپزشک در این باره می گوید:

«بیماری اوتیسم دلایل بسیاری ممکن است داشته باشد که از مهم ترین آنها عفونت های دوران بارداری است که موجب توقف رشد سلول های مغزی می شود.
 
از دلایل دیگر بیماری اوتیسم می توان به عوامل ژنتیکی و ارثی، زایمان نامناسب و دوران بارداری پر استرس اشاره کرد.
 
این بیماری مخصوص دوران کودکی است و تا پایان عمر همراه با فرد است و درجه بندی دارد.
 
اوتیسم معمولا در دوران شیرخوارگی یا چند ماه و چندسال اول زندگی بوجود می آید و با طی شدن مراحل رشد، این بیماری نیز به تدریج یا ناگهانی رشد می کند و باعث متوقف شدن رشد عاطفی و اجتماعی کودک می شود.
 
کودکانی که به بیماری اوتیسم مبتلا هستند، رشد طبیعی و معمولی ندارد و در خود فرو می روند و از اجتماع دوری می کنند و در نوع شدیدتر حتی نمی توانند ادامه تحصیل بدهند.
 
در دسته بیماران نوع خفیف، تکامل رشد هیجانی، محدودیت روابط اجتماعی، توجه نکردن به مسائل جزئی، تکرار حرکات و در خود چرخیدن است.
 
در نوع شدید بیماری اوتیسم، بیماران دچار کاهش احساسات، کم شدن تماس های چشمی، استفاده محدود از کلمات، اشتباه بیان کردن ضمایر و کم شدن عواطف می شوند.
 
برخی از این کودکان هوش بالایی دارند و می توانند عملیات سخت و دشوار ریاضی را به سرعت انجام بدهند، اما باید توجه داشت که نیم دیگر از این کودکان دچار عقب افتادگی هستند و هوش کمی دارند.
 
تنها راه تشخیص این بیماری، صحبت ها و تعاریفی است که والدین و یا معلمان بیان می کنند.
 
درمان دارویی برای بیماری اوتیسم وجود ندارد و بهبودی کامل میسر نیست و این بیماری تا پایان عمر در فرد باقی می ماند.

کسانی که از این کودکان مراقبت می کنند باید نظم داشته باشند و آموزش های خاصی برای نگهداری از این کودکان دیده باشند.

این کودکان علارغم رفتار عجیبی که دارند، به دیگران و یا خود آسیب و صدمه ای نمی زنند و رفتارهای پرخطر ندارند.

 افراد اوتیسمی فراموشی ندارند و حافظه قوی در به خاطر سپردن و یادآوری خاطره ها و یا موارد دیگر دارند، اما مشکل اساسی که در این کودکان شایع است، اختلال تکلم است و این افراد تنها می توانند چند جمله را پشت سر هم بیان کنند و یا اصلا حرف نمی زنند.
 
عوامل محیطی در ایجاد این بیماری نقشی ندارد و شوک های محیط اطراف موجب این بیماری نمی شود. همچنین استرس در تشدید این بیماری نقشی ندارد.»


منابع:
salamatnews.com


مواظب اضافه وزن در کودکان دختر باشید !

یک فوق تخصص نازایی با بیان اینکه اختلال در بارداری یکی از عوارضی است که مبتلایان به سندرم تخمدان پلی کیستیک در دراز مدت به آن دچار می شوند، نسبت به افزایش این بیماری در بین زنان هشدار داد.
 
دکتر صالح پور ، با بیان اینکه شیوع این بیماری در شرایط عادی باید در جامعه در حدود ۳ تا ۴ درصد باشد، گفت: براساس مطالعه ای که در ۱۲۰۰ دانش آموز دختر دبیرستانی تهران انجام داده ایم این میزان به حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد رسیده است.
 
ایشان افزود: این میزان در جامعه نابارور حتی به حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد دیده می شود.
 
دکتر صالح پور دلیل این افزایش را تغییر سبک زندگی در جامعه عنوان کرد و گفت: شیوه درست غذایی و ورزشی موجب می شود که حتی افرادی که زمینه ارثی این بیماری را دارا هستند، دیرتر در شکل ضعیف تر و با عوارض کمتر به آن دچار شوند.


 ایشان در خصوص تغییرات شیوه زندگی به کاهش حرکت، ورزش و مصرف فیبرهای غذایی و نیز افزایش استفاده از اتومبیل را مصرف غذاهای آماده و قند و شکلات، شکر و چیپس و پفک اشاره و به خانواده ها توصیه کرد تا مواظب اضافه وزن و استفاده زیاد از غذاهای چرب و شیرین و مصرف زیاد فیبر غذایی در کودکان دختر باشند.
 
دکتر صالح پور با این توصیه به خانواده ها که مواظب باشند تا کودک و نوجوان دختر آنها حتما ورزش کنند؛ گفت: ورزش لزوما نیاز به مراجعه به باشگاه ورزشی ندارد بکله می تواند به صورت پیاده رفتن مسیر خانه تا مدرسه باشد.
 
این متخصص زنان با بیان اینکه مشخص شده که آغاز ابتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک از دوران کودکی و نوجوانی است که البته می بایست زمینه ارثی خانوادگی آن وجود داشته باشد، گفت: معلوم شده است که تغییرات مذکور در سبک زندگی با کمک به زمینه ارثی موجب افزایش بسیار زیاد این بیماری در جامعه ما شده است.
 
ایشان در ادامه با بیان اینکه سندرم تخمدان پلی کیستیک بیماری ای است با نمایش های متفاوتی اعم از اختلال قاعدگی، رشد موهای زاید، چاقی و متعاقب آن اختلال باروری اضافه کرد: این بیماران در طولانی مدت دچار عوارض بسیاری می شوند که اختلال در حامله شدن یکی از آنهاست.
 
این دانشیار دانشگاه در ادامه افزایش چربی ها، قند و فشار خون و قرار گرفتن در معرض بیماری های قلبی عروقی را برخی دیگر از عوارض طولانی مدت این بیماری عنوان کرد.
 
گفتنی است : مطالعه مذکور بر یک هزار و ۲۰۰ نفر از دانش آموزان دوم و سوم دبیرستان از مدارس نواحی مختلف تهران انجام شده است که ۴۰۰ نفر از این دختران دارای علایم بالینی بیماری بوده اند و حدود ۱۰ درصد آنها علاوه بر علایم بالینی دارای علایم آزمایشگاهی و سونوگرافی بیماری سندرم تخمدان پلی کیستیک نیز بوده اند.

 

منبع:isna.ir


آموزش همسایه داری به فرزندان

وقتی به فرزندانمان یاد بدهیم که به حریم همسایه ها و دیگران احترام بگذارند، و در صورت نیاز به آنها کمک کنند و همدلی خود را به آنها نشان دهند، همه در این میان برد می کنند.

 

1. اول از همه مرزها و حد و حدود را با همسایه هایتان تعیین کنید. شاید همه چیز بدیهی به نظر برسد، ولی مشغله زندگی باعث می شود که چیزهای کوچک فراموش شوند یا پیش پا افتاده فرض شوند. مثلاً از آنها بپرسید اگر توپ بچه هایتان در حیاط آنها افتاد باید چکار کنند. آیا همسایه شما شب ها کار می کند و روزها می خواهد دم پنجره اش سر و صدا نباشد؟ پرسیدن چنین سوالات ساده ای احترام شما به همسایه و اهمیت به خواسته ها و نیازهای او را نشان می دهد و در عوض شما هم می توانید همین انتظارات را داشته باشید.

 

2. به بچه هایتان حد و مرزها را یاد بدهید. اگر خیلی کوچک هستند، به آنها توضیح دهید که حریم شما تا کجاست و آنها نباید به حریم همسایه پا بگذارند. برایشان بگویید که اگر توپشان در خانه همسایه افتاد همانطور که با همسایه هماهنگ کرده اید باید عمل کنند.

 

3. حد و مرزهای مجازی را برای بچه ها توضیح دهید. شاید فرزندتان در چهاردیواری خودتان باشد، ولی بخواهد صدایش را سرش بیندازد و فریاد بزند یا سر و صدای زیادی راه بیندازد. شاید شما بتوانید سر و صدای او را تحمل کنید، ولی همسایه شما تحمل نمی کند. اینطور هم نیست که بچه هایتان مجبور باشند آرام صحبت کنند، ولی باید حداقل به حقوق اولیه و آسایش همسایه ها نیز احترام گذاشت.

 

4. به فرزندانتان یاد بدهید که دنبال فرصت هایی برای کمک به دیگران باشند. مثلاً به او یاد بدهید که اگر یکی از همسایه ها دستش پر است و به کمک احتیاج دارد به آن همسایه کمک کند. این موجب خوشحالی همسایه و ایجاد فرصتی برای حس خوب کمک به دیگران در بچه می شود.

 

5. لاپوشانی نکنید. حادثه اتفاق می افتد. به فرزندتان یاد بدهید که وقتی اتفاق بدی افتاد چکار کند. در مورد سناریوهای مختلفی که ممکن است پیش آید با او حرف بزنید: وقتی بچه ها توپ بازی می کنند و تصادفاً شیشه همسایه را می شکنند، اولین کاری که می کنند این است که فرار کنند، ولی این راه حل درست نیست. به آنها یاد بدهید که دنبال کمک و حل مسئله و جبران آن باشند و موقعیت را از آنچه هست خرابتر نکنند.

 

6. بازخورد بگیرید. با همسایه هایتان رک باشید. اینطور نیست که افراد فوراً از بچه شما شکایت کنند ولی گفتگو با همسایه ها باعث می شود که او آزادی بیشتری برای بیان مزاحمت های احتمالی که شاید خیلی راحت بتوان آنها را برطرف کرد داشته باشد.

 

اگر از همان بچگی به فرزندتان یاد بدهید که همسایه خوبی باشد، وقتی بزرگ شد، دنیا جای بهتری برای زندگی فرزندانمان خواهد بود.

منبع : برترین ها


تاثیر موسیقی بر مهارت‌های کودکان

در معرض موسیقی قرار گرفتن و شركت فعال در خلق آن می‌تواند زندگی یك كودك را هم آنی، هم در بلندمدت غنا بخشد و در او خلاقیت و شكوفایی برانگیزد.


آفتاب: در معرض موسیقی قرار گرفتن و شركت فعال در خلق آن می‌تواند زندگی یك كودك را هم آنی، هم در بلندمدت غنا بخشد و در او خلاقیت و شكوفایی برانگیزد. ارزش‌های فرهنگی را به وی منتقل كند و به رشد جسمانی، فكری و اجتماعی او كمك كند.

بعد از سال‌ها كاهش بودجه‌های مربوطه، مسئولان حوزه‌های آموزشی در آمریكا در ش‍ُرف بازگرداندن برنامه‌های موسیقی و سایر هنرها به مدارس هستند. در سال 1980 تنها در دو ایالت آموزش هنر برای فارغ ‌التحصیلی اجباری بود؛ اكنون در 28 ایالت چنین است.

تحقیقات نشان داده است كه گوش دادن به موسیقی، اثرات مثبت كوتاه‌مدت و بلند‌مدت بر قدرت استدلال انتزاعی دارد. معروف‌ترین این مطالعات به نام «اثر موتزارت» است.

در این بررسی دانشجویانی كه به یك سونات پیانوی موتزارت گوش داده بودند، هشت نمره بالاتر از گروه كنترل در تست هوش كسب كردند. در مطالعات دیگر، مهارت‌های ذهنی كودكان پیش دبستانی و دبستانی، ‌پس از آموختن موسیقی‌، پیشرفت‌های محسوسی نشان داده است.

توجه دوباره به افزودن موسیقی به برنامه درسی مدارس همچنین متأثر از كار روان‌شناس معروف «هاوارد گاردنر» است. این روان‌شناس در مطالعه مهم خود به نام «چارچوب‌های ذهنی» محدودیت‌های مفاهیم سنتی هوش را به چالش كشیده است و توانایی‌های موسیقی را یكی از هفت مبانی هوش شناخته كه باید پرورانده و تقویت شود.


رابطه یك كودك با موسیقی، قبل از تولد آغاز می‌شود. مطالعات نشان داده است كه نوزادان در صورتی كه در سه ماه آخر حاملگی به نغمه‌های موسیقی گوش داده باشند رفتارشان تغییر می‌كند. نوزادان به شدت و نواك صداها حساس‌اند و حتی عكس‌العمل‌های متفاوت به سبك‌های متفاوت موسیقی دارند.

در اولین ماه‌های تولد، نوزادان، قدرت چشمگیری برای تشخیص نواك‌های مختلف دارند و در سه ماهگی، كودك می‌تواند نواك‌های مشخص را با دقت بسیار تكرار كند. حس نواك در كودك، همچنین در رشد قدرت تكلم او نقش دارد. این احساس، الگوی تكلم بزرگسالان را قابل فهم‌تر می‌گرداند. در آغاز، نواك‌ها و ریتم‌‌های مكالمه كودكانه كه «به زبان مادر یا اولیا» شناخته می‌شود، اغراق‌آمیز است.

پس از آن، خصوصیات تكلم عادی بزرگسالان را به خود می‌گیرد مانند وقتی كه صدا در پایان یك جمله سؤالی اوج می‌گیرد. همچنین شناخت ساختارهای موسیقی كه در فرهنگ او وجود دارد، در كودكی آغاز می‌شود.

كودكان شش‌ماهه، قادرند كه ارتباط‌های تونال را در طیف وسیعی از گام‌های موسیقی تشخیص دهند. این قدرت در مورد فرهنگ‌هایی كه با فرهنگ خودشان تفاوت‌های عمده دارد هم صادق است. در یك سالگی این باز بودنِ ذهن كودك كم‌كم از بین رفته و انتظارات موسیقایی كودك با فواصل صوتی موسیقی فرهنگ خود او شكل می‌گیرد.

كودكان، تلاش‌های ابتدایی خود را برای آواز خواندن از هشت ماهگی هم می‌توانند آغاز كنند و از خود صداهای موسیقایی درآورند و تا دوازده ماهگی قدرت خود را برای تكرار الگوهای نواك مشخص نشان می‌دهند.

تا هجده‌ ماهگی هماهنگی بین حركات و ریتم و توانایی تكرار فواصل ملودیكِ به‌خصوص (در مقابل نواك‌های تكی)، رشد می‌كند. وقتی آواز خواندن واقعی آغاز می‌شود، ‌بین سال‌های دوم و سوم زندگی، ابتدا كلمات را می‌آموزد، پس از آن ریتم و سپس نواك. تا پنج سالگی، كودك صاحب رپرتوآری از آوازهاست.

بچه‌های كودكستانی می‌توانند نوعاً عبارات موسیقایی را تشخیص دهند و مفهوم سرعت و پویایی را می‌فهمند. (سرعت به معنای تندی یا كندی و پویایی به معنای قوت یا نرمی صدا).

هفت‌ساله‌ها تفاوت‌های نواك را حتی به كوچكی 1/4 پرده می‌توانند دریابند. بین سن پنج تا هشت سال حساسیتی نسبت به مفهوم مایه(قطعه در چه گامی است) در او رشد می‌كند و همراه آن قدرت تشخیص تغییرات در هارمونی. همین حساسیت در او برای تشخیص مایه‌های ماژور و مینور ظهور می‌كند و كودك می‌تواند انتقالات گام‌ها در ملودی را تشخیص دهد یا فرودهای11 ناتمام را مشخص كند. (منظور كادانسی است كه روی درجه І گام تمام نمی‌شود.)

یك استعداد خاص در موسیقی كه می‌گویند تحت تأثیر هم محیط و هم وراثت است، موضوع نواك تام است، یعنی كودك قادر است كه نواك دقیق هر صدا را تشخیص داده و به نوبه خود هر نواك را به دقت بازسازی كند بدون آنكه نواكی آغازین به عنوان نقطه مرجع داشته باشد. (به كسی كه بتواند نواكی را با كمك نقطه عطف به‌خصوص بخواند، ‌كه خود مهارتی به‌خصوص و باارزش است‌، نواك نسبی می‌گویند.)

گرچه بسیاری از موسیقی‌دانان تربیت‌شده نواك تام ندارند، ولی تربیت موسیقی به رشد این استعداد كمك می‌كند و در میان موسیقی‌دانان حرفه‌ای متداول‌تر از مردم عادی است. تحقیقات اخیر نشان داده كه نواك تام در خانواده‌ها ارثی است. محققان به دنبال مطالعه DNA بعضی از این خانواده‌ها هستند تا شاید ژن به‌خصوص آن را پیدا كنند.

یكی از بهترین راه‌هایی كه پدر و مادر می‌توانند علاقه به موسیقی را در كودكان خود برانگیزند، آن است كه خود نمونه مثبتی برای آنها شوند، عشق خود را به موسیقی نشان دهند، بچه‌های خود را از سنین بسیار پایین با موسیقی و كنسرت آشنا كنند و برای آنها و به همراه آن‌ها در منزل آواز بخوانند.

نوزادانی كه در منزل موسیقی می‌شنوند اغلب حتی پیش از حرف زدن می‌توانند آواز بخوانند. از اول، والدین می‌توانند فرآیند آشنایی كودك را با موسیقی از طریق آواز خواندن برای او تقویت كنند.

نوزادان، ‌در همه جای دنیا‌، لالایی و آوازهای آرام دیگر را كه دارای نواك محدود و الگوی ملودی ساده و تكراری هستند ترجیح می‌دهند. در اواسط سال اول می‌توان آوازهای زنده‌تری را بر آنها افزود و آوازهای سؤال و جوابی‌مانند

«Old McDonald» را با شركت كودكان و حركات موزون با آن‌ها خواند. آوازهای مورد علاقه بیشتر آنهایی هستند كه اشعاری درباره حیوانات یا با صدای حیوانات دارند و یا به قسمت‌هایی از بدن اشاره دارند كه می‌توانند همراه با ریتم آهنگ لمس شوند. آواز خواندن می‌تواند نوزاد را آرام كند و تسلط او را بر لغات تقویت كند. این كار می‌تواند همراه با انجام كارهای متداول در منزل و خانواده باشد.

نوزادان همچنین می‌توانند از گوش دادن به اسباب‌بازی‌های موسیقی‌دار و اسباب‌بازی‌های حیوانات كه آواز می‌خوانند بهره بگیرند. بین سنین شش تا نه ماهگی می‌توانند با وسایل موسیقی به شكل اسباب‌بازی‌های كوكی بازی كنند.

در این مرحله كودك دوست دارد تا از صداها تقلید كند و با موسیقی حركت كند. پدر و مادران نباید از اینكه كودك یك آواز را خارج بخواند یا ضرب مناسب را حفظ نكند نگران شوند.

این‌ها قدرت‌هایی هستند كه بعدها رشد خواهند كرد. رشد موسیقی در كودكان می‌تواند به وسیله شنیدن انواع موسیقی به‌خصوص موسیقی زنده و موسیقی‌هایی كه كودك دوست دارد تقویت شود. بازی‌های با موسیقی هم كه شامل هم آواز خواندن و هم حركت باشد، در همین جهت مؤثر است.

در این مرحله كودكان همچنین می‌توانند از وسایل با ریتم ساده استفاده كنند. مانند زدن روی طبل یا سازهای كوبه‌ای دیگر، تكان دادن ماراكس واقعی یا خانگی (نوعی جغجغه) و به صدا درآوردن ب‍ِلز. برای كودكان در این مرحله می‌توان در تمام مدت روز، چندین بار آواز خواند حتی در درون اتومبیل.

كودكان پیش‌دبستانی می‌توانند بازی‌های زیر و بمی صوتی را انجام دهند و آغاز به شناسایی صدای سازهای مختلف كنند و با عكس‌های آن‌ها تطبیق دهند. اگر در منزل پیانو وجود داشته باشد می‌توانند با آن آغاز به تمرین كنند. بازی‌هایی كه شامل دست زدن و حركت هنگام موسیقی است و با حركت موسیقی جلو می‌رود و می‌ایستد، در این سنین بسیار محبوب هستند.

در جریان یاد گرفتن و تسلط بر آوازها كه در آن شعرخوانی فردی و آواز جمعی پشت سر هم می‌آیند، كودك به فرم‌های موسیقی آگاهی می‌یابد. كودكان پیش‌دبستانی همچنین می‌توانند حكایات كوچك درباره آهنگسازان و آهنگ‌های آن‌ها یاد بگیرند.

رویكردهای گروهی سیستماتیك مختلف برای آموزش موسیقی، كه همگی از خارج آمده‌اند، در مقطع پیش‌دبستانی آغاز می‌شود.

معروف‌ترین آن‌ها، برنامه پرورش استعداد «سوزوكی» است، كه به وسیله مربی ژاپنی به نام «شینیچی سوزوكی» آغاز شد. این برنامه روشی است برای آموزش ویولن، كه بعدها به آموزش پیانو و سایر سازها گسترش پیدا كرد.

روش سوزوكی، ‌كه بر پایه روش یاد گرفتن زبان مادری است‌، از طریق پیروی از قدم‌هایی كه یك كودك زبان می‌آموزد، به او موسیقی یاد می‌دهد. در این برنامه، اول گوش دادن است و سپس تقلید و در مرحله آخر خواندن و نوشتن.

كودك در آغاز به نوار قطعات موسیقی مورد نظر گوش داده و سپس آن ‌را حفظ می‌كند. پس از آن مطالعه مفاهیم موسیقی در درس‌های بعدی او گنجانده می‌شود.

پدر و مادران كه هم در درس‌های خصوصی و هم در كلاس‌های دسته‌جمعی شركت می‌كنند، در جلسات تمرین شركت فعال داشته و هم‌پای كودكان خود یاد می‌گیرند. گروه‌بندی‌های دسته‌جمعی مرتب، برای اجرای موسیقی با سایر كودكان جزء جدانشدنی این برنامه است.

   آموزش موسیقی به کودکان,تاثیر موسیقی بر هوش کودک,فواید موسیقی

 یك برنامه دیگر ژاپنی، برنامه پرورش موسیقی «یاماها» است، كه هم در موسیقی كلاسیك و هم موسیقی‌های عامیانه، زمینه‌های اولیه را در دسترس دانش‌آموزان قرار می‌دهد.

كودكان بین چهار تا شش سال در كلاس‌های هشت تا دوازده نفره یك برنامه آموزشی دو‌ ساله را به‌تدریج و مرحله به مرحله دنبال می‌كنند و والدین در تمام فعالیت‌ها حضور داشته و كودكان خود را در منزل یاری می‌كنند. فعالیت‌ها شامل آواز خواندن و حركات كامل جسمانی است كه در طی آن مقدمات «كیبورد» را می‌آموزند ولی هیچ نوع آموزش پیانو یا سازهای دیگر صورت نمی‌گیرد.

یك برنامه دیگر «دال كروز یوریتمیك» است كه در كنسرواتوار موسیقی ژنو به وسیله «امیل ژاك دال كروز» تدوین شد و تكیه آن بر حركات جسمانی و خلاقیت است. كودك اصول اولیه موسیقی مانند ملودی، ریتم و دینامیك را از طریق حركات طبیعی و یاد می‌گیرد.

همچنین سیلاب‌های سلفژ (دو‌ـ‌ رـ می‌ـ فاـ سل‌ـ لاـ سی)، تربیت گوش و بدیهه‌نوازی روی «كیبرد» را همراه با sight- singing مطالعه می‌كنند. روش آموزش «دال‌كروز» از طریق برنامه‌های ویژه به طور معمول با همكاری مدارس موسیقی اجرا می‌شود.

بعضی معلمان خصوصی هم از روش‌های آن برای تدریس ریتم استفاده می‌كنند.

دو روش دیگر كه هر دو به وسیله آهنگسازان معروف قرن بیستم اروپایی ساخته شده‌اند، وجود دارد كه شامل استفاده از آهنگ‌های محلی به عنوان مقدمه‌ای به موسیقی هستند.

روش «كار مدرسه اُرف»، ‌كه به وسیله آهنگساز آلمانی به نام «كارل اُرف» در سال 1950 تدوین شد بر رقص و فعالیت‌های ریتم‌دار تكیه دارد و هم از آهنگ‌های محلی و هم از ساختارهای محاوره‌ای كه از طریق آهنگ‌های كودكستانی و بازی‌های بچه‌ها ابداع شده است استفاده می‌كند.

این روش همچنین با سازهای كوبه‌ای خاصی كه توسط ارف توسعه داده شده و می‌توانند هم ریتم و هم ملودی به وجود آورند شناخته می‌شود. بسیاری از معلمان موسیقی در مدارس خصوصی و دولتی از روش‌های اُرف به عنوان قسمتی از كار تدریس خود استفاده می‌كنند.

آهنگساز مدرن دیگری كه یك سیستم آموزش موسیقی به وجود آورد، «زُلتان ك‍ُدالی» مجارستانی است و روش او كه در سال‌های 1920 تدوین شده بود، در سال‌های 1960 به آمریكا معرفی شد.

این روش كه برای كودكان از سه سال به بالا ساخته شده است، هدف را رشد گوش دادن صحیح و حس ریتم كودك از طریق آواز قرار داده است و از آهنگ‌های كودكستانی و موسیقی محلی زادگاه كودك استفاده می‌كند. كودك از طریق آواز، خواندن و نوشتن‌ِ موسیقی را می‌آموزد و بعد از آن با استفاده از وسایل موسیقی آشنا می‌شود.

در كلاس‌های دبستانی می‌توان كودك را به كنسرت‌های مخصوص جوانان برد. در این كنسرت‌ها قطعه‌های كوتاه و متنوع اجرا می‌شود كه توجه او را حفظ می‌كند و به طور محسوس كوتاه‌تر از اجرای آن قطعات برای بزرگ‌سالان است.

همچنین كودكان می‌توانند از طریق گوش دادن به موسیقی در منزل و خواندن كتاب‌های كوتاه درباره موسیقی و آهنگسازان، شروع به آشنایی با انواع مختلف و دوره‌های موسیقی نمایند. پس از شش یا هفت سالگی آنها به رشدی می‌رسند كه می‌توانند درس خصوصی با ساز را آغاز كنند.

وقتی كه كودك مایل و قادر است كه به تمرین با ساز و تكرار تمرین‌ها تن در دهد، تسلط بر مهارت‌های نوین هدفی عمده می‌شود. رشد مهارت‌های حركتی ظریف ادامه یافته و باعث افزایش سرعت و فرزی آنها می‌شود و تا ن‍ُه سالگی توانایی كاربرد مستقل دست‌ها و نیز هماهنگی دست و چشم بهبود می‌یابد.

اجرا، ب‍ُعدی مهم به تجربه كودكان دبستانی از موسیقی می‌افزاید. بسیاری از كودكان به طور طبیعی از اجرا شاد می‌شوند. در این مرحله اگر والدین آنها را در سنین جوانی در این راه بیندازند از ترس‌های بعدی روی صحنه بودن در سنین بالاتر جلوگیری می‌كنند.

كودكانی كه درس خصوصی موسیقی می‌گیرند می‌توانند در كنسرت‌هایی كه معلمان یا مدرسه موسیقی آنها ترتیب می‌دهند بنوازند. همه كودكان می‌توانند در برنامه‌های آوازی یا سازی مدرسه، اجرا داشته باشند. سایر فعالیت‌ها مانند اردوگاه‌های تابستانی و فوق برنامه‌های مدرسه فرصت‌های مناسب برای اجرا یا شركت در مراسم گروهی به وجود می‌آورد.

هنگامی‌ كه جوانان به سن بلوغ می‌رسند، علایق به‌خصوص خود را در مورد موسیقی دریافته‌اند كه اغلب شامل انواع موسیقی‌های رایج مردمی است. آن‌ها به طور معمول شروع به جمع‌آوری مجموعه موسیقی مورد علاقه خود می‌كنند.

تلاش‌های والدین برای محدود كردن سلیقه موسیقی فرزندانشان در این مقطع مثبت نیست. همه سعی آن‌ها باید در جهت وسعت بخشیدن تجربه موسیقایی آن‌ها باشد نه محدود كردنشان. علاقه به انواع موسیقی می‌تواند هم‌زمان وجود داشته باشد و به طور مثال عشق به موسیقی كلاسیك یا جاز به‌خصوص وقتی همراه با آموزش و شركت فعال باشد، تحت تأثیر علاقه به موسیقی راك قرار نخواهد گرفت.

نوجوانان می‌توانند به كنسرت‌های موسیقی كلاسیك بروند و در اجراهای گروهی مدرسه شركت كنند. شركت در اركسترهای دانش‌‌آموزی، گروه‌های مارش یا ك‍ُر می‌تواند دیسیپلین، كار گروهی و مهارت‌های اجتماعی را ارتقا بخشد. تئاترهای موزیكال می‌توانند برجسته‌ترین كارهای مدرسه در سال شوند.

این تئاترها تجربه‌های اجرایی باارزشی به نوجوانان می‌دهند. جوانان با علاقه‌ جدی در موسیقی كلاسیك می‌توانند در اردوگاه‌های موسیقی شركت كنند، در رقابت‌های مدرسه یا سازمان‌های موسیقی وارد شوند، در فعالیت‌های موسیقی مذهبی شركت كنند و به گروه یا انجمن‌های موسیقی ملحق شوند.

اگرچه كودكان می‌توانند در مدرسه تا درجات مختلف موسیقی یاد بگیرند ولی آموختن خصوصی یك ساز موسیقی، مهارت و ادراكی فراتر از درس‌های درون كلاس به آنها می‌دهد.

همچنین درس‌های خصوصی موسیقی باعث ایجاد اعتماد به نفس، دیسیپلین، توانایی استفاده بهینه از زمان و رشد ذهنی و مهارت عضلانی می‌شود. به علاوه درس خصوصی، كودك را از رشد عادات بد در نواختن سازها بازمی‌دارد.

این عادات در مردمی كه بدون سرپرستی معلم مبادرت به نواختن ساز می‌كنند به‌آسانی می‌تواند اتفاق بیفتد شروع درس‌های خصوصی بعد از عادات بد نواختن‌، ‌‌به‌خصوص در طولانی‌مدت‌، می‌تواند یادگیری اصولی را به طور جدی به تأخیر بیندازد. بنا به نوع ساز و روش آموزش، درس‌های خصوصی موسیقی می‌توانند از سه سالگی تا دوران دبیرستان آغاز شود.

تحقیقات نشان داده است كه روش آموزش از اهمیت كمتری نسبت به استعداد هنرجو، میزان تعهد او، روابط بین معلم و هنرجو و میزان تعهد و حمایت والدین برخوردار است.

كودكان می‌توانند یادگیری بیشتر سازهای موسیقی را در مقطع دبستان شروع كنند ولی نباید درس‌های آواز را قبل از سن بلوغ آغاز كنند. (برای دختران دوازده تا چهارده سال و پسران پانزده تا هفده سال) به دلیل تفاوت‌های فردی در رشد جسمی و ذهنی، مشخص كردن سن دقیق برای شروع آموزش موسیقی برای همه كودكان امكان ندارد.

اما راهنمایی‌‌های كلی ممكن است. پیانو، ویولن و فلوت ریكوردِر می‌توانند در پایین‌ترین سنین آموزش داده شوند، اگرچه اندازه ویولن 1/4 یا 2/4 برای كودكان لازم است.

با استفاده از روش پیش‌گفته «سوزوكی»، كودكان می‌توانند یادگیری ساز را در سنین زودتری نسبت به روش‌های دیگر شروع كنند. امكان شروع روش سوزوكی از سه یا چهار سالگی وجود دارد كه به دلیل چند ویژگی مشخص است. هنرجویان پیش از توانایی خواندن نت‌ها به كمك گوش آغاز به نواختن می‌كنند، والدین در درس‌ها و جلسات تمرین شركت می‌كنند و هنرجویان بیشتر نواختن خود را در گروه انجام می‌دهند.

به دلیل اینكه بیشتر انواع روش‌های آموزشی بر پایه خواندن ن‍ُت‌هاست، كودكان نمی‌توانند تا رسیدن به سن كافی برای شروع خواندن ن‍ُت‌ها، درس‌ها را آغاز كنند كه به طور معمول این سن هم‌زمان با شروع خواندن و نوشتن در مدرسه است.

درس‌های معمولی پیانو و ویولن (اندازه 1/4 ویولن) به طور معمول در شش یا هفت سالگی می‌توانند آغاز شوند. یك كودك می‌تواند نواختن ویولن‌‌سل 2/4 را در هفت سالگی آغاز كند. یادگیری سازهای بادی چوبی و برنجی (فلوت، كلارینت، پیكولو، اُبوآ، فاگوت و ترومپت)، ‌كه احتیاج به رشد ظرفیت ریه‌ كودك دارد، دیرتر آغاز می‌شود، به طور معمول حدود ده یازده سالگی است.

یادگیری ترومبون و هورن فرانسوی حدود سیزده سالگی، گیتار آكوستیك در هشت یا نه سالگی، گیتار الكترونیك، چنگ و ویولا در یازده یا دوازده سالگی و كنترباس حدود سیزده سالگی می‌توانند آغاز شوند.

برای پیدا كردن معلم، والدین بایستی از والدین دیگر كه كودكانشان درس موسیقی می‌گیرند و از موسیقیدان‌های محل اقامتشان، مثل معلم موسیقی مدرسه فرزندشان سؤال كنند. یك معلم مجرب بایستی مدرك موسیقی داشته باشد. عضویت در یك سازمان حرفه‌ای موسیقی محك دیگری بر معتبر بودن معلم است.

با وجود این، 73٪ آموزش‌دهندگان موسیقی، ‌حتی بسیاری از معلمان خوب‌، به این دو گروه تعلق ندارند. معلم باید مایل به توضیح اساس روش آموزش خود برای والدین باشد و روابط خوبی را با كودك پایه‌ریزی كند.

بزرگ‌ترین چالش در كار موسیقی، داشتن یك برنامه مرتب تمرین است؛ تمرین ساز بر پایه یك برنامه روزانه مرتب. بیشتر از هر فعالیت دیگر كودك احتیاج به دیسیپلین دارد. این تمرینات باید به طور مرتب بدون توجه به حال و هوای شخص، سایر برنامه‌ها یا داشتن یا نداشتن انرژی از سوی هنرجو دنبال شود.

تمرین موسیقی كاری تكراری در تنهایی است كه به طور معمول احتیاج به زمان طولانی دارد تا نتایج محسوسی به دست دهد. تمرینات می‌توانند مؤثرتر انجام شوند اگر معلم نكات چگونگی تمرین را، نه فقط چه تمرین كردن را، به هنرجو بگوید.

اگرچه تمرین موسیقی نباید به یك نیروی مداوم اصطكاك بین والدین و فرزندان تبدیل شود، والدین نیاز به ترغیب زیاد و تشویق منظم فرزندانشان دارند. مفید است كه یك برنامه منظم تمرین برای كودك در نظر گرفته شود تا تمرینات جز جدانشدنی برنامه روزانه وی شوند.

منبع:aftabnews.ir


استراحت مطلق در بارداری

آیا استراحت در بستر راه مؤثری برای مقابله با مشکلات بارداری است؟

از هر 5 خانم باردار به 1 نفر توصیه می‌شود که در بستر استراحت کند. اما آیا استراحت مطلق راه مؤثری برای مقابله با مشکلات بارداری است؟


هنگامی‌که وندی در هفته 31 بارداری خود به‌شدت خونریزی کرد، 4 روز را در بیمارستان گذراند و 3 هفته بعد را نیز در بستر سپری کرد. پس از آن وندی یک پسر کامل و سالم به دنیا آورد و اکنون از یک دقیقه از استراحت خود در بستر نیز ناراضی و پشیمان نیست و می‌گوید: «شکی ندارم که این کار از لحاظ پزشکی لازم و ضروری بود؛ من آن‌قدر از خونریزی شدیدم ترسیده بودم که می‌ترسیدم کاری انجام دهم».


برای شارین نیز پس از اینکه در هفته 30 بارداری انقباضاتی منظم در او آغاز شده بود، استراحت در بستر تجویز شد. در نهایت او در هفته 34 پسری سالم با روش سزارین به دنیا آورد. او نیز به ارزش استراحت مطلق اعتقاد دارد و می‌گوید: «من فکر می‌کنم استراحت در بستر به من کمک کرد بارداری‌ام را تا جایی که زایمان بی‌خطر بود (یعنی تا 4 هفته بعد) ادامه دهم».


اما آیا استراحت در بستر از زایمان زودرس پیشگیری کرده یا آن را به تعویق می‌اندازد؟

پژوهش‌های اخیر می‌گویند خیر؛ در واقع کالج آمریکایی متخصصان زنان و زایمان (ACOG) اظهار می‌دارد که به نظر نمی‌رسد استراحت در بستر میزان زایمان زودرس را بهبود ببخشد و نباید به‌طور منظم برای همه افراد تجویز شود. انقباضات فعال، خونریزی، غشای پاره شده و جفت سرراهی شایع‌ترین عللی هستند که پزشکان برای آن‌ها استراحت در بستر را تجویز می‌کنند (برای 1 زن از هر 5 زن باردار). اما محبوبیت این روش درمانی (استراحت در بستر) و تجویز روزافزون آن، افزایش نرخ زایمان زودرس را متوقف نکرده است. زایمان زودرس در سال 2005 در 11% از بارداری‌ها رخ داده است، درحالی‌که این نرخ در سال 1990، 9.7% بوده است.

جنجال استراحت در بستر
از آنجا که ACOG هیچ‌گونه توصیه محکمی را تاکنون ارائه نداده است، پزشکان مختار هستند در رابطه با استراحت در بستر نظر خاص خود را اعمال کنند. برخی مانند رابین درگت، مدیر بیمارستان اورگرین در واشنگتن، عقیده دارد که استراحت در بستر کمک‌کننده است. او می‌گوید: «بیمارانی که فعالیت‌شان محدودشده انقباضات کمتری دارند و در نتیجه احساس بهتری دارند». او می‌گوید این استراحت اضطراب خانم‌ها را در مورد بارداری‌شان کاهش می‌دهد و اتساع و گشادشدن رحم را کاهش داده یا کند می‌کند.


اما پزشکان دیگر، مانند لورا رایلی، مدیر پزشکی بخش زایمان در بیمارستان عمومی ماساچوست در بوستون، با اکراه استراحت مطلق را توصیه می‌کند؛ او می‌گوید: «من با بیمارانم صادقم؛ به آن‌ها می‌گویم پاهای‌تان را از زمین بردارید تا ببینید آیا در کاهش علائم‌تان اثری می‌گذارد یا خیر؛ اما فکر می‌کنم اثری نخواهد داشت».


دکتر رایلی به‌خوبی از جنبه‌های منفی استراحت در بستر آگاه است: «شما از کار‌تان می‌افتید و توناژ عضلانی‌‌تان را از دست می‌دهید. خطر اینکه لخته خون در پا یا ریه‌‌تان شکل بگیرد افزایش می‌یابد، که این امر می‌تواند بسیار مهم باشد.» و به همین دلیل است که او سعی می‌کند بیمارانش را به‌سوی اقدامات جایگزین سوق دهد.


آیا باید تست‌های بیشتری بدهم؟
برای اطمینان از اینکه استراحت در بستر بهترین گزینه برای شما و جنین‌تان است، از پزشک‌تان این پرسش‌ها را بپرسید و سپس در مورد اقدام درمانی تصمیم‌گیری کنید. تنها داشتن انقباضات به این معنا نیست که شما در معرض زایمان زودرس قرار دارید. این انقباضات باید با تغییر در دهانه رحم (اتساع یا افاسمان) همراه باشند. اگر دچار انقباضات شده‌اید، درخواست سونوگرافی کنید تا ببینید آیا گردن رحم نیز کوتاه یا نازک شده است یا خیر. یک آزمایش ارزشمند دیگر آزمایش حضور پروتئین فیبرونکتین جنینی است (پروتئینی که به اتصال کیسه جنینی به جدار رحم کمک می‌کند). درحالی‌که نتیجه منفی تست، نشانه بسیار خوبی از این است که شما نزدیک به زایمان نیستید، نتیجه مثبت کمتر قطعی است (یعنی نتیجه مثبت نیز به طور قطعی به معنای زایمان زودرس نیست). دکتر رایلی می‌گوید پزشک‌تان بر اساس نتایج این آزمایشات بهتر می‌تواند تصمیم‌گیری کند که آیا برای‌تان استراحت مطلق را تجویز کند یا خیر.


آیا داروها نیز در این مواقع یک گزینه درمانی‌ هستند؟
داروهای توکولیتیک می‌توانند به توقف زایمان زودرس کمک کنند. داروی تربوتالین نیز می‌تواند انقباضات زودرس ماهیچه‌های رحم را آرام کند. دیگر داروها مانند منیزیم سولفات و مسدودکننده‌های کلسیم، عضلات را از کلسیمی که برای انقباض به آن نیاز دارند، محروم کرده و به این نحو مانع انقباض عضلات می‌شوند. درمان دیگر نیز تجویز پروژسترون است که ممکن است برای زنانی با طول کم سرویکس تجویز شود. یکی از داروهایی که ذکر کردیم می‌تواند به‌عنوان جایگزینی برای استراحت در بستر مورد مصرف قرار گیرد.


کدام نوع از استراحت در بستر را تجویز می‌کنید؟
استراحت در بستر در بارداری‌های مختلف معانی مختلفی دارد. استراحت در بستر به شکل بستری شدن در بیمارستان زمانی تجویز می‌شود که پزشکان می‌ترسند یک زن به‌سرعت از اتساع یا گشاد شدگی دهانه رحم به‌سوی زایمان پیش برود یا دچار خونریزی ناگهانی و بیش‌ از اندازه شود.


استراحت در بستر در خانه با انواع خاصی از محدودیت‌ها و شرایط وجود دارد. از پزشک‌تان بپرسید شما به‌طور دقیق چه کارهایی را می‌توانید انجام دهید و چه کارهایی را نمی‌توانید انجام دهید.


آیا به پزشکم اعتماد دارم؟
حرف آخر این‌که اگر شما به پزشک‌تان اعتماد دارید و او استراحت در بستر را تجویز کرده است، شما باید طبق دستورات او عمل کنید. هر چه باشد، نارس بودن نوزاد تهدیدی جدی برای او است و می‌توانید با مشکلاتی نظیر بیماری‌های تنفسی، خونریزی در مغز، مشکلات قلبی، مشکلات روده و مشکلات چشم همراه باشد و خطر مرگ را نیز افزایش دهد. و زمانی که زایمان زودرس شروع شد، متوقف کردن آن دیگر مشکل است.


منبع: parsegard.com


خوردن خاك، زنگ خطری برای کودکان!

ايك متخصص کودکان اظهار كرد: کم خوني ناشي از کمبود آهن امروزه مشکل جدي سلامت عمومي در جهان و ايران ست كه عدم رسيدگي و درمان آن عوارضي را به دنبال خواهد داشت. در اين ميان خاک خوردن کودکان يکي از نشانه‌هاي کمبود آهن است که توجه به آن ضرورت دارد.


این متخصص در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ايسنا واحد علوم پزشکي ايران با بيان اين مطلب خاطرنشان كرد: کمبود عنصري چون روي و آهن در بدن اثرات ناخوشايندي دارند که ممکن است با علائم مختلفي همراه باشد از جمله خاک خوردن کودک که در اين مورد کودک علاقه به خوردن مهر، خاک يا مواردي از اين قبيل دارد.


وي در ادامه تأکيد کرد: کمبود آهن در رشد جسمي و ذهني کودک مؤثر است و کم خوني ناشي از آن خطر جدي در فرد محسوب مي‌شود. از آن جا که درصد بالايي از مردم ايران به کم خوني ناشي از کمبود آهن دچار هستند استفاده از غذاي حاوي آهن و روي از جمله آجيل و پروتئين‌هاي حيواني ضروري است و بايد با اين بيماري از کودکي و با استفاده از داروهاي مکمل آهن، تحت نظر پزشک مقابله کرد.



ایشان در پايان خاطرنشان كردند: مقابله با کمبود آهن مي‌تواند در جلوگيري از کوتاه قد شدن کودکان مؤثر باشد و به رشد نرمال آنها کمک کند.


رفتار کودکان تغییر می کند !

برخی از والدین حقیقتاً از رفتار کودکان خود ناراضی هستند و امیدی به تغییر رفتار آنها ندارند. باید به آنها حق داد. وقتی کودک شما رفتاری پرخاشگرانه دارد، به تخریب وسایل می پردازد یا والدین و اعضای خانواده را آزار می دهد، خود را ضعیف احساس می کنید.

 

اگر علی رغم کمک گرفتن از مشاوران، رفتار کودک شما تغییری نکند احساس دلسردی خواهید کرد ولی تجربه نشان داده در بسیاری از موارد والدین و کودکان می توانند تغییر کنند.

 

سؤال این نیست که «آیا بچه ها می توانند تغییر کنند؟» بلکه این است که «آنها چرا و چگونه تغییر می کنند؟»


● نقش والدین در پیشرفت روحی کودکان


بسیاری از والدین برای تغییر دادن شخصیت کودکان خود دست به اقداماتی بی نتیجه می زنند. یادتان باشد کودکان به خاطر این که احساس بهتری داشته باشند تغییر نمی کنند بلکه به خاطر تغییر کردن است که احساس بهتری پیدا می کنند. آنها برای این تغییر می کنند که مهارت های لازم برای حل مشکلات را یاد بگیرند.

 

در واقع وقتی کودکان از حل مشکلات خود عاجز می مانند دچار خشم، ناامیدی یا ترس می شوند و در این زمان است که به «رفتار جبرانی» روی می آورند.

 

قطعاً مردم با فراگیری راههای حل مشکلات پیش رو تغییر می کنند. تجربه نشان می دهد که بشر همواره به پیشرفت و بهتر شدن می اندیشد. وقتی به کسی راه درست غلبه بر مشکلات را نشان می دهید غالباً از آن استقبال می کند.

 

اگر به زندانیان توجه کنید متوجه می شوید به علت ناتوانی آنها در حل مشکلات اوضاع پیچیده تر شده و آنها یاد گرفته اند با پیش گرفتن رفتاری تهاجمی، ضد اجتماعی و حتی جنایت آمیز به جنگ این مشکلات بروند. برخی از والدین ب راین باورند که عواقب بعضی از رفتارهای آنها در قبال کودکان غیر قابل جبران است و خود را مقصر می دانند ولی سرزنش کردن خود فایده ای ندارد بلکه مسأله مهم مسئولیت پذیری است.

 

واقعیت این است که والدین قبل از بچه دار شدن مهارت های لازم را فرا نمی گیرند و وقتی با مشکلات مواجه می شوند نمی دانند چه کار باید بکنند و خود را ناتوان می بینند. ولی زمانی که آنها مسئولیت بیشتری می پذیرند برای حل مشکلات کودکان خود از دیگران کمک می گیرند.

 

درست است که مردم تغییر می کنند ولی کودک شما باید مهارت های لازم برای هماهنگی با شرایط جدید را بیاموزد.

 

اگر به خود بگویید «دلم می خواهد پدری متفاوت برای فرزندم باشم» اما مهارت های لازم را فرانگیرید اشتباهات خود را تکرار خواهید کرد. در واقع طبیعت بشر این است که دچار ناامیدی و درماندگی شود.

 

 

▪ آیا جای امیدواری هست؟


بله. شما هرگز نباید امید خود را از دست بدهید. به قول معروف «امید ارزان است، پس در مصرف آن زیاده روی کنید!»

 

البته اگر نتوانید برای خود و کودکانتان اهدافی را در نظر بگیرید و برای رسیدن به آنها راههایی پیدا کنید چیزی تغییر نخواهد کرد.مردم همیشه به روزهای بهتر می اندیشند اما برای رسیدن به این هدف باید ابزار لازم را فراهم کرد.

 

تربیت فرزند کار دشواری است، هیچکس به والدین راه های مقابله با مشکلات کودکان را یاد نمی دهد بنابراین بهتر است هر چه سریعتر مهارت های لازم را بیاموزید.

 

بله، همیشه جای امیدواری هست ولی باید کاملاً آماده باشید.


کودکان و خشونت در تلویزیون

تلويزيون مي تواند عامل مؤثري در رشد و تحول سيستمهاي ارزشي، و شكل دهنده رفتار باشد؛ ولي متأسفانه بسياري از برنامه هاي تلويزيون مروّج خشونت هستند. با تحقيق در مورد تأثير برنامه هاي خشونت آميز تلويزيون بر كودكان و نوجوانان، معلوم شده است كه آنها :

 

* ترس از خشونت ندارند.


* به تدريج مي پذيرند كه خشونت راهي براي حل مشكل است.


* به تقليد خشونت مي پردازند.


* ناخودآگاه با شخصيت هاي خاصي چه قربانيان و چه قرباني كنندگان همانند سازي مي كنند. لازم به ذكر است كه همانند سازي، ناآگاهانه و بسيار خطرناك است ولي الگو برداري آگاهانه است.

 

مشاهده خشونت در برنامه هاي تلويزيوني باعث پرخاشگري در كودكان مي شود. گاهي اوقات حتي ديدن يك برنامه خشونت آميز مي تواند پرخاشگري را افزايش دهد. كودكاني كه مكرراً نمايشهايي پر از خشونت را تماشا مي كنند و ازاين كار منع هم نمي شوند، به احتمال زياد ، به تقليد آنچه مي بينند مي پردازند. اثر خشونت تلويزيوني ممكن است فوراً در رفتار يا گفتار كودك نمودار شود و يا سالها بعد خود را نشان دهد. البته خشونت تلويزيوني تنها علت پرخاشگري يا رفتار خشونت آميز نيست ولي از عوامل مهم تلقي مي شود. والدين مي توانند با استفاده از راههاي پيشنهاد شده زير كودكان خود را از خشونت مفرط تلويزيوني محافظت كنند.

 

۱- به برنامه هايي كه كودكان مي بينند توجه كنيد و بعضي از آنها را همراه كودك خود ببينيد. چنانچه كودك خود را به هنگام تماشاي برنامه هاي خاص تلويزيوني همراهي كنيد ، مي توانيد سؤالهاي او را بهتر برايش توضيح دهيد و جلوي كج فهمي او را بگيريد.

 

۲- زمان تماشاي برنامه هاي تلويزيوني را محدود كنيد. توجه داشته باشيد كه تلويزيون را نبايد دراتاق خواب بچه ها قرار دهيد. با اين عمل خود باعث مي شويد كه كودك با اثرات منفي برنامه هاي خشونت آميز تلويزيوني ، به خواب نرود ؛ همچنين نظم ساعت خواب و بيداري او مختل نمي شود.

 

۳- به كودكان خود تذكر دهيد كه اگر چه هنرپيشه حقيقتاً مجروح نشده يا به قتل نرسيده است، لكن اين گونه خشونتها در دنياي واقعي يا بسيار دردناك است يا منجر به مرگ مي شود.

 

۴- هنگامي كه برنامه هاي خشونت آميز پخش مي شود، يا كانال را عوض كنيد يا تلويزيون را خاموش كنيد. توضيح دهيد كه مشكل آن برنامه چيست و به گونه اي با منطق درخور فهم كودك ، آسيب و ضرر موجود در آن برنامه را توضيح دهيد تا ميل كودك يا اصرار او براي تماشاي اين گونه برنامه ها كاهش يابد.

 

۵- در حضور بچه ها صحنه هاي خشونت آميز را تأييد نكنيد و بگوييد كه بدترين شيوه براي حل يك مشكل، روش خشونت آميز است.

 

۶- تأثير همسن و سالان و دوستان و همكلاسي ها بايد به حداقل برسد. به اين منظور با والدين بچه هاي ديگر تماس بگيريد و در مورد نوع برنامه ها ي تلويزيون و مدت زمان مناسب براي تماشاي تلويزيون توافق كنيد.

 

والدين با استفاده از اين روشها مي توانند اثر مخرب تلويزيون را در ديگر حيطه هاي زندگي از قبيل شكل گيري ها و قالب پذيري هاي جنسيتي يا نژادي پيشگيري كنند. مدت تماشاي تلويزيون توسط كودكان ، جدا ازمحتواي آن بايد كم شود چون كودكان را از پرداختن به فعاليت هاي مفيد ديگر از قبيل مطالعه، بازي با دوستان و رشد و پرورش علائق خود باز مي دارد. اگر والدين در امر محدود كردن كودكان خود مشكل دارند يا نگراني هايي در باب چگونگي رفتار خود در مقابل واكنش هاي كودك نسبت به برنامه هاي تلويزيوني دارند، مي بايست با يك روان شناس كودك و نوجوان مشاوره كنند و از رهنمودها و تجارب او برخوردار شوند.

 

منبع:tebyan.net


به حرفم گوش کن، بچه!

بیشتر والدین، رفتارهای ناشایست کودک خود را به گردن همکلاسی‌ها و دوستان کودک خود می‌اندازند. اما هر کسی که مقصر باشد، اگر رفتارهایی مثل خشونت و دعوا با سایر کودکان، ژقلدری و فرار از کلاس زیاد طول بکشد، کودک را به‌مرور آشوبگر و دردسرساز می‌کند.

 


حالا سوال این است که از کجا باید بفهمیم رفتارهای کودک‌مان طبیعی و سالم است یا غیر طبیعی و آشوبگرانه؟

 

 

۴ مرحله زیر را طی کنید تا پاسخ این سوال‌تان را بگیرید....

 

مرحله اول: کارآگاه باشید

 

در رفتارهای فرزند خودتان و کارهای او کنکاش کنید و از نزدیک نظاره‌‌گر باشید. با نگاه به رفتار کودکان می‌توانید از مراحل تکامل کودک خود باخبر شوید.

 

یکی از نقش‌های مهم والدین درک تکامل کودکان است. ببینید در هر مرحله سنی کودک باید چه رفتارهای مناسبی را انجام دهد.

 

در یک زمان خاص یک رفتار خاص ممکن است مناسب آن سن نباشد. مثلا برای یک کودک سه ساله پرتاب کردن یک شی امری طبیعی است اما برای یک فرد ۱۶ ساله این کار بسیار قبیح و غیرطبیعی است، بنابراین مشکلی وجود دارد.

 

 

حالا به رفتارهای خودتان نگاهی کنید.


رفتارهای ما واقعا چگونه است؟ هر چه بیشتر شما بتوانید رفتار خودتان را شرح دهید، بیشتر قادرید درک کنید که چرا او واقعا این‌گونه رفتار می‌کند.

 

 

بازخورد شما باید شامل سوالات زیر باشد:

 

رفتار کودک تا چه حد ادامه خواهد یافت؟ این اولین باری است که کودک دروغ می‌گوید، قلدری می‌کند یا از کلاس فرار می‌کند یا شما باز هم این رفتارها را از او مشاهده کرده‌اید؟!

 

 

آیا رفتارش تغییر کرده است؟ آیا رفتارش بهتر شده است؟ یا نه بدتر شده؟ برخی از کودکان در مدرسه یا کلاس جدید در شروع سال جدید مشکلاتی دارند اما آنها به تدریج خو گرفته و رفتارشان بهتر می‌شود. از هرگونه رفتاری که با گذشت زمان بدتر شود، باید نگران شد.

 

 

رفتار بد بیشتر کجا اتفاق می‌افتد؟ تنها در مدرسه یا در خانه، یا خانه دوستان؟ این رفتار تنها جلوی شما اتفاق م‌افتد یا نه در مقابل پدر و مادربزرگ، معلمان و دوستان هم به همین ترتیب کودک آنها را انجام می‌دهد؟

اگر کودکان در تمامی مراحل زندگی این مشکل را دارند نشان‌دهنده یک مشکل فراگیر است.

 

 

این رفتار چه‌قدر شدت دارد؟ آیا کودک شما با کودکان دیگر مدام در حال جدال و بحث است یا آنها را تنبیه می‌کند؟ اگر درگیری فیزیکی وجود دارد، چه قدر موضوع جدی است؟ دعوای کودکان معمولا نباید بیشتر از یک هول دادن باشد.

 

 

اگر کودک ۷ ساله‌ای دارید که کودک دیگر را کتک می‌زند یا چند بار زدن را تکرار می‌کند، در کنترل خشم و عصبانیت خود مشکل داشته و باید مورد توجه قرار گیرد.

 

 

در زندگی کودک شما چه حوادثی رخ داده است؟ غالبا رفتارهای ناشایست و بد از کودکان سر می‌زند، وقتی آنها قادر نیستند با استرس در زندگی خود دست و پنجه نرم کنند.

 

 

. اتفاقاتی مثل جابه‌جایی خانه یا محل زندگی یا حتی طلاق برای کودکان استرس‌آور است. اینها می‌تواند علامت هشداردهنده‌ای از وجود یک مشکل زمینه‌ای باشد.

 

این کودکان در مدرسه مشکل دارند. علاقه به بازی‌های خشونت‌بار ویدیویی دارند یا حتی خواب مناسب و کافی ندارند.

 

شما باید همچنین در جستجوی رفتارهایی مثل قلدری در مدرسه یا آزار دیگران باشید. کودک در مورد این چیزها با شما صحبت نمی‌کند و شما به عنوان یک والد از رفتارهای آنان آگاهی ندارید.

 

کودکان می‌توانند افسردگی و عصبانیت خود را در مقابل کارها و رفتارهایی که بیرون انجام داده‌اند، مخفی کنند.

 

هنگام انجام این بازرسی‌ها از کودک، با معلم کودک خود یا هر فردی که به طور معمول با کودک شما تماس دارد، صحبت کنید.

 

سرانجام با یک فرد باتجربه نشسته و سوالات خود را از او بپرسید. از او در مورد رفتارها و درک خود از رفتار کودک‌تان و مشکلات حاضر صحبت کنید.

 

 

 

 

مرحله دوم: صادق باشید


قبل از اقدامی برای اصلاح رفتار کودک خود لازم است دنبال مشکل اصلی باشید. گفتن این جمله که فرزند من بدون هیچ نقص و اشکالی است و دیگری مسوول این دعوا بوده نگرشی است که در حل مشکل هیچ تاثیری ندارد. همیشه با فرد صادق باشید و به خود دروغ نگویید.

 

صداقت موجب می‌شود که شما به دنبال اقدامی برای رفع مشکل باشید. کار دیگری که نباید انجام دهید این است که هرگز خود را در موقعیت نزاع نیندازید تا از کودک خود حمایت کنید.

 

والدین گاهی خود را در معرکه می‌اندازند تا رفتار فرزند خود را توجیه کنند. این کار رفتار کودک را بدتر می‌کند. به عبارت دیگر، اگر فرزندتان متوجه شود به خاطر ترک کلاس دلیلی یافته است، این کار را تکرار خواهد کرد.

 

وقتی فرزند شما مدام با نتایج اعمال‌اش مواجه شود به تدریج یاد می‌گیرد که چگونه دعوا و نزاع را به نفع خودش تمام کند.

 

 

 

مرحله سوم: به او کمک کنید

 

حالا که شما مشکل را شرح دادید، فرد مناسبی را برای کمک پیدا کنید تا مشکل خود را با او مطرح و آن را حل کنید.

 

 

با فردی شروع کنید که با شما صادق است و از رفتارهای کودکان مطلع است. فردی مثل معلم، مشاور مدرسه یا پزشک اطفال. اگر آن فرد مشکل را حل نکند و مشکل آن‌قدر شدید است که تهدیدکننده روابط یا ایمنی کودک شما است، پزشک شما ممکن است شما را به یک روان‌پزشک اطفال یا روان‌شناس برای بررسی‌های بیشتر معرفی کند.

 

این ارزیابی به تعیین اینکه رفتار کودک علامتی از مشکلات رفتاری یا برخی مشکلات بیولوژیکی دیگر است کمک می‌کند. اختلالاتی نظیر بیش‌فعالی، کم‌توجهی یا افسردگی.

 

 

 

مرحله چهارم: به او انگ نزنید


زدن انگ آشوبگر یا دردسرآفرین به کودک می‌تواند روی شخصیت‌ آینده کودک اثرگذار باشد و اعتماد به نفس کودک و تصویر ذهنی او از خود را تغییر دهد.

 

کودکان همیشه آن طوری عمل می‌کنند و آن‌گونه می‌شوند که دیگران در مورد آنها فکر می‌کنند و آنها را صدا می‌کنند.


پس مراقب باشید هیچ‌وقت به کودک خود کلمه بد نگویید. به جای آن بیشتر صفت‌های مثبت را به کار برده و صفات منفی را حذف کنید.


شما می‌خواهید رفتارهای مثبت را در کودک ایجاد کنید، بنابراین حرف‌هایی را به کودک بزنید و صفاتی را برایش به کار برید که دوست دارید آنها را انجام دهد و درواقع رفتاری صحیح است.


ترک رفتارهای منفی به معنی آن است که به کودک اجازه می‌دهید که با واژه‌ای غیراختصاصی بداند که شما تحمل رفتارهای بد او را ندارید.

 

این کار همیشه ساده و آسان نیست. وقتی در حال صحبت در مورد رفتارهای بد هستید، رفتار خوب و مناسب را که دوست کودک‌تان انجام می‌دهد به او نشان دهید.

 

مثلا به جای تنبیه کودک از کلمات مناسب استفاده کنید. این کار را مدام تکرار کنید و وقتی کودک‌تان رفتار خوب از خود نشان داد به او جایزه بدهید.

 

سعی نکنید همه رفتارها و مشکلات کودک را خودتان حل کنید. در هر زمان که کودک رفتار نامناسبی نشان داد، همان موقع در مورد همان رفتار بد با او صحبت کنید و کارهای بد دیگرش را در آ‌ن زمان به او تذکر ندهید.

 

 

اگر روی بسیاری از رفتارها در یک زمان تمرکز کنید، هرگز در رفتار کودک تغییری حاصل نمی‌شود. صبور باشید. ممکن است اصلاح و تغییر رفتار کودک ۳ تا ۴ هفته با تکرار مدام طول بکشد تا نتیجه مثبت حاصل شود. شما تغییرات را تدریجی در کودک خواهید دید.

 

 

هرگز عصبانی نشوید. مدتی طول می‌کشد تا رفتار خوب جایگزین رفتار بد کودک شود.

 

منبع: روزنامه سلامت


اضطراب حتی در روزهای کودکی

والدین می دانند که هر کودک تا اندازه ای ترس و اضطراب در خود دارد. با این حال نمی دانند که این ترس و اضطراب از کجا سرچشمه می گیرد. آنها به دفعات سوال می کنند: چرا بچه من این قدر وحشت زده است؟ او که دلیلی برای ترس خود ندارد.

 

 

اضطراب حتی در روزهای کودکی

 

شاید مفید واقع شود که برخی از سرچشمه های اضطراب در کودکان را توصیف کنیم و چند راه برای غلبه بر اضطراب ارائه دهیم.

 

 

ترس از رها شدن یکی از سرچشمه های اضطراب

 

بزرگترین ترس کودک این است که والدین او را دوست نداشته باشند و رهایش کنند. چنانکه روانشناسی آن را بطور برجسته ای در کتاب – شرق بهشت- نشان می دهد:

 

بزرگترین وحشتی که یک کودک می تواند داشته باشد این است که دوست داشته نشود، و طرد شدن دوزخی است که از آن وحشت دارد ... و طرد شدن خشم را با خود می آورد و خشم نوعی جنایت را که شکل انتقام دارد ...

 

کودکی، که عشقی را که آرزویش بود، دریافت نکرد، گربه را با لگد می زند و احساس گناه پوشیده خود را پنهان می سازد. و یکی دیگر آن قدر می دزدد که پول محبوبش می سازد. و کودکی دیگر دنیا را فتح می کند و همیشه گناه و انتقام و گناه بیشتر.

 

هرگز نباید کودکی را با طرد کردن تهدید کرد. چه بعنوان شوخی و چه بعنوان خشم، نباید به کودک هشدار داد که طرد خواهد شد. بارها در خیابان یا در سوپر مارکت، از دور می شنویم که مادری خشمگین به کودک خود که وقتش را تلف کرده است جیغ زنان  می گوید: اگر همین الان نیایی اینجا ، همین جا ولت می کنم و می روم.

 

این نوع گفتار، ترس همیشه در کمین رها شدن را برخواهد انگیخت و کودک را بیش از پیش در خیال تنها رها شدن در دنیا فرو خواهد برد.زمانی که اتلاف وقت کردن کودک را نمی توانیم تحمل کنیم، بهتر است دستش را بگیریم و او را با خود بکشم تا اینکه با سخنان خود او را تهدید کنیم.

 

بعضی از کودکان اگر از مدرسه به خانه باز گردند و مادرشان را در خانه نیابند، به وحشت می افتند. اضطراب خاموش آنها از رها شدن خیلی زود بیدار می شود. بهتر است مادر با استفاده از یک یادداشت برای کودک پیغام بگذارد و جایی را که رفته است به    کود ک اطلاع بدهد.( در نظر داشته باشید که نوشته را در جایی قرار دهید که کودک یقینا متوجه آن بشود.)

 

هرگز نباید کودکی را با طرد کردن تهدید کرد. چه بعنوان شوخی و چه بعنوان خشم، نباید به کودک هشدار داد که طرد خواهد شد

 

هنگامی که فراز و نشیب های زندگی ما را به اجبار از کودکان خردسالمان جدا می کند، باید برای این جدایی زمینه سازی کرد. برای بعضی ازوالدین دشوار است به کودک بفهمانند که آنها برای عمل جراحی، تعطیلات، یا برای انجام وظیفه ای اجتماعی از خانه دور خواهند بود. آنها بخاطر ترسی که از عکس العمل کودکشان دارند، هنگام شب یا وقتی که کودکشان در مدرسه است، یواش از خانه خارج می شوند و یکی از خویشاوندان و یا یک پرستار بچه را در خانه می گذارند که موقعیت را برای کودکشان توضیح دهد.

 

 

اضطراب حتی در روزهای کودکی

 

اگر کودکان را از قبل برای دوری از مادر آماده سازیم آنها خواهند توانست که فشار ناشی از این جدایی را آسانتر تحمل کنند. آماده سازی پر محتوا به چیزی بیشتر از توضیحات لفظی پیش پا افتاده نیاز دارد. برای آنکه به آماده سازی پر محتوا جامه عمل بپوشانیم ، بایستی از طریق همان زبان مخصوص کودکان در بازی ها و دنیای اسباب بازی ها با آنها ارتباط برقرار کنیم.   

 

اگر کودکان را از قبل برای دوری از مادر آماده سازیم آنها خواهند توانست که فشار ناشی از این جدایی را آسانتر تحمل کنند. آماده سازی پر محتوا به چیزی بیشتر از توضیحات لفظی پیش پا افتاده نیاز دارد. برای آنکه به آماده سازی پر محتوا جامه عمل بپوشانیم ، بایستی از طریق همان زبان مخصوص کودکان در بازی ها و دنیای اسباب بازی ها با آنها ارتباط برقرار کنیم.   

 

 

اضطراب ناشی از احساس گناه

 

والدین، آگاهانه و نا آگاهانه در کودکان احساس گناه پدید می آورند. احساس گناه، همچون نمک، عنصری مفید برای آب و تاب دادن به زندگی است، ولی نباید جریان اصلی در زندگی باشد. وقتی کودک از یکی از اصول رفتار اجتماعی یا اخلاقی سرپیچی می کند، آن وقت جایی هم برای مذمت و احساس گناه وجود دارد. با این وجود، کودک وقتی از داشتن احساسات منفی یا افکار ناپسند منع می شود، به ناچار احساس گناه و اضطراب خیلی زیادی خواهد داشت.

 

برای مانع شدن از احساس گناه غیر ضروری، والدین همچون یک مکانیک خوب که با ماشین خراب سر و کار دارد، باید با سرپیچی ها و نا فرمانی های کودک برخورد کنند. مکانیک، صاحب ماشین را خجالت زده نمی کند. او چیزی را که باید تعمیر شود به صاحب ماشین می گوید. مکانیک از سر و صداهای عجیب و غریب ماشین انتقاد نمی کند، بلکه از آن سر و صداها برای پیدا کردن عیب ماشین استفاده می کند.

 

 

برای کودکان دلخوشی بزرگی است که در باطنشان بدانند واقعا آزادند آنطور که دوست دارند فکر کنند و در خطر از دست دادن محبت و موافقت والدینشان قرار نگیرند

 

برای کودکان دلخوشی بزرگی است که در باطنشان بدانند واقعا آزادند آنطور که دوست دارند فکر کنند و در خطر از دست دادن محبت و موافقت والدینشان قرار نگیرند، اظهاراتی نظیر آنچه در زیر آمده مفید واقع خواهد شد.

 

((تو یک جور احساس می کنی،اما من جور دیگر، ما درباره این موضوع احساسات متفاوتی داریم)) بنظرت می آید که نظرت درست است ولی نظر من این نیست. من به نظر تو احترام می گذارم، اما خودم نظر دیگری دارم.))

 

 

اختلاف بین پدر و مادر ، یکی دیگر از سرچشمه های اضطراب

 

وقتی والدین با هم نزاع می کنند کودکان مضطرب می شوند و احساس گناه می کنند برای این مضطرب می شوند که محیط خانه شان مورد تهدید واقع شده است و احساس گناه می کنند زیرا در این اختلاف خانوادگی نقشی واقعی یا خیالی داشته اند. حال قابل توجیه باشد یا نباشد، کودک احساس می کند که او سبب اختلاف بین پدر و مادر بوده است.

 

 

کودکان در جنگ داخلی ای که بین والدین روی می دهد، بی طرف نمی مانند، آنها یا جانب پدر را می گیرند یا جانب مادر را، عواقب این جنگ داخلی هم به رشد صفات شخصیتی کودک صدمه می رساند و هم به رشد جنسی روانی او. وقتی پسری پدرش را طرد می کند یا دختری مادرش را، ان پسر و دختر مدل مناسبی نخواهد داشت تا خود را با ان وفق بدهند.طرد شدن از طریق بیزاری نسبت به همانندی با صفات شخصیتی و نسبت به تقلید از رفتار والدین نشان داده می شود. وقتی پسری مادرش را طرد می کند، یا دختری پدرش را، آن دختر و پسر ممکن است با احساس ظن و خصومت نسبت به تمام اشخاص جنس مخالف بزرگ شود.

 

 

اضطراب ناشی از دخالت در فعالیت های بدنی کودک

 

امروزه در بیشتر خانواده ها کودکان خردسال به خاطر کمبود جا برای فعالیت های حرکتی دچار ناامیدی و یاس می شوند. آپارتمان های کم فضا و اسباب و اثاثیه گرانبها شدیدا مانع از بالا و پایین پریدن و این طرف و آن طرف دویدن کودک می شوند. این محدودیت ها معمولا در اغاز زندگی کودک شروع می شوند. به کودک اجازه نمی دهند که در کالسکه اش بایستد، به کودک نوپا اجازه نمی دهند که از پله ها بالا برود، یا نمی گذارند که در اتاق نشیمن بدود.

 

 

کودکان، که بخاطر این محدودیتها دچار نومیدی می شوند تنشی را در خوذد ذخیره می کنند که باعث پدید آمدن اضطراب می شود. کودکان خردسال نیاز دارند که تنش خود را با فعالیت های بدنی آزاد کنند. آنان به فضایی برای دویدن و به اشیای کافی برای بازی کردن نیاز دارند. آنان به یک اتاق یا حیاط احتیاج دارند تا آزادانه به فعالیت بپردازند و در عین حال از لحاظ روانی نیز آسایش داشته باشند.


منبع:tebyan.net


حوادث برای کودکان و راههای پیشگیری

حوادث کودکان

حوادث یکی از مهمترین علل مرگ و معلولیت های کودکان است.به منظور جلوگیری ازحوادث و بهبود شرایط ایمنی کودکان بررسی علمی موضوعاتی چون میزان وقوع حوادث کودکان، علت وقوع حوادث و آموزش ها ی ارایه شده جهت پیشگیری از حوادث کودکان ضروری است.

 

بررسی مطالعات و پژوهش ها نشان می دهد که کودکان زیر 5 سال بیشتر در معرض خطر حوادثی چون سوختگی ها، مسمومیت و سقوط اند،در حالیکه ایمنی کودکان بزرگتر از 5 سال بیشتر با حوادثی مانند تصادفات خیابانی به خطر می افتد.مطالعات معدودی به بررسی عوامل حوادث کودکان پرداخته اند،بررسی ها بیانگر آنند که شرایط پرخطر محیطی عامل مهمی برای رخدادن بسیاری از حوادث کودکان است.سطح تحصیلات والدین نیز عاملی مرتبط در بروز حوادث کودکان بوده است. آموزش های ایمنی مربوط به کودکان، از طریق مدرسه، والدین، کتاب ها و برنامه های تلویزیونی ارایه می شوند.والدین مهمترین منبع آموزش ایمنی کودکانند، در حالی که آنها رسانه های گروهی را بهترین منبع آموزش ایمنی کودکان برای خود مطرح می کنند. همچنین، آموزش های مربوط به ایمنی کودکان به والدین در کتاب ها گنجانده شده است.به طور کلی برنامه آموزشی جامع و مشخصی برای بهبود سطح ایمنی کودکان و پیشگیری از حوادث کودکان وجود ندارد.

 

میتوان گفت در صورت رعايت اصول اوليه ايمني، بسياري از حوادث قابل پيشگيري هستند. به اين منظور بايد به کودکان خود بياموزيد که چگونه از خطرات و حوادث مربوط به خيابانها و زمين بازي دوري کنند. همچنين احتمال بروز حوادث و سوانح خانگي را تا حد امکان کاهش دهيد. تصادفات رانندگي مسئول اکثريت مرگ و ميرهاست. استفاده از وسايل حفاظتي داخل اتومبيل براي پيشگيري از مرگ و صدمات شديد در مواقع بروز تصادفات بسيار مؤثرند.

کودکان ذاتاً کنجکاو هستند. در محيط خانه هم احتمال خطراتي نظير شوک الکتريکي، سيم هاي برق،  تيغ، درهاي شيشه اي، پنجره هاي باز، حمام، وان و استخر وجود دارد.

همانطور که کودک بزرگتر مي شود. نوع مراقبت ها نيز فرق مي کند. به عنوان مثال در مورد يک کودک نوپا بايد مواظب پله ها و لبه هاي تيز بود ولي در کودکان بزرگتر بايد در مورد دوچرخه و خيابان نگران بود و اقدامات حفاظتي را به مورد اجرا گذاشت.

 

راههای پیشگیری از حوادث کودکان


نگهداري داروها

داروها در منزل بايد دور از دسترس کودکان نگهداري شوند؛ سعي کنيد آنها را در مکاني که کودکان به آنها دسترسي ندارند نظير جعبه داروي قفل دار نگهداري کنيد؛ داروهاي تجويز شده را بعد از بهبودي در منزل نگه نداريد؛ نگهداري داروهايي که تاريخ مصرف آنها گذشته کار اشتباهي است؛ به خاطر داشته باشيد داروهاي دور ريختني خود را در جايي بريزيد که در دسترس کودکان نباشند.

 

 

حوادث,اخبار حوادث,روزنامه حوادث,حوادث ایران,حوادث امروز ایران,خبرهای حوادث

حوادث

ايمني در آشپزخانه

سوختگي ها يکي از عمده ترين علل مرگ هاي حادثه اي در منزل هستند، بنابراين دوري از اجاق گاز را به کودکان بياموزيد؛ اگر چه محافظ هاي روي گاز احتمال دسترسي کودک به ظروف داغ را کاهش مي دهند ولي دستگيره ماهيتابه را در امتداد يا پشت گاز قرار دهيد؛ درضمن مواد شيميايي خانگي و يا سموم را در محفظه قفل دار قرار دهيد.

 

ايمني در باغ

باغ یکی از محلهای حادثه آفرین برای کودکان است.در باغ مواد زيادي وجود دارد که خوردن آنها خطر آفرين است،سموم باغباني را دور از دسترس نگهداريد؛ هميشه کودهاي شيميايي را در يک قفسه قفل دار نگهداري کنيد؛ به کودک هشدار دهيد از خوردن برگ و يا دانه گياهان خودداري کند.

 

ايمني در بازي

بسیاری از کودکان درهنگام بازی دچار حادثه میشوند،به کودکان خود بازي کردن صحيح را بياموزيد؛تنها زماني اجازه استفاده از سرسره را بدهيد که سرسره روي يک سطح صاف مانند چمن قرار داشته باشد؛ چرخ و فلک وسيله خطرناکي است.در اين بازي احتمال قرار گرفتن دست و پا در زير دستگاه وجود دارد؛تاب بازي براي کودکان بزرگتر مناسب است؛ استفاده همزمان دونفر از تاب خطرناک است.

 

حوادث,اخبار حوادث,روزنامه حوادث,حوادث ایران,حوادث امروز ایران,خبرهای حوادث

حوادث

دوچرخه سواري

دوچرخه سواري نياز به تجهيزات کامل دارد؛ دوچرخه بايد از لحاظ ايمني بررسي شود؛ بايد کلاه ايمني و لباس شبرنگ تهيه شود و دوچرخه را به چراغ مجهز نمود تا دوچرخه و دوچرخه سوار  براي سايرين قابل رؤيت باشند؛ دوچرخه سواري در خيابان و شب براي کودکان زير ۱۴ سال تا ۱۵ سال خطرناک است؛همواره ساختمان مکانيکي دوچرخه کودک خودرا بررسي کنيد.

 

ايمني در اتومبيل

همواره براي کودکان زير ۱۰ کيلوگرم از صندلي هاي مخصوص که در صندلي جلو و يا عقب نصب مي شوند استفاده کنيد؛ در صورتي که اتومبيل شما مجهز به کيسه هوا است، هرگز صندلي کودک را روي صندلي جلو نصب نکنيد؛ جاي مناسب براي کودکان بزرگتر روي صندلي عقب است و استفاده از کمربند ايمني براي آنها الزامي است.

منبع:profdoc.um.ac.ir،shc.sums.ac.ir


قلدری در دنیای کودکان

قلدری زمانی است که یک دانش آموز به طور مکرر کودکان دیگر را آزار می دهد. رفتار قلدرانه می تواند شامل تنبیه، بدکلامی یا پرخاشگری باشد. این گونه رفتارها ممکن است در مدرسه یا در زمین بازی یا در اتوبوس مدرسه یا در کوچه و حتی از طریق اینترنت اتفاق بیفتد...


بنابراین:

خصوصیات کودک قلدر را به دانش آموز خود یاد دهید. اینها شامل نگاه کردن خشمگین به چشم کودکان دیگر، زورگویی و زورگیری است.

 

به کودک خود یاد دهید که به او بگوید «من این کار شما را دوست ندارم.»

«لطفا این گونه با من رفتار نکن.»

«چرا این حرف را می زنی؟»

 

به کودک خود یاد دهید چگونه کمک بخواهد.

 

مسوولان مدرسه را از این موضوع آگاه کنید و از آنها برای رفع چنین مشکلاتی کمک بخواهید.

 

مطمئن شوید که والدین دانش آموز قلدر از این موضوع اطلاع دارند.

 

به کودکتان این اطمینان را بدهید که هرگز نباید به کودک قلدر جواب مثبت بدهد.

 

به والدین دانش آموز قلدر هم توصیه می شود که صبور باشند و رفتارهای خشن کودک خود را محدود کنند.

 

والدین تاثیرگذاری باشید اما تنبیه بدنی نکنید. سعی کنید تنبیه شامل از دست دادن امتیاز برای فرزند قلدرتان باشد.

 

با کمک مربیان و مشاوران مدرسه راه حل مفید و موثری برای دانش آموزان قلدر پیدا کنید.


به کودک خود یاد دهید که وقتی با کودک قلدری مواجه شد، نه فریاد بزند و نه ساکت باشد بلکه این موضوع را با یک مربی یا مشاور مدرسه یا شما مطرح کند.

 

منبع: روزنامه سلامت


نکات مهم مراقبتهای بعد از زایمان از خانم ها

مراقبت بعد از زایمان و نکات مهم مراقبتهای بعد از زایمان:بسیاری از خانم ها پس از زایمان به فکر سلامتی بدن خود نیستند؛ در حالی که مراقبت و مواظبت های پس از زایمان برای هر خانمی به مراتب بیشتر از مراقبت های قبل از زایمان است

هر گاه بعد از فارغ شدن از حاملگی خود را رها کنید و تصور کنید که دیگر وظیفه ای در جهت حفظ سلامتی خود ندارید اشتباه کرده اید.برای دانستن نکات مهم مراقبت بعد از زایمان با ما همراه شوید:

 تا 40 روز هر روز یک وعده و ترجیحا در صبحانه از خوراک کله پاچه استفاده نمایید.

سعی کنید از جگر وکباب سیخی در وعده های روزانه استفاده نمایید .

از جوانه گندم داخل سوپ یا سالاد بی بهره نمانید.

مصرف رازیانه خشک همراه با دوغ یا ماست بسیار مطبوع و مفید است.

از سالاد کاهو فراوان استفاده کنید

آلو و انجیر که داخل آب خیس شده میل کنید .

تره و شنبلیله به صورت سبزی خوردن یا کوکو .

هفت تا هشت لیوان شیر روزانه بسیاری از کاستی های بدن را جبران میکند.

روزی سه مرتبه درجه حرارت گذاشته شود ، اگر از 5/37 بیشتر و سینه ها سفت نبود با پزشک خود تماس بگیرید و اگر سینه ها سفت بود ، از قسمت بالا به طرف سینه دوشیده ، از کمپرس حوله و آب گرم استفاده کنید.


روزی دو مرتبه درلگن پر از آب که روی اجاق به مدت 15 دقیقه جوشیده و گرم شده همراه با یک قاشق سوپ خوری نمک بنشینید سپس گازی را که از داروخانه تهیه کرده را کمی بتادین زده و به بخیه های خود بزنید و گاز را دور انداخته و یک گاز روی پوشک گذاشته واستفاده کنید .

دوش ایستاده گرفته و سپس از شکم بند پس از زایمان استفاده کنید ، بعلاوه ورزش های بعد از زایمان
 
در صورت زرد شدن نوزاد ، شیر مادر را قطع کرده و قند آب فروان داده شود و به پزشک کودکان مراجعه کنید .

روی ناف بچه را یک گاز استریل آغشته به بتادین گذاشته و یک گاز تمیز روی آن گذاشته و از سرجی فیکس برای ثابت ماندن آن استفاده کنید .

بعد از یک هفته و بعد از 40 روز به پزشک زنان مراجعه کنید .

تا دو هفته از توالت فرنگی ویا وسیله ای که توالت معمولی را به فرنگی تبدیل کند استفاده شود.

منبع : دلگرم


راههای درمان ترک های پوستی دوران بارداری

ترک های پوستی یا استریا دردوران بارداری یا در افراد چاق به علت افزایش دور کمر وکشیده شدن مکانیکی پوست و پارگی شبکه بافت همبندی درم ایجاد می شود. استریا در ۹۰% از زنان حامله درناحیه ی شکم وسینه ها دیده می شود.

کاهش یا افزایش ناگهانی وزن نیز با استریا همراه است. افرادی که وزنه های سنگین بلند می کنند نیز ممکن است دچار استریا روی شانه ها شوند. در دوران بلوغ نیز رشد سریع برخی از نواحی بدن منجر به ترک خوردن پوست می شود.

در پسران شایع ترین نواحی عبارتند از سطح خارجی رانها و ناحیه ی لومبوساکرال ودر دختران عبارتند از رانها ٬بازوها ٬ باسن و پستان .

ترک های پوستی در ابتدا مختصری برجسته بوده ته رنگ صورتی دارند سپس طویل تر شده و ته رنگ بنفش پیدا می کنند ودر نهایت به رنگ سفید درآمده و مسطح یا فرورفته می شوند. درمان ترک ها ی حاملگی همیشه بحث برانگیز بوده است.

کرم های گوناگونی دربازاروجود دارد که تولید کنندگان آنها مدعی پیشگیری و یا درمان ترک های پوستی هستند . ماساژ پوست با انواع روغن ها از دیرباز رایج بوده است. ماساژ با روغن زیتون یا روغن بادام به خاطر اثرات مرطوب کنندگی روغن ها و اثرات خود ماساژتا حدودی موثر است.مالیدن انواع کرم های حاوی هیالورونیک اسید نیز در پیشگیری از ترک های پوستی موثراست.

هیالورونیک اسید ماده یی است که به طورطبیعی درپوست انسان یافت می شود. هیالورونیک اسید با تحریک فیبروبلاست ها و تولید کلاژن جدید باعث افزایش مقاومت پوست دربرابر کشیده شدن می شود. ازروش های درمانی نوین از قبیل لیزر٬ پیلینگ ٬ میکرودرم و رادیو فرکونسی برای بهبود استریا استفاده می شود.

هیچکدام ازاین روش ها ارجحیتی بردیگری ندارد. به طور کلی هرچه درمان استریا درمراحل اولیه شروع شود بهتراست زیرا روند تشکیل اسکار هنوز کامل نشده است .

استفاده ی روزانه از ترکیبات موضعی ویتامین آ مانند ترتینویین درمرحله یی که ترک ها هنوز صورتی رنگ هستند تا حدودی موجب کاهش سایز ضایعات می شود ولی روی ترک های سفید اثری ندارد.

مکانیسم اثر ترتینویین تحریک فیبروبلاست هاست. البته ازاین دارو نباید دردوران بارداری و شیردهی استفاده کرد.

ازانواع لیر نیز دردرمان استریا استفاده می شود . به طور کلی لیزر با افزایش میزان کلاژن باعث بهبود ضایعات می شود.لازم است چندین جلسه لیزر درمانی با فواصل زمانی انجام شود تا اثرات درمانی ظاهر شود.

استریا درمراحل اولیه که عروق خونی واضح وجوددارد (striac rubrac ) کاندید مناسبی برای درمان با لیزر عروقی nm PDL -585 است البته باید از فلونس کم استفاده کرد.IPL (500 تا ۱۲۰۰ نانومتر) نیز با تحریک کلاژن سازی باعث بهبود ضخامت و قوام ترک های قدیمی می شود.

لیزر دیود ۱۴۵۰-nm جزو لیزرهای غیرتهاجمی است که دردرمان چین و چروک و اسکار آکنه به کار می رود ولی روی ترک های پوستی موثر نیست.

لیزرND:YAG 1064 نیز غیر تهاجمی است و با افزایش کلاژن سازی برای درمان چین و چروک به کار می رود چون این لیزر روی عروق هم تاثیر می کند از آن دردرمان ترک های تازه استفاده می شود و با نتایج خوبی همراه است .

از لیزرهای فراکشنال (تهاجمی و غیر تهاجمی ) نیزدردرمان ترک های پوستی استفاده می شود.

این لیزرها با ایجاد ستون های میکروسکوپی از نکروز MTZs باع افزایش کلاژن و الاستین و بهبود آتروفی می شوند.از لیزر فراکشنال غیرتهاجمی مانند nm Fraxel 1550 برای درمان ترک های جدید یا قدیمی استفاده میشود.

درچند سال اخیر استفاده از نسل جدید لیزرهای فراکشنال غیرتهاجمی به نام لیزر Er:Glass (لیزرLUX1540-nm ) متداول شده است.

لیزرCO2 فراکشنال تهاجمی نیزدربرخی از بیماران بسیار موثر است.

از لیزر اگزایمر ۳۰۸ نانومتر برای بازگشت رنگ ترک های سفید (Striae alba ) استفاده شده است.

طول موج لیزر اگزایمر نزدیک به narrow-band UVB بوده وازآن در درمان  Vitiligo استفاده می شود.لیزر اگزایمر فقط موجب رپیگمانتاسیون موقت استریا می شود ولی تاثیری روی آتروفی ندارد. ازپیلینگ نیز برای درمان استریا استفاده می شود.

گلیکولیک اسید ۲۰ درصد توام با ترتینویین یا ویتامین ث باعث بهبود نمای ترک های سفید می شود.تری کلرواستیک اسید TCA 10 تا ۲۰ درصد تا درم پاپیلری نفوذ کرده ودربهبود قوام و رنگ ترک ها موثر است.

یکی دیگر از راههای درمانی استریا میکرودرم ابرژن است.معمولا چندین نوبت میکرودرم به شکل هفتگی یا ماهانه موثر واقع می شود. لازم است جلسات درمانی متعدد (مثلا ۱۰ تا ۲۰ نوبت با فاصله ی یکماه ) انجام شود ودر هر نوبت خونروی دراسکارایجاد می شود.

یکی دیگرازراههای درمانی استریا استفاده از رادیو فرکونسی است. رادیوفرکونسی روش موثر و بی خطری برای سفت کردن پوست صورت وگردن است. این تکنولوژی با گرم کردن پوست باعث انقباض الیاف کلاژن و تشکیل کلاژن جدید می شود. ازاین سیستم می توان توام با لیزر PDL استفاه کرد و به نتایج خوبی دست یافت.


منبع:pezeshk.us


مدل لباس مجلسی و اسپرت دخترانه

گلچینی از جدیدترین مدل لباس مجلسی و اسپرت دختر بچه ها

 

مدل لباس دخترانه

مدل لباس دخترانه,لباس مجلسی دختربچه ها

مدل لباس دخترانه

مدل لباس دخترانه,لباس مجلسی دختربچه ها

مدل لباس دخترانه

مدل لباس دخترانه,لباس مجلسی دختربچه ها

مدل لباس دخترانه

مدل لباس دخترانه,لباس مجلسی دختربچه ها

مدل لباس دخترانه

مدل لباس دخترانه,لباس مجلسی دختربچه ها

مدل لباس دخترانه

مدل لباس دخترانه,لباس مجلسی دختربچه ها

مدل لباس دخترانه

مدل لباس دخترانه,لباس مجلسی دختربچه ها

مدل لباس دخترانه

مدل لباس دخترانه,لباس مجلسی دختربچه ها

مدل لباس دخترانه

مدل لباس دخترانه,لباس مجلسی دختربچه ها

مدل لباس دخترانه

مدل لباس دخترانه,لباس مجلسی دختربچه ها

مدل لباس دخترانه

مدل لباس دخترانه,لباس مجلسی دختربچه ها

مدل لباس دخترانه

مدل لباس دخترانه,لباس مجلسی دختربچه ها

 

منبع : cafemod.ir


تاثیر کمک پدران در کارهای خانه روی موفقیت دختران!

 

نتایج تحقیقات نشان داده است ، پدرانی که در کارهای خانه کمک می کنند، دختران بلندپروازتری بزرگ می کنند! دخترانی که  توانایی های خود را بهتر می بینند و می توانند موفقیت های بیشتری کسب کنند!

خوشبختانه هر روز برشمار مردانی که خود را از دیدگاه های محدود کننده می رهانند افزوده می شود ، دیگر کمک کردن در کارهای خانه چیزی نیست که مردی را نگران کند ،کمک کردن در کارهای خانه برای کاهش حجم مسئولیت ها علاوه بر اینکه کار پسندیده ایست، روی تربیت فرزندان نیز تاثیر خاص و پایداری خواهد گذاشت !

نتایج یک پژوهش در دانشگاه British Columbia نشان می دهد پدرانی که در کارهای خانه کمک می کنند، ممکن است دختران بلندپروازتری بزرگ کنند.این تحقیقات نشان می دهد اعمال پدران در خانه تاثیر بیشتری بر دختران دارد تا پسران!

نتایج برسی 326 کودک 7 الی 13 ساله نشان می دهد باورهای افراطی مادران در خصوص نقش های زن و مرد در خانه باعث ایجاد پیش زمینه آن باور ها در کودکان می شود.علاوه بر آن هنگامی که پدران در انجام کارهای خانه انعطاف بیشتری نشان می دهند،دخترانشان میل بیشتری برای فعالیت و کار در خارج از منزل نشان داده و علاقه کمتری به شغل های کلیشه ای پیدا می کنند. فعالیت های پدر که طی نقش جنسیتی او مشخص می شود، به طور خاصی بر اولویت های شغلی دختران ( نه پسران) خود تاثیر می گذارد.

دانشمندان این تاثیر را ناشی از عوامل دیگری نیز می دانند- مثل این موضوع که اینگونه مردان با زنانی ازدواج می کنند که بیرون از خانه کار می کنند و دید روشن فکرانه ای در خصوص نقش های جنسیتی دارند. البته کمک در کار خانه و کاهش حجم آن فرهنگی است که باید پیش از همه مردان روشنفکر و متمدن ما برای گسترش آن تلاش کنند !
منبع:آی بانو

 


چگونه کودکی نرمال داشته باشیم !

اختلالات رفتاری در تمام سنین کودکی بروز می‌کند. اغلب اوقات این مشکلات در اوایل دوران زندگی شروع می‌شود. نوپایان و کودکان خردسال گاهی ممکن است از انجام آنچه که بزرگسالان از آنها می‌خواهند انجام دهند، علی‌رغم چندین بار تکرار درخواست، خودداری کنند. کودکان گاهی بی‌ادب، فحاش و کج‌خلق می‌شوند.

 

روان‌شناسان معتقدند که رفتار نامناسب در کودکان به علت آموزش و یادگیری از محیط به تدریج به صورت تقریبا ثابت در رفتار آنها تجلی می‌یابد و هر رفتار نامناسب مانند رفتار مناسب از طریق تقویت‌کننده‌های مثبت و منفی و یا تنبیه از محیط کسب می‌شود.


 چرا ناهنجاری‌های رفتاری بروز می‌کند
برخی اوقات کودکان احساسات خود را از طریق رفتارشان ابراز می‌کنند زیرا این تنها روشی است که آنها می‌دانند که از طریق آن می‌توانند آنچه را که احساس می‌کنند بیان کنند. حس خشم، سرخوردگی و بلاتکلیفی درباره چیزی یا احساس گناه و یا شرم می‌تواند باعث اشباع احساسات فرزندتان شود و یا به خستگی و ناخوشی فیزیکی آنها منجر شود یا این که می‌تواند به طغیان احساسی یا رفتاری آنها بینجامد.


 کمبود توجه‌
همچنین کودکانی که بی‌قرار و پر از تب و تاب هستند ممکن است به عنوان افراد پرتحرک توصیف شوند . در کودکانی که از اختلال تحرک بیش از حد ناشی از کمبود توجه رنج می‌برند این‌گونه رفتار در حالت افراطی وجود دارد و ممکن است باعث صدمه یا تشویش به خانواده کودک و افراد دیگری که در پیرامون او هستند، شود.

 

کودکانی که از این اختلال رنج می‌برند از ظرفیت توجه بسیار کمی برخوردارند و بیش از حد فعال هستند بویژه در زمانی که مایل هستند آنها آرام بگیرند. رفتار دشوار آنها می‌تواند شامل این باشد که آنها نمی‌توانند منتظر نوبت خود شوند یا بدون آن که فکر کنند دست به عملی بزنند یا مقرراتی که وجود دارد را نقض کنند.

این کودکان همین‌طور به خودشان صدمه می‌زنند و از نظر درسی در مدرسه ممکن است از موفقیت کمتری برخوردار باشند یا در یافتن دوست با دشواری مواجه شوند. آنها همین‌طور ممکن است باعث حوادث بیشتری شوند، بدخلقی بیشتری از خود نشان دهند و نتوانند خوب بخوابند.


 کودکان یاد می‌گیرند
اگر فرزندان شما داد می‌زنند و شما سعی می‌کنید با صدای بلندتری همان کار را بکنید، در آن صورت شما به آنها دارید این را نشان می‌دهید که زور و قدرت روشی است که می‌توان با آن مسائل را حل کرد. سعی کنید در عوض باآرامی و بامنطق عمل کنید. به آنها نشان بدهید که متوجه هستید چه احساسی دارند: بله می‌فهم که چرا عصبانی هستی. ولی همزمان به آنها عواقب رفتارشان را هم گوشزد کنید.

 

همزمان که کودکان رشد می‌کنند آنها به طور منظم به کارهای جدید دست می‌زنند، این که بتوانند خودشان تصمیم بگیرند یا انتخاب کنند روشی است که یاد می‌گیرند چگونه استقلال داشته باشند و این یک قابلیت مهم زندگی است. ممکن است به آنها این انتخاب داده شود که بین دو چیز که هر کدام از نظر شما درست است یکی را انتخاب کنند؛ به عنوان مثال: آیا می‌خواهی این اسباب‌بازی را با کسی شریک شوی یا می‌خواهی آن را با یکی دیگر عوض کنم؟


کم‌توجهی به رفتار خوب‌
غفلت والدین در صورت خوب بودن رفتارهای کودکان آسان است، ولی در صورت بدرفتاری، والدین سریعا به کودکان توجه می‌کنند. بیشتر کودکان و همچنین نوجوانان نیاز به دریافت توجه زیاد از طرف والدینشان دارند و به نحوی رفتار می‌کنند که این توجه را به دست آورند. شاید تعجب‌آور باشد که به نظر می‌رسد کودکان ترجیح می‌دهند به جای غفلت والدین، عصبانیت یا توجه منفی والدین را به دست آورند، این مساله می‌تواند یک چرخه معیوب به وجود آورد.

بی‌توجهی به کودک، رفتارهای نامناسب کودک، توجه منفی و عصبانیت والدین و رفتارهای نامناسب کودک، این که به فرزند خود کمک کنید چگونه با کشمکش‌ها و دلواپسی‌های خود طرف شود یکی از مهمترین قابلیت‌هایی است که به عنوان پدر یا مادر به فرزند خود می‌توانید منتقل کنید، با نشان دادن نمونه به آنها کمک کنید از طریق اعمال خودتان به آنها نشان دهید که چگونه به شکل سازنده می‌توان با کشمکش‌های خود طرف شد بدون آن که به کسی لطمه زد. به آنها نشان بدهید که خوب است در این‌باره صحبت کرد و اگر لازم به کمک کسی بود آن را طلب کرد.

خشونت راه‌حل رفع کشمکش‌ها، حس خوردگی و عصبانیت نیست، افراد دیگر صدمه می‌بینند. اگر شما کودک خود را کتک بزنید این کار به آنها این تصور را می‌دهد که آنها هم می‌توانند همین کار را نسبت به کسان دیگری انجام بدهند که دوست‌شان دارند. آنها در معرض تصورات متناقض و سردرگمی در دوره رشدشان به سن بلوغ قرار خواهند گرفت. بعلاوه کتک زدن و یا سیلی زدن یک کودک شیطان به او یاد نمی‌دهد که چه کاری را غلط انجام داده بود. از این‌رو این کار باعث نمی‌شود که رفتار غلط او متوقف شود یا دیگر تکرار نشود.


تنبیه فیزیکی خطرناک است، این کار می‌تواند به صدمه دائمی منجر شود. در برخی کشورها این کار غیرقانونی است. یک سیلی آرام می‌تواند به یک تودهنی محکم منجر شود. دست آخر فرزند شما عصبانی و دردمند است و نمی‌تواند بفهمد که چگونه باید کار درست را انجام دهد.

از همه بدتر، کودکانی که در معرض تنبیه فیزیکی بودند یاد می‌گیرند که وقتی نسبت به کودکان کوچکتر از خود عصبانی هستند از خشونت استفاده کنند. با دور کردن فرزندان خود از شرایط خشونت‌آمیز و با مانع شدن از این که دست به رفتار خشونت‌آمیز بزنند شما دارید به آنها یاد می‌دهید که استفاده از خشونت درست نیست و با هیچ‌کس نباید به این نحو برخورد کرد.

سعی کنید که دیگران را در حمایت از نقش‌تان به عنوان پدر و مادر درگیر کنید، در محیط اجتماعی شما افراد دیگری هستند که یا از فرزندتان مراقبت می‌کنند و یا نسبت به او نوعی مسوولیت دارند. آنها می‌توانند به شما درباره رفتار فرزندتان وقتی که تحت نظرشان هستند اطلاعات بیشتری بدهند یا شما را درباره تغییراتی که در رفتار آنها رخ داده یا درباره نحوه برخوردشان به شرایط دیگر مطلع کنند.

 

آنها کسانی هستند که مسوولیت مراقبت از فرزندتان را دارند و می‌توانند با زدن مثال به شما یاد بدهند که چگونه با او رفتار کنید یا به شما بگویند که چه مقرراتی در کودکستان بر رفتار او ناظر است. حتی آنها می‌توانند به شما توصیه‌های عملی یا راهنمایی بکنند و شما هم می‌توانید با آنها برای تعیین حدود رفتار فرزندتان و استفاده از مقررات مشابه همکاری کنید.


 منبع : .jamejamonline.ir