close
تبلیغات در اینترنت
شعر و قصه کودکانه

فرامادرانه

انشارات خورشید خانم



برای آشنایی بیشتر روی کتاب ها کلیک کنید.

http://s5.picofile.com/file/8120817918/skar.jpg

http://s5.picofile.com/file/8120817876/sakoochooloo.jpg

http://s5.picofile.com/file/8120817976/sdsh.jpg

واکنش کودکان به قصه گویی



 کودکان ممکن است واکنش های احساسی نسبت به خود قصه،‌تفسیرهایی که از آن می شود یا عناصر گوناگون ادبی درون قصه از خود نشان دهند.

واکنش ها ممکن است تنها در حد اشاره های سر و صورت باشد یا ارتباط گفت و گویی با قصه یا قصه گو . می توانید پس از گفتن قصه برای کودکان از خود چنین پرسش هایی را بکنید:

    کدام یک از کودکان در زمان قصه گویی نسبت به آن واکنش نشان دادند؟
    کدام بخش از داستان بیشترین واکنش را برانگیخت؟
    کودکان چگونه واکنش های خود را نشان دادند؟
    آيا واکنش های آن ها به هر شکل که بوده بر قصه گویی شما اثر گذاشت؟
    آیا پس از پایان گرفتن زمان قصه گویی، کودکان درباره داستان چیزی گفتند؟ اگر چنین بود، نظر آن ها نشانگر واکنش احساسی بود یا تفسیری از قصه یا توجهی به ویژگی های ادبی مانند سبک قصه گویی بود؟
    آیا واکنش های آن ها برای برگزیدن قصه در آينده برای این گروه سنی می تواند ابتکار تازه ای در شما ایجاد کند؟

منبع:
شناخت ادبیات کودکان: گونه ها و کاربردها از روزن چشم کودک


چه نکاتی را هنگام قصه گویی رعایت کنیم؟



هنگام قصه گویی این نکته ها را رعایت کنید:

    گوشه ای از اتاق را انتخاب کنید که کودکان بتوانند از آن جا مراسم قصه گویی را بشنوند و ببینند. یا در برابر آن ها بایستید و یا کنار آن ها بنشینید.
    پیش درآمد مناسبی را انتخاب کنید. اطلاعاتی درباره نویسنده به کودکان بدهید. یک رخداد مربوط به قصه را بیان کنید. یا کار خود را با یک پرسش آغاز کنید.
    با کودکان رابطه چهره به چهره برقرار کنید. این کار سبب می شود آن ها به شکل کامل تری درگیر قصه شوند.
    از صدای مناسب و آهنگ تاثیر گذار استفاده کنید.
    هنگام قصه گویی قدم بزنید یا مسیر حرکت خود را تغییر دهید تا نشانگر تغییر صحنه، شخصیت و دامن زدن به تعلیق یاشد. اگر نشسته اید  کمی به جلو و عقب خم شوید.
    پس از قصه گویی کمی مکث کنید و به شنوندگان خود فرصت بدهید درباره آن چه گفته اید عمیقا فکر کنند.

منبع:
شناخت ادبیات کودکان: گونه ها و کاربردها از روزن چشم کودک

   


قصه کودکانه اردویی مفید

قرار بود جمعه از طرف مدرسه به یک اردوی تفریحی برویم. محلی که برای اردو انتخاب شده بود یکی از کوه های زیبا و معروف بود که رودخانه های زیبا از میان آن عبور می کرد.

بی صبرانه برای رسیدن آن روز لحظه شماری می کردم.

بالاخره جمعه آمد و من تمام وسایلم را جمع کرده بودم. مادرم برای صبحانه و ناهار برایم غذا گذاشته بود و خودم هم بدمینتونم را برداشتم تا آن جا با دوستانم بازی کنم.

در مدرسه همه جمع شدیم و با هم به سمت کوه حرکت کردیم.

مدتی پیاده روی کردیم تا به یک رودخانه رسیدیم می خواستیم آن جا بنشینیم و صبحانه مان را بخوریم که دیدیم بطری ها و باقیمانده ی غذاهایی که اطراف رودخانه ریخته فضایی برای نشستن باقی نگذاشته.

دوست نداشتم آن جا بنشینم به خاطر همین پیشنهاد کردم که از آن جا برویم و جایی بهتر پیدا کنیم.

اما دیدم که یکی از دوستانم پلاستیکی بزرگ برداشته و با یک چوب شروع به جمع آوری زباله ها کرده و بقیه ی بچه ها هم به کمک او رفتند اولش دوست نداشتم به آن ها کمک کنم چون آشغال ها را ما نریخته بودیم که حالا باید جمع می کردیم و لی بعد دیدم که  این کار من به نفع خودم و طبیعت است من هم یک پلاستیک برداشتم و به آن ها کمک کردم.

بعد از تمام شدن کار از دیدن آن منظره ی زیبا واقعاً خوشحال شدم و با بچه ها بساط صبحانه را مهیا کردیم و همانجا نشستیم و از طبیعت زیبا لذت بردیم.

موقع برگشت به خانه با خودم فکر می کردم که اگر هر کسی مواظب رفتار خود باشد و با طبیعت با بی رحمی رفتار نکند چقدر همه چیز و زیبا و دوست داشتنی می شود.

 


شعر کودک - من بهارم


من بهارم فصل باران
دوست دارم دانه ها را

سبز و خرم ، شاد و خندان
بازی پروانه ها را

دوست دارم آسمان را
آفتاب مهربان را

دوست دارم روی گل را
رنگ گل را بوی گل را

دوست دارم ماهیان را
توی چشمه، توی دریا

دوست دارم هر کجا را
باغ و بستان، کوه و صحرا

دوست دارم، دوست دارم
من بهارم، من بهارم