close
تبلیغات در اینترنت
تربیت سالم

فرامادرانه

انشارات خورشید خانم



برای آشنایی بیشتر روی کتاب ها کلیک کنید.

http://s5.picofile.com/file/8120817918/skar.jpg

http://s5.picofile.com/file/8120817876/sakoochooloo.jpg

http://s5.picofile.com/file/8120817976/sdsh.jpg

تربیت با عشق

امروز مهمان یازده ساله‌ای داشتم. پسری دوست داشتنی به نام علی. با خود فکر کردم به جای این که درباره موضوع این مقاله فکر کنم، از علی بپرسم که چه مسائل و مشکلاتی دارد یا چه مسائلی دارد که دوست دارد آنها را حل کند. در نتیجه باب یک گفتگوی کوتاه را با علی باز کردم و پرسیدم علی‌جان از مدرسه راضی هستی؟ از همکلاسی‌هایت خوشت می‌آید؟ آیا در مدرسه مسئله یا مشکلی داری؟ علی بعد از کمی خجالت کشیدن به من گفت از رفتار نا شایسته هم کلاسی‌های خود خیلی ناراحت است. او گفت، بچه‌ها در کلاس مرتب همدیگر را مسخره می‌کنند. اما صحبت‌های علی به همین نکات ختم نشد. بلکه مسائل دیگری هم مطرح شدند که می‌خواهم آنها را در این شماره با شما در میان بگذارم. پس با من همراه شوید.

تمسخر همکلاسی‌ها
متاسفانه دست انداختن یا سر به سر گذاشتن که به شکل حاد خود (به صورت مسخره کردن) بروز می‌کند، رفتار ناشایستی است که برخی از دانش‌آموزان به آن دچارند. رفتار نادرستی که روانشناسان آن را نوعی اختلال رفتاری می‌دانند. روانشناسان معتقدند که دلیل بروز این رفتار، اعتماد به‌نفس پایین یا نداشتن اعتماد به نفس است. چرا که چنین فردی سعی دارد برای رفع کمبود‌های خود، با این رفتار دیگران را متوجه خود و به اصطلاح جلب توجه کند. این رفتار نه تنها جو کلاس و حتی مدرسه را متشنج می‌کند و باعث عصبانیت، نگرانی و ناراحتی همکلاسی‌ها و اولیای مدرسه می‌شود، بلکه کودک مورد تمسخر را نیز دچار تنش خواهدکرد. به عقیده روانشناسان، کودک سعی دارد تا با این رفتار کمبود‌هایی چون: اعتماد به نفس پایین، پایین بودن میزان تاثیر کلام خود بر دیگران و کمبود محبوبیت میان جمع را جبران کند و در تصور خود، جایگاه خود را میان جمع، خواه دوستان و آموزگاران و یا حتی والدین، بالا ببرد و تثبیت کند. تردیدی نیست که ادامه این رفتار، نه تنها کودک را به فردی خود محور، زورگو، بی‌هویت، عصبی، پرخاشگر و… تبدیل می‌کند بلکه دیگران را نیز آزار می‌دهد و اجتماع کوچک کلاس و مدرسه را متشنج می‌کند. روانشناسان معتقدند اعتماد به نفس عامل اکتسابی است که از بدو تولد پایه‌های آن در وجود هر یک از انسانها گذاشته شده و با مرور زمان میزان و کیفیت آن گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌شود. متاسفانه در بسیاری از خانواده‌هایی که فرهنگ سنتی دارند، مهم‌ترین مساله برای والدین حرف شنوی و تسلیم بودن و بله گفتن فرزندان است، در نتیجه این‌ها با ایجاد برخی فشارها و محدودیت‌های غیر ضروری و مشکل‌آفرین که عمدتا هم به سرکوب فرزندشان منجر می‌شود، مانع رشد اعتماد به نفس در کودکان‌شان شده و همین کمبود تا بزرگسالی آن کودکان امتداد می‌یابد و در بزرگسالی هم باعث عدم خودباوری و اتکای به نفس در می‌شود. پس اگر به عنوان مادر یا پدر شاهد این هستید که فرزندتان دیگران را مسخره می‌کند حتما به فکر روش‌هایی برای افزایش اعتماد به نفس او باشید.


چند روش ساده عملی برای بالا بردن اعتماد به نفس در کودکان


به کودک خود ارزش دهید
کودکان برای شاد بودن، بیش از هر چیزی به گفتگو با ما نیاز دارند.
زمانی که فرزندتان می‌خواهد با شما صحبت کند، اگر آب دست‌تان است زمین بگذارید و سر تا پا گوش شوید و تا زمانی که صحبت‌های او تمام نشده است، صحبت نکنید و در ضمن نخواهید در آن زمان نقش معلم را ایفا کنید و اشتباهات او را اصلاح کنید. با این کار او درمی یابد که چقدر برای او ارزش و احترام قایل هستید.

محبت عمیق خود را پنهان نکنید
هر زمان که احساس خوبی نسبت به فرزندتان پیدا می‌کنید، آن را به صورت عملی و زبانی و از صمیم قلب ابراز کنید. گفتار و رفتار محبت‌آمیز اولا باعث می‌شود تا کودک از حس و نظر شما در مورد خودش مطلع و مطمئن شود و ثانیا رفتار شما الگویی زنده برای فرزندتان است.

با ذره‌بین خوبی‌ها را پیدا کنید
در تشویق و تحسین کردن و توجه به کودک دست و دل باز باشید. نگران نباشید این عمل شما منجر به لوس شدن کودک نمی‌شود. در واقع بچه‌هایی که چنین کمبودی را حس می‌کنند، گرایش به لوس شدن دارند. به جای اینکه فرزندتان را سرزنش کنید، سعی کنید تا حد ممکن اشتباهات او را با محبت به او گوشزد کنید و برعکس با ذره بین به دنبال پیدا کردن رفتار و صفات خوب او باشید و از آنها در جمع تعریف کنید.

مراقب سخن گفتن خود باشید
از هر نوع طعنه زدن، دست انداختن و انگ زدن و نسبت دادن صفات نامناسب به فرزندانتان پرهیز کنید. در برخی موارد لازم است تا رفتار نامناسب و نه شخصیت کودک مورد انتقاد قرار گیرد ولی هرگز سرزنش خود را با تحقیر و تمسخر و زیر سوال بردن همراه نکنید. کلماتی همچون دست‌وپا چلفتی، تنبل، هپلو، خنگ و … مثل تیری زهرآگین بر حرمت نفس کودک است. (اغلب کودک تا شش سالگی درکی از شوخی ندارد).

کودک را در تصمیمات ساده شریک کنید
در تصمیم‌گیری‌هایی که به نحوی کودکان نیز دخیل هستند، نظر او را جویا شوید و سعی کنید تصمیمات بدون ضرر کودک را اجرا نمایید. بدین ترتیب هم عزت نفس کودکتان افزایش می‌یابد و هم نیروی تفکر او رشد می‌کند.

اشتباه غول ترسناک نیست!
ویبچر می‌گوید نمی‌توانید به کودکی بیاموزید که از خود مواظبت کند، مگر آنکه او را آزاد بگذارید تا برای مواظبت از خود بکوشد؛ ممکن است اشتباه کند، ولی دانایی او از میان همین اشتباهات سرچشمه می‌گیرد. خوب است گاهی مادر و پدر‌ها در بازی‌هایی که با فرزندانشان می‌کنند ببازند و در عمل به آنها نشان دهند که شکست آخر خط نیست. گاهی نیز به عمد اشتباه کنید و به فرزندتان نشان دهید بزرگترها نیز ممکن است اشتباه کنند ولی باید مسئولیت اشتباه خود را بپذیرند و سعی در اصلاح آن داشته باشند.

ابراز وجود در کودکان
زمانی که کودک در حالتی گیر می‌کند (کسی او را مسخره می‌کند و یا تحت فشار قرار می‌گیرد) که احساس ناامیدی و ناتوانی به او دست می‌دهد چگونه باید رفتار کند؟
اگر فرزند ما در چنین شرایطی قرار گرفت باید به او بیاموزیم که خجالت را کنار بگذارد و به شخص مسخره کننده و زورگو بگوید که محکم است و اجازه نمی‌دهد کسی او را با تمسخر تحت فشار قرار دهد فرزندان ما باید بتوانند ابراز وجود کرده و دل و جرأت داشته ‌باشند و بتوانند از حق خود و خواسته خود دفاع کنند و نگذارند حقشان ضایع گردد و یا مجبور به کاری شوند که تمایلی به آن ندارند. کودکانی که در این زمینه مشکل دارند، بازیچه خواسته‌های دیگران می‌شوند و دائماً احساس ناراحتی از وضعیت موجود دارند و خود را سرزنش می‌کنند. راه حل این کار سرزنش کردن خود نیست. روش‌هایی را باید یاد بگیرند تا برای همیشه از این مشکلات دور شوند و این رفتار برای کودک در خانواده شکل می‌گیرد.


تفاوت قائل شدن بین فرزندان-تفاوت قائل شدن بین شاگردان
تفاوت قائل شدن بین فرزندان از مهم‌ترین عوامل مسائل روانشناختی کودکان است، فرق گذاشتن به هر صورتی که باشد، یعنی در زمینه مسائل مادی یا معنوی مانند محبت، منجر به عواقب ناگواری خواهد شد. زیرا باعث می‌گردد که فرزندی که مورد بی‌مهری واقع می‌شود، نسبت به دیگری حسادت بورزد و کینه‌ توز شود و گوشه‌ نشین و کم‌رو گردد، بترسد و گریه کند و تفکر انتقام‌جویانه را در خود پرورش دهد. دچار کابو‌س‌های شبانه و حمله‌های عصبی شود و در خود احساس نقص و خود کم‌بینی نماید. کودکان اغلب در محیط آموزشی نیز در معرض چنین بی‌مهری‌هایی قرار می‌گیرند و تفاوت قائل شدن متاسفانه از آموزگاران و مربیان هم سر می‌زند که البته این‌گونه بی‌عدالتی‌ها در محیط آموزشی نیز محصول هولناک خود را به وجود می‌آورد. کودکان سرخورده، پرخاشگر و ناآرام پرورش یافته مربیانی هستند که در دوران تربیت، بین آنها تفاوت ناعادلانه قائل شده‌اند. اغلب پدرها و مادران و مربیانی که این‌گونه رفتار می‌کنند عموماً از تاثیرات و نتایج آن بی‌خبرند و معمولا خود به خود و از عدم آگاهی، رفتارهای متفاوت برای کودکان از آنها سر می‌زند. بنا براین لازم است در امور تربیتی هر چه بیشتر آگاه باشیم و هوشیاری را به رابطه خود با کودک بیفزاییم، دقت در تربیت کودک ما را متوجه نقایص کارمان کرده و نتایج مطلوب‌تری به بار می‌آورد. حتی بزرگان دینی ما نیز به عدالت میان فرزندان توصیه می‌کنند. حضرت پیامبر اکرم (ص) فرمودند: در بخشش و دادن هدایا، مساوات را در بین فرزندانتان رعایت کنید. همچنین مردی در خدمت رسول خدا (ص) بود که پسرش آمد، او را بوسید و بر زانویش نهاد و دخترش آمد، او را در مقابل خود نشاند. پیامبر(ص) فرمود: «چرا بین این دو مساوات را رعایت نمی‌کنی».

تبیه بزرگ برای اشتبا‌هات کوچک
یکی دیگر از مواردی که علی یازده ساله مطرح کرد این بود که هر گاه یک اشتباه کوچک مرتکب می‌شود تنبیهی که برای او اجرا می‌شود بزرگتر از اشتباه اوست. در تربیت فرزند، زیاد سختگیر نباش. باغبان، درخت جوان را که هنوز خوب ریشه ندوانیده، به شدت تکان نمی‌دهد. تنبیه و ملامت باید همراه با لطف و محبت باشد که کودک ضمن آن احساس نکند که محبت والدین را از دست داده است. به یاد بسپارید که محبت و نوازش‌های والدین در تربیت کودک و رشد شخصیت او و جلوگیری از انحراف‌ها، دروغ‌گویی و… نقش معجزه‌ را دارد. روش تنبیه، روشی بسیار مهم در تربیت است که ظرافت و دقت خاص خود را می‌طلبد و حتما باید در راستای تربیت و اصلاح کودک و یا هر فرد دیگر باشد، بدون اینکه به شخصیت انسانی و کرامت فرد، آسیبی برسد. اما متاسفانه برخی مادر و پدر‌ها برای تخلیه ناراحتی‌ها و هیجانات خودشان است که فرزند را تنبیه می‌کنند. وقتی کودک‌تان مرتکب اشتباهی می‌شود تا جایی که امکان دارد اشتباه او را با زبان خوش به او یادآوری کرده و روش اصلاح آن را به او بیاموزید. هر زمان که کودک را تنبیه می‌کنید از خود بپرسید که آیا تنبیه تناسب با اشتباه و خطای کودک دارد؟ و اگر دارد آیا هیچ راه موثرتری برای اصلاح رفتار کودک وجود نداشت؟ متاسفانه اگر کودک بطور دائم با سرزنش و توبیخ روبرو باشد، محکوم کردن دیگران و خصوصا والدین و اطرافیان را یاد گرفته و تا آخر عمر ادامه خواهد داد. برای حسن ختام مطلب یک دستورالعمل مهم را هم می‌گویم: همیشه اول عشق بورز، بعد تربیت کن و آموزش بده.


فایده رفتن کودکان به مهد کودک

Image result for ‫عکس کودک‬‎                                                                                                                                              

بسیاری از مادران و پدران با شنیدن اسم مهدکودک یاد والدین کارمند می‌افتند و تصور می‌کنند مهدکودک جایی است که می‌توانند فرزندشان را برای چند ساعت به افرادی بسپارند و خودشان به کارشان برسند. اما در یک کلام باید گفت مهدکودک صرفا جایی نیست که سرپرستی کودک‌تان را بپذیرد بلکه جایی است برای آموزش و اجتماعی شدن او. در گفتگو با روان‌شناسان خانواده کوشیده‌ایم در این خصوص اطلاعات بیشتری کسب کنیم...

 



شما سپردن کودکان به مهدکودک را تایید می‌کنید یا خیر؟


بهتر است کودکان تا پایان 2 سالگی در محیط خانواده و نزد والدین خود باشند. احساس امنیت روانی اولیه و وابستگی‌های عاطفی باید به صورت صحیح و طبیعی در خانواده شکل بگیرد. از این سن به بعد کودکان به تجربه‌های اجتماعی نیز نیاز دارند. ارتباط با همسالان و آموختن بسیاری از مفاهیم را می‌توان از طریق اجتماع و همسالان برای فرزندان مهیا کرد. رشد اجتماعی کودک، نحوه ارتباط با دیگران و یادگیری زبان و درک مفاهیم کلامی و غیرکلامی در یک مهدکودک خوب که از معیارهای لازم برای رشد اجتماعی و کلامی کودکان برخوردار باشد، ضروری به نظر می‌رسد.

 

دریک مهد کودک برنامه کودکان از نظم و انضباط خاصی برخوردار می‌شود. برنامه خواب و خوراک آنها به طور منظم از قاعده خاصی پیروی می‌کند. همچنین آموزش بسیاری از مطالب که ممکن است مادر، در منزل به صورت پراکنده یا به طور غیرعلمی به فرزندش بیاموزد، در مهدکودک به صورت منظم و روش‌مند در جمع و به صورت گروهی آموخته می‌شود. به طور کلی کودک در این مرحله برای سال‌های آینده که باید ساعت‌های بیشتری را از خانه دور باشد، آماده می‌شود.

 


خیلی وقت‌ها، بچه‌ها تمایلی به مهد کودک ندارند؛ دراین مواقع چه کار کنیم؟


بله؛ همه کودکان در روزهای اول، رفتن به مهد را به خوبی نمی‌پذیرند و بی‌تابی‌ها و اضطراب‌های زیادی از خود نشان می‌دهند اما اگر مربیان تعلیم‌دیده و مجرب در مهد باشند و همکاری درستی بین والدین و مربیان به وجود ‌آید، محیط مهدکودک می‌تواند از جذابیت خاصی برای کودک برخوردار باشد.

 

روش‌هایی که برای علاقه‌مند کردن کودکان به مهد به کار گرفته می‌شود باید علمی، تخصصی و خالی از هر گونه تهدید و ترس باشد. مربیان نیز باید با توجه به معیارهای خاصی انتخاب شوند. مربیان باید از ویژگی‌های خاصی برخوردار باشند تا بتوانند به عنوان جایگزین مادر، امنیت و آرامش لازم را به کودک بدهند زیرا کودکان هم مانند بزرگسالان شخصیت، رفتار و منش‌های متفاوتی دارند بنابراین مهد مکانی است که باید بتواند رفتارهای درست کودکان را تشویق و رفتارهای نادرست آنها را اصلاح کند و در جهت رشد طبیعی و هنجار کودکان در زمینه‌های جسمی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی قدم بردارد.

 

 


به نظر شما ضرورت دارد که کودکان به مهد کودک یا‌ آمادگی بروند؟


به دلیل جدا شدن کودک از مادر و خانواده، باید با توجه به سن کودک چنین تصمیمی گرفته شود، یعنی باید ببینیم که چه کودکی را با چه سنی می‌خواهیم به مهدکودک بفرستیم. بهتر است که کودکان تا دو یا سه سالگی در محیط خانواده و در کنار مادر به سر ببرند زیرا که دراین صورت امنیت خاطر و پیوندهای عاطفی که برای شکل‌گیری شخصیت بسیار مهم است می‌تواند به خوبی رشد کند اما اگر شرایط مادر به گونه‌ای است که نمی‌تواند از فرزندش در کنار خود و در خانه نگهداری کند، می‌تواند بعد از دو سالگی فرزندش را به مهدکودک بفرستد. دراینجا باید به شرایط مهدکودک توجه کرد که کدام مهدکودک و با چه ویژگی‌هایی برای فرزند ما مناسب است.

 


یعنی درباره مهدکودک فرزندمان تحقیق جدی کنیم؟


البته؛ در مهد کودک، مربیان وظیفه بسیار مهمی به عهده دارند زیرا نقش جانشین مادر را برای کودک ایفا می‌کنند و با توجه به این تعریف، مربی باید بتواند اضطراب کودک را تخفیف بدهد و به او امنیت بدهد و او را کنترل کند.

 

بنابراین لازم است درباره شخصیت و نحوه رفتار مربیان و اینکه تا چه حدی قادر هستند نقش جایگزین مادر را ایفا کنند، تحقیق کنیم. خلاصه اینکه اگر مهد کودکی دارای ویژگی‌های لازم باشد و تنها از کودک نگهداری نکند بلکه به نیازهای او نیز توجه داشته باشد و رشد کودک و شرایط فردی او را در نظر بگیرد و درباره برنامه خواب، بازی، تغذیه، استراحت کافی و فعالیت‌هایی که مناسب سن کودک باشد، تدابیر لازم اندیشیده باشد و محیط امنی برای کودکان ایجاد کند، می‌توان پیشنهاد کرد که والدین حتما فرزندشان را به چنین مهدکودکی بسپارند.

 

 

چرا باید فرزندمان را به مهدکودک بفرستیم؟ این کار چه اهمیتی دارد؟


کودکانی که به مهدکودک می‌روند زمینه رشد اجتماعی‌شان فراهم می‌شود و در تعاملات اجتماعی شکل می‌گیرند. بسیاری از رفتارهایی که کودکان درخانه نیاموخته‌اند، در جای دیگری به نام مهدکودک می‌آموزند. رفتارهای منفی یا رفتارهایی که چندان مثبت یا جامعه‌پسند نیستند، در مهدکودک کم‌رنگ می‌شوند.

 

به این ترتیب کودکان مجموعه‌ای از رفتارها و اطلاعات مفیدی را در مهدکودک می‌آموزند و از طرف دیگر رفتارهای بدی که آموخته‌اند در مهدکودک با روش‌های خاصی که وجود دارد، تعدیل می‌شود. رشد کلامی در مهد کودک اهمیت زیادی دارد. تحقیقات نشان می‌دهد کودکانی که به مهد کودک رفته‌اند، در مقایسه با کودکانی که به مهد نرفته‌اند، از واژه‌های بیشتری استفاده می‌‌کنند و نحوه ارتباط‌شان با دیگران راحت‌تر است، بنابراین یک مهدکودک خوب با معیارهای بهداشتی و تربیتی‌ قابل قبول تاثیر زیادی در رشد روانی کودک دارد.

 

مهد کودک به چه دردی می خورد؟


والدین کودکانی که به مهدکودک می‌روند باید چه نکاتی را رعایت کنند؟


والدین این کودکان باید فرزندشان را به موقع از مهدکودک تحویل بگیرند. اگر کودکی مدتی را در مهد چشم به راه آمدن والدین بماند، دچار نوعی هیجان می‌شود که برایش آزاردهنده ‌است و شاید به این فکر بیفتد که فراموش‌اش کرده‌اند و دیگر دنبالش نخواهند آمد. این نگرانی کودک اهمیت زیادی دارد و باید از بروز آن جلوگیری کرد. بنابراین باید کودک را به موقع به مهد بسپاریم و به موقع او را تحویل بگیریم.

 

تمام کودکان در ابتدای رفتن به مهد کودک قدری اظهار ناراحتی می‌کنند و نگران هستند و حتی گاهی به شدت گریه می‌کنند. در چنین صورتی با کمک مربیان و روش‌های صحیح رفتار درمانی می‌توان این کودکان را آماده کرد و آنها را راضی کرد که چند ساعتی از مادر خود دور باشند. رفتن کودکان به آمادگی نیز بسیار مهم و در مراحل رشد کودک بسیار موثر است و او را برای ورود به دبستان آماده می‌سازد. کودکانی که دوره آمادگی را گذرانده‌اند برای ورود به دبستان بسیار مهیاتر هستند و آموزش‌های رسمی و غیررسمی که برایشان در نظر گرفته شده به رشد اجتماعی و مهارت‌های حرکتی آنها کمک بسیار زیادی خواهد کرد.

 

 

 

به کودکانی که دوره آمادگی را می‌گذرانند و سوالات زیادی درباره مدرسه می‌پرسند چه توضیحاتی بدهیم؟


این کودکان هنگام صحبت با مادرشان اغلب دوست دارند بدانند که مدرسه چگونه جایی است و چه عواملی و عناصری در آنجا وجود دارد، به ویژه اگر خواهر یا برادری داشته باشند که به مدرسه می‌رود و شاهد رفت و آمد خواهر یا برادر بزرگ‌ترشان به مدرسه باشند. در پاسخ به این کنجکاوی، والدین معمولا مدرسه را به طور اغراق‌آمیزی عالی و محلی برای تفریح و بازی و دوست‌یابی و در عین حال درس خواندن و سواد آموزی توصیف می‌کنند. گر چه همه این موارد کم و بیش درباره مدرسه صدق می‌کند اما غیر از اینها چیزهای دیگری هم وجود دارد که باید کودکانمان را در مورد آنها هم آماده کنیم.

 

 

چه‌طور؟ می‌توانید مثال بزنید؟


مثلا کودک 7 ساله‌ای که برای اولین بار به مدرسه می‌رود، در بدو ورود همان تصوراتی را در ذهن دارد که مادر برای او قبلا شرح داده است، یعنی مدرسه را مکانی بسیار خوب و دوست‌داشتنی می‌داند که همه درآن شاد و خوشحال هستند. اما در اولین روز ورود به مدرسه می‌بیند که مثلا دو تا کودک هم‌سن و سال خودش در گوشه‌ای ایستاده‌اند و گریه می‌کنند و مادرشان را می‌خواهند یا ممکن است که اولیای مدرسه با صدای بلند صحبت کنند تا صدایشان به گوش همه برسد.

 

فرزند ما قبلا اینها را یاد نگرفته و به او گفته نشده است که چنین مواردی هم در مدرسه وجود دارد. فرزند ما تصور بسیار مطلوبی از مدرسه در ذهن خود داشته است اما حالا با مواردی مواجه می‌شود که از نظر او چندان مطلوب نیست و حتی زننده هم هست یا در مورد فضا، جا‌سالن‌ها، کلاس‌، دست‌شویی، محل آبخوری بچه‌ها و ازدحام‌ها تصور دیگری دارد زیرا هیچ یک را قبلا ندیده است. این تصورات با واقعیت‌ها متفاوت و برای کودک ناراحت کننده است.

 

 


در این موارد، وظیفه والدین چیست؟


توصیه می‌شود که برای آماده‌سازی کودکان قبل از ورود رسمی به محیط مدرسه، دقیقا آنچه را در مدرسه می‌گذرد برای آنها شرح دهیم. خیلی خوب است که یک روز قبل از شروع سال تحصیلی دانش‌آموزان سال اول به همان مدرسه‌ای که ثبت نام کرده‌اند بروند و بتوانند همراه مادر خود از محل مدرسه، کلاس‌ها، دست‌شویی‌ها وحیاط مدرسه دیدن کنند و محیطی را که قرار است به آن قدم بگذارند از نزدیک ببینند و حتی با آموزگاران خود آشنا شوند.

 

 

 


نظریه های هربارت در باب تعلیم و تربیت


جان دیویی معتقد است ، هربارت اولین کسی بوده که تعلیم و تربیت را از صورت امری اتفاقی و بدون نقشه بصورت منظم در آورد ، هربارت برای تعلیم روشی مطرح ساخت که پشتوانه اش روان شناسی تداعی گرایانه بود، او معتقد بود که آموزش فکری باید پیوند تنگاتنگی با آموزش اخلاقی داشته باشد و به هدف واقعی و اصولی آموزش و پرورش ،که همانا رشد دادن شخصیت باشد کمک می کند.

 

 

کودک

 

 

او معتقد است تربیت یعنی رشد منش فرد، هربارت بر هدف اخلاقی آموزش و پرورش و رابطه آن با تعلیم تأکید دارد، به نظر او اخلاقیات آغاز و انجام تربیت اند اخلاق محک تربیت است واین بدین معنی است که عقل نظری مقدمه عقل عملی و دانش سرآغاز عمل است.

 

 

هربارت یاد آوری کرد که کودکان برای یادگیری بهتر باید در وضعیتی قرار داده شوند که آماده یادگیری شوند و مطلب مورد تعلیم باید متناسب مرحله رشدکودک باشد.

 

 

او می گوید : علی رغم سخت گیری هایی که در راهنمایی به کار می برید ، کودکان را به وضعی که آن را دوست دارند و موجب آزادی و اطمینان ایشان می شود این بزرگترین تقاضا در عالم تربیت است، به نظر هربارت تعلیم باید محسوس ، مداوم ترقی دهنده و مربوط به زندگی باشد، در نظریات هربارت و پیروان او سه مفهوم اهمیت خاصی دارد :

 

1- سابقه ذهنی

 

2- تمرکز

 

3- علاقه

 

 

اول : سابقه ذهنی :


فرآیندی که هربارتی ها روشهای آموزشی خود را به آن استوار ساختند فرآیند درک ما سبق بود

 

 

درک ما سبق : تماس ما با جهان پیرامون با دریافت از راه حواس مانند بساوایی ، بنیایی و شنوایی برقرار می گردد. درک ساده با معانی از پیش موجود در ذهن ما تلاقی می کند، هنگامی که با معانی متشابه می آمیزد می تواند در ذهن بماند وضوح پیدا کند، وبطور مناسب با طیفی از معانی دیگر در ذهن پیوند یابد ، این سطح دوم فرآیند همگون سازی ، درک ما سبق نام دارد،

 

 

هربارت معتقد است : آموزگار نباید صرفاً انتقال دهنده دانش باشد ، او باید جریان درک ما سبق را بیدار باش دهد ، تحریک کند ، ورهنمون گردد او باید تعلیمات خود را با تجربه شاگرد پیوند دهد هربارت روش خاصی برای تدریس به معلمان پیشنهاد کرد که شامل چهار مرحله بود، بعدها پیروانش مرحله دیگری برآن افزودند :

 

 

آموزش به کودک

 

 

1- مرحله آماده سازی ( Preparation ) در این مرحله معلم می کوشد افکار و معلومات قبلی دانش آموزان را که با افکار یا درس تازه بستگی دارند به یادشان بیاورد وآنها را مرتب و منظم کند

 

 

2- مرحله عرضه کردن L: ( Presentation ) درس به کمک تصویرها به دانش آموزان عرضه می شود که تا حد امکان محسوس شود

 

 

3- هضم یا همخوانی : ( Asscimilation ) بعداز عرضه داشتن افکار یا درس تازه ، معلم باید میان مطالب قبلی و موضوعی تازه ارتباط واقعی بوجود آورد

 

 

4- تعمیم یاتنظیم (‌ Systematieation) در این مرحله معلم فکر کلی مورد نظرش را بصورت واحد مرتب در آورد تعمیم می دهد و معلومات دانش آموز با همدیگر در آمیخته بصورت واحد کل در می آیند و نظام دار می شوند

 

 

5.اجرا یا کار برد : ( Application) دانش باید به کار رود و بخشی از رندگی روزمره شود ، دانش آموز یاد می گیرد که از آموخته هایش در چه مواردی از زندگی می تواند استفاده کند

 

 

 

دوم تمرکــز :

 

این مفهوم به برنامه درسی در نظریه هربارت مربوط می شود هربارتی ها نوعی برنامه درسی پیشنهاد کردند که در آن یک یا گروهی درس، محور برنامه را تشکیل می دادند و دروس دیگر ، حول آن تابع و مرتبط با آن شکل می گرفتند اصطلاح تمرکز بعدها در بیان پیروان هربارت جای خود را به همیشگی داد

 


سوم علاقــــه :

 

علاقه از دید هربارت عامل محرک در تعلیم و حلقه اتصال کار تعلیم با رفتار اخلاقی بود هربارت می گفت : یکی از اهداف اصلی آموزش و پرورش بار آوردن افرادی با علایق فراوان است هربارتی ها می گویند : علاقه مفهومی است که در آن عاطفه با یک مفهوم فکری در می آمیزد هربارت از شش گونه علاقه نام می برد:

 

 

 

 

آنهایی که از دانش نتیجه می شوند : 1- تجربی 2- نظری 3- زیبا شناسی

 

آنهایی که ازمراوده اجتماعی ناشی می شوند: 4- همدلانه 5- اجتماعی 6- مذهبی



طبق نظریه او هدف تعلیم و تربیت را می توان نه پدید آوردن دانشی پر جانبه بلکه ایجاد علاقه ای پر جانبه دانست انسان با علایق فراوان کسی است که به طیف وسیعی از فعالیت ها حساسیت نشان می دهد تربیت به نظر جان دیویی هدفی خارجی ندارد ، بلکه عبارت از نوسازی دائمی تجربه است ولی به نظر هربارت تربیت هدفی اخلاقی دارد که باید با تجربه تاریخی و نورآرزوهای روحی عمیق بشر مشخص می شود" هربارت ایمان داشت که تربیت سر انجام علم می شود و بزرگی اودر همین ایمان نهفته است.








چگونه با فرزندانمان صمیمی تر باشیم؟

با افزایش سن ازدواج، کاملا طبیعی است که اختلاف سنی پدران و مادران و نیز فرزندان بیشتر و بیشتر شود و گاهی به بیش از سی و پنج سال هم برسد. وجود این میزان اختلاف سنی منجر به اختلاف در نوع گفتار، کردار و حتی دیدگاه والدین و فرزندان می شود.


اما اگر به نکاتی که در ذیل اشاره می شود، توجه کنیم بهتر می توانیم همپای کودکان خود باشیم.

عشق ورزیدن
می توانید با کودکتان رابطه خوبی برقرار کنید، به شرط آن که اجازه بدهید عشق و محبت شما را نسبت به خودش احساس کند. محبت قلبی به تنهایی، برای ارضای خواسته های درونی کودک کافی نیست.


او به عشق و محبتی نیازمند است که آثارش در رفتار و گفتار پدر و مادر نمودار باشد. بچه ها از نوازش، بوسه و تبسم و حتی از آهنگ محبت آمیز سخنان شما احساس آرامش می کنند و اعتماد به نفسشان تقویت می شود و درمی یابند که در زندگی، افرادی هستند که بدون هیچ گونه انتظاری، عاشقانه آنها را دوست دارند و از آنها حمایت می کنند، اینجاست که به خودشان می قبولانند با وجود این افراد هیچ گاه تنها نخواهند ماند.


وقتی به فرزندتان اظهار محبت می کنید او به شما و محیط خانه علاقه مند می شود و کمتر پیش می آید، جذب دوستان ناباب و مواد مخدر شود و به لحاظ روحی و جسمی نیز فرد سالم تری خواهد بود. پس همیشه به فرزندتان محبت کنید و بگویید که دوستش دارید و عاشقش هستید، اما باید بدانید که اظهار محبت وسیله تربیت است و نباید مانع تربیت شود.


بنابراین والدین باید حساب عشق به فرزند را از تربیت جدا کنند، او را صمیمانه دوست بدارند ولی عیوب و رفتار نادرستش را با روشی عاقلانه اصلاح کنند، زیرا فرزند شما همیشه کودک باقی نمی ماند.

کشف علایق مشترک خود و فرزندان
ممکن است شما به دلیل اختلاف سنی که با فرزندتان دارید، برای برقراری ارتباط خوب و صمیمانه با او، مشکلاتی داشته باشید. در این مواقع بهتر است به دنبال نقاط مشترک بین خود و فرزندتان باشید. مثلا شاید هر دوی شما وقت تان را برای خواندن کتاب، ورزش یا دوچرخه سواری صرف کنید. بنابراین سعی کنید علایق مشترک خود و فرزندتان را بیابید و با استفاده از وجود این علایق، رابطه دوستانه ای میان خودتان ایجاد کنید.


گام دیگر این است که بدانید فرزندتان چگونه وقتش را می گذراند و مشغول انجام چه نوع کار و فعالیت هایی است. زمانی را هر چند کوتاه به او اختصاص بدهید و در کارها و فعالیت هایی که دوست دارد، شرکت کنید. حتی می توانید دست فرزندتان را بگیرید، به پارک بروید و همپای او روی چمن های سرسبز بدوید، گل های رنگارنگ را نوازش کنید، بلند بلند بخندید و آواز بخوانید و درباره موضوعات مختلف با هم صحبت کنید و از این که در کنار یکدیگر هستید لذت ببرید. این نکته حائز اهمیت است. اگر چند تا بچه دارید برای هر کدام از آنها زمانی را جداگانه اختصاص بدهید.

صبور بودن
اگر یک روز سخت و پرمشغله را پشت سر گذاشته اید، لطفا تلافی آن را سر بچه ها در نیاورید. همه ما در زندگی روزهای سخت و پرکار داریم، ولی باید آرامش خود را حفظ و راهی برای کاهش خستگی روزانه پیدا کنیم.


سعی کنید وقتی کنار افراد خانواده بویژه کودکان هستید، شاد و پرانرژی باشید، زیرا بچه ها پدر و مادر شاد و پرانرژی می خواهند، نه پدر و مادر خسته و عصبی.


این نکته مهم است، زمانی که فرزندتان با شما صحبت می کند مدام کلام او را قطع نکنید، چراکه احساس می کند تمایلی به شنیدن حرف هایش ندارید، لذا از حرف زدن با شما دلسرد می شود. همیشه سعی کنید صبور باشید و به حرف فرزندتان بدقت گوش کنید، زیرا این گونه به او می فهمانید، آن قدر برایش ارزش و احترام قائلید که حاضرید تمام حرف هایش را بشنوید. با این روش می توانید متوجه مشکلات ریز و درشت فرزندتان بشوید و بموقع به او کمک کنید. به اهداف و احساساتش احترام بگذارید و همیشه به او بگویید چقدر دوستش دارید.

بازی کردن
کودک بازی کردن با پدر و مادرش را دوست دارد و همین را یکی از دلایل محبت می داند. در ضمن بر اثر همین بازی هاست که علایق ذاتی کودک و اخلاق و رفتار اجتماعی و فردی او شکل می گیرد. به این ترتیب یک راه درست برای تقویت روابط بین شما و فرزندتان این است که با او بازی کنید و قاه قاه بخندید. اجازه ندهید مدام با رایانه بازی کند.


بازی های زمان کودکی خودتان را به او یاد بدهید. زمان بیشتری را با فرزندتان سپری کنید. او به وجود شما در کنار خود احتیاج دارد.


حتی می توانید بازی هایی را انتخاب کنید که تک تک افراد خانواده بتوانند در آن شرکت کنند، مثل بازی اسم فامیل یا منچ ... گاهی اوقات با هم به پارک محل بروید، سوار تاب شوید، از پله های سُرسُره، بالا بروید و با هم سر بخورید و کلی خوش بگذرانید. وقتی در کنار فرزندتان هستید با تمام وجود کنارش باشید تا او هم وجود شما را در کنار خود احساس کند و شاد باشد.

نظم و قانون حاکم بر خانواده
بهتر است بچه ها در خانه ای بزرگ شوند که قانون داشته باشد. خانه ای که در آن نظم و قانون نباشد، بچه ها آزادانه هر کاری را که دوست داشته باشند انجام می دهند، مثلا تا هر ساعتی که بخواهند پای رایانه می نشینند و بازی می کنند یا تا نیمه های شب تلویزیون تماشا می کنند و... .


اگر می خواهید رابطه خوبی با فرزندتان داشته باشید، باید قوانین خاصی تعیین و این قوانین را به طور ثابت اجرا کنید. برای مثال، ساعات خاصی را برای دیدن برنامه های تلویزیون یا بازی های رایانه ای تعیین کنید یا انجام بعضی کارهای خانه را بر عهده فرزندتان بگذارید، البته کارهایی که در حد توانش باشد.


ممکن است ابتدا کمی خسته شود و غر بزند، اما بعد متوجه می شود شما به او اعتماد کرده اید که انجام برخی از کارها را به او سپرده اید. در نتیجه خوشحال می شود و احساس مسئولیت می کند و در آینده نیز فرد مسئولیت پذیری می شود.


این نکته مهم است که اگر گاهی فرزندتان نتوانست کارها را در حد عالی انجام بدهد، او را تنبیه نکنید، سرش غر نزنید و نگویید تو از عهده هیچ کاری برنمی آیی، زیرا اعتماد به نفسش را از دست می دهد، بنابراین فرصت دیگری به او بدهید و کمکش کنید تا کارش را درست و دقیق انجام بدهد.

منبع: jamejamonline.ir


آموزش همسایه داری به فرزندان

وقتی به فرزندانمان یاد بدهیم که به حریم همسایه ها و دیگران احترام بگذارند، و در صورت نیاز به آنها کمک کنند و همدلی خود را به آنها نشان دهند، همه در این میان برد می کنند.

 

1. اول از همه مرزها و حد و حدود را با همسایه هایتان تعیین کنید. شاید همه چیز بدیهی به نظر برسد، ولی مشغله زندگی باعث می شود که چیزهای کوچک فراموش شوند یا پیش پا افتاده فرض شوند. مثلاً از آنها بپرسید اگر توپ بچه هایتان در حیاط آنها افتاد باید چکار کنند. آیا همسایه شما شب ها کار می کند و روزها می خواهد دم پنجره اش سر و صدا نباشد؟ پرسیدن چنین سوالات ساده ای احترام شما به همسایه و اهمیت به خواسته ها و نیازهای او را نشان می دهد و در عوض شما هم می توانید همین انتظارات را داشته باشید.

 

2. به بچه هایتان حد و مرزها را یاد بدهید. اگر خیلی کوچک هستند، به آنها توضیح دهید که حریم شما تا کجاست و آنها نباید به حریم همسایه پا بگذارند. برایشان بگویید که اگر توپشان در خانه همسایه افتاد همانطور که با همسایه هماهنگ کرده اید باید عمل کنند.

 

3. حد و مرزهای مجازی را برای بچه ها توضیح دهید. شاید فرزندتان در چهاردیواری خودتان باشد، ولی بخواهد صدایش را سرش بیندازد و فریاد بزند یا سر و صدای زیادی راه بیندازد. شاید شما بتوانید سر و صدای او را تحمل کنید، ولی همسایه شما تحمل نمی کند. اینطور هم نیست که بچه هایتان مجبور باشند آرام صحبت کنند، ولی باید حداقل به حقوق اولیه و آسایش همسایه ها نیز احترام گذاشت.

 

4. به فرزندانتان یاد بدهید که دنبال فرصت هایی برای کمک به دیگران باشند. مثلاً به او یاد بدهید که اگر یکی از همسایه ها دستش پر است و به کمک احتیاج دارد به آن همسایه کمک کند. این موجب خوشحالی همسایه و ایجاد فرصتی برای حس خوب کمک به دیگران در بچه می شود.

 

5. لاپوشانی نکنید. حادثه اتفاق می افتد. به فرزندتان یاد بدهید که وقتی اتفاق بدی افتاد چکار کند. در مورد سناریوهای مختلفی که ممکن است پیش آید با او حرف بزنید: وقتی بچه ها توپ بازی می کنند و تصادفاً شیشه همسایه را می شکنند، اولین کاری که می کنند این است که فرار کنند، ولی این راه حل درست نیست. به آنها یاد بدهید که دنبال کمک و حل مسئله و جبران آن باشند و موقعیت را از آنچه هست خرابتر نکنند.

 

6. بازخورد بگیرید. با همسایه هایتان رک باشید. اینطور نیست که افراد فوراً از بچه شما شکایت کنند ولی گفتگو با همسایه ها باعث می شود که او آزادی بیشتری برای بیان مزاحمت های احتمالی که شاید خیلی راحت بتوان آنها را برطرف کرد داشته باشد.

 

اگر از همان بچگی به فرزندتان یاد بدهید که همسایه خوبی باشد، وقتی بزرگ شد، دنیا جای بهتری برای زندگی فرزندانمان خواهد بود.

منبع : برترین ها


کودکان و خشونت در تلویزیون

تلويزيون مي تواند عامل مؤثري در رشد و تحول سيستمهاي ارزشي، و شكل دهنده رفتار باشد؛ ولي متأسفانه بسياري از برنامه هاي تلويزيون مروّج خشونت هستند. با تحقيق در مورد تأثير برنامه هاي خشونت آميز تلويزيون بر كودكان و نوجوانان، معلوم شده است كه آنها :

 

* ترس از خشونت ندارند.


* به تدريج مي پذيرند كه خشونت راهي براي حل مشكل است.


* به تقليد خشونت مي پردازند.


* ناخودآگاه با شخصيت هاي خاصي چه قربانيان و چه قرباني كنندگان همانند سازي مي كنند. لازم به ذكر است كه همانند سازي، ناآگاهانه و بسيار خطرناك است ولي الگو برداري آگاهانه است.

 

مشاهده خشونت در برنامه هاي تلويزيوني باعث پرخاشگري در كودكان مي شود. گاهي اوقات حتي ديدن يك برنامه خشونت آميز مي تواند پرخاشگري را افزايش دهد. كودكاني كه مكرراً نمايشهايي پر از خشونت را تماشا مي كنند و ازاين كار منع هم نمي شوند، به احتمال زياد ، به تقليد آنچه مي بينند مي پردازند. اثر خشونت تلويزيوني ممكن است فوراً در رفتار يا گفتار كودك نمودار شود و يا سالها بعد خود را نشان دهد. البته خشونت تلويزيوني تنها علت پرخاشگري يا رفتار خشونت آميز نيست ولي از عوامل مهم تلقي مي شود. والدين مي توانند با استفاده از راههاي پيشنهاد شده زير كودكان خود را از خشونت مفرط تلويزيوني محافظت كنند.

 

۱- به برنامه هايي كه كودكان مي بينند توجه كنيد و بعضي از آنها را همراه كودك خود ببينيد. چنانچه كودك خود را به هنگام تماشاي برنامه هاي خاص تلويزيوني همراهي كنيد ، مي توانيد سؤالهاي او را بهتر برايش توضيح دهيد و جلوي كج فهمي او را بگيريد.

 

۲- زمان تماشاي برنامه هاي تلويزيوني را محدود كنيد. توجه داشته باشيد كه تلويزيون را نبايد دراتاق خواب بچه ها قرار دهيد. با اين عمل خود باعث مي شويد كه كودك با اثرات منفي برنامه هاي خشونت آميز تلويزيوني ، به خواب نرود ؛ همچنين نظم ساعت خواب و بيداري او مختل نمي شود.

 

۳- به كودكان خود تذكر دهيد كه اگر چه هنرپيشه حقيقتاً مجروح نشده يا به قتل نرسيده است، لكن اين گونه خشونتها در دنياي واقعي يا بسيار دردناك است يا منجر به مرگ مي شود.

 

۴- هنگامي كه برنامه هاي خشونت آميز پخش مي شود، يا كانال را عوض كنيد يا تلويزيون را خاموش كنيد. توضيح دهيد كه مشكل آن برنامه چيست و به گونه اي با منطق درخور فهم كودك ، آسيب و ضرر موجود در آن برنامه را توضيح دهيد تا ميل كودك يا اصرار او براي تماشاي اين گونه برنامه ها كاهش يابد.

 

۵- در حضور بچه ها صحنه هاي خشونت آميز را تأييد نكنيد و بگوييد كه بدترين شيوه براي حل يك مشكل، روش خشونت آميز است.

 

۶- تأثير همسن و سالان و دوستان و همكلاسي ها بايد به حداقل برسد. به اين منظور با والدين بچه هاي ديگر تماس بگيريد و در مورد نوع برنامه ها ي تلويزيون و مدت زمان مناسب براي تماشاي تلويزيون توافق كنيد.

 

والدين با استفاده از اين روشها مي توانند اثر مخرب تلويزيون را در ديگر حيطه هاي زندگي از قبيل شكل گيري ها و قالب پذيري هاي جنسيتي يا نژادي پيشگيري كنند. مدت تماشاي تلويزيون توسط كودكان ، جدا ازمحتواي آن بايد كم شود چون كودكان را از پرداختن به فعاليت هاي مفيد ديگر از قبيل مطالعه، بازي با دوستان و رشد و پرورش علائق خود باز مي دارد. اگر والدين در امر محدود كردن كودكان خود مشكل دارند يا نگراني هايي در باب چگونگي رفتار خود در مقابل واكنش هاي كودك نسبت به برنامه هاي تلويزيوني دارند، مي بايست با يك روان شناس كودك و نوجوان مشاوره كنند و از رهنمودها و تجارب او برخوردار شوند.

 

منبع:tebyan.net


به حرفم گوش کن، بچه!

بیشتر والدین، رفتارهای ناشایست کودک خود را به گردن همکلاسی‌ها و دوستان کودک خود می‌اندازند. اما هر کسی که مقصر باشد، اگر رفتارهایی مثل خشونت و دعوا با سایر کودکان، ژقلدری و فرار از کلاس زیاد طول بکشد، کودک را به‌مرور آشوبگر و دردسرساز می‌کند.

 


حالا سوال این است که از کجا باید بفهمیم رفتارهای کودک‌مان طبیعی و سالم است یا غیر طبیعی و آشوبگرانه؟

 

 

۴ مرحله زیر را طی کنید تا پاسخ این سوال‌تان را بگیرید....

 

مرحله اول: کارآگاه باشید

 

در رفتارهای فرزند خودتان و کارهای او کنکاش کنید و از نزدیک نظاره‌‌گر باشید. با نگاه به رفتار کودکان می‌توانید از مراحل تکامل کودک خود باخبر شوید.

 

یکی از نقش‌های مهم والدین درک تکامل کودکان است. ببینید در هر مرحله سنی کودک باید چه رفتارهای مناسبی را انجام دهد.

 

در یک زمان خاص یک رفتار خاص ممکن است مناسب آن سن نباشد. مثلا برای یک کودک سه ساله پرتاب کردن یک شی امری طبیعی است اما برای یک فرد ۱۶ ساله این کار بسیار قبیح و غیرطبیعی است، بنابراین مشکلی وجود دارد.

 

 

حالا به رفتارهای خودتان نگاهی کنید.


رفتارهای ما واقعا چگونه است؟ هر چه بیشتر شما بتوانید رفتار خودتان را شرح دهید، بیشتر قادرید درک کنید که چرا او واقعا این‌گونه رفتار می‌کند.

 

 

بازخورد شما باید شامل سوالات زیر باشد:

 

رفتار کودک تا چه حد ادامه خواهد یافت؟ این اولین باری است که کودک دروغ می‌گوید، قلدری می‌کند یا از کلاس فرار می‌کند یا شما باز هم این رفتارها را از او مشاهده کرده‌اید؟!

 

 

آیا رفتارش تغییر کرده است؟ آیا رفتارش بهتر شده است؟ یا نه بدتر شده؟ برخی از کودکان در مدرسه یا کلاس جدید در شروع سال جدید مشکلاتی دارند اما آنها به تدریج خو گرفته و رفتارشان بهتر می‌شود. از هرگونه رفتاری که با گذشت زمان بدتر شود، باید نگران شد.

 

 

رفتار بد بیشتر کجا اتفاق می‌افتد؟ تنها در مدرسه یا در خانه، یا خانه دوستان؟ این رفتار تنها جلوی شما اتفاق م‌افتد یا نه در مقابل پدر و مادربزرگ، معلمان و دوستان هم به همین ترتیب کودک آنها را انجام می‌دهد؟

اگر کودکان در تمامی مراحل زندگی این مشکل را دارند نشان‌دهنده یک مشکل فراگیر است.

 

 

این رفتار چه‌قدر شدت دارد؟ آیا کودک شما با کودکان دیگر مدام در حال جدال و بحث است یا آنها را تنبیه می‌کند؟ اگر درگیری فیزیکی وجود دارد، چه قدر موضوع جدی است؟ دعوای کودکان معمولا نباید بیشتر از یک هول دادن باشد.

 

 

اگر کودک ۷ ساله‌ای دارید که کودک دیگر را کتک می‌زند یا چند بار زدن را تکرار می‌کند، در کنترل خشم و عصبانیت خود مشکل داشته و باید مورد توجه قرار گیرد.

 

 

در زندگی کودک شما چه حوادثی رخ داده است؟ غالبا رفتارهای ناشایست و بد از کودکان سر می‌زند، وقتی آنها قادر نیستند با استرس در زندگی خود دست و پنجه نرم کنند.

 

 

. اتفاقاتی مثل جابه‌جایی خانه یا محل زندگی یا حتی طلاق برای کودکان استرس‌آور است. اینها می‌تواند علامت هشداردهنده‌ای از وجود یک مشکل زمینه‌ای باشد.

 

این کودکان در مدرسه مشکل دارند. علاقه به بازی‌های خشونت‌بار ویدیویی دارند یا حتی خواب مناسب و کافی ندارند.

 

شما باید همچنین در جستجوی رفتارهایی مثل قلدری در مدرسه یا آزار دیگران باشید. کودک در مورد این چیزها با شما صحبت نمی‌کند و شما به عنوان یک والد از رفتارهای آنان آگاهی ندارید.

 

کودکان می‌توانند افسردگی و عصبانیت خود را در مقابل کارها و رفتارهایی که بیرون انجام داده‌اند، مخفی کنند.

 

هنگام انجام این بازرسی‌ها از کودک، با معلم کودک خود یا هر فردی که به طور معمول با کودک شما تماس دارد، صحبت کنید.

 

سرانجام با یک فرد باتجربه نشسته و سوالات خود را از او بپرسید. از او در مورد رفتارها و درک خود از رفتار کودک‌تان و مشکلات حاضر صحبت کنید.

 

 

 

 

مرحله دوم: صادق باشید


قبل از اقدامی برای اصلاح رفتار کودک خود لازم است دنبال مشکل اصلی باشید. گفتن این جمله که فرزند من بدون هیچ نقص و اشکالی است و دیگری مسوول این دعوا بوده نگرشی است که در حل مشکل هیچ تاثیری ندارد. همیشه با فرد صادق باشید و به خود دروغ نگویید.

 

صداقت موجب می‌شود که شما به دنبال اقدامی برای رفع مشکل باشید. کار دیگری که نباید انجام دهید این است که هرگز خود را در موقعیت نزاع نیندازید تا از کودک خود حمایت کنید.

 

والدین گاهی خود را در معرکه می‌اندازند تا رفتار فرزند خود را توجیه کنند. این کار رفتار کودک را بدتر می‌کند. به عبارت دیگر، اگر فرزندتان متوجه شود به خاطر ترک کلاس دلیلی یافته است، این کار را تکرار خواهد کرد.

 

وقتی فرزند شما مدام با نتایج اعمال‌اش مواجه شود به تدریج یاد می‌گیرد که چگونه دعوا و نزاع را به نفع خودش تمام کند.

 

 

 

مرحله سوم: به او کمک کنید

 

حالا که شما مشکل را شرح دادید، فرد مناسبی را برای کمک پیدا کنید تا مشکل خود را با او مطرح و آن را حل کنید.

 

 

با فردی شروع کنید که با شما صادق است و از رفتارهای کودکان مطلع است. فردی مثل معلم، مشاور مدرسه یا پزشک اطفال. اگر آن فرد مشکل را حل نکند و مشکل آن‌قدر شدید است که تهدیدکننده روابط یا ایمنی کودک شما است، پزشک شما ممکن است شما را به یک روان‌پزشک اطفال یا روان‌شناس برای بررسی‌های بیشتر معرفی کند.

 

این ارزیابی به تعیین اینکه رفتار کودک علامتی از مشکلات رفتاری یا برخی مشکلات بیولوژیکی دیگر است کمک می‌کند. اختلالاتی نظیر بیش‌فعالی، کم‌توجهی یا افسردگی.

 

 

 

مرحله چهارم: به او انگ نزنید


زدن انگ آشوبگر یا دردسرآفرین به کودک می‌تواند روی شخصیت‌ آینده کودک اثرگذار باشد و اعتماد به نفس کودک و تصویر ذهنی او از خود را تغییر دهد.

 

کودکان همیشه آن طوری عمل می‌کنند و آن‌گونه می‌شوند که دیگران در مورد آنها فکر می‌کنند و آنها را صدا می‌کنند.


پس مراقب باشید هیچ‌وقت به کودک خود کلمه بد نگویید. به جای آن بیشتر صفت‌های مثبت را به کار برده و صفات منفی را حذف کنید.


شما می‌خواهید رفتارهای مثبت را در کودک ایجاد کنید، بنابراین حرف‌هایی را به کودک بزنید و صفاتی را برایش به کار برید که دوست دارید آنها را انجام دهد و درواقع رفتاری صحیح است.


ترک رفتارهای منفی به معنی آن است که به کودک اجازه می‌دهید که با واژه‌ای غیراختصاصی بداند که شما تحمل رفتارهای بد او را ندارید.

 

این کار همیشه ساده و آسان نیست. وقتی در حال صحبت در مورد رفتارهای بد هستید، رفتار خوب و مناسب را که دوست کودک‌تان انجام می‌دهد به او نشان دهید.

 

مثلا به جای تنبیه کودک از کلمات مناسب استفاده کنید. این کار را مدام تکرار کنید و وقتی کودک‌تان رفتار خوب از خود نشان داد به او جایزه بدهید.

 

سعی نکنید همه رفتارها و مشکلات کودک را خودتان حل کنید. در هر زمان که کودک رفتار نامناسبی نشان داد، همان موقع در مورد همان رفتار بد با او صحبت کنید و کارهای بد دیگرش را در آ‌ن زمان به او تذکر ندهید.

 

 

اگر روی بسیاری از رفتارها در یک زمان تمرکز کنید، هرگز در رفتار کودک تغییری حاصل نمی‌شود. صبور باشید. ممکن است اصلاح و تغییر رفتار کودک ۳ تا ۴ هفته با تکرار مدام طول بکشد تا نتیجه مثبت حاصل شود. شما تغییرات را تدریجی در کودک خواهید دید.

 

 

هرگز عصبانی نشوید. مدتی طول می‌کشد تا رفتار خوب جایگزین رفتار بد کودک شود.

 

منبع: روزنامه سلامت


قلدری در دنیای کودکان

قلدری زمانی است که یک دانش آموز به طور مکرر کودکان دیگر را آزار می دهد. رفتار قلدرانه می تواند شامل تنبیه، بدکلامی یا پرخاشگری باشد. این گونه رفتارها ممکن است در مدرسه یا در زمین بازی یا در اتوبوس مدرسه یا در کوچه و حتی از طریق اینترنت اتفاق بیفتد...


بنابراین:

خصوصیات کودک قلدر را به دانش آموز خود یاد دهید. اینها شامل نگاه کردن خشمگین به چشم کودکان دیگر، زورگویی و زورگیری است.

 

به کودک خود یاد دهید که به او بگوید «من این کار شما را دوست ندارم.»

«لطفا این گونه با من رفتار نکن.»

«چرا این حرف را می زنی؟»

 

به کودک خود یاد دهید چگونه کمک بخواهد.

 

مسوولان مدرسه را از این موضوع آگاه کنید و از آنها برای رفع چنین مشکلاتی کمک بخواهید.

 

مطمئن شوید که والدین دانش آموز قلدر از این موضوع اطلاع دارند.

 

به کودکتان این اطمینان را بدهید که هرگز نباید به کودک قلدر جواب مثبت بدهد.

 

به والدین دانش آموز قلدر هم توصیه می شود که صبور باشند و رفتارهای خشن کودک خود را محدود کنند.

 

والدین تاثیرگذاری باشید اما تنبیه بدنی نکنید. سعی کنید تنبیه شامل از دست دادن امتیاز برای فرزند قلدرتان باشد.

 

با کمک مربیان و مشاوران مدرسه راه حل مفید و موثری برای دانش آموزان قلدر پیدا کنید.


به کودک خود یاد دهید که وقتی با کودک قلدری مواجه شد، نه فریاد بزند و نه ساکت باشد بلکه این موضوع را با یک مربی یا مشاور مدرسه یا شما مطرح کند.

 

منبع: روزنامه سلامت


تاثیر کمک پدران در کارهای خانه روی موفقیت دختران!

 

نتایج تحقیقات نشان داده است ، پدرانی که در کارهای خانه کمک می کنند، دختران بلندپروازتری بزرگ می کنند! دخترانی که  توانایی های خود را بهتر می بینند و می توانند موفقیت های بیشتری کسب کنند!

خوشبختانه هر روز برشمار مردانی که خود را از دیدگاه های محدود کننده می رهانند افزوده می شود ، دیگر کمک کردن در کارهای خانه چیزی نیست که مردی را نگران کند ،کمک کردن در کارهای خانه برای کاهش حجم مسئولیت ها علاوه بر اینکه کار پسندیده ایست، روی تربیت فرزندان نیز تاثیر خاص و پایداری خواهد گذاشت !

نتایج یک پژوهش در دانشگاه British Columbia نشان می دهد پدرانی که در کارهای خانه کمک می کنند، ممکن است دختران بلندپروازتری بزرگ کنند.این تحقیقات نشان می دهد اعمال پدران در خانه تاثیر بیشتری بر دختران دارد تا پسران!

نتایج برسی 326 کودک 7 الی 13 ساله نشان می دهد باورهای افراطی مادران در خصوص نقش های زن و مرد در خانه باعث ایجاد پیش زمینه آن باور ها در کودکان می شود.علاوه بر آن هنگامی که پدران در انجام کارهای خانه انعطاف بیشتری نشان می دهند،دخترانشان میل بیشتری برای فعالیت و کار در خارج از منزل نشان داده و علاقه کمتری به شغل های کلیشه ای پیدا می کنند. فعالیت های پدر که طی نقش جنسیتی او مشخص می شود، به طور خاصی بر اولویت های شغلی دختران ( نه پسران) خود تاثیر می گذارد.

دانشمندان این تاثیر را ناشی از عوامل دیگری نیز می دانند- مثل این موضوع که اینگونه مردان با زنانی ازدواج می کنند که بیرون از خانه کار می کنند و دید روشن فکرانه ای در خصوص نقش های جنسیتی دارند. البته کمک در کار خانه و کاهش حجم آن فرهنگی است که باید پیش از همه مردان روشنفکر و متمدن ما برای گسترش آن تلاش کنند !
منبع:آی بانو

 


چگونه کودکی نرمال داشته باشیم !

اختلالات رفتاری در تمام سنین کودکی بروز می‌کند. اغلب اوقات این مشکلات در اوایل دوران زندگی شروع می‌شود. نوپایان و کودکان خردسال گاهی ممکن است از انجام آنچه که بزرگسالان از آنها می‌خواهند انجام دهند، علی‌رغم چندین بار تکرار درخواست، خودداری کنند. کودکان گاهی بی‌ادب، فحاش و کج‌خلق می‌شوند.

 

روان‌شناسان معتقدند که رفتار نامناسب در کودکان به علت آموزش و یادگیری از محیط به تدریج به صورت تقریبا ثابت در رفتار آنها تجلی می‌یابد و هر رفتار نامناسب مانند رفتار مناسب از طریق تقویت‌کننده‌های مثبت و منفی و یا تنبیه از محیط کسب می‌شود.


 چرا ناهنجاری‌های رفتاری بروز می‌کند
برخی اوقات کودکان احساسات خود را از طریق رفتارشان ابراز می‌کنند زیرا این تنها روشی است که آنها می‌دانند که از طریق آن می‌توانند آنچه را که احساس می‌کنند بیان کنند. حس خشم، سرخوردگی و بلاتکلیفی درباره چیزی یا احساس گناه و یا شرم می‌تواند باعث اشباع احساسات فرزندتان شود و یا به خستگی و ناخوشی فیزیکی آنها منجر شود یا این که می‌تواند به طغیان احساسی یا رفتاری آنها بینجامد.


 کمبود توجه‌
همچنین کودکانی که بی‌قرار و پر از تب و تاب هستند ممکن است به عنوان افراد پرتحرک توصیف شوند . در کودکانی که از اختلال تحرک بیش از حد ناشی از کمبود توجه رنج می‌برند این‌گونه رفتار در حالت افراطی وجود دارد و ممکن است باعث صدمه یا تشویش به خانواده کودک و افراد دیگری که در پیرامون او هستند، شود.

 

کودکانی که از این اختلال رنج می‌برند از ظرفیت توجه بسیار کمی برخوردارند و بیش از حد فعال هستند بویژه در زمانی که مایل هستند آنها آرام بگیرند. رفتار دشوار آنها می‌تواند شامل این باشد که آنها نمی‌توانند منتظر نوبت خود شوند یا بدون آن که فکر کنند دست به عملی بزنند یا مقرراتی که وجود دارد را نقض کنند.

این کودکان همین‌طور به خودشان صدمه می‌زنند و از نظر درسی در مدرسه ممکن است از موفقیت کمتری برخوردار باشند یا در یافتن دوست با دشواری مواجه شوند. آنها همین‌طور ممکن است باعث حوادث بیشتری شوند، بدخلقی بیشتری از خود نشان دهند و نتوانند خوب بخوابند.


 کودکان یاد می‌گیرند
اگر فرزندان شما داد می‌زنند و شما سعی می‌کنید با صدای بلندتری همان کار را بکنید، در آن صورت شما به آنها دارید این را نشان می‌دهید که زور و قدرت روشی است که می‌توان با آن مسائل را حل کرد. سعی کنید در عوض باآرامی و بامنطق عمل کنید. به آنها نشان بدهید که متوجه هستید چه احساسی دارند: بله می‌فهم که چرا عصبانی هستی. ولی همزمان به آنها عواقب رفتارشان را هم گوشزد کنید.

 

همزمان که کودکان رشد می‌کنند آنها به طور منظم به کارهای جدید دست می‌زنند، این که بتوانند خودشان تصمیم بگیرند یا انتخاب کنند روشی است که یاد می‌گیرند چگونه استقلال داشته باشند و این یک قابلیت مهم زندگی است. ممکن است به آنها این انتخاب داده شود که بین دو چیز که هر کدام از نظر شما درست است یکی را انتخاب کنند؛ به عنوان مثال: آیا می‌خواهی این اسباب‌بازی را با کسی شریک شوی یا می‌خواهی آن را با یکی دیگر عوض کنم؟


کم‌توجهی به رفتار خوب‌
غفلت والدین در صورت خوب بودن رفتارهای کودکان آسان است، ولی در صورت بدرفتاری، والدین سریعا به کودکان توجه می‌کنند. بیشتر کودکان و همچنین نوجوانان نیاز به دریافت توجه زیاد از طرف والدینشان دارند و به نحوی رفتار می‌کنند که این توجه را به دست آورند. شاید تعجب‌آور باشد که به نظر می‌رسد کودکان ترجیح می‌دهند به جای غفلت والدین، عصبانیت یا توجه منفی والدین را به دست آورند، این مساله می‌تواند یک چرخه معیوب به وجود آورد.

بی‌توجهی به کودک، رفتارهای نامناسب کودک، توجه منفی و عصبانیت والدین و رفتارهای نامناسب کودک، این که به فرزند خود کمک کنید چگونه با کشمکش‌ها و دلواپسی‌های خود طرف شود یکی از مهمترین قابلیت‌هایی است که به عنوان پدر یا مادر به فرزند خود می‌توانید منتقل کنید، با نشان دادن نمونه به آنها کمک کنید از طریق اعمال خودتان به آنها نشان دهید که چگونه به شکل سازنده می‌توان با کشمکش‌های خود طرف شد بدون آن که به کسی لطمه زد. به آنها نشان بدهید که خوب است در این‌باره صحبت کرد و اگر لازم به کمک کسی بود آن را طلب کرد.

خشونت راه‌حل رفع کشمکش‌ها، حس خوردگی و عصبانیت نیست، افراد دیگر صدمه می‌بینند. اگر شما کودک خود را کتک بزنید این کار به آنها این تصور را می‌دهد که آنها هم می‌توانند همین کار را نسبت به کسان دیگری انجام بدهند که دوست‌شان دارند. آنها در معرض تصورات متناقض و سردرگمی در دوره رشدشان به سن بلوغ قرار خواهند گرفت. بعلاوه کتک زدن و یا سیلی زدن یک کودک شیطان به او یاد نمی‌دهد که چه کاری را غلط انجام داده بود. از این‌رو این کار باعث نمی‌شود که رفتار غلط او متوقف شود یا دیگر تکرار نشود.


تنبیه فیزیکی خطرناک است، این کار می‌تواند به صدمه دائمی منجر شود. در برخی کشورها این کار غیرقانونی است. یک سیلی آرام می‌تواند به یک تودهنی محکم منجر شود. دست آخر فرزند شما عصبانی و دردمند است و نمی‌تواند بفهمد که چگونه باید کار درست را انجام دهد.

از همه بدتر، کودکانی که در معرض تنبیه فیزیکی بودند یاد می‌گیرند که وقتی نسبت به کودکان کوچکتر از خود عصبانی هستند از خشونت استفاده کنند. با دور کردن فرزندان خود از شرایط خشونت‌آمیز و با مانع شدن از این که دست به رفتار خشونت‌آمیز بزنند شما دارید به آنها یاد می‌دهید که استفاده از خشونت درست نیست و با هیچ‌کس نباید به این نحو برخورد کرد.

سعی کنید که دیگران را در حمایت از نقش‌تان به عنوان پدر و مادر درگیر کنید، در محیط اجتماعی شما افراد دیگری هستند که یا از فرزندتان مراقبت می‌کنند و یا نسبت به او نوعی مسوولیت دارند. آنها می‌توانند به شما درباره رفتار فرزندتان وقتی که تحت نظرشان هستند اطلاعات بیشتری بدهند یا شما را درباره تغییراتی که در رفتار آنها رخ داده یا درباره نحوه برخوردشان به شرایط دیگر مطلع کنند.

 

آنها کسانی هستند که مسوولیت مراقبت از فرزندتان را دارند و می‌توانند با زدن مثال به شما یاد بدهند که چگونه با او رفتار کنید یا به شما بگویند که چه مقرراتی در کودکستان بر رفتار او ناظر است. حتی آنها می‌توانند به شما توصیه‌های عملی یا راهنمایی بکنند و شما هم می‌توانید با آنها برای تعیین حدود رفتار فرزندتان و استفاده از مقررات مشابه همکاری کنید.


 منبع : .jamejamonline.ir


به کودکان درس زندگی بیاموزید

پیروی از ده قانون ساده به شما امکان می دهد رفتارهای خوب را در کودک خود تقویت کنید و این رفتار را در آنها به صورت عادت در آورید.

 

۱. رفتار درست بچه ها را تقویت کنید

 

 رفتار درست بچه ها را تقویت کنید نه بد رفتاری شان را درخواست های مؤدبانه ی بچه ها را تقویت کنید، نه نالیدن ها، فریاد زدن ها، کج خلقی ها یا قهر کردن هایشان را. سعی کنید بحث و گفت و گوهای آرامی را که در بینتان وجود دارد، چند برابر کنید، نه مجادله کردن، پافشاری و جنگیدن هایی که گاه و بیگاه بینتان به وجود می آید.

 

۲. به آنها بیاموزید که قبل از صحبت فکر کنند


همیشه در حین حرف زدن با فرزندانتان از آنها بپرسید: «منظور تو دقیقاً چیست؟ چقدر راجع به این حرف فکر کرده ایی؟» از او بخواهید که همیشه حرف هایش را بسنجد بعد آنها را بر زبان بیاورد؛ اگر به این روش عمل کرد، برای ثابت قدم بودنش به او پاداش دهید.

 

۳. از فرزندانتان توقع رفتار خوب داشته باشید


بچه ها باید بدانند که شما چه توقعی از آنها دارید و آنها چه توقعی می توانند از شما داشته باشند. وقتی بچه ها بتوانند پیش بینی کنند که عکس العمل شما در برابر رفتارشان چگونه خواهد بود، می توانند رفتارهای انتخابی خود را بهتر کنند. مطمئن باشید که می توانید.

 

۴. بچه هایتان را به شیوه ای تربیت کنید که در هر موقعیتی به مقتضای آن موقعیت رفتار کنند. به آنها بیاموزید که تلاش کردن، اساسی ترین چیز است. آنها را در موقعیت های خوب تشویق کنید. وقتی شما فرزندتان را تشویق می کنید، آنها ایمان و اعتماد شما را به خودشان می بینید و در نتیجه به خودشان و توانایشان ایمان می آورند.

 

۵. وقتی الگوی بد رفتاری را تشخیص دادید، شیوه ی رفتاریتان را تغییر بدهید

به فرزندتان قوانین رفتاری حاکم بر خانواده تان را بگویید؛ دقت کنید که این قوانین باید مشخص، ثابت و عقلانی باشد. از جدولهای رفتاری و تعهدات استفاده کنید، موقعیت ها و رفتارهای خوبشان را پر رنگ کنید؛ از آنها حمایت کنید و تشویق هایتان را هم در این جدول بگنجانید.

 

۶. تنبیه معقول در نظر بگیرید


در برابر بچه هایتان از تنبیه هایی استفاده کنید که به آنها بیاموزد در برابر اعمال و رفتارشان مسؤولند. تنبیه های معقول می تواند کار ساز باشد. این تنبیه ها می توانند شامل محدود کردن و کوتاه کردن زمان های بیرون بودنشان باشند. فراموش نکنید وقتی از دستشان عصبانی هستید به عنوان آنها را تنبیه نکنید!

 

۷. از کودکی به آنها درس زندگی بدهید


وقتی فرزندتان هنوز کوچک هستند، مسؤرلیت پذیری و تصمیم گیری را به آنها یاد بدهید. این دروس، آنها را برای دنیای واقی آماده خواهد کرد. به خاطر داشته باشید که بچه ها به محدودیت ها، ساختار و قوانینی پایدار و یکنواخت احتیاج دارند.

 

۸. به آنها عشق بورزید


علی رغم رفتارهای خوب یا بد فرزندانتان به آنها عشق بورزید و روی نکات مثبت اخلاقی و رفتاریشان تمرکز و توجه کنید.

 

۹. بگویید که کار خوب بدون پاداش نخواهد ماند


برای اینکه فرزندتان نسبت به انجام کارهای درست احساس خوبی داشته باشند، باید به آنها بیاموزید، که خودشان در پی بدست آوردن پاداش کار درست خود باشند.

 

۱۰. محیط و فضای خانوادگی سالم و دلپذیری را ایجاد کنید


استعدادها و توانایی هایشان را تؤیی کنید و ضعف هایشان را بپذیرید و در رفع این ضعف ها به آنها کمک کنید. قبول کنید که هیچ کس بدون عیب نیست و به آنها فرصت جبران بدهید.

 

منبع: ۷روز زندگی


در هزینه های فرزندان صرفه جویی کنیم!

براى پوشاك كمتر هزينه كنيد ،لباس از جمله مواردى است كه گاهى مجبور مى شويد براى خريد آن پول زيادى بپردازيد، بويژه براى كودكان چون مرتب در حال رشد هستند و لباس ها بسرعت برايشان تنگ و كوچك مى شود.

 

صرفه جويى در هزينه هاى فرزندان

با واقعيت روبرو شويد. داشتن فرزند هزينه هاى شما را چند برابر مى كند. از خريد لوازم ابتدايى گرفته تا لباس و پوشاك و... همه اين موارد باعث مى شود كه پس انداز كردن كار سختى شود. بنابراين اگر فرزند داريد مطمئن باشيد كه باز هم راه پس انداز كردن به روى شما باز است. فقط بايد به توصيه هايى در زمينه پس انداز و خرج كردن توجه كنيد. همچنين اگر در زمينه مهارت هاى بودجه بندى مناسب اطلاع دقيقى نداريد يا در اين مورد با شكست مواجه مى شويد، لازم است درباره اين موضوعات اطلاعات بيشترى كسب كنيد.

 

براى پوشاك كمتر هزينه كنيد. لباس از جمله مواردى است كه گاهى مجبور مى شويد براى خريد آن پول زيادى بپردازيد، بويژه براى كودكان چون مرتب در حال رشد هستند و لباس ها بسرعت برايشان تنگ و كوچك مى شود. بنابراين براى صرفه جويى در هزينه پوشاك، سعى كنيد از فروشگاه هايى كه قيمت هاى خود را كم كرده و حراج گذاشته اند، استفاده كنيد، همچنين مى توانيد لباس هاى كودك خود را با دوستان يا اقوامى كه فرزندان بزرگتر يا كوچكتر دارند، مبادله كنيد.

 

كاهش هزينه هاى نوزاد يك نوزاد به تخت خواب، كالسكه و انواع و اقسام كالاهاى ديگر نياز دارد. در اين زمينه مى توانيد اجناس دست دوم تهيه كنيد. به هر حال از مسائلى كه مربوط به سلامتى و ايمنى كودك است، چشم پوشى نكنيد. براى مثال در مورد كالسكه دقت كنيدكه خوب و سالم باشد تا خطرى فرزندتان را تهديد نكند. مبادله اسباب بازى به جاى خريد كلى اسباب بازى گرانقيمت، خريد اسباب بازى هاى كمترى توصيه مى شود. سپس مى توانيد آنها را با دوستان يا اقوامتان تعويض كنيد. كودكان خيلى زود علاقه خود را به اسباب بازى هايشان از دست مى دهند ولى اغلب نسبتاً به اسباب بازى هاى تازه علاقه نشان مى دهند به وسيله مبادله اين اجناس مى توانيد به تناوب اسباب بازى هاى زيادى براى فرزند خود تهيه كنيد، بدون اينكه پول اضافه خرج كنيد.

منبع:seemorgh


دوران شناخت "جنس مخالف "چه سنی است؟

 

به شرط این‌كه خانواده آمادگی و بلوغ فکری لازم را برای شنیدن رازهای نوجوانش داشته باشد؛ نوجوانان و جوانان هم در صورت مواجه شدن با مشكلات هوشمندانه عمل می كنند.

 

"زهره رحیمی" عنوان كرد: تمایل به ارتباط با جنس مخالف یك نیاز طبیعی است؛ باید نیاز به این گونه ارتباطات با خانواده‌ها در میان گذاشته شود.

 

وی اظهار كرد: تمایل به ایجاد روابط دوستی یك نوع هنجار است اما بدون مدیریت صحیح، می تواند به صورت یك نوع ناهنجاری بروز كند.

 

رحیمی یادآور شد: نیاز به جنس مخالف در بیشتر افراد یك پدیده ذاتی تلقی می‌شود اما باید نوجوانان و جوانان در ایجاد این ارتباطات دقت کافی داشته باشند.

 

این روانشناس بیان كرد: وجود صمیمیت در بین خانواده‌ها بسیار مهم است و در صورتی كه اعضای خانواده با یكدیگر صمیمی باشند روابط دوستی اعضا، كنترل و مدیریت می‌شود و مشكلات بعدی این‌گونه روابط به حداقل خود می رسد در حالی كه بسیاری از جوانان ارتباطات دوستی خود را از خانواده پنهان می‌كنند. این امر می‌تواند به واکنش‌های خانواده یا ویژگی‌های خود این جوانان مربوط باشد.

 

وی اظهار كرد: در حال حاضر دختران و پسران نوجوان به دلیل آماده نبودن بستر خانواده، هنگام دوستی با جنس مخالف وقایع را از خانواده خود پنهان می كنند و در زمان برخورد با مشکلات پیش آمده از دوستان هم سن خود به عنوان مشاور استفاده می كنند كه این امر می تواند موجب بروز مشکل شود چرا كه دوستان هم سن و سال نوجوان، معمولا نمی‌توانند مشاور خوبی باشند.

 

ایشان عنوان كرد: شناخت افراد از یكدیگر در زندگی مشترك یكی از امور مهمی است كه در زندگی‌های سنتی هیچ گونه جایگاهی ندارد چرا كه دوران نامزدی كه دوران شناخت طرف مقابل است بسیار كوتاه مدت بوده و دوران عقد نیز به دلیل مراسم و پیچیدگی‌های آداب و رسومش فرایند شناخت افراد از یكدیگر را مختل می‌كند در حالی كه بسیاری از زن و شوهرها در زندگی مشترك به دلیل عدم شناخت از اخلاق و رفتار یكدیگر دچار مشكل بزرگی می‌شوند.

 

وی افزود: بهترین دوران شناخت جنس مخالف از یكدیگر بین سنین نوجوانی تا 25 سالگی است.

 

وی  ادامه داد: در جامعه ما پسران در ارتباطات دوستی بیشتر به دنبال رفع نیازهای جنسی بوده در حالی كه دختران به دنبال ارضای احساسات و عواطف خود هستند كه این تفاوت گاهی طرفین را وادار به بروز رفتارهایی می کند که هیچ تمایل درونی به آن ندارند و در نتیجه قادر نخواهند بود با تبعاتش مواجه شوند.

 

وی بیان كرد: دختران به دلیل نیاز عاطفی به پسران ممكن است تن به درخواست‌هایی از قبیل از دست دادن بکارت خود از سوی پسران بدهند كه پس از گذشت زمان، زندگی آنها را بسیار تحت تاثیر قرار دهد.

 

ایشان  ادامه داد: در بسیاری از این موارد پس از به هم خوردن رابطه، دختران به شدت دچار عوارض روانی افسردگی، کاهش عزت نفس، بی اعتمادی به روابط و افت تحصیلی می شوند و گاهی اقدام به کارهایی بسیار جبران ناپذیر مانند خودکشی می‌كنند. برخی با تن دادن به ازدواج‌های اجباری حاصل این روابط، یک عمر را در تردید و بی میلی سپری خواهند كرد.

 

این روانشناس تاكید كرد: والدین باید میزان توانایی ابراز احساسات و اندیشه‌های درونی  را در بستر خانواده بسنجند، همچنین این بستر را برای برون ریزی‌های هرچه بیشتر اعضاء فراهم کنند و توانایی خود را فارغ از نگاه‌های احساسی یا سنتی یا اقتدارگرایانه بالا ببرند و به فرزندانشان اجازه بیان نیازهای طبیعی‌شان را بدهند.

 

رحیمی عنوان كرد: خانواده‌ها می‌توانند یك روز مشخص را به عنوان روز درد و دل برای ابراز احساسات، خواسته‌ها و عواطف یكدیگر تعیین کنند و در این روز تمام اعضای خانواده ناگفته‌های یک هفته خود را نزد یکدیگر اعتراف کنند.

 

وی تاكید كرد: در صورتی كه نوجوانان و جوانان، نیاز خود را به خانواده‌ها مطرح كنند بسیاری از مشكلات، بهتر مدیریت خواهد شد به شرط این‌كه خانواده آمادگی و بلوغ فکری لازم را برای شنیدن رازهای نوجوانش داشته باشد؛ این مهم موجب می‌شود نوجوانان و جوانان در صورت مواجه شدن با این مشكلات هوشمندانه عمل كنند.

 

رحیمی یادآورشد: برای اصلاح این امور نیاز به یك فرهنگ سازی است؛ این نوع فرهنگ سازی زمان بر بوده و باید تمامی افراد در راستای تغییر نگرش‌ها قدم بردارند.

 

وی بیان كرد: نیاز به خوردن و خوابیدن یك نیاز طبیعی است و بیان این گونه نیازها در جامعه ما هیچ گونه مشكلی ندارد اما باید از خود بپرسیم چرا نیاز طبیعی جنسی اینطور نیست و گفتگوی شفاف در این زمینه تقبیح شده است در حالی كه این مطرح نكردن‌ها موجب ایجاد مشكلاتی در جامعه می‌شود که اثرات منفی و مخرب تری را به همراه خواهد داشت.

 

رحیمی گفت: نادیده گرفتن امیال احساسی و جنسی می‌تواند در جامعه، افرادی با روحیه پنهان و فریب كار به بار آورد؛ برخی افراد به جای مواجهه با واقعیات زندگی بشری در پی پوشاندن آن هستند و به جای حل مسئله به پاک کردن صورت مسئله می‌پردازند.

 

این روانشناس عنوان كرد: باید تمامی افراد جامعه آگاه باشند چرا كه راه حل رفع نیازها نسبت به گذشته متفاوت شده است و نگاه به بشر به عنوان موجودی دارای کرامت مشی ما را در تمامی جهان دستخوش تغییر قرار داده است و برخی از پاسخ های قدیمی و متعصبانه دیگر جوابگوی نیاز امروزی نیستند.

 

وی گفت: تمامی افراد جامعه باید خود را برای نگرش‌های صحیح و به جا آماده کنند و فضایی مشارکتی و صمیمانه را برای یکدیگر فراهم كنند.

 

منبع : shafaf.ir


برای آرام کردن کودک از موسیقی استفاده کنید!

والدین اغلب به دنبال راهی هستند تا کودکان خود را آرام کنند. تحقیقات نشان داده که موسیقی به همان اندازه که بر والدین تاثیر می‌گذارد، روی کودکان نیز اثر می‌کند. بنابراین والدینی که خود از موسیقی لذت می‌برند می‌توانند از آن برای آرام کردن کودکشان استفاده کنند.

1. چه نوع موسیقی می‌خواهید برای کودکتان پخش کنید؟ تحقیقات نشان داده که پاپ، موسیقی تاثیرگذاری است که می‌تواند کودکان را آرام کند، اما شما می‌توانید هر نوع موسیقی که می‌پسندید را برای او بگذارید. مهم نیست آرام یا تند، مخصوص کودکان یا بزرگسالان باشد، هر موسیقی که شما با آن احساس راحتی می‌کنید، برای کودک شما نیز مناسب است.

2. از آهنگ‌های مختلف استفاده کنید. اگر اخیرا آلبومی منتشر شده است، بروید و آن را بخرید و به همراه کودک خود گوش دهید. فروشگاههایی را که موسیقی مخصوص کودکان را می‌فروشند، فراموش نکنید.

3. یک موسیقی خاص را هر روز برای کودکتان پخش کنید. گاه می‌توانید یک آهنگ را به آهنگی دیگر اما در همان سبک تغییر دهید. با این روش کودک شما عادت می‌کند تا هر روز به یک موسیقی خاص گوش دهد و در صورت خاموش بودنش، به دنبال آن بگردد. هنگام پخش موسیقی کودکان راحت‌تر به خواب می‌روند.

4. زمانی که کودکتان استرس دارد یا می‌خواهد بخوابد، برای او موسیقی پخش کنید. حتی می‌توانید این کار را برای زمان بازی او نیز انجام دهید. این راه او را آرام و تمرکز او را بیشتر خواهد کرد.

5. حداقل یک بار در روز برای او لالایی بخوانید. کودکان به طور طبیعی نسبت به صدای والدینشان عکس‌ العمل نشان می‌دهند زیرا با آن آشنا هستند. هنگامی که والدین برای کودکشان آهنگی آرام و دلنشین می‌خوانند، کودک آرام می‌شود. والدین می‌توانند از لالایی‌های مخصوص به خود یا لالایی‌های قدیمی و رایج استفاده کنند.

 

منبع:niniban.com


بررسی روابط صحیح پدر و دختر در خانواده

هنوز مدت زیادی از زمانی نگذشته که پدرها نقش رییس خانه را بازی می‌کردند و همواره سعی می‌کردند بین خود و فرزندان‌شان شکافی ایجاد کرده و حریم‌ها را نگه دارند.

 

امروز برخلاف دیروز پدرها به فرزندان‌شان بسیار نزدیک شده‌اند. موضوعی که تکرار آن هیچ‌گاه اشتباه نیست. اینکه پدر هم به اندازه مادر برای کودکان مهم و باارزش است و برقراری تعادل بین روابط این دو با فرزندان‌شان می‌تواند از نظر روانی سبب رشد صحیح کودکان شود. مرد چون در میان کودک و مادر قرار دارد ـ هم به موجب حضور فیزیکی و هم جایگاه روانی خود ـ به کودک این اجازه را می‌دهد که هویت خاص خود جز آن هویتی که به او داده شده را بیابد.

 

پدر نقش مهمی در شناسایی هویت جنسی کودک داشته و در عین حال که مادر سعی می‌کند با نقش حفاظتی خود فرزند را حفظ کند، پدر او را به سمت بیرون گرایش می‌دهد و در کنار دادن حس اعتماد و امنیت به او اجازه شکستن محدودیت‌ها را برایش امکان‌پذیر می‌سازد.

 

* ایده‌آل جنس مخالف برخلاف پسرها، پدر برای دختر نوعی «تایید» است و روابط بین آن دو به طور ناخودآگاه برای هر دو طرف اهمیت و برتری خاصی دارد.

 

مهم این است که معمولا این رابطه که از همان ماه اول تولد آغاز می‌شود همیشه تعادل ندارد و گاهی یک رابطه بسیار نزدیک و عاطفی و گاهی یک رابطه با فاصله بین پدر و دختر شکل می‌گیرد.

 

* دختر و پسر هر دو مایه افتخارند وقتی آزمایشات، باروری یک خانم را تایید می‌کند همسر او در رابطه با دختر یا پسر بودن فرزندش تفکر می‌کند. اما وقتی در سونوگرافی جنسیت جنین مشخص می‌شود هر یک از زن و مرد به شکل گوناگون در رابطه با فرزندش تفکر کرده و نگرانی، برنامه و خواست‌های مخصوص به خودش را دنبال می‌کند.

 

اگر پدر در محیطی پدرسالار بزرگ شده باشد که در آن ارجحیت با پسر بوده است معمولا مرد از اینکه جنسیت فرزندش دختر است، ناراحت خواهد شد. اگر این حس به قدری شدید باشد که بعد از تولد هم ادامه یابد احتمال دارد فرزند دختر به دلیل جنسیت خود در خانواده تحقیر شود. خوشبختانه روزگار عوض شده است. بسیاری از مردان به داشتن دختر افتخار می‌کنند چون زنان نیز توانسته‌اند مانند مردان تحصیل و کار کنند و سبب افتخار پدر شوند.

 

* رابطه پدر با دختر و تاریخچه زندگی شخصی گاهی نوعی رابطه دختر و پدر به تاریخچه زندگی شخصی پدر هم بازمی‌گردد.

 

برخی مردان دوست دارند همان رابطه‌ای را با دخترشان ایجاد کنند که با مادرشان داشته‌اند و برخی دیگر عشقی را نثار او می‌کنند که نتوانسته‌اند تجربه کنند. نکته مهم اینجاست که پدر در ارتباط با دختر گذشته را رها کند و سعی نماید در زمان حال زندگی کند. برخی مردان از داشتن دختر خوشحال می‌شوند چون رابطه خوبی با پدر خود نداشته‌اند. برای این دسته از افراد داشتن پسر به معنی تبدیل شدن به همان پدری است که آنها در کودکی از او خرسند نبوده‌اند. در حالی که داشتن دختر سبب می‌شود وزن تاریخ گذشته سبک‌تر شده و مرد بتواند رابطه جدیدی با فرزند خود ایجاد کند.

 

* پدر به دختر دنیا را می‌شناساند پدر برای دختر و پسر حکم کسی را دارد که بین فرزند و مادر جدایی می‌اندازد.

 

مادر فرزند را به دنیا می‌آورد و پدر دنیا را به او می‌شناساند. در واقع پدر غریبه شناسانده شده‌ای است که او را از دستان قدرتمند مادر جدا کرده و در پناه خود به او هویتی مستقل در جهان می‌بخشد. در واقع این پدر است که دختر را به سمت دیگران فرستاده و به او دویدن و پریدن، رقصیدن و دیگر توانایی‌های فیزیکی را می‌آموزاند. وی همچنین حامی همیشگی دختر در فعالیت‌های اجتماعی و هوشی است و به تربیت و آموزش او اهمیت زیادی می‌دهد. در ضمن پدر اولین مردی است که به عنوان نمونه جنس مذکر دختر با او آشنا می‌شود و دوست داشتن جنس مذکر را می‌آموزد.

 

* عقده ادیپ سن 3 تا 6 سالگی اصطلاحا سن عقده ادیپ نام دارد.

 

این مرحله، مرحله‌ای ساختاری برای رشد کودک است. در صورتی که این مرحله به خوبی گذرانده شود و تعادلات هورمونی برقرار شود، دختر بچه قادر خواهد بود در سن بلوغ دوست‌دار جنس مذکر باشد. در واقع در این سن دختر عشقی را نسبت به مادر خود احساس می‌کند و فورا به حضور یک جداکننده خود از مادرش یعنی پدر پی می‌برد. پدر که از نظر او غریبه‌ای است که مادر را به سمت خود جلب می‌کند و مایه شادی او است، او را ناراحت می‌کند چون عشق مادر نسبت به او را کاهش داده است. در این مرحله دختر در تضاد با مادر قرار می‌گیرد و سعی می‌کند عشق پدر را به جای مادر به سمت خود جلب کند. در همین موقع است که متوجه می‌شود مادر او، همسر پدر و مورد علاقه اوست و او نمی‌تواند همسر پدر خود باشد.

 

مهم‌ترین وظیفه پدر در این سن مقابله با دختر و روشن کردن این مساله برای اوست که او جایگاه فرزندی دارد و نمی‌تواند جای همسر او باشد. تنها در این صورت است که دختر در سن جوانی به دیگر مردان علاقه نشان خواهد داد. در واقع در این مرحله ادیپ دختر ابتدا با از دست دادن عشق مادر و سپس پدر ـ برخلاف پسر که عشق مادر را از دست نمی‌دهد ـ بزرگ می‌شود.

 

* والدین الگو هستند تمامی روان‌شناسان بر این موضوع اتفاق نظر دارند که پیروز شدن کودک برعقده ادیپ به نوع رفتار زوجین بستگی دارد.

 

نقش مهم پدر جدا کردن دختر از مادر و پس از آن ارزش نهادن به او به عنوان دخترش است. دختر به پدری نیاز دارد که او را دوست داشته باشد و در ضمن با عشق ورزیدن به مادر به دختر بیاموزد که باید تبدیل به زنی دوست‌داشتنی توسط مرد در آینده شود. مردی که به همسرش اظهار عشق نمی‌کند این احساس را به دختر آموزش نداده و عشق را در آینده در او خفه می‌کند.

 

* از حدود نباید گذشت برخی پدرها علاقه بیش از حدی به دختر نشان می‌دهند.

 

به عنوان مثال، همانند همسرشان فرزند دخترشان را مدام به آغوش کشیده و می‌بوسند و به جای نامیدن او با نام خودش او را همانند همسر خود «عزیزم» می‌خوانند. شاید نگاه پدر به فرزند حتی با این‌گونه رفتار تغییر نکند اما فرزند دختر این‌گونه تصوری ندارد. عشق پدر در او نفوذ کرده و مانع گذشتن او از عقده ادیپ و رشد عاطفی او خواهد شد.

 

منبع:pcparsi.com


رابطه فرزندان را مدیریت کنید !

 

سارا دختر بچه دو ساله ای است که موی بچه ها را می کشد، علی پسر سه ساله ای است که وقتی دوستانش به اسباب بازی های او دست می زنند، گریه می کند. مریم دختر دو و نیم ساله ای است که برادرش را با هل دادن و کتک زدن از اسباب بازی  های خود دور می کند. و...

این کودکان با وجود آن که تفاوت سنی دارند، در یک چیز مشترک هستند و آن استفاده از زور برای حل مشکلات است. والدین از خود می پرسند آیا استفاده از زور برای حل مشکلات درست است ؟ و پاسخی که بدان دست می یابند مقبت است زیرا بچه های کوچک هنوز راه حل های دیگر را نیاموخته اند. والدین با آموزش راه حل های دیگر می توانند رفتار آنها را تغییر دهند.

اگر فرزندتان احساس کند که شما از حقوق او دفاع خواهید کرد از دعوا کردن خودداری می کند. او باید به بی طرفی شما اعتقاد داشته باشد. گاهی اوقات کودکان احساس می کنند که از برادر یا خواهر بزرگتر خود ناتوان تر هستند، لذا به اذیت کردن آنها می پردازند. شما باید به فرزندان بزرگ تر کمک کنید تا متوجه شوند رفتارهای آزار دهنده برادر یا خواهر کوچک ترشان برای آسیب رساندن به آنها نبوده است.

کودکان به دلایل گوناگون به دعوا و زد و خورد مبادرت می کنند به طور مثال:
کودکی که هنوز حرف زدن را نیاموخته، ممکن است خواهر یا برادرش را صدا کند و در صورت نشنیدن پاسخ، موی او را بکشد ولی همین که حرف زدن را بیاموزد از چنین روشی استفاده نخواهد کرد. اگر با چنین مشکلی روبرو هستید درباره این رفتار فرزندتان به او تذکر دهید و از این که برادر و خواهر خود را کتک بزند، جلوگیری کنید. اما او را تنبیه نکنید زیرا در این صورت کشیدن مو را ترک کرده و روش کتک زدن را به کار خواهد برد.

بسیاری از والدین معتقدند که برخی از برنامه های تلویزیونی موجب بدآموزی کودکان می شود در چنین مواردی بهتر است به فرزند خود اجازه ندهید تا فیلم های خشونت آمیز ببینند و یا برای مدت کوتاهی اجازه ندهید تلویزیون تماشا کند. مادری می گوید: وقتی فرزندم برای چند روز از تماشای تلویزیون محروم شد، رفتار تهاجمی خود را ترک کرد. بنابراینف او باید برای تنبیه فرزندش از این روش استفاده کند.

کودک باید به اندازه کافی فرصت فعالیت های فیزیکی داشته باشد اگر هوا بارانی باشد می تواند طناب بزند یا نرمش کند. فعالیت فیزیکی در آرامش بخشیدن به کودکان تاثیری قابل ملاحضه دارد.

فعالیت بیش از حد نیز سبب خستگی کودکان می شود آنها به طور معمول در حالت خستگی دچار کم حوصلگی و بدرفتاری می شوند.

اکنون در ادامه این یادداشت به نکات کلیدی اشاره می کنیم که به هنگام برخورد و جنگ و دعوایی کودکان باید مورد توجه قرار گیرند:

1- اگر فرزند کوچک تر شما موجب آزارو اذیت فرزند بزرگ تر می شود، محل بازی آنها را از یکدیگر جدا کنید.

2- سرزنش کردن فرزند کوچک تر در زمانی که مقصر است و فرزند بزرگ تر را اذیت می کند، سبب می شود که فرزند بزرگ تر احساس کند شما قضاوتی عادلانه داشته اید. البته ممکن است فرزند کوچک تر گیج و مبهوت شود اما نگران نخواهد شد.

3-  هنگامی که فرزند کوچک تر موجب اذیت و آزار فرزند بزرگ تر می شود، شما با فرزند بزرگ تر همدردی کنید و به او توضیح دهید که برادر یا خواهرش هنوز کودک است و او باید چیزهای زیادی به فرزند کوچک تر بیاموزد. فرزند کوچک تر را نیز در آغوش گرفته و ببوسید تا از عشق مادری محروم نشود.

4- فرزند بزرگ تر را برای تمام روز از فرزند کوچک تر جدا نکنید. اجازه دهید گاهی اوقات با هم بازی کنند و درگیری های جزئی آنها را نادیده بگیرید.

5- به فرزند بزرگ تر خود مسئولیت واگذار کنید تا بتواند با بدخلقی های فرزند کوچک تر برخوردی مسئولانه داشته باشد.

6- برای بررسی این که آیا تغییری در رفتار فرزندتان به وجود آمده است یا نه، از آموزگاران او پرس وجو کنید ممکن است شما تلاش کنید تا از بروز مشاجره و دعوا در خانه جلوگیری به عمل آورید اما در رفتار خشونت آمیز فرزندتان تغییری مشاهده نکنید. کودکان اغلب در خانه بیش از محیط بیرون دعوا می کنند، بنابراین ممکن است رفتار پرخاشگرانه آنها در محیط خارج از خانه تغییر کرده باشد اما هنوز این تغییر در محیط منزل نمایان نشده باشد. از طریق گفتگو با معلمان می توانید از انجام این تغییرات آگاه شوید.

7- اگر فرزندتان در یابد که شما بی طرف هستید و از حقوق وی دفاع می کنید ، او نیز بخشندگی و تحمل خود را افزایش می دهد و خشمگین نمی شود.

8- از فرزندان خود انتظار نداشته باشید که همه وسائل خود را در اختیار دیگران قرار دهند.

9- شما نباید در تمام دعواهای فرزند تان دخالت کنید، اگر از داوری دست بردارید، فرزندان شما هم چگونگی حل مشکلات خود را خواهند آموخت.

10- بعضی از کودکان برای برقراری ارتباط با والدین خود ناگزیر می شوند دعوا کنند. به جای داوری و قضاوت در این نوع دعواها، با فرزندان خود بازی کنید و با آنها ارتباط برقرار سازید.
 
منبع:tebyan.net

 


آموزش روزه داری به فرزندان

فرزندان، استعداد آن را دارند که تحت تربیت دینی قرار گیرند و مطالب دینی را در حد فهم خویش درک کنند. درست است که پسر بعد از 15 سال و دختر بعد از 9 سال قمری به تکلیف می‌رسد، اما آموزش و تمرین تکالیف دینی را نمی‌توان تا سن بلوغ به تأخیر انداخت. انسان باید از کودکی نسبت به ظرفیت پذیرش و زمینه مذهبی فراهم شده از سوی والدین (به نحو با نشاط و سرزنده) با عبادات و تکالیف دینی آشنا شود تا در سن بلوغ به انجام آن رغبت داشته باشد. در غیر این صورت، انجام اعمالی چون خواندن نماز و روزه گرفتن در سن تکلیف برای آنان دشوار خواهد بود.
 
در سن 6-3 سالگی که هنوز کودک روزه گرفتن را آغاز نکرده است، اگر به نخستین سوالات او پاسخ داده و درباره روزه معلومات خوبی به وی بدهیم؛ با رفتارهای زیبایی که در حالت روزه داری به آن آراسته‌ایم نمونه خوبی برای کودک می‌شویم. آن گاه فرزندمان وقتی روزه گرفتن را شروع کرد به آسانی می‌تواند از جنبه‌های اخلاقی و ویژگی‌های تربیتی روزه استفاده نماید. روزه احساس، عواطف مثبت و دلسوزانه کودک را نسبت به دیگران رشد می‌دهد.

روزه کله گنجشکی مخصوص کودکان تا قبل از سن تکلیف است و تنها برای آماده سازی آن‌ها و آشنایی با آداب روزه داری می‌باشد؛ بدین گونه که کودک پس از نماز صبح تا بعد از نماز ظهر نباید چیزی بخورد و در زمان اذان دوباره چیزی خورده و تا بعد از اذان مغرب با بزرگ‌ترها افطار کند.
 
بنابراین، سعی کنید فرزندتان را قبل از سن تکلیف برای روزه داری از نوع کله گنجشکی تشویق کنید و به وی گوشزد نمایید که در موقع روزه داری حرف بد نزند و کارهای نادرست انجام ندهد.

 سن آموزش روزه داری
باید بکوشیم رغبت فرزندان نسبت به انجام تکالیف عبادی را به انگیزه و خواست درونی آن‌ها تبدیل کنیم؛ چرا که اگر این علاقه از درون و به اراده آنان نباشد، تربیت دینی موثر نخواهد بود. والدین باید با بهره‌گیری از بُعد عاطفی و هیجانی کودک، تصویری زیبا از خدا و تکالیف دینی برای او ترسیم کنند. پدر و مادرها باید با تشویق، تأثیرگذار مذهبی برای فرزندشان باشند و انگیزه گرایش عمل به تکالیف عبادی و ارتباط با خدا را در کودک درونی کنند.

بیشتر کسانی که در سنین بالاتر وظایف عبادی را به خوبی انجام نمی‌دهند، بی‌اعتقاد به مبانی دینی نیستند. بلکه کوتاهی آن‌ها به دلیل نبود زمینه مناسب و آمادگی دینی لازم در سنین کودکی است.
 
علامه مجلسی (رضوان الله علیه) از قول دیگران می‌فرماید: «عبادت کودکان و نوجوانان قبل از سن تکلیف برای اصلاح و تربیت آن‌هاست و همچنین یک نوع تمرین و آمادگی قبل از سن تکلیف است تا وقتی که بزرگ شدند و به سن تکلیف رسیدند عمل به دستورات دین برایشان آسان باشد، همان طور که قبل از بزرگ شدن آن‌ها ادب می‌شوند.» (بحارالانوار: ج 85 , ص 133)

 در سیره معصومان (ع) نیز آموزش روزه داری فرزندان قبل از آنکه به سن تکلیف برسند آغاز می‌شد: «ما فرزندانمان را در هفت سالگی امر می‌كنیم تا به اندازه توانایی‌شان، نصف روز یا بیشتر یا كمتر روزه بگیرند، هنگامی كه تشنگی و گرسنگی بر آنان غالب آمد، دستور می‌دهیم كه افطار كنند. این عمل، برای آن است كه به روزه گرفتن عادت نمایند، پس، شما كودكان (پسران) خود را در نه سالگی به اندازه توانایی‌شان به روزه گرفتن امر كنید و چون تشنگی و گرسنگی بر آنان غالب شد، افطار كنند.» (الكافی ج‏4، ص 125)

 آموزش روزه داری به فرزندان
البته در آموزش روزه نباید انتظار داشت کودک با دو یا چند روز روزه داری به این عمل عادت کند؛ بلکه عادت فرایندی طولانی است. در آموزش روزه باید توانایی جسمانی کودک را در نظر گرفت و متناسب با آن از او انتظار روزه داری داشت. با گذشت زمان، به تدریج که توانایی فرزندتان بیشتر می‌شود مدت بیشتری را هم روزه بگیرد و این فرایند ادامه یابد تا جایی که پس از چند سال به راحتی بتواند تمام روز را روزه بگیرد.

 لذا توانایی روزه داری تنها به رشد جسمانی نیست؛ بلکه علاوه بر آن وابسته به عادت نیز هست.  وقتی کودک در فضای مذهبی شادی قرار گیرد، ناخودآگاه هیجانات مثبت همچون نشاط و شادابی در وی تقویت می‌شود و می‌توان به تدریج او را با فلسفه روزه گرفتن و نماز خواندن آشنا ساخت. اگر یکی دو سال به همین سبک به کودک آموزش دهید، ذهن او مانند آهن‏ربا شده و عطش مذهبی‌اش تحریک می‌ گردد. خانواده‌ها نباید تکالیف دینی را یکباره و طوطی‏وار به بچه القا کنند؛ چون تکالیف سخت و مشقت آور به شدت از روحیه دینداری و دین باوری کودک می‌کاهد.
 
در نهایت، با چنین آموزش هایی می‌توانیم کودک را با مفهوم صبر و گرسنگی محرومان آشنا سازیم و بگوییم که با روزه گرفتن بر ثواب اعمال ما افزوده می‌شود و گناهانمان پاک می‌ گردد.  پس از همین امروز برای تشویق فرزندتان با شروع تمرین عملی روزه گرفتن، شور و شوق خویش را با آغاز ماه مبارک و اوقات افطار ابراز نمایید. گاهی کودک را در وقت سحر بیدار کنید. در کنار کتاب‏های غیرمذهبی، برایش کتب داستان دینی بخرید و برای تقویت گرایشات مذهبی، او را همراه خود به مجالس مذهبی، ختم قرآن و مراسم افطاری که از سوی اقوام برگزار می‌شود، ببرید.
 
و بدانید، روزه گرفتن فرزندان که در عرف دینداران «روزه کله گنجشکی» شهرت دارد همسو و همنوای با سیره معصومین (ع) در آموزش روزه‌داری می‌باشد.

 منبع:tebyan.net


نقش ویژه مادر در پرورش یک پسر خوب

در این مطلب قرار است روش هایی برای تربیت عالی پسربچه ها را مطالعه کنید. از آنجا که پسرها شیطنت بیشتری دارند و کارهای خطرناک بیشتری هم نسبت به دخترها انجام می دهند، باید برخی موارد را در روند تربیت آنها بدانید تا در آینده، پسری موفق و با اعتمادبه‌نفس تحویل جامعه بدهید.

1. به نامزد/همسر او یک شانس بدهید
برای بسیاری از مادرها سخت است که جایگاه «زن شماره یک» خود در زندگی پسرشان را به فرد دیگری بدهند. اما باید بدانید این پسر در جوانی به سراغ عشق خود خواهد رفت و خواسته یا ناخواسته، جایگاه شما را به زن جوانی خوهد داد که عاشقش شده است. بنابراین، به نامزد/همسر او یک شانس بدهید تا خودش را در دل شما جا کند. اگر شما هم از دید پسرتان آن زن را ببینید، بسیاری از مشکلات از بین خواهند رفت.

2. تواضع و فروتنی را به او بیاموزید
هرگز پسر خود را خیلی مغرور و از خودراضی بار نیاورید. خیلی هم اعتمادبه‌نفس را از او نگیرید. سعی کنید با مطالعه و کمک گرفتن از مشاوران پسری تربیت کنید که در عین ادب و تواضع، شخصیت و غرور خود را نیز حفظ می کند.

3. هدایای او را دوست داشته باشید
هر هدیه ای که پسرتان به شما می دهد را با همه وجود قبول کنید و عشق و خوشحالی خود را به او نشان دهید. این هدیه می تواند یک بیسکوئیت ساده یا کاردستی زیبایی باشد که خودش برای شما ساخته است. با این کار، خود را در دل او جا می کنید و همیشه دوستتان خواهد داشت.

4. به پدر او احترام بگذارید
اگر با پدر پسرتان در یک خانه زندگی می کنید، با عشق و احترام با او رفتار کنید. اگر به هر دلیلی از هم جدا شده اید، باز همچنان با احترام در مورد او صحبت کنید. وقتی پسرتان این محبت و احترام را از طرف شما می بینند، آن را می آموزند و در آینده روحیه و اخلاق بهتری خواهند داشت.

5. غذاخوردن پشت میز را به او بیاموزید
از همان سن پایین درست غذا خوردن پشت میز را به او بیاموزید. باید آداب تشکر، درخواست، غذاخوردن و بلند شدن از پشت میز را به او بیاموزید. این کار بسیار دشوار است زیرا پسرها سرسخت هستند، اما با تکرار و گذشت زمان می توانید از عهده این کار بر بیایید. این برای آینده فرزندتان بسیار مهم است.

6. او را با  زنان قوی احاطه کنید
پسر خود را با حضور زنان قوی و باهوش همچون مادربزرگ، عمه، خاله، دوستان و حتی معلم ها احاطه کنید. وقتی پسرتان در طول رشد خود شاهد این باشد که زنان می توانند کارها بزرگی در زندگی انجام دهند و مهارت ها و استعدادهای بیشماری دارند، به تدریج در ناخودآگاه خود برای زنان ارزش و احترام بسیاری قایل خواهد شد و زن را موجودی ضعیف نخواهد دانست.

7. رفتار با زنان را به او بیاموزید
از آموزش باز کردن در برای زنان گرفته تا اینکه وقتی یک زن می گوید «نه»، یعنی «نه» را از همان نوجوانی به پسر خود بیاموزید. احترام به زنان و نحوه برخورد صحیح و درک درست از نیازهای زن داشتن را از سن پایین و به طور مرتب و پیگیر به پسر خود بیاموزید تا هنگام بزرگسالی بهترین رفتار را با همسر یا نامزد خود داشته باشد.

8. اجازه دهید گریه کند
چه کسی گفته است، مرد گریه نمی کند؟ به پسر خود اجازه دهید هر زمان احساس ناراحتی یا غمگینی داشت به راحتی گریه کند و از این کار خجالت نکشد. پسرها هم انسان هستند و باید بغض خود را اشک کنند.

9. کارهای خانه را به او بیاموزید
پسرها هم باید مراقبت از خود را بیاموزند. باید بدانند وقتی در خانه تنها هستند، چطور از عهده کارهایشان بر بیایند. باید به او تمیز کردن خانه، پختن غذا و انجام کارهای شخصی و بهداشتی را بیاموزید.

10. به او اجازه دهید شما را شیفته خود کند
پسرها برخی از کارها همچون شانه کردن موهای مادر خود را دوست دارند. شاید پسر کوچک شما خیلی سفت موهایتان را شانه کند و سرتان درد بگیرد یا موهای زیادی لای شانه باقی بماند اما به او اجازه دهید به این ترتیب عشق زیاد خود را به شما نشان دهد و ما را شیفته خود کند.

 تربیت کودک پسر,تربیت پسر

 11. غذای خوب به او بدهید
پسرها رشد سریعی دارند و باید تغذیه درستی داشته باشند تا بدن سالم و قوی پیدا کنند. تا حد امکان برای پسر خود غذاها مقوی و سرشار از ویتامین و پروتئین تهیه کنید.

12. از او تعریف کنید
با تعریف کردن از شخصیت پسرتان به او اعتمادبه‌نفس بدهید. البته این تعریف ها نباید بیهوده باشند. هر زمان شجاعت، از خود گذشتگی، مهربانی، ادب، صداقت یا سخت‌کوشی از او می بینید، حتما از او تعریف کنید تا این صفات را بیش از پیش در خود تقویت و تکرار کند.

13. نقش پدر را در تربیت او پررنگ کنید
برای اینکه پسرتان با همه موقعیت ها و مسایل مردانه آشنا بشود، بخشی از بار تربیت او را به پدرش بسپارید. پدرها درس های مهمی می توانند به پسران خود بیاموزند.

14. با او صادق باشید
گاهی در زندگی مشکلاتی وجود دارد که نمی توان از دیگران مخفی کرد. پسر شما نیز از این قاعده مستثنی نیست. با فرزند خود صادق باشید و اگر مشکلی هست او را نیز در اندازه درکش در جریان بگذارید.

15. استفاده از بروشور را به او بیاموزید
به پسر خود روش ساخت وسایل گوناگون از روی بروشور را بیاموزید. لازم نیست او خود به تنهایی تخت‌خواب‌ ساختنی خود را بسازد. به او کمک کنید، اما نحوه استفاده از دفترچه راهنما را نیز به او بیاموزید تا در آینده کار خودتان راحت تر باشد.

16. از او تقدیر کنید
وقتی پسر شما کار خوب یا موفقیتی کسب می کند از او تقدیر کنید. این باعث می شود تا این کارها را بیشتر و بهتر انجام دهد.

17. بگذارید پسر باشد
پسرها شیطنت بسیاری دارند. آنها وسایل خانه را خراب می کنند، کارهای خطرناک می کنند، جوک های بی مزه می گویند و ... این فرصت ها را از آنها نگیرید. اجازه دهید بچگی کند. بگذارید دنیای اطراف خود را کشف کند و از آن لذت ببرد.

18. به او آزادی بدهید
به پسر خود آزادی های لازم را بدهید. بگذارید آزادانه بازی کند، بدود، سوال بپرسد، مشکلات را حل کند و برای خواسته های خود تلاش کند.

19. به او شهامت حرف زدن بدهید
جامعه اصولا به پسرها اجازه نمی دهد تا احساسات خود را بیان کند. اما اگر مساله ای باعث آزار فرزند شما شد به او این شهامت را بدهید تا بتواند آزادانه حرف هایش را به شما بگوید. بیان احساسات به هیچ عنوان رفتاری زنانه نیست. این موهبت را از پسر خود نگیرید.

20. برای نظرات او ارزش قایل شوید
در طول رشد فرزند خود، او نظرات بسیاری بیان خواهد کرد. برای نظراتش ارزش قایل شوید. وقتی واقعا حرف هایش را بشنوید و او نیز این مساله را درک کند، هر روز ایده های بهتر و ارزشمندتری ارایه خواهد کرد و به تدریج، ذهنی خلاق و مبتکر پیدا خواهد کرد. 

منبع:bartarinha.ir


۹ توصيه به والديني که کودک شان وسايل ديگران را بدون اجازه برمي دارد

پيشگيري از اين رفتارها بهترين روش ممکن است. از همان دوران کودکي تلاش کنيد تا مفهوم مالکيت را به او آموزش دهيد. مثلاً به او بگوييد که بايد براي برداشتن وسايل ديگران اول اجازه بگيرد در صورت عمل به اين رفتار براي او تشويق هايي در نظر بگيريد.


برداشتن وسايل ديگران ممکن است در هر سني رخ دهد؛ اما معناي اين عمل به اقتضاي سن و شرايط افراد متفاوت است. اين رفتار در سنين خردسالي تا حدودي شايع است و انگيزه کودکان در اين زمان اغلب لذت بردن از داشتن چيزي يا اقناع حس کنجکاوي است.

بنابراين بچه ها معمولاً تلاش مي کنند تا به وسايلي که والدين استفاده از آن را منع کرده اند يا متعلق به دوستان شان است دست يابند. کودکان کم سن و سال که هنوز به مدرسه نمي روند اغلب بدون آن که ارزش مادي اشيا را درک کنند، دست به اين کار مي زنند، آن ها حتي گاه از اين که برداشتن چيزي بدون پرداخت پول يا اجازه از صاحب آن اشتباه است مطلع نيستند.

در واقع با آن که ممکن است به وسايل خود حساس باشند اما احتمال دارد مفهوم مالکيت براي ديگران را درک نکنند. هم چنين ممکن است کودکان به علت خشم، آزار رساندن به سايرين و يا داشتن استرس در محيط خانواده به انجام اين عمل اقدام کنند.

چه بايد کرد؟
 البته نمي توان به صرف اين که کودک به رشد لازم نرسيده است يا چون مشکلات خاصي در محيط خانواده دارد از کنار اين رفتار به سادگي عبور کرد، اما خشونت و تنبيه شديد نيز شيوه برخورد مناسبي نخواهد بود.


بنابراين در ادامه به صورت خلاصه به برخي راه حل ها اشاره مي شود:

۱) مراقب برخورد اول باشيد:
برخورد والدين در مقابل مشاهده نخستين بار از انجام اين رفتار بسيار حائز اهميت است. وقتي براي اولين بار از اين عمل کودک اطلاع مي يابيد بايد تلاش کنيد تا آرامش خود را حفظ و از کاربرد واژه هايي مثل "دزد" و "دزدي کردن" خودداري کنيد. رفتارهاي خشن و بسيار تند با کودک زمينه را براي ايجاد مشکلاتي ديگر از جمله دروغگويي فراهم مي سازد.

۲) اشتباهش را با روش قابل فهم توضيح دهيد:
بهترين روش آن است که بد بودن اين کار را به شيوه اي قابل فهم برايش توضيح دهيد مثلاً احساس فردي که وسيله اش در دست کودک شماست را شرح دهيد. هم چنين با يک مثال ساده او را متوجه کنيد که اگر شخص ديگري همين کار را با خود او مي کرد تا چه حد رنجيده مي شد. چنانچه کودک مفهوم قوانين را درک مي کند به او بگوييد که اين کار خلاف قانون است.


۳) جريمه اي کوچک براي کودک در نظر بگيريد:
با آن که کودک بدون درک زشتي اين کار، وسايل ديگران را برداشته است اما بهتر است که جريمه اي کوچک برايش تعيين کنيد تا دريابد که از اين عمل ناخشنود هستيد. البته اين جريمه را با اقتدار و مهرباني، به دور از هرگونه خشونت ارائه کنيد. مثلا محروم شدن از ديدن برنامه تلويزيوني مورد علاقه اش در همان روز مي تواند يک جريمه مناسب با سن کودک باشد.

۴) شرايط را براي جبران اشتباهش فراهم کنيد:
بدون آن که عزت نفس و شخصيت کودک زير سوال رود يا برچسب دزدي به او بخورد، بايد شرايط را براي جبران اين اشتباهش فراهم کنيد. به عنوان مثال اگر چيزي از مغازه برداشته است بايد عذرخواهي و پول آن را پرداخت کند يا اگر وسيله همکلاسي اش را برگردانده است، به او بگوييد علاوه بر عذرخواهي، هديه اي هرچند کوچک به او بدهد.

۵ ) بيش از حد آسان نگيريد:
آسان گيري بيش از حد به اين بهانه که کودک تان هنوز کوچک است و درک لازم را ندارد خود مي تواند باعث تثبيت رفتار در کودک شود و اين کار را به يک عادت براي او تبديل کند. بنابراين بي توجهي دائمي به اين گونه رفتارها يکي از نامناسب ترين شيوه هاست.

۶) ريشه اين اشتباه را قطع کنيد:
بررسي کنيد تا دريابيد که چه مشکلي باعث شده است تا کودک شما اين رفتار را انجام دهد. مثلاً گاه کودک واقعاً به چيزي احتياج دارد اما والدين اين نياز کودک را ناديده مي گيرند و او مجبور مي شود خود راه حلي براي مشکلش پيدا کند و چه روشي آسان تر از استفاده از وسيله شخص ديگري که در دسترس او قرار دارد؟! همچنين مي توانيد بررسي کنيد که آيا در محيط کودک مشکلي وجود دارد که او به ناچار استرس و پريشاني خود را به اين نحو نشان مي دهد؟!

۷) خودتان الگو باشيد:
يکي از راه هاي مناسب براي آموزش رعايت حق مالکيت ديگران، رعايت اين حقوق از سوي والدين است. پدران و مادران بايد مراقب رفتار خود باشند مثلاً بدون اجازه به وسايل ساير اعضاي خانواده دست نزنند و حتي براي استفاده از وسايل کودک نيز از او اجازه بگيرند.

۸ ) پيشگيري کنيد:
پيشگيري از اين رفتارها بهترين روش ممکن است. از همان دوران کودکي تلاش کنيد تا مفهوم مالکيت را به او آموزش دهيد. مثلاً به او بگوييد که بايد براي برداشتن وسايل ديگران اول اجازه بگيرد در صورت عمل به اين رفتار براي او تشويق هايي در نظر بگيريد.

۹) در صورت لزوم به روان شناس مراجعه کنيد:
اگر کودک شما به دفعات به حقوق ديگران احترام نمي گذارد و وسايلشان را برمي دارد و اين عمل را همراه با خشونت، لجبازي و به قصد آزار سايرين انجام مي دهد، ضرورت دارد که از راهنمايي هاي روان شناس يا روان پزشک نيز استفاده کنيد.

منبع: روزنامه خراسان


چرا بعضی از کودکان خسیس اند ؟

جام جم , محققان دريافتند که انسانها از همان بدو تولد آماده بذل و بخشش نيستند و اين خصوصيت به تدريج در آنها شکل مي گيرد.

 

 

ارنست فر محقق دانشگاه زوريخ و همکارانش به اين نتيجه رسيده اند که کودکاني که در خانواده هاي تک فرزند متولد مي شوند بيشتر از بقيه شانس رهايي از خساست را دارند ولي فرزندان کوچک خانواده بيشتر از بقيه با مشکل خساست مواجه هستند.

 



پيش از اين روانشناسان بارها تاکيد کرده بودند که حس بذل و بخشش بلافاصله در انسان ايجاد نمي شود ولي نتوانسته بودند سن مشخصي براي آن دريابند.

 


محققان سوئيسي با بررسي آزمايشهايي که در خصوص حس بذل و بخشش در کودکان با سنين مختلف انجام شده متوجه شدند در سه سالگي کودکان به شدت خودخواه هستند و فقط در هفت سالگي بيشتر آنها خوراکيهاي خود و از جمله شيريني و شکلات را با بقيه تقسيم مي کنند و اين حس با افزايش سن تقويت مي شود.

 


به گفته آنها حس بذل و بخشش ارتباط مستقيمي با حس مسئوليت دارد و علاوه بر اين کودکاني که خواهر يا برادري ندارند 28 درصد از بقيه دست و دلبازترند.


تربیت کودک مشکل گشا و مستقل

 شاید پدر یا مادر بودن بزرگ ترین مسوولیت شما در زندگی باشد و تصور کنید برای اینکه مبادا فرزند شما دچار مشکلی شود باید همه درها را بست و پرده ها را کشید. اما این طرز فکر کاملا اشتباه است. این حمایت بیش از حد و مریض‌گونه چیزی نیست که خودتان هم از آینده آن خوشحال شوید. با دور نگه داشتن کودکان از واقعیت های زندگی در واقع آنها را از از درس هایی که باید در زندگی یاد بگیرند دور می کنید.
برای پرورش فرزندان سالم و قوی می توانید از 7 راهکار زیر استفاده کنید. این روش ها به کودکان کمک می کند تا در بزرگسالی بتوانند بهترین تصمیمات را هنگام مواجهه با مشکلات اجتماعی اتخاذ کنند.
به کودک خود قدرت رویارویی با مشکلات را بدهید
 1.    به کودک خود اجازه دهید خودش باشد
این کاملا طبیعی است، چیزهایی در دیگران را دوست داریم که در خودمان هم دوست داریم. متاسفانه در بحث کودکان، برعکس این مساله نیز مصداق دارد: ممکن است با دیدن رفتار یا شخصیتی از دیگران که در خود دوست نداریم، واکنش منفی نشان دهیم. در نتیجه، اغلب اوقات به طور اشتباه تلاش می کنیم تا فرزندان خود را به گونه ای پرورش دهیم که نمونه کوچکی از ما باشند تا بتوانیم بیشتر دوستشان داشته باشیم.
وظیفه ما دوست داشتن فرزندانمان بدون هیچ قید و شرط و پذیرفتن رفتارهای متفاوت آنها به عنوان یک انسان کامل و مجزا است. چیزی که شما به عنوان ایراد به آن نگاه می کنید، شاید توانایی خاصی در کودک شما باشد. با از بین بردن ایراد موردنظر، ممکن است تکه تکمیل کننده شخصیت کودک خود را دور ریخته باشید. به طور مثال، اگر کودک شما به دلیل حساس بودن بسیار محتاط است، مکانیسم دفاعی او را با توسل به زور  از بین نبرید. به کودک خود به عنوان یک انسان کامل نگاه کنید و اجازه دهید خودش باشد.
2.    باور این مطلب که کودک برای مرحله بعد آماده است
به خیال خود اغلب اوقات از کودک خود در برابر سختی های زندگی محافظت می کنیم اما آینده نگری ما به تجربه های شخصی ما محدود است. ما نمی توانیم شکست های کودکان خود را پیش بینی کنیم. همچنین، دوست داریم تصور کنیم به طور کامل روی زندگی آنها کنترل داریم. این گفته را هنگام راهنمایی فرزند خود همیشه در ذهن داشته باشید:
«هنگامی که دیگران رویاهای شما را از بین می برند، سرنوشت شما را پیش گویی می کنند یا شما را مورد انتقاد قرار می دهند، به خاطر داشته باشید آنها در واقع داستان خود را برای شما تکرار می کنند؛ نه داستان خودتان را.»
ما گاهی تلاش می کنیم تا فرزندان خود را عقب نگه داریم زیرا فکر می کنیم آنها به اندازه کافی بالغ و فهمیده نیستند که بتوانند با مسایل زندگی روبه رو شوند. اما این را به خاطر داشته باشید: فرزندان شما درس های لازم برای زندگی را هنگامی که به آن درس ها نیاز داشته باشند، خواهند آموخت. شرایط این را برای آنها می خواهد. آنها به شما نیازی ندارند تا شجاعتشان را بگیرید یا نشان دهید به توانایی های آنها اعتماد ندارید. اگر واقعا توانایی های کمی داشته باشند، مطمئنا خودشان این مساله را خواهند فهمید. هنگامی که نشان می دهید به توانایی های آنها شک دارید، تنها چیزی که یاد می گیرند عدم اعتماد به نفس است. این مشکل نیز یادگیری درس های زندگی را در مراحل بعد برای آنها دشوار می کند.
کودکان با سعی و خطا می توانند قابلیت هایی را در خود کشف کنند که شما هرگز به آنها فکر هم نمی کنید.
3.    در شرایط سخت به دنبال راه حل های بدون نگرانی باشید
همه انسان ها در طول زندگی خود با مشکلاتی روبه رو می شوند و این مساله کاملا نرمال است. اگر تلاش کنید برخلاف این را نشان دهید در واقع کار غیرمنطقی انجام می دهید. تسلیم سرنوشت و ناراحتی شدن نیز بسیار مضر و خطرناک است. ممکن است تصور کنید نگرانی در مورد اتفاق هایی که ممکن است در آینده رخ دهد، شاید ما را در برابر آنها آماده کند. اما هیچ کس نمی تواند آینده را پیشگویی کند.
زیبایی این واقعیت در این است که می توانیم فکر و فعالیت های خود را در شرایط سخت کنترل کنیم. به فرزندان خود آرامش و بزرگواری بیاموزید؛ صبوری در برابر مسایلی که نمی توان تغییر داد، شجاعت تغییر مسایلی که از عهده انسان بر می آید و منطقی که بتوانند تفاوت خوب و بد و درست و غلط را تشخیص دهند.
به فرزند خود کمک کنید تا درس هایی که در نتیجه تجربیات منفی به دست می آورد را دور بریزد.
4.    ارزش قائل شدن برای احساسات فرزند خود
همه می دانیم که والدین تحمل ندارند تا فرزندانشان تجربه های منفی و سختی در زندگی خود داشته باشند. اغلب اوقات به آنها می گوییم: «این مساله این قدرها هم بد نبود». یا بدتر از آن، کودکی که خودش ناراحت است را تنبیه می کنند. احساس های بد فرزندان را درک کنید. آنها را در آغوش بگیرید و از آنها بخواهید تا این مساله را فراموش کنند.
در اینجا مشکل دخالت و نفوذ به احساسات کودکان پیش می آید: احساسات برای نوع بشر بسیار مفید هستند. شما با احساسات خود می توانید خوب یا بد بودن شرایط و موقعیت ها را درک کنید و تمهیداتی برای بهبود اوضاع بیندیشید.
اگر به کودکان خود اجازه ندهید تا اتفاق های اطراف را حس کند، هرگز نمی آموزد چگونه با احساسات خود کنار بیاید و چگونه آنها را هدایت کند. در بیشتر مواقع، کودکانی که اجازه بروز احساسات را ندارند در آینده دچار اعتیادهای روانی همچون مواد مخدر، الکل یا پرخوری می شوند. زیرا وقتی شما حضور ندارید تا آنها را تنبیه یا تشویق کنید، نمی توانند از احساسات خود استفاده کنند.
هنگامی که واقعا غمگین یا عصبانی هستیم، آن را با دیگران مطرح می کنیم و آنها درک می کنند. این کار درست و موثر است و به احساسات ما اعتبار می بخشد و باعث آرامش و تخلیه روانی ما می شود. این مساله در مورد کودکان نیز مصداق دارد. اگر هنگام عصبانیت و ناراحتی به آنها اجازه دهیم در مورد مشکل خود صحبت کنند، در نتیجه آن بسیار آرام خواهند شد زیرا می دانند کسی هست که به احساساتشان بها دهد. حتی اگر استرس های آنها کاملا بی منطق باشند نیز برای احساسات فرزند خود ارزش قائل باشید.
5.    به فرزند خود اجازه دهید مسوولیت کارهایش را به عهده بگیرد
با اینکه در آخر این شما هستید که به داد او می رسید، اما اجازه دهید فرزند شما مسوولیت کارهایش را به عهده بگیرد. این شجاعت را به او بدهید تا پاسخگوی انتخاب ها و اشتباه های خود باشد و برای بهبود یا درست کردن آنها گام بردارد.
هنگامی که کودک خودداری را احساس کند، یاد می گیرد تا بر پیشامدهای رفتاری خود کنترل داشته باشد. اگر خیلی کم به فرزند خود اجازه داده اید تا مسوولیت پذیر باشد، کاملا معلوم است که از دیدگاه دیگران در درجه دوم اهمیت قرار داشته باشد. درست برعکس، اگر به او اجازه دهید از اشتباهات خود درس بگیرد در واقع به او فرصت داده اید تا با احساس امنیت بر اساس قدرت و علایق خود فعالیت کند.  البته مسلما جالب نیست به کودک خود اجازه دهید بالای میز برود و شلوغ کند و در اینجا باید به او درس هایی بیاموزید. در این حالت او می تواند احساس استقلال را در خود تقویت کند.
6.    به فرزندان خود بیاموزید برای خوشحالی چشم به همسالان خود نداشته باشند
وقتی کودک شما به سن مدرسه می رسد در مجموعه کوچکی از اجتماع قرار می گیرد. برای بسیاری از کودکان بدشانس، گروهی که با دنیای درونی آنها جور باشد و بتوانند به آنها ملحق شود، وجود ندارد. کودکان باید احساسات قوی در مورد ارزشمندی خود داشته باشند که در مواجهه با نامهربانی ها و بی احساسی دیگران به سرعت ضربه نخورند.
فعالیت یا استعدادی که کودک به واسطه آن بتواند خودش را سرگرم کند و از مسایل موجود در مدرسه دور باشد بسیار کمک کننده است. این فعالیت ها می توانند ورزش های انفرادی مثل یوگا، شنا یا دو یا کارهای هنری همچون نقاشی یا موسیقی باشد. به کودک خود اجازه دهید تا به فعالیت هایی روی بیاورد که به او اجازه می دهد استعدادهای درونی خود را شکوفا کند و در دنیای درونی خود غرق شود. این کارها می تواند تا بزرگسالی با او همراه باشد.
7.    تغییر تعریف «نظم» از تنبیه تا تعلیم
وقتی ما در روش های تربیتی خود به تنبیه متوسل می شویم – از فریاد کشیدن گرفته تا کتک زدن – کودکان ما درس های ناخوشایندی یاد می گیرند. آنها یاد می گیرند مردمی که ما دوستشان داریم قابل اعتماد نیستند و هر لحظه ممکن است از کنترل خارج شوند. آنها یاد می گیرند که می توانند مورد نفرت یا ترک شدن افرادی قرار بگیرند که دوستشان دارند. و یاد می گیرند نمی خواهند در مساله ای گرفتاری شوند.
تنبیه به طور کلی بد هم نیست. مثلا اگر کودک شما کار نادرستی انجام داد، برای تنبیه او بهتر است ابتدا احساسات مرتبط با آن اشتباه را مورد خطاب قرار دهید تا به این ترتیب کودک به گوش کردن به درس هایی که به او می دهید، آماده شود. سپس، برای تصحیح رفتار او رفتارهای درست را به او آموزش دهید. به طور مثال: «من می دانم تو عصبانی هستی. خواهر کوچک تو نباید اساب بازی تو را خراب می کرد. من بعدا به حساب او می رسم. اما تو هم نباید برای انتقام اسباب بازی او را خراب می کردی. به جای این کار به یک بالشت مشت می زدی تا عصبانیتت خالی شود.»
هنگامی که فرزند شما رفتار ناشایستی از خود نشان داد، سعی کنید رفتارهای جایگزین درست و کنترل داشتن روی رفتار را به او بیاموزید. سعی کنید متوجه شوید چرا فرزندتان آن کار را انجام داده و راه مناسب را به او نشان دهید.

منبع:bartarinha.ir


نقش مادر در تربیت کودک

در محیط خانه و اجتماع برجسته ترین نقش مادر نقش تربیتی است. اهمیت این نقش از آن جا روشن می شود که کودک نخستین بار در آغوش مادر قرار می گیرد و آداب و رسوم اجتماعی را از او می آموزد. کودک از دامن مادر یاد می گیرد که چگونه با دیگران رفتار نماید و چگونه با آنان برخورد داشته باشد. چگونگی رفتار مادر با کودک در شکل دهی ساختار شخصیتی او تأثیری چشم گیر دارد. از این رو، کارشناسان مسائل تربیتی بر نقش مادر در تربیت فرزند همواره تأکید داشته و دارند.
الف) تربیت جسمانی:
وجود فرزند در روایات به «گل» تشبیه شده است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «الولد الصالح ریحانة من ریاحین الجنّة»؛ «فرزند صالح گلی است از گل های بهشت.» وجه تشبیه فرزند به گل این است که فرزند در سال های نخست زندگی، مخصوصا نوزادی از نظر ظاهری و جسمانی همانند گلِ بهاری، جسمی دارد بس لطیف و نازک و روحی دارد با عاطفه و طراوت که نیاز شدیدی به حفظ و نگه داری دارد و اگر از او مواظبت نشود هر لحظه ممکن است لطافت و جذابیت خود را از دست داده به پژمردگی و زردی بگراید. همان گونه که در جهان متمدن امروز شاهد از بین رفتن بسیاری از کودکانی هستیم که بر اثر بی توجهی والدین و نرسیدن به آن ها، رشد کمّی و کیفی خود را از دست داده، دچار نارسایی جسمی و روانی می شوند. از این رو، هم از نظر وجدان و شرع و هم بر اساس عرف مردم، توجه جدی به تربیت فرزند و تأمین نیازهای او در این شرایط حساس ضروری می نماید.
تنها کسی که در دوره کودکی می تواند به نیازهای جسمی و روحی کودک به صورت مناسب پاسخ دهد، مادر است؛ چرا که مادر از هر کس دیگری آشناتر به شرائط زیستی و روانی کودک است و اوست که با مهر و رأفت و محبت می تواند از او حفاظت کند و از آلودگی ها و نا پاکی ها شست و شو دهد و به رفع احتیاجاتش بپردازد. مادر با دست خود کودک را نوازش می دهد و با یک زمزمه و لالایی خواندن طفل را به خواب می برد. تر و خشک کردن بچه در سال های اول زندگی کاری است بس مشکل و طاقت فرسا که تنها با مهر مادری امکان پذیر خواهد بود.
تربیت جسمانی کودک از دیگر ابعاد تربیت اهمیت کمتری ندارد، و به همین دلیل گفته شده عقل سالم در بدن سالم است. اگر بدن انسان سلامت نداشته باشد و جسم رشد کافی نکند، فرد به لحاظ روحی و روانی، آدم سالم و نرمالی نخواهد بود. نقش مادر در تربیت جسمی و ظاهری کودک بر کسی پوشیده نیست و مادران باید در زمینه رشد جسمانی فرزند بسیار حساس بوده و شرایط لازم را فراهم آورند.
ب) تربیت دینی:
تربیت دینی از نظر اسلام و قرآن از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و از آغاز زندگی فرزند باید بدان توجه کرد. نقش مادر در پرورش دینی و مذهبی فرزند روشن است. مادر هم پیش از تولد می تواند ایفای نقش کند و هم پس از آن در دوره های کودکی، نوجوانی و جوانی. چون هدف از این نوشتار بررسی نقش مادر در تربیت دینی فرزند در این دوره هاست، به تفصیل به این بحث خواهیم پرداخت.
ج) تربیت عاطفی:
مادر به لحاظ روانی - عاطفی سرشار از مهر و محبت و صفا و صمیمیت است. چون ساختار وجودی مادر به گونه ای آفریده شده که قدرت جذب و انجذاب فوق العاده ای دارد و در ابراز احساسات و عواطف از توان بالایی برخوردار است. قدرت گیرایی مادران در سطح بسیار عالی قرار دارد که اگر درست استفاده شود در ایجاد پیوند خانوادگی و چگونگی شکل گیری روابط اجتماعی و تربیت اولاد نقش سازنده ای خواهند داشت. مادر می تواند با رعایت اصول و قوانین اسلامی در سامان دهی امور خانواده و پرورش فرزند نقش مهمی ایفا نماید؛ چرا که ویژگی عاطفی زنان بستر مناسبی است برای ایفای نقش مادری و تربیت اولاد و مهم ترین نقشی که از یک مادر انتظار می رود چیزی جز نقش تربیتی او نمی تواند باشد. یکی از جنبه های مهم نقش تربیتی مادر، نقش وی در پرورش عواطف فرزند است که آثار آن در اعمال و رفتار وی به زودی نمایان می گردد.
اسلام، ویژگی عاطفی - روانی مادران را مورد توجه خاص قرار داده و برای این جنبه از ابعاد وجودی آنان اهمیت فراوان قائل شده است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند به زنان و مادران مهربان تر از مردان است. این توجه ویژه خداوند به عواطف مادران، مسئولیت آنان را در برابر فرزندان شان نیز زیادتر می کند؛ چه این که ایشان باید فرزند را با تعادل عاطفی پرورش دهند و این حالت را در آن ها تثبیت و حفظ نمایند. بی مهری مادر مهم ترین عامل از بین بردن تعادل عاطفی فرزند است و چه بسا موجب افسردگی و پریشانی وی می گردد.
د) تربیت اخلاقی:
نقش مادر در تربیت اخلاقی فرزند بر همگان روشن است و چندان نیازی به تبیین ندارد؛ چرا که مادر الگوی رفتاری و اخلاقی برای فرزند است، هر کار ریز و درشتی که انجام دهد در منش و نحوه رفتار او با دیگران تأثیر می گذارد. مادر با رفتار الگویی خود انسان می پروراند، فرزند را از عالم نا پاکی ها، حسدها، کینه ها و رذائل اخلاقی دور می سازد و در دلش مهر و صفا و خیر اندیشی نسبت به همنوعان پدید می آورد. مادر، سرچشمه فضیلت ها و خوبی هاست، او در محیط خانه می تواند درس تقوا و خداترسی به فرزند دهد و از کودکی ضعیف و ناتوان شخصیت بزرگ علمی و اخلاقی بسازد و تحویل جامعه دهد.
در مقابل اگر مادر به وظیفه خویش عمل نکند و در برابر چشمان کودک دست به رفتارهای نامناسب و ناشایست بزند، طبیعی است که کودک از او تبعیت می کند و در نتیجه پست و منحرف تربیت خواهد شد. امام خمینی «ره» در این زمینه می فرماید: «مادرِ خوب بچه خوب تربیت می کند و خدای نخواسته اگر مادر منحرف باشد، بچه از همان دامن مادر منحرف بیرون می آید و چون بچه ها آن علاقه ای که به مادر دارند به هیچ کس ندارند و در دامن مادر که هستند تمام چیزهایی که دارند، آرزوهایی که دارند خلاصه می شود در مادر و همه چیز را در مادر می بینند.»
ه) تربیت عقلانی:
عقل از ابعاد مهم وجود انسان است که اگر شکوفا گردد، توان آن را دارد که خوب را از بد و خیر را از شر تشخیص دهد و صاحبش را به سعادت و خوش بختی برساند. تربیت این بخش از نیروی درونی انسان وظیفه اولیا و مربیان است که باید بدان توجه کنند و در درجه اول اهمیت قرار دهند. انبیاء الهی همه برای تربیت عقلانی آمدند و در این مسیر حرکت کردند و تا آن جا که توانستند به وظیفه شان عمل نمودند. امام علی (علیه السلام) در خطبه اول نهج البلاغه می فرماید: «و یثیروا لهم دفاینً العقول»؛ «خداوند پیامبران خود را پی در پی اعزام کرد تا توانمندی های پنهان عقل ها را آشکار سازند.»
از کلام حضرت چنین بر می آید که عمده هدف انبیاء تربیت عقلانی بشر بوده است. همان گونه که خداوند در قرآن کریم مکرر به این مسئله اشاره فرموده و تربیت عقلانی را در آیات متعدد مورد تأکید قرار داده است. «کذلک یبین الله لکم آیاته لعلّکم تعقلون»؛ «این چنین، خداوند آیات خود را برای شما شرح می دهد، شاید اندیشه کنید.» ماده «عقل» به هیئت های مختلف در قرآن کریم به کار رفته و در همه آن ها به تفکر و اندیشه ورزی انسان تأکید و مواد تعقل نیز ذکر شده است. در آیه یاد شده آیات الهی متعلَّق تأمل و تفکر بیان شده که به دو بخش انفسی و آفاقی تقسیم می گردد. هر یک از این آیات خداوند زمینه مناسبی برای عقل ورزی و تدبر و تفکر می باشد.
مادران، در تربیت عقلانی فرزندان شان نقشی بسزا دارند. آن چه مهم است، شیوه اجرای فرایند تربیت عقلانی است که باید مورد توجه مادران قرار گیرد. اتخاذ روش مناسب در شکوفا سازی نیروی اندیشه و تعقل فرزندان بسیار اثر گذار می باشد. پرسش و پاسخ، طرح مسابقات همراه با تشویق، تفریح و گردش و بازدید از باغ و بوستان و گل ها و شکوفه های رنگارنگ و توجه دادن فرزندان به آفریدگار جهان از روش های مؤثر در پرورش عقل و اندیشه آنان است.
و) تربیت جنسی:
تربیت جنسی عبارت است از فراهم آوردن زمینه رشد متناسب غریزه جنسی همراه با رشد دیگر جنبه های جسمی و معنوی انسان و نیز پیشگیری از انحرافات و لغزش های مربوط به آن. طبیعی است که پرورش درست فرد در حیطه گرایش های جنسی مستلزم آموزش و ارائه اطلاعات کافی در این زمینه می باشد. چون رفتار جنسی انسان مبتنی بر آگاهی ها و نگرش هایی است که وی در حوزه رفتاری مربوطه دارد، بر این اساس مربیان باید شرایط فردی و اجتماعی را به گونه ای فراهم آورند که ضمن رشد و نمو متعادل و طبیعی امیال جنسی بر معلومات متربی در این مورد افزوده گردد و او به انتخاب خود از خطاهای جنسی اجتناب نماید.
از آن جا که حیات جنسی انسان از بدو تولد شروع می شود و به تدریج رشد و نمو پیدا می کند و کم کم خود را نشان می دهد، مادر می تواند نقش مؤثری در این زمینه ایفا کند و روش هایی را در تربیت فرزند به کار گیرد که رشد جنسی وی به صورت طبیعی و توأم با افزایش شناخت دینی و اخلاقی باشد.
وظیفه مادر نسبت به تربیت فرزند، به ویژه تربیت جنسی او بسیار سنگین است؛ چرا که از کودکی اگر مواظبت های جنسی و آموزش هایی در مورد آن داده نشود، ممکن است با فرا رسیدن دوران بلوغ کار از کار بگذرد و توصیه های تربیتی دیگر اثری بر او نداشته باشد. مادر از همان آغاز باید به این امر توجه داشته باشد و فضای خانه را به گونه ای آماده سازد که کم ترین نشانه ای از تحریکات جنسی در آن مشاهده نگردد.
البته در قدم اول باید رفتار مادر کاملاً حساب شده باشد و بدون لباس، به صورت نیمه عریان در برابر پسری که به سن بلوغ نزدیک است ظاهر نشود. هم چنین اتاق خواب پسران و دختران تا جایی که امکان دارد از هم جدا و یا حداقل در یک بستر نباشد. روشن است که مادر در این مسائل نقش اساسی دارد.
ز) تربیت سیاسی:
تربیت سیاسی تربیت مهمی است که در تحقق هدف های مادی و معنوی جامعه نقش اساسی دارد. هر ملتی بر اساس اصول و معیارهای مورد قبول خود، از زندگی، یک سلسله هدف هایی در نظر می گیرد و در تحقق آن ها می کوشد. اما دست یابی به این اهداف، تأمین نیازها و پیشرفت جامعه در همه ابعاد، مستلزم وجود فرهنگ سیاسی قدرتمندی است که متناسب با اوضاع و احوال سیاسی - اجتماعی روز باشد. وجود چنین فرهنگی مبتنی بر اندیشه های دینی، در میان نسل جوان جامعه از اهمیت خاصی برخوردار است. از این روست که تربیت سیاسی برای آگاه ساختن مردم، به ویژه جوانان و نوجوانان، از مسائل سیاسی، اجتماعی و اندیشه های اساسی نظام حاکم ضرورت دارد؛ زیرا تربیت سیاسی فرایندی است که طبقات گوناگون جامعه را با معیارها و اصول بنیادین حکومت آشنا ساخته، فعالیت های سیاسی و اجتماعی را چنان به هم نزدیک می سازد که هیچ گونه اصطکاک و برخوردی بحران زا روی ندهد.
تربیت سیاسی فرایندی است فراگیر که زمان و مکان معین ندارد و در هر محیط و شرایطی قابل اجراست. شاید مناسب ترین مکان آموزش و پرورش نیروهای سیاسی همان فضای خانه های کوچک و محقر مردم باشد که سیاست مداران بزرگ از آن جا بیرون می آیند و تحولی در جامعه ایجاد می کنند.
اگر تاریخ زندگی رهبران و شخصیت های بزرگ دنیا را در گذشته و حال مطالعه کنیم، خواهیم یافت که اغلب آن ها از همین خانه های به ظاهر محقر ظهور کرده اند، نه از خانه های ثروتمندان که نقش مادران در تربیت چنین افرادی جای تردید ندارد.
امام خمینی «ره» می فرماید: «یک مادر ممکن است یک بچه را خوب تربیت کند و آن بچه یک امت را نجات بدهد و ممکن است بد تربیت کند و آن بچه موجب هلاکت یک امت بشود». این کلام امام دلیل روشنی بر اهمیت نقش مادران در شکل دادن اندیشه های سیاسی فرزندان است. همان گونه که خود ایشان نیز از خانواده مؤمن و طبقه متوسط جامعه ظهور کرد و معادلات سیاسی و نظامی جهان را به هم ریخت.
پی نوشت ها:
1. وسائل الشیعه، چاپ بیروت، ج 15، ص 97.
2. علی اکبر شعاری نژاد، روان شناسی رشد، تهران، انتشارات اطلاعات، 1372، چاپ دهم، ص 193.
3. علی قائمی، سازندگی و تربیت دختران، ص 281.
4. وسایل الشیعه، ج 15، ص 104.
5. علی اکبر شعاری نژاد، روان شناسی رشد، ص 479.
6. حقوق والدین، ص 16 - 17.
7. جایگاه زن در اندیشه امام خمینی«ره»، ص 124.
8. امام علی (علیه السلام)، نهج البلاغه، خطبه اول.
9. سوره بقره (2) آیه 142.
10. حافظ ثابت، تربیت اسلامی (کتاب چهارم)، مقاله: تربیت جنسی در نهج البلاغه، مرکز مطالعات تربیت اسلامی، قم، 1379، ص 595.
11. دمیرلو، معاونت پرورشی وزارت آموزش وپرورش، مجله تربیت، سال 8، ش6، ص24.
12. جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، ص 131.
محمد احسانی
منبع:hawzah.net


با بچه های بی ادب در مهمانی ها چه کنیم؟

او کوچک‌ترین عضو جمعی است که باقی اعضایش، وارد چهارمین دهه زندگی‌شان شده‌اند. فرزند آرام شما که هنوز سنش دو رقمی هم نشده، به محض ورود به چنین جمعی، آدمی دیگر می‌شود. تمام رفتارهایی که همیشه در مقابلش منع می‌کردید را از خود بروز می‌دهد و دوست دارد به تک‌تک مهمان‌ها و تمامی وسایل صاحب خانه، صدمه بزند. اما چرا فرزند همیشه مودب و آرام شما، در مهمانی به یک غول کوچولو تبدیل می‌شود و هرکار می‌کنید، نمی‌توانید مانعش شوید؟ علم روانشناسی می‌گوید، گاهی بچه‌ها، نیاز به جلب توجه دارند اما این نیاز را، همیشه با تقاضای مستقیم توجه از والدین طلب نمی‌کنند. نشان دادن رفتار‌های مخربی که واکنش دیگران را در پی دارد هم یکی از راه‌هایی است که بچه‌ها از طریق آن، نیاز به مورد توجه قرار گرفتن را بیان می‌کنند.
خودتان مقصرید
اگر والدین در خانه رفتار‌های سختگیرانه‌ای داشته باشند و به کودک‌شان اجازه حرکت و کودکی کردن ندهند، احتمالا فرزندشان در حضور دیگران به راه‌های مخربی برای جلب توجه متوسل می‌شود. جیغ زدن، تخریب کردن، رفتارهایی که حتی برای خود والدین هم عجیب هستند، همه از کودکانی سر می‌زنند که به خاطر سخت‌گیری‌های والدین‌شان، در خانه محدود هستند و در حضور دیگران، می‌خواهند همه محدودیت‌ها را از بین ببرند و رفتار والدین‌شان را تلافی کنند. معمولا والدین خیلی جدی، توجهی به نیاز فرزند‌شان به جلب توجه نشان نمی‌دهند و با محروم کردن آنها از توجه، باعث ایجاد واکنش‌هایی از طرف فرزند‌شان می‌شوند. بچه‌ها هم با دیدن بی‌توجهی دیگران نسبت به این نیاز، چنین رفتارهایی را بروز می‌دهند و عمدا کاری می‌کنند که همه نگاه‌ها به سمت آنها خیره شود.
مشخص کردن جایزه قبل از انجام یک کار، یعنی باج دادن و باج دادن گره‌ای از مشکلات رفتاری کودکان باز نمی‌کند. اما اگر والدین بعد از آنکه فرزندشان رفتار درست را نشان داد، بدون وعده قبلی به او پاداش بدهند، می‌توانند رفتارهای خوب را در او تقویت کنند. مطمئن باشید که او بعد از دریافت پاداش پیش‌بینی نشده به خاطر رفتار‌های خوبش، دیگر انگیزه‌ای برای نشان دادن رفتار‌های مخرب پیدا نخواهد کرد.
کار از کجا خراب شده؟
با این مشکل بچه‌ها هم مثل هر مشکل دیگری باید برخورد کرد. «پیدا کردن ریشه مشکل» اولین کاری است که والدین باید انجام دهند. اول باید مشخص شود که چرا کودک این کار را انجام می‌دهد. والدین باید از خود بپرسند چرا بچه این کارها را می‌کند؟ آیا او را به زور آورده‌اند و فرزندشان با حضور در این جمع مضطرب می‌شود؟ آیا رابطه خوبی با  اهالی آن مهمانی ندارند؟ آیا قبل از مهمانی، با او دعوا و کج خلقی شده است؟ در این صورت احتمالا او با نشان دادن این واکنش‌های عصبی، به دنبال تلافی است.
چند ساعت آزادی
شاید در روزهایی که کودک با والدینش تنهاست، به دلیل اینکه می‌داند هر کسی مشغول کار خودش است، با خود بازی می‌کند و رفتار مخربی را نشان نمی‌دهد. اما زمانی که مهمان می‌آید یا او با خانواده‌اش به جمعی غریبه وارد می‌شود، در حضور دیگران مقررات را رعایت نمی‌کند، چرا که می‌داند والدین هم در حضور دیگران با او برخورد همیشگی را نمی‌کنند. او این شرایط را به عنوان فرصتی برای استقلال و نشان دادن اینکه من هم می‌توانم کاری بکنم، تلقی می‌کند. فضای مهمانی، برای او فضای لجبازی است. معمولا این بچه‌ها یاد گرفته‌اند که پدر و مادر در حضور دیگران واکنش‌های همیشگی را نشان نمی دهند. چنین کودکی تنها به دنبال جلب نگاه والدین است. برای او مهم نیست که این نگاه همراه با خشم باشد یا مهربانی. او حتی به جلب توجه منفی هم راضی است و از این‌که آدم‌ها، حتی برای نصیحت یا دعوا کردن سراغش می‌آیند و با او حرف می‌زنند، لذت می‌برد.
خانواده‌ها باید برای رشد و پرورش فرزندان‌شان به دو متخصص مراجعه کنند. یکی پزشک کودک و دیگری روانشناس کودک. خوشبختانه امروزه همه بچه‌ها، پزشک کودک خود را دارند و اگر والدین با انتخاب یک مشاور، از فرزند‌شان مراقبت کنند، با مشاوره و دریافت توصیه‌های ساده، دیگر نگران تقویت رفتارهای اشتباه در فرزند‌شان نخواهند بود
هم جدی، هم مهربان
بعد از ریشه‌یابی مشکل و برطرف کردن دلیل اصلی، والدین باید برای اصلاح این عادت که در کودک ریشه دوانده، تلاش کنند. آنها باید دایره‌ای از رفتار قاطعانه و مهربان را در نظر بگیرند و بر اساس آن عمل کنند. در این شرایط نه باید به کودک باج داد و نه باید با سخت‌گیری بیش از حد، این تصور را در او ایجاد کرد که دیگر کسی دوستش ندارد. یادتان نرود که تحقیر کودک به خاطر اشتباهاتش، عزت نفس او را پایین می‌آورد و به شکلی اغراق شده، این احساس را در او ایجاد می‌کند که دیگر جایی در دل دیگران ندارد. اگر بچه‌ها گمان کنند به عنوان «بچه بد» دیده می‌شوند، انگیزه‌شان را برای «بچه خوب» بودن از دست می‌دهند.
دوست کوچولوی‌تان باشید
والدین نباید آنقدر خشن باشند که بچه بترسد و مشکلش را بیان نکند. بچه‌هایی که از والدین خجالت می‌کشند، قدرت ابراز وجود در مقابل آنها را ندارند و بنابراین در موقعیتی که آدم‌های دیگر هستند، رفتار دیگری را نشان می‌دهند. اگر پدر و مادرها در برقراری ارتباط با فرزند‌شان موفق باشند، به چنین مشکلاتی برنخواهند خورد. چراکه بچه‌ها از مرجع قدرتشان حساب می‌برند و اگر آن مرجع بتواند رفتار درست را نشان بدهد، می‌تواند همیشه شاهد رفتارهای درست فرزندش باشد.
تنبیه ممنوع
بچه‌ها با دیدن توجه بزرگتر‌ها شرطی می‌شوند و رفتارشان را تکرار می‌کنند. پس اگر کودکی کار اشتباهی می‌کند، نباید بیشتر به آن توجه کرد، بلکه با کم‌توجهی باید به او ثابت کرد که این راه مناسبی برای جلب توجه نیست. تنبیه اولین گزینه‌ای است که این والدین ناکام برای تغییر رفتارهای فرزند‌شان به آن متوسل می‌شوند. اما این والدین نمی‌دانند که همین تنبیه جدی و برخورد سختگیرانه، یکی از دلایل تکرار این رفتارهای مخرب است و در واقع می‌تواند این رفتارها را در کودکان تقویت کند. ترس مضاعف به تقویت رفتار در بچه‌ها منجر می‌شود. اگر والدین او را تهدید کنند و بگویند که در صورت انجام این کار تنبیه می‌شوی، باید انتظار دیدن دوباره آن رفتار را داشته باشند.
نگذارید دیگران او را تربیت کنند
گاهی والدین تمام تلاش‌شان را برای نشان دادن واکنش درست به اشتباهات بچه‌ها انجام می‌دهند، اما ناآگاهی اطرافیان و دخالت‌های‌شان، کنترل شرایط را برای‌شان دشوار می‌کند. اما نباید فراموش کرد که کنترل رفتار‌های دیگران، به تسلط والدین بستگی دارد. آنها می‌توانند با حرف یا رفتار به دیگران بگویند که حق مداخله در نظام تربیتی آنها را ندارند و همراه با احترام، برای‌شان توضیح دهند که فرزندشان به چه دلیلی این رفتار را نشان می‌دهد و بهترین واکنش به کارهای او چیست.
اخطار قبلی ندهید
گاهی حساسیت والدین به این رفتارها دامن می‌زند. آنها به خاطر نگرانی‌های خودشان، قبل از آنکه اتفاقی بیفتد بچه را از بعضی از کارها منع می‌کنند و می‌گویند مبادا فلان کار را انجام دهی. اما کودکی که از این طریق به حساسیت والدینش پی برده، مخصوصا آن کار را می‌کند. کودک بر اساس رفتار پدر و مادرش، باید فرض را بر این بگیرد که امکان بروز رفتارهای مخرب در مهمانی وجود ندارد. اما اگر والدین از قبل به او اخطار دهند و بگویند حق انجام چنین رفتاری را نداری، ذهن کودک به محض ورود به جمع، به سمت آن رفتار می‌رود.
تنهایی را از او بگیرید
گاهی بچه‌ها برای جلب توجه والدین نیازی را بیان می‌کنند. برای مثال بدون آنکه گرسنه باشند غذا می‌خواهند یا مرتب به دستشویی می‌روند. والدین باید بدانند که چرا فرزندشان سراغ چنین رفتاری می‌رود. شاید در جمع شلوغ بزرگتر‌ها، او به دنبال یک همبازی است. پس پدر یا مادر می‌توانند با فهمیدن این نیاز، با بچه بازی کنند. آنها نباید انتظار داشته باشند که در این شرایط فرزند‌شان مثل یک بزرگسال برخورد کند و در جمعی که هیچ سرگرمی‌ای برایش وجود ندارد، ساعت‌ها آرام و بی‌صدا بنشیند. شاید بهتر باشد والدین با نمایش یک فیلم کارتونی یا آوردن اسباب‌بازی‌هایی که کودک با آنها سرگرم می‌شود، فضای مهمانی را برای او هم دلپذیر کنند، تا دیگر فرزندشان برای جلب توجه آنها، به این رفتارهای جایگزین دست نزند.
منبع:shahrzadpress.com


6 روش برای پرورش کودک منظم و تمیز

سعی کنید در خانه خود این طرز فکر را القا کنید که تمیز بودن خانه احساس بسیار خوبی به انسان می دهد. اگر کودک از جمع کردن وسایلش خودداری کرد، خودتان آنها را جمع کنید و بگویید: «به نظرت این طوری بهتر نیست؟ وقتی همه چیز مرتب و سرجای خودش است آدم احساس بهتری دارد.»
1.تاکید بر اینکه تمیزی و نظم احساس خوبی به انسان می دهد
مشکل بیشتر والدین این است که کودکان آنها غذا یا اسباب بازی های خود را روی زمین پرت و پخش می کنند. گاهی کودکان این کار را می کنند تا صبر والدین خود را بسنجند و ببینند چه زمانی کاسه صبر شما لبریز می شود.
 زمانی که شما آرام تر و صبورتر واکنش نشان دهید جذابیت این کار نیز برای کودک از بین می رود. مثلا وقتی با آرامش به کودک خود می گویید: «اکنون زمان تمیزکاری است» بیشتر جواب می دهد تا زمانی که فریاد می زنید.

 پرورش کودک منظم,آموزش نظم به کودک

سعی کنید در خانه خود این طرز فکر را القا کنید که تمیز بودن خانه احساس بسیار خوبی به انسان می دهد. اگر کودک از جمع کردن وسایلش خودداری کرد، خودتان آنها را جمع کنید و بگویید: «به نظرت این طوری بهتر نیست؟ وقتی همه چیز مرتب و سرجای خودش است آدم احساس بهتری دارد.» این مکالمه در وجود کودک تاثیر می گذارد و باور می کند منظم بودن مساوی است با داشتن احساس خوب.
با تکرار این نوع آرامش ها و تلقین کردن ها کودک به تدریج می آموزد بدون اینکه شما چیزی بگویید خودش همه وسایل اضافه را جمع کند. این مساله برای هر دوی مادر و فرزند مفید است. کودک نظم را یاد می گیرد و بخشی از کارهای مادر نیز کم می شود.
2. زمان تمیزکاری را شاد و سرگرم کننده کنید
اینکه روند تمیز کردن را به سرگرمی مفرح برای کودک تبدیل کنید بسیار مهم است. به طور مثال، هنگام مرتب کردن اطراف خانه آواز بخوانید. یا کارهای خود را در غالب شعر و آواز بیان کنید. این مساله باعث تحریک کودک به مشارکت در این کار می شود.
می توانید جمع کردن اسباب بازی ها از روی زمین را به یک بازی سرگم کننده تبدیل کنید. به طور مثال، بگویید هر چیزی که سرجای خودش نیست مثل کردوکودیل بزرگی است که باید سریعا به خانه اش فرستاد. یا مثلا، به هم ریختگی همچون آتش است و برای خاموش کردن آن باید وسایل را سرجای خود گذاشت.
برای کودکان بزرگ تر، می توانید از بازی اینکه چه کسی می تواند وسایل خودش را زودتر سرجایش بگذارد، استفاده کنید. از اینکه همه کارها را با سختی خودتان به تنهایی انجام دهید و همزمان غر هم بزنید، پرهیز کنید. اگر شما یا کودکتان شروع به اعتراض و شکایت کردید، سریعا آن را به یک بازی یا سرگرمی تغییر دهید.
3. تمیز کردن پیش از انجام کارهای جدید
این عادت را در خانه خود به وجود بیاورید که پیش از انجام هر نوع بازی جدید باید وسایل بازی قبلی را جمع کرد. ابتدا شاید کودکان در برابر این قانون جدید واکنش منفی نشان دهند اما پس از مدتی متوجه می شوند اگر همکاری کنند، سریع تر می توانند بازی کنند. برای رسیدن به این هدف، باید به کودک خود گوشزد کنید تا زمانی که همه وسایل سرجای خود قرار نگیرند از بازی خبری نیست. این کار به مرور به یک عادت تبدیل می شود و کودک خودش به طور خودکار وسایل را پس از هر بازی جمع می کند. 

 پرورش کودک منظم,آموزش نظم به کودک

کودک باید وسایل کوچک که برایش سنگین نیستند را جمع کند و وظیفه جمع کردن وسایل بزرگ و سنگین به عهده والدین است.

4. کارها را کش ندهید و سریع انجام دهید
برخی از افراد ذاتا کند هستند و برای انجام کارهای ساده زمان زیادی صرف می کنند. به طور مثال، هنگام گذاشتن مجله سرجای خودش، حواسشان به مقاله ای پرت می شود و کار اصلی خود را فراموش می کنند. این مساله نوعی وقت تلف کردن بیهوده است. باید سعی کنید در کارهای خود سرعت عمل داشته باشید و با شادی آن را انجام دهید. به طور مثال، برای مرتب کردن هر اتاق 5 تا 10 دقیقه بیشتر زمان نگذارید.
5. کمال گرا نباشید
یکی از بزرگ ترین دشمنان تمیز ماندن خانه، کمال گرایی است. اگر فکر کنید همه چیز باید دقیقا در جای خودش قرار بگیرد، این مساله کمی ترسناک و دوست نداشتنی است و کمتر پیش می آید. به خود و فرزند خود یادآوری کنید مرتب بودن عادی هم به اندازه خود مورد قبول است. کار تمیز کاری را با سرگرمی همراه کنید تا کسل کننده نباشد.
وقتی کودک کوچکی در خانه زندگی می کند اینکه همه جا تمیز باشد کار دشواری است و لازم نیست همه کارها را در یک زمان انجام داد. این کار همچون دوش گرفتن است، شما فقط یکبار در عمر خود برای همیشه دوش نمی گیرید. پس لازم نیست یکبار همه جا را برق بیندازید.
6.کارگروهی کلید اصلی کار است
نوشتن و تعیین مسوولیت های هر فرد تاکتیک مفیدی است. اما گاهی انسانیت نیز در این میان مطرح می شود. به طور مثال، هنگامی که کودک برای انجام کارهای خود تقاضای کمک می کند، عموما او را مجبور می کنیم تا خودش کارهایش را انجام دهد و با قاطعیت تمام می گوییم: «این کار توست! باید خودت به تنهایی انجام دهی».
اما گاهی کودک در انجام کارهایش به کمک نیاز دارد و نباید  این کمک را از او دریغ کرد زیرا به طور ناخواسته کودک را از انجام کارهای روزانه می ترسانیم. هنگامی که آنها درخواست کمک می کنند و ما با آغوش باز آن را می پذیریم و کمک می کنیم، کودک درس های مفیدی می آموزد: کودک یاد می گیرد با لبخندی به دیگران کمک کند. متوجه می شود کمک خواستن از دیگران اشکالی ندارد. در ضمن یاد می گیرد بدون انتظار به دیگران کمک کند. برعکس این قضیه هم خوب است. از کودک خود برای انجام کارها کمک بگیرید.
منبع:bartarinha.ir

 


با دو قانون کودک تان را بدون از دست دادن عشق و احترام، تربیت کنید

والدین باید به صورتی کاملا منطقی حد و مرزهای محکمی را بدون هر گونه عصبانیت، غرغر، تهدید و هشدارهای تکراری برای کودکان تعیین کنند.

داشتن کودکان مودب و با تربیت واقعا لذت بخش است... شما با یادگیری عشق و منطق و دانستن تنها 2 قانون ساده می توانید به این لذت دست یابید!

اما چرا فقط 2 قانون؟

چون تربیت کودکان به اندازه کافی سخت است. بیشتر والدین و معلمان معتقدند در تربیت کودکان بیش فعال بخاطر سپاری قانون های متعدد کار مشکلی است.

ابراز علاقه و محبت به کودکان باید حد و مرزی داشته باشد و این وظیفه ماست که این حد و مرز هارا برای کودکان دلبندمان مشخص کنیم.

نکته جالب اینجاست که بسیاری از کودکان این حد و مرزها را امتحان می کنند! چون آنها قصد دارند بفهمند که شما چقدر در تعیین این حد و مرزها جدی هستید.

گروهی از والدین معتقدند که ما نمی خواهیم با این کار (یعنی تعیین حد و مرز بصورت جدی) عشق و احترام فرزندمان را از دست دهیم و به همین جهت از این حد و مرزها و قوانین دست می کشند...

تحقیقات نشان می دهد اگر والدین فرزندانشان را طوری تربیت کنند که آنها هیچوقت والدین خود را جزو انسانهای جدی و سخت گیر ندانند، هرگز احترام، مسئولیت و نظم و انضباط را یاد نمی گیرند و در محیط اجتماعی زمانی که با جدیت معلمان یا حتی جامعه مواجه می گردند، دچار مشکل می شوند.

و حالا انجمن عشق و منطق با ارائه 2 قانون ساده به شما کمک می کند تا به راحتی و بدون از دست دادن علاقه فرزندتان، آنها را تربیت کنید:

قانون اول

والدین باید به صورتی کاملا منطقی حد و مرزهای محکمی را بدون هر گونه عصبانیت، غرغر، تهدید و هشدارهای تکراری برای کودکان تعیین کنند.

والدین می توانند حد و مرزی تعیین کنند که بدون تنش و درگیری قابل اجرا باشد.

والدین باید در برابر غرغر کردن و عکس العمل های کودکان صبور باشند.

این مرزها در هر خانواده با فرهنگ مختلف متفاوت است و من در اینجا نمی توانم نمونه دقیقی از آن را عنوان کنم ولی به طور کلی، بایدها و نبایدهایی که در هر خانه و خانواده جهت آسایش و راحتی اعضا وجود دارد، این حد و مرزها را میسازد.

بطور مثال

فرزند شما تمایل به انجام کاری دارد که به صلاحش نیست... کافیست با ملایمت به او بگویید: من تو را دوست دارم و می دانم که این کار به تو ضرر می رساند. لازم نیست هیچ گونه خشونتی در کار باشد.

فرزند شما تمامی راه های ممکن را یکی یکی امتحان می کند تا شما را راضی کند. کارهایی مثل خواهش کردن، گریه کردن، فریاد کشیدن، قهر کردن و در مرحله آخر تحریک احساسات شما با جملاتی چون تو من را دوست نداری و غیره ... . تنها کاری که شما در تمامی این مراحل باید انجام دهید این است که یک جمله برای خود انتخاب کنید و در اینجور مواقع با یک لبخند مهربان آن را بر زبان بیاورید. جملاتی مثل من دوستت دارم یا حتی خواندن یک شعر ... یا اصلا سکوت مطلق به همراه لبخند محبت آمیز!

گاهی کودک شما با فریاد و گریه درخواست خود را به زبان می آورد، مهم نیست شما تنها با همان جمله مخصوص و لبخند به او بگویید تا زمانی که صدای تو به اندازه من ملایم نشده نمی توانم خواسته ات را درک کنم و سپس صبور باشید تا کودکتان تمامی راه های ممکن را برای راضی کردن شما امتحان کند. فقط صبور باشید پس از تمام گریه های و فریادها و ... آرام می شود و دقیقا همان کاری را انجام می دهد که باب میل شماست.

شاید فقط 2 یا 3 بار لازم باشد این حرکات پرطنش مثل فریاد و گریه را از او تحمل کنید ولی در مراتب بعدی فرزندتان باور می کند که اینگونه حرکات در تصمیم شما هیچ اثری ندارد.

قانون دوم

زمانی که کودکان مشکل ایجاد می کنند والدین باید عواقب آن را به شیوه درستی به خودشان واگذار کنند.

والدین برای اینکه کودکان مشکل را حل کنند باید آنها را تشویق نموده البته به شرطی که حل مشکل توسط خود آنها، باعث دردسر دیگران نشود.

همدردی والدین با کودک به این صورت است که قبل از مشاهده عواقب کارشان باید مساله را حل کنند.

منبع :1doost.com

 


آیا کودک نوپای شما بد غذاست؟

علل و روشهاي مقابله چرا كودك از خوردن امتناع مي كند و چه بايد كرد؟ امتناع كودك از خوردن ممكن است به دلايل زير باشد:

 

فعاليت زياد و در نتيجه خستگي فعاليت كم و در نتيجه كمتر گرسنه شدن نخوابيدن كم بودن فاصله بين تنقلات با غذاهاي اصلي اظهار نظر مبني بر دوست نداشتن غذ توسط بزرگترها. اما در عين حال اين امر ممكن است وسيله اي باشد كه كودك مي خواهد عدم وابستگي و استقلالش را نشان دهد. اين خود بخشي از مراحل تكامل اوست.

 

بد غذایی کودک

 

 

والدين اگر هيجان زده باشند و به كودك فشار بياورند سبب كندي جريان ترشح معده كودك و مانع از هضم غذاي وي مي شوند. بعلاوه كودك از توجه والدين لذت مي برد و مي آموزد كه امتناع از خوردن، يكي از راه هاي جلب توجه آنان است. كودك معمولا غذاي بخصوصي را براي مدتي دوست دارد و بعد ممكن است به غذاي ديگري علاقه نشان دهد.

 

 

يعني كودك غذايي را كه تا ديروز دوست داشت و مي خورد، امروز از خوردنش امتناع مي كند. در اين مورد، والدين با تغييراتي از قبيل تغيير در درجه حرارت و يا نوع پخت، يا شكل غذا (به عنوان مثال دادن شير گرم يا سرد، دادن تخم مرغ آب پز يا نيمرو و... ) و تعريف و تمجيد از غذا مي توانند آن را مورد پسند و دلخواه كودك كنند. اگر كودك باز هم از خوردن متناع كرد، والدين بايد صبور باشند و كودك را به اجبار وادار به خوردن نكنند و پس از تمام شدن غذ، بشقاب او نيز با ساير بشقاب ها برداشته شود.

 

 

بدين ترتيب هم كودك ياد مي گيرد كه زمان صرف غذا نامحدود نيست و هم باعث مي شود در وعده غذايي بعد، به اندازه كافي گرسنه باشد و غذا بخورد. نتايج مطالعات نيز نشان داده است كه دريافت انرژي هر كودك از يك وعده غذايي به وعده ديگر بسيار متفاوت است ولي كل انرژي دريافتي روزانه بطور قابل توجهي ثابت است.

 

 

بدين معني كه معمولا كودك كمبود كالري و مواد مغذي در يك وعده را، در وعده بعد جبران مي كند. لذا وظيفه والدين انتخاب و ارائه مواد غذايي مغذي و مناسب است. اگر كودك به خوردن بعضي از غذاها علاقه نشان نمي دهد چه بايد كرد؟

 

 

اگر كودك علاقه كافي براي خوردن بعضي از انواع غذاه را ندارد مادر بايد آن غذا را به روش هاي مختلف درست كند تا همان ماده غذايي با مزه و طعم جديد مورد استفاده كودك قرار گيرد و اگر باز هم از خوردن امتناع كرد مي توان از جانشين هاي آن ماده غذايي استفاده نمود.

 

 

 

غذای کودک

 

 

بعضي از مادران شكايت دارند كه كودكشان گوشت تكه يا تخم مرغ نمي خورد و يا شير كم مي خورد و يا شيريني زياد طلب مي كند. در زير چند پيشنهاد براي راهنمايي اين مادران اورده شده است.

 

 

براي كودكاني كه گوشت تكه اي نمي خورند: بهتر است گوشت را به قطعات بسيار كوچك و ريز تقسيم كنيد كه به خوبي پخته شود مثلا به صورت حليم گندم درآيد. قطعات بسيار ريز گوشت را مخلوط با حبوبات كاملا بپزيد و نرم كنيد. همراه با يك قاشق غذا خوري روغن زيتون و يك قاشق مرباخوري آب ليمو ترش يا آب نارنج تازه به كودك بدهيد.

 

 

گوشت چرخ كرده را به صورت كوفته قلقلي درآوريد يا به صورت مخلوط با گوجه فرنگي بجاي سس روي ماكاروني بريزيد يا كتلت (مخلوط كوشت و سيب زميني و تخم مرغ) به شكل هاي كوچك و زيبا تهيه كنيد و يا به صورت مخلوط با آب گوجه فرنگي و لوبيا و برنج (لوبيا پلو) بپزيد. از گوشت مرغ يا ماهي استفاده كنيد.

 

 

اگر كودك هيچيك از انواع گوشت را نمي خورد از جانشين هاي آن استفاده كنيد؛ مثل زرده تخم مرغ، سفيده تخم مرغ، عدس، پنير با بادام يا گردو، لوبيا چيتي پخته شده، بادام زميني بدون پوست، شير و ماست.

 

 

برنج را در آب گوشت يا مرغي كه مي پزيد بريزيد و به صورت كته نرم، با انواع سبزي ها يا عدس ، به او بدهيد. كودكاني كه اصلا گوشت نمي خورند بايد از نظر دريافت آهن مورد توجه باشند. براي كودكاني كه تخم مرغ سفت شده را نمي خورند: تخم مرغ سفت شده را با كمي كره يا شير نرم كنيد.

 

 

زرده و سفيده تخم مرغ را بزنيد و داخل سوپ بريزيد و بگذاريد چند جوش بزند. زرده و سفيده تخم مرغ را با كمي شير (2 قاشق غذاخوري) مخلوط كرده و در روغن بپزيد (خاگينه) سيب زميني پخته شده و تخم مرغ سفت شده را رنده كنيد و به آن كمي كره يا روغن زيتون بزنيد (تقريبا مثل سالاد الويه ولي بدون سس مايونز) يا به آن ماست و روغن زيتون يا كمي شير اضافه كنيد.

 

 

تخم مرغ را بزنيد و با نصف استكان ماست در ته قابلمه اي كه براي او كته درست مي كنيد بريزيد (مثل ته چين) ماكاروني را بپزيد، آب كش كنيد، يك تخم مرغ را بزنيد و با يك استكان شير مخلوط كنيد، كمي پنير در آن رنده كنيد و با ماكاروني دم كنيد. تخم مرغ را بزنيد و با كمي خامه و آب ليمو به سوپ او اضافه كنيد و بگذاريد بپزد (از مصرف تخم مرغ خام يا نيم پز پرهيز كنيد).

 

 

براي كودكاني كه شير مادر يا هيچ شير ديگري را نمي خورند: ماست را جانشين شير كنيد و دوغ و ماست را در وعده هاي غذايي كودك بگنجانيد. در بعضي از غذاها از شير استفاده كنيد. مثلا آرد و كره و شير را به سوپ اضافه كنيد. ماكاروني و شير و پنير درست كنيد. به كودك شير برنج و فرني بدهيد.

 

 

بد غذایی کودک

 

با شير و كره و پنير و كمي آرد، سس درست كنيد و روي ماكاروني يا روي سبزي هاي پخته شده بريزيد. براي كودكاني كه سبزي يا ميوه نمي خورند: كودكان ممكن است در اين سن يك نوع ميوه يا سبزي را نخورند و نوع ديگر را بهتر بپذيرند. هر كدام را كه بهتر مي خورند بيشتر بدهيد. اما گهگاه سبزي ها يا ميوه هايي را كه نمي خورند باز امتحان نموده و پيشنهاد كنيد.

 

 

سبزي هايي مثل كرفس و هويج را بپزيد (نه خيلي زياد كه له شود بلكه كمي ترد باشد) و بگذاريد كودك آن را با دست بردارد و بخورد. سبزي ها را ريز كرده و در سوپ او بريزيد. كمي ماست چكيده بر روي سبزي هاي پخته بريزيد يا سبزي را با نان و پنير به او بدهيد.

 

 

اگر ميوه نمي خورد، آن را رنده كرده يا به تكه هاي كوچك تقسيم كنيد و با كمي خامه يا ژله به او بدهيد (مثل سالاد ميوه)؛ يا در تهيه ژله به جاي آب، آب ميوه بريزيد؛ يا ژله درست كنيد و تكه هاي بسيار كوچك ميوه را به ژله اضافه نمائيد (فراموش نكنيد ميوه و سبزي ها را قبل از مصرف خوب شسته و ضد عفوني نمائيد).

 

 

براي كودكاني كه شيريني زياد مي خورند: چون عادت به خوردن مواد شيرين از كودكي ايجاد مي شود، لذا براي پيشگيري از ايجاد اين عادت بايد: خريد شيريني و درست كردن غذاهاي شيرين را كاهش دهيد.

 

 

در غذاهاي شيريني كه استفاده مي كنيد، شكر كمتري استفاده نمائيد. مواد شيرين مثل بستني و شكلات را به عنوان جايزه به كودك ندهيد بلكه مقدار كمي از آن را جزو برنامه غذاييش بگذاريد. از عكس برگردان يا برچسب هاي رنگي بعنوان جايزه استفاده كنيد. مراقب دندان هاي كودك نيز باشيد و بعد از مصرف مواد شيرين حتما دندان هاي او را مسواك بزنيد.

 


هرگز این 7 قول را به فرزندتان ندهید

 والدین از وعده و وعید دادن به فرزندان خود به چند دلیل استفاده می کنند: برای رشوه دادن به فرزند جهت انجام کاری که خودشان می خواهند، اجتناب از برخورد احتمالی با فرزندشان، ناامید نکردن فرزند و ایجاد امید در او. ولی بچه ها وقتی نوبت به قول می رسد بسیار سمج می شوند و شکستن قول و عهدتان با آنها در واقع اعتماد او به شما را از بین می برد. در اینجا به چند قول و وعده و وعید که معمولاً والدین می دهند (و آنها را می شکنند!) اشاره می کنیم و توصیه هایی برای والدین می آوریم.

 

1. "قول میدم درد نداشته باشه."

باید بدانید که درد یک امر درونی است، پس وقتی بانداژ شما را برمی دارند زیاد برایتان مهم نیست، ولی فرزندتان حس دیگری دارد. بجای آنکه قول بدهید که اصلاً درد ندارد، بگویید که ممکن است کمی درد داشته باشد، ولی خیلی زود تمام می شود.

 

تربیت کودک,روانشناسی کودک

  2. "قول میدم قبل از اینکه خوابت ببره بیام خونه."

در مورد موقعیت ها و شرایطی که خارج از کنترل شما هستند – مانند ترافیک و جلسات دقیقه نودی – مراقب باشید. بجای آن بگویید: "قول میدم تمام تلاشمو بکنم و قبل از اینکه بخوابی خونه باشم."

  

تربیت کودک,روانشناسی کودک

 3. "قول میدم هفته دیگه ببرمت پارک با دوستت بازی کنی، ولی امروز نه."

بچه ها همیشه جزئیات را به یاد دارند. اگر بگویید هفته دیگر، یادشان می ماند. سعی کنید گزینه واقع گرایانه تری بدهید: "بذار با مامان دوستت حرف بزنم و قرار بذاریم بریم پارک."

  

تربیت کودک,روانشناسی کودک

  4. "قول میدم اگه اتاقتو مرتب کنی، ببرمت بیرون بستنی بخرم برات."

رشوه دادن به فرزندتان به او خودکفایی را یاد نمی دهد. قول دادن و رشوه دادن را فراموش کنید و در عوض به او کمک کنید عواقب موضوع را درک کند. مثلاً چنین چیزی بگویید: "اسباب بازی هاتو جمع کن تا کسی روشون نیفته خراب بشن."

  

تربیت کودک,روانشناسی کودک

 5. "قول میدم اگه مشقاتو انجام بدی، باهوش ترین بچه کلاس بشی."

به او کمک کنید تا ارزش یادگیری را بفهمد، نه اینکه تمرکز او را به سمت بهترین بودن جلب کنید. بهتر است بگویید: "انجام دادن تکلیف شب باعث می شه که رشد کنی و چیزای زیادی یاد بگیری."

  

تربیت کودک,روانشناسی کودک

  6. "قول میدم که فردا روز بهتری باشه."

والدین می خواهند همه چیز را برای فرزندانشان بهتر کنند، ولی گاهی آنچه بچه ها بیش از همه به آن نیاز دارند، این است که احساساتشان درک و پذیرفته شود. جمله بهتر این است: "به نظر می رسه که امروز روز سختی برات بوده."

  

تربیت کودک,روانشناسی کودک

 7. "قول میدم که دفعه دیگه برای تولدت بریم مسافرت."

فرزندتان ناامیدانه چیز خاص و ویژه ای از شما می خواهد و شما ناامیدانه می خواهد آن را به او بدهید، ولی چیزهای بزرگ و گرانی مانند سفر نیاز به پول و برنامه ریزی دارد. فرزندتان را در برنامه ریزی ها دخالت دهید تا بهتر وسعت آن را درک کند. مثلاً بگویید: "منم فکر می کنم تو این مسافرت بهمون خیلی خوش بگذره. پس بذار براش پول پس انداز کنیم."

 

 

 

 

تربیت کودک,روانشناسی کودک

 

 

منبع:bartarinha.ir

 

 


چگونه کودکان را با بزرگان دین آشنا کنیم!

پسرم وقتی از مدرسه آمد ،با عجله به اطاقش رفت و تمام کمد لباسش را زیر و رو کرد. هر چه پاپیچش شدم تا بگوید دنبال چه می گردد ،جواب نداد و گفت :خودم باید پیدایش کنم. بعد از مدتی سر تکالیفش نشست و من هم فراموش کردم از او بپرسم  گمشده اش را پیدا کرد یا نه؟ فردا صبح وقتی برای مدرسه رفتن آماده  شد،به جای لباسی که برایش گذاشته بودم، بلوز مشکی پارسال محرمش رو پوشیده بود که قد آستین هایش برایش کوتاه بود.

وقتی با تعجب پرسیدم چرا این لباس را پوشیدی؟ خیلی ساده و کودکانه گفت: آقامون گفته امروز،روز اول محرمه ، خوب منم دوست دارم واسه امام حسین مشکی بپوشم....

 هیچ جوابی نداشتم که بگویم ،فقط پیش خودم فکر کردم بچه ها چقدر زود بزرگ می شوند و چقدر زود از ما بزرگ تر فکر می کنند.اگر دقت نکنیم و برنامه ی صحیح نداشته باشیم ، ممکن است قلب ها پاکشان با چیزهایی پر شود که در آینده افسوسش را بخوریم.
 
محرم امسال هم آمد ، حواسمان به حال و هوای خانه ی مان باشد. کاری کنیم تا عشق و محبتی که امروز در دلمان هست و مدیون توجه و آموزش صحیح والدین مان در کودکی هایمان هستیم ، در فرزندانمان ایجاد شود.

اینکه بدانیم چگونه عمل کنیم تا در فرزندانمان بذر محبتی که به صورت فطری وجود دارد،درست آبیاری شود ،خیلی مهم است.


اولین نکته این است که آنها را با این بزرگان آشنا کنیم ،فرزندی می تواند عاشورایی باشد که از همان ابتدا با زبان کودکانه و در حد فهم خودش با فلسفه و درس های عاشورا آشنا شود. محبت اگر بر پایه ی شناخت نباشد ،عمق چندانی نمی گیرد و نمی تواند تاثیر خود را تا کل زندگی فرد گسترش دهد.

البته زبان انتقال مفاهیم مان باید بسیار کودکانه و در غالب داستان باشد. در کودکی بیشتر پایه ی ارتباط فرد با اهل بیت علیهم السلام بر مبنای محبت است نه مفاهیم انتزاعی اما هر چه به سمت نوجوانی گام بر می داریم باید این مفاهیم ارزشمند را عمیق تر برای کودکانمان بازگو کنیم.بدیهی است که نمی توانیم چیزی را بگوییم و آموزش دهیم که خودمان آنرا نشناسیم پس بهتر است با مطالعه و بالا بردن اطلاعات مان، یک مرجع خوب برای سوالات فرزندانمان باشیم.

موضوع دیگری که باید به آن توجه کنیم همراهی همه ی اعضای خانواده برای شرکت در مراسم عزاداری یا مدیحه سرایی است. هرچند مراسم مولودی به خودی خود شاد است اما حتی مراسم عزاداری و شرکت در آن نیز می تواند خاطرات زیبایی برای کودکان ایجاد کند. به کودکی خودتان رجوع کنید.خاطرات زیبایی که از شرکت در این مراسم دارید، تایید خوبی بر این حرف خواهد بود.

  تربیت دینی کودک,ماه محرم,تربیت مذهبی کودک,شهادت امام حسین,

 انتخاب مجالسی که با هم در آن شرکت می کنید هم بسیار مهم است. ساعات طولانی عزاداری می تواند باعث خستگی کودکان شود، دقت کنید از همین ابتدا فرزند شما صحبت های چه کسی را می شنود .هر چند ممکن است در گوشه ای سر گرم بازی باشد اما فضای مجلس تاثیر خود را خواهد گذاشت و البته او نیز ما بین بازی هایش حرف هایی را می شنود که به اندازه ی سنش تاثیر می پذیرد.


بعضی از کودکان مخصوصا پسر بچه ها دوست دارند که مجلس کوچکی را با همکلاسی ها و یا کودکان همسایه برپا کنند. با این تصمیمشان مخالفت نکنید و حتی در کنار و همراه آن ها باشید تا بتوانند یک عزاداری کوچک راه بیاندازند.
 
برای بچه ها همیشه جمع خانوادگی زیبا و دوست داشتنی است. پس سعی کنید با هم برای شرکت در مراسم عزاداری بروید.

یادتان باشد بچه ها یک دوربین همیشه روشن در خانه ی شما هستند،آنها حافظه ی خوبی دارند و شما به عنوان والدین انها و بهترین الگوی رفتاری شان سبک زندگی تان درمابقی سال ( روزهایی غیر از ایام محرم ) برای نتیجه گیری او از تاثیر عشق به امام حسین در زندگی بسیار مهم است.
 
وقتی پسر یا دخترمان می بیند که پدر یا مادرش برای اهل بیت علیهم السلام سیاه می پوشد و به مجلس عزاداری می رود اما در زندگی روزمره اش سخنان و نحوه ی زندگی این بزرگواران هیچ تاثیری ندارد ، او هم در خوشبینانه ترین حالت چون والدین خود رفتار می کند اما اگر بر عکس آنرا ببیند و در طول زندگی متوجه شود که والدینش زندگی آن عزیزان را سر مشق قرار می دهند و کلام آنان را می خوانند و سعی می کنند به آن عمل کنند ، آنوقت خودش هم سعی می کند چنین باشد.

محرم امسال هم آمد ، حال و هوای خانه مان باید این روزها تغییر کند. فرزندانمان از ظاهرمان نیز باید متوجه شوند که این روزها با بقیه ی ایام سال فرق می کند.شاید بعضی کارهای به ظاهر ساده ی ما  بسیار تاثیر گذار باشد.

 منبع:tebyan.net

 


آّب بازی کودکان و درمان برخی مشکلات جسمی

آیا می دانستید که بسیاری از مشکلات جسمی کودکان را می توان با آب بازی در حمام برطرف کرد؟

 امروزه مردم نقاط مختلف جهان به ویژه مردم کشورهای آسیایی و اروپایی از شیوه های مختلف عطر درمانی و آب درمانی به صورت همزمان برای تسکین و درمان بسیاری از بیماری ها و اختلال های خود استفاده می کنند. حتی برخی از آنها از این شیوه برای بهبود حالت های روحی خود و برطرف کردن فشارها و تنش های روزمره شان بهره می برند.

به تازگی بسیاری از این خانواده ها از شیوه حمام درمانی با کمک عصاره گیاهان دارویی برای کنترل اختلال ها و برخی از بیماری های ساده کودکان شان استفاده می کنند که این روش در میان مردم هندوستان، چین، ایرلند و بسیاری از کشورهای آسیایی رایج شده است. این شیوه که در گذشته در میان مردم سرزمین ما نیز رایج بوده امروز بعد از سال ها دوباره مورد توجه خانواده ها قرار گرفته است.

● اگر کودکتان بدخواب است
بی شک همه ما شب زنده داری های زیادی داشته ایم تا مراقب کودک بدخواب مان باشیم و به همین دلیل روز کاری سختی را بعد از این شب زنده داری گذرانده ایم. برای حل این مسئله راه حل های مختلفی تا امروز از سوی کارشناسان مطرح شده است. برخی معتقدند، با تغییر رژیم غذایی کودک یا افزایش میزان فعالیت او در طول روز می توان این مشکل را برطرف کرد.

اما ما برای شما راه حل ساده تری داریم. پیشنهاد ما این است که در طول هفته ۲ تا ۳ بار اجازه دهید کودکتان در آبی که در آن عصاره گیاه سنبل الطیب و بابونه وجود دارد، بازی کند. برای این کار کافی است وان حمام را از آب ولرم پر کنید و به میزان مساوی از عصاره ۲ گیاه سنبل الطیب و بابونه درون وان بریزید و اجازه دهید کودک به مدت نیم ساعت در آن بازی کند. این کار موجب می شود تا او بعد از ۱۰ روز خوابی آرام و بی دغدغه را تجربه کند. می توانید به جای استفاده از عصاره سنبل الطیب و بابونه از جوشانده آنها نیز استفاده کنید. کافی است ۱۰ گرم از هر ۲ گیاه را با ۴ لیوان آب روی حرارت بگذارید تا یک لیوان از آن باقی بماند. همچنین شما می توانید از این جوشانده طبیعی به جای عصاره گیاه استفاده کنید.

● بچه های گرمایی و آب بازی با گریپ فروت
حالا که روزهای گرم تابستان نزدیک است باید به فکر بچه های پرجنب وجوش هم باشیم که در فصل تابستان زیاد دچار گرمازدگی می شوند. برای این گروه نیز می توان از حمام درمانی استفاده کرد. تنها کافی است هفته ای یک تا ۲ بار به آنها اجازه دهید در آبی که عصاره گریپ فروت در آن ریخته شده دراز بکشند یا در آن آب بازی کنند. برای این منظور کافی است یک فنجان عصاره گریپ فروت را در آب بریزید و کودکتان را در آب قرار دهید. این روش برای بچه های بزرگ تر نیز کاربرد مناسبی دارد. از آنها بخواهید ۲۰دقیقه در این آب دراز بکشند تا حرارت را به طور طبیعی از بدنشان خارج کنند. درصورتی که فرزند بالای ۱۲ سال دارید می توانید در کنار حمام درمانی به او یک لیوان شربت گریپ فروت نیز بدهید. برای تهیه این شربت کافی است یک قاشق چای خوری عصاره گریپ فروت و یک قاشق غذاخوری سکنجبین را درون یک لیوان آب خنک بریزید و به فرزندتان بدهید.

● اکالیپتوس فقط برای سرماخوردگی نیست!
اکالیپتوس یکی از گیاهان دارویی است که بسیاری از ما آن را می شناسیم و از بخور آن برای پاکسازی هوا و پیشگیری از ابتلا به سرماخوردگی در فصل های سرد استفاده می کنیم اما در میان ما کمتر کسی است که بداند از این گیاه پر خاصیت می توان در فصل های گرم سال نیز برای پاکسازی و میکروب زدایی استفاده کرد. درنتیجه برای دور کردن آلودگی ها و پاکسازی بدن کودکتان یا خودتان بعد از بازی یا سفر می توانید با ریختن نصف فنجان عصاره اکالیپتوس یا یک لیوان از جوشانده برگ های اکالیپتوس در وان حمام و قرار گرفتن درآن سلامت خود و کودکتان را تضمین کنید. تنها کافی است ۲۰دقیقه در این آب بمانید تا از اثرات درمانی و شفابخش آن بهره مند شوید.

● کبودی ها را زودتر محو کنید
برای برطرف کردن سریع کبودی ها و کوفتگی هایی که گهگاه به دلیل بی دقتی و براثر برخورد کودکان با اشیا یا زمین خوردن ایجاد می شود، راه حل ساده ای وجود دارد. استفاده از ترکیبی از عصاره بابونه، عصاره بهارنارنج و عصاره گل رز مفید است؛ برای این کار می توانید این عصاره ها را با هم ترکیب کرده، درون آب بریزید و به صورت موضعی اندام کبود شده را آب قرار دهید یا با کمک یک دستمال که به این آب آغشته شده محل کبودی را مرطوب کنید. مراقب باشید درصورتی که محل کبودی دارای زخم باز است از این روش استفاده نکنید.

● اگر پوست کودکتان خشک است، بخوانید
برخی از کودکان در طول سال از خشکی پوست دست، لب و اطراف دهانشان رنج می برند. یکی از عمده دلایل بروز این مسئله این است که بیشتر بچه ها به این دلیل که در طول روز کمتر به توالت بروند مایعات کمتری می نوشند و این مسئله موجب بروز خشکی در سطح پوست آنها می شود. برای بهبود این وضعیت پیشنهاد ما این است که فرزندتان را تشویق کنید هفته ای ۲ بار پیش از حمام کردن از کرم عسل و لیمو استفاده کند. برای تهیه این کرم لازم است ۴ قاشق غذاخوری عسل را با نصف لیموترش ترکیب کرده و در موضع خشک شده بمالید. در این حالت باید مطمئن باشید محل خشک شده دچار زخم باز حتی به اندازه سر سوزن نباشد زیرا ممکن است موجب سوزش سطحی در پوست کودک شده و او تحمل این سوزش خفیف را هم نداشته باشد.

● حمام آویشن برای سرفه های کودکان
استفاده از حمام آویشن یکی از بهترین گزینه ها برای تسکین سرفه های کودکانی است که به بیماری سرخک مبتلا شده اند. اگر کودک شما نیز به تازگی این تجربه را از سر گذرانده توصیه می کنیم از حمام آویشن برای بهبود حال او استفاده کنید. درمانگران متعددی در مکاتب درمانی شرقی حمام کردن با آویشن را از بهترین شیوه ها برای بهبود و تقویت عملکرد ریه ها می دانند و این شیوه را برای درمان سرفه کودکان مبتلا به سرخک و بزرگسالان مبتلا به سرفه های مزمن، برونشیت و تنگی نفس توصیه می کنند. برای استفاده از این حمام کافی است نصف فنجان عصاره آویشن را درون وان ریخته و به مدت ۱۵ دقیقه درون وان دراز بکشید. باید مراقب بود پس از این حمام کودک در محیطی گرم و با لباسی مناسب قرار گیرد تا سرما نخورد.

● کنترل تب با حمام درمانی
بچه ها با کوچک ترین تغییری که در آب و هوا ایجاد می شود ممکن است دچار سرماخوردگی شده و تب کنند. در این شرایط یکی از بهترین شیوه ها برای پایین آوردن تب کودکان پاشویه کردن آنها در تابستان و زمستان است اما این پاشویه کمی با پاشویه های رایج متفاوت است. این بار به آبی که تصمیم دارید کودک را با آن پاشویه کنید نصف لیوان سرکه اضافه کنید. این کار موجب می شود تا خیلی سریع دمای بدن کودکتان یک درجه کاهش پیدا کند. برای تاثیرپذیری بیشتر می توانید این کار را ۲ تا ۳ بار در روز تکرار کنید تا تب کودک از بین برود. می توانید این ترکیب را در وان حمام درست کنید و کودکتان را برای چند دقیقه در این آب بخوابانید.

 

منبع:farateb.com

 


از چه سنی برای کودکان موبایل بگیریم؟

پیشرفت علم همیشه هم خوب و سازنده نیست. یعنی همه مسایل دنیا دو صورت دارند: منفی و مثبت. فناوری هم اینگونه است. انیشتین جمله جالبی در این مورد دارد که می گوید: «من از روزی می ترسم که تکنولوژی از تعامل انسانی پیشی بگیرد. چنین روزی، جهان نسلی از احمق ها خواهد داشت.» این جمله بار مفهومی بالایی دارد. همه از تکنولوژی در جهت بهبود امور استفاده می کنیم اما اگر قرار باشد همه زندگی ما را فرا بگیرد، فاتحه انسانیت و مهربانی را باید خواند.

از چه سنی برای کودکان موبایل بگیریم؟
موبایل یکی از محصولات فناوری است که مزایای بیشماری دارد. به ویژه در این عصر که موبایل تقریبا همه کار می کند و علاوه بر تلفن، دوربین، کامپیوتر، حسابدار و ... نیز هست . اما همین موبایل دوست داشتنی که نفس بسیاری از ما به آن وابسته است برای کودکان مضر و مخرب است. متاسفانه خیلی از والدین در مورد اینکه فرزندان کوچک آنها گوشی موبایل دارد، با افتخار صحبت می کنند. کودک ۵ یا ۶ ساله ای که گوشی هوشمند به دست می گرد آیا واقعا از محدودیت ها و روش های استفاده آن آگاهی لازم را دارد؟ آیا پدر و مادر او احساس نمی کنند نباید این وسیله از این سن کم در اختیار او قرار بگیرد؟

البته برخی از والدین برای استفاده از موبایل برای فرزندان خود محدودیت تعیین می کنند و مثلا فقط دو ساعت موبایل در اختیار او قرار می دهند.

اما برخی از والدین از اینکه تا قبل از سن ۱۲ – ۱۷ سالگی برای فرزند خود موبایل تهیه کنند، اکراه دارند. برخی از خانواده ها از اینکه موبایل در اختیار فرزند خود قرار دهند می ترسند زیرا هراس دارند مبادا باعث انحراف او بشود.

واقعیت هم این است که والدین نباید به فرزندان دبستانی یا دوره راهنمایی خود موبایل بدهند زیرا با این کار این آزادی را به آنها می دهند که وارد شبکه های اجتماعی آنلاین شوند. یا متاسفانه با دوستان نامناسب ارتباط های مخفیانه داشته باشند. وقتی یک گوشی هوشمند در اختیار یک نوجوان باشد، او به طور دایم به اینترنت دسترسی دارد و اینترنت نیز با همه خوبی ها، سایت هایی دارد که برای فرزندان ما به هیچ وجه مناسب نیستند.

بهترین سن برای خرید گوشی برای فرزندان، دوره دبیرستان است. دختر و پسر در این سن دیگر کودک نیستند و می توانند تا حدی خوب را از بد تشخیص دهند.

منبع:arshnews.ir

 


همیشه پای فرزند پسر در میان است !

واقعیت این است که والدین اکثر اوقات درباره تربیت بچه ها با هم اختلاف دارند و حاضرند با تمام توان در زمینه تربیت یکدیگر  را به مبارزه بطلبند. متاسفانه انرژی ای که این جروبحث ها را به وجود می آورد، از عشق پدر و مادر نسبت به فرزندشان تغذیه می شود، غافل از اینکه شاید این درگیری و تنش بین والدین نسبت به خود مساله ای را به وجود آورد که آسیب بیشتری برای بچه ها داشته باشد. اختلاف در مورد بزرگ شدن و نحوه تربیت کودک باعث ایجاد حالت الاکلنگی می شود که موضع «سخت» یکی از والدین با موضع «شل» و سهل گیرانه دیگری به حالت تعادل درمی آید. بسیاری از پدران احساس می کنند همسران شان بچه ها را لوس بار می آورند و در مقایسه با آنها از بردباری بیشتر و قاطعیت کمتری برخوردارند.

 

تفاوت های زن و مرد را می توان در همان موقع که نوزاد چند ماه بیشتر ندارد، دید. مادر معمولا بچه را در بغل گرفته و با آرامی با او حرف می زند در حالی که پدر بیشتر از قلقلک و سایر محرک های فیزیکی استفاده می کند. ورای روش هایی که پدر و مادر به وسیله آن تربیت و محرک بچه را به حالت تعادل درمی آورند، تقریبا همیشه تفاوت هایی در انتظارات هر کدام از والدین از بچه ها وجود دارد. در واقع مسایلی که والدین درباره اش جروبحث می کنند، بمب های عاطفی ای هستند که در نواحی مشکل ساز دوران کودکی شان عمل نکرده و بر جای مانده است. اکثر اوقات پدر یا مادر سعی می کنند دوران کودکی خود را خنثی یا آن را تکرار کنند و در نتیجه تجارب و احساسات خود را با تجارب و احساسات فرزندشان اشتباه می گیرند. به دلیل اینکه این تعاملات از نظر عاطفی شدید هستند و شناخت چندانی هم از آنها وجود ندارد. همسری که سعی می کند مداخله کند، خود را درگیر یک مشاجره شدید می بیند. ناگفته نماند که اکثرا والدین بر سر تربیت فرزند پسرشان به مشکل برمی خورند و با یکدیگر بحث و جدل می کنند. والدین پسربچه ها، به احتمال قریب به یقین بر سر تمایلات مردانه یا زنانه پسرهای خود بحث دارند.

 

به خصوص مردان که نسبت به رفتارهایی که از نظر آنان دخترانه و زنانه است، دل نگرانی بیشتری دارند. آنها می خواهند پسران شان مردانی خودکفا، قاطع و مصمم باربیایند و اعتقادشان بر این است که مادر سد راه این فرآیند است. به عنوان مثال اگر پسربچه ای از رویارویی با موقعیت دشواری مضطرب شود یا از درد و عجز گریه کند، ممکن است مادر او را در آغوش بگیرد و به او قوت قلب دهد حال آنکه پدر باید پاسخگوی دو مساله باشد؛ یکی نگرانی از اینکه مبادا پسرش نیاموزد چگونه بر ترسش در زندگی غلبه کند و دیگر نگرانی از اینکه پسرش بیش از حد به مادرش وابسته شود و در نتیجه زمانی که پسربچه ها به اندازه کافی سرسخت و فعال نیستند، پدران شان با سر به سر گذاشتن، دست انداختن و حتی گذاشتن اسم هایی چون «تی تیش مامانی» روی آنها واکنش نشان می دهند و برای محافظت از فرزند پسر ممکن است که همسر خود را به ایجاد رفتار غیرقابل قبول متهم کند و او را آماج حملات خود قرار دهد. متاسفانه بیشتر این جروبحث ها بی مقدمه و جلو بچه ها اتفاق می افتد. این نوع رفتار نه تنها اوضاع را درست نمی کند، بلکه به احساسات عمیقی از بی لیاقتی و دلخوری هم در مادر و هم در پسر منتهی می شود و بسیاری از اختلافات پدر و پسر در خانواده، از این موضوع در دوران کودکی بچه نشأت می گیرد.... /منبع:روزنامه شرق

 


 از فرزندان خود در "دنیای آنلاین" هم مراقبت کنید

در اینجا چند سوال به صورت نمونه قرار داده شده است. در صورتی که مایل بودید با کودکانتان صحبت کرده و بدانید که در اینترنت چه کاری انجام می دهند می توانید با این سوالات شروع نمایید.

اگر به عنوان پدر یا مادر در آخرین تغییرات اینترنت یا وب سایت های محبوب با فرزندانتان همگام نباشید مسئله ای نیست. لازم نیست برای اینکه به فرزندانتان کمک کنید از اینترنت لذت ببرند با همان سرعتی که همه چیز پیش می رود پیش روید. آنچه ابتدا باید انجام دهید این است که راجع به آنچه فرزندتان در وب انجام می دهد با وی صحبت کنید، سپس برای خانواده خود قوانین را توضیح داده و آنقدر این صحبت ها را هر سال ادامه دهید تا به قدر کافی بزرگ شده و بتوانند مواظب خود باشند.

قبل از صحبت با فرزندانتان مهم است نحوه درک و پاسخ خود را زمانی که صحبت از زندگی دیجیتال آنها به میان می آید و موضوعاتی که با آنها روبرو هستند تحلیل نمایید. در اینجا آمارهایی وجود دارد که در این زمینه می تواند مفید باشد:

کودکان از نظر شخصیتی احساس مسئولیت می کنند: بیش از 77%کودکان از اینکه یک ویروس را دانلود کرده بودند احساس مسئولیت می کردند و نزدیک به 63% به خاطر پاسخ دادن به یک کلاهبرداری اینترنتی احساس گناه می نمودند.

بیش از 53% کودکان فیلم و موسیقی دانلود می کنند ولی تنها 38% والدین از این موضوع اطلاع دارند.

اکثر والدین در منازل خود برای استفاده از اینترنت قانون دارند ولی تنها 37% آنها کنترل های والدینی را روی کامپیوترهایشان تنظیم کرده اند.

از فرزندان خود محافظت کنید

در اینجا چند گام ارائه شده است که به کمک آنها خانواده ها می توانند از کودکان خود در برابر خطر اینترنت و تکنولوژی کامپیوتر محافظت کنند.

ابتدا والدین باید این نکته را در نظر داشته باشند که نظارت و توصیه های بزرگتران ضروری است و نه اختیاری. همان طور که به کودکان آموخته می شود چگونه باید از خیابان عبور کنند باید آنچه را که در وب انجام می دهند را نیز مورد نظارت قرار داد.

ابتدا با کودکان خود دراین باره صحبت و گفتگو کنید که چه وقت و چه مدت می توانند در اینترنت بمانند و از چه سایت هایی مجازند که دیدن کنند. سایت های محبوب آنها را bookmark کنید تا دسترسی راحت تری داشته باشند. هنگامی که کودک از کامپیوتر استفاده می کند او را تنها نگذارید، یا کامپیوتر را در اتاقی بگذارید که معمولا اعضای خانواده در آن حضور دارند.

کامپیوترها در حال تغییر نحوه تعامل انسان با دیگران و دانش اندوزی وی از دنیای اطرافش هستند و نقش بسیار مهمی در زندگی روزانه انسان ایفا می کنند. نمی توان تظاهر کرد که این تغییرات اتفاق نمی افتند. با پذیرفتن مسئولیت استفاده کودکان از کامپیوتر، خانواده ها می توانند به شدت خطرات و تهدیدات را کاهش دهند و در عین حال به کودکانشان اجازه دهند تجربیات مثبت و بسیار مفیدی بدست آورند.

استفاده روزافزون از کامپیوترها نیازمند نظارت بهتر است.

هر یک از پنج کودک در دنیا می پذیرند که در اینترنت کارهایی را انجام می دهند که والدینشان به آنها اجازه نمی دهند. در حالی که نیمی از والدین می گویند که درباره امنیت در اینترنت با کودکانشان صحبت می کنند، با این وجود این کار را تنها یکبار و بصورت دو نصیحت انجام می دهند:

مردم در دنیای آنلاین معمولا همان که تظاهر می کنند نیستند" و "در دینای آنلاین از غریبه ها حذر کنید". تعجبی ندارد که در این صورت کودکان می ترسند به شما بگویند اشتباهی در اینترنت مرتکب شده اند که مبادا شما کامپیوتر آنها، ارتباط آنها با اینترنت، تماس آنها با دوستانشان و بقیه جهان را نگیرید. هنگامی که صحبت از دنیای آنلاین است کودکان می اندیشند که پدر و مادر ها چیزی را درک نمی کنند.

آنچه در آغاز کار نیاز دارید

در اینجا چند سوال به صورت نمونه قرار داده شده است. در صورتی که مایل بودید با کودکانتان صحبت کرده و بدانید که در اینترنت چه کاری انجام می دهند می توانید با این سوالات شروع نمایید:

1) دوستانتان در اینترنت چه کار می کنند؟

این سوال توجه را از کودک منحرف کرده و به فعالیت های اینترنتی عمومی در اطراف وی هدایت می کند. این روش خوبی برای آغاز کار و ساده و عادی نگاه داشتن موضوع است. شما باید کودکانتان را مطمئن سازید که به خاطر پاسخ هایشان آنها را تنبیه نخواهید کرد. با این روش می توانید اطلاعاتی درباره بازی، چت، شبکه های اجتماعی و حتی تکالیف و فعالیت های تحقیقاتی آنها کسب کنید.

2) جدیدترین و پرطرفدارترین وب سایتها کدامند؟

از کودکان خود بپرسید این سایت ها چرا محبوبیت دارند. همچنین می توانید درباره سایت هایی که محبوبیت ندارند نیز بپرسید.

3) سایت های مورد علاقه خود را به من نشان بده

بله، بهتر است اندکی از زمان خود را صرف این کنید که سایت های مورد علاقه کودکان را تماشا کنید. از آنها بپرسید تنظیمات امنیتی خود را چگونه انجام می دهند (به بالا و پایین صفحات آن سایت ها دقت کنید). در صورتی که تصمیم می گیرید خودتان این تنظیمات را برقرار کنید اجازه دهید کودکان نیز در جریان کار قرار گیرند.

4) آیا تاکنون زمانی که آنلاین بودید با مورد عجیبی برخورد کرده اید یا احساس ناراحتی نموده اید؟

در اینجا می توانید در مورد جستجوهای تصادفی کودکانتان در وب سوال کنید. ایده این روش این است که مطمئن شوید کودکانتان بدانند می توانند صحبت کنند و اگر اتفاق بدی در دنیای آنلاین بیافتد تنبیه نخواهند شد. به هر حال تجربه های ناخوشایند، در صورتی که کودکتان عضو فعالی در وب باشد، اجتناب ناپذیر است. بگذارید فرزندتان بداند که اگر اتفاق بدی افتاد می تواند جهت کمک به شما مراجعه کند و تنبیه نخواهد شد.

با وجود اینکه بازی یکی از محبوب ترین سرگرمی های کودکان است، بازی آنلاین همیشه یک تفریح نیست. به طور متوسط 62 در صد کودکان در سراسر دنیا، تجربه ای ناخوشایند آنلاینی در این زمینه داشته اند. تنها 45 درصد والدین می اندیشند که کودکان آنها ممکن است از تجربیات منفی در دنیای آنلاین رنج ببرند. خبر خوب این است که اگر اتفاق بدی در اینترنت برای کودکان بیافتد برای مشورت و کمک خواستن نزد والدینشان می روند. آمار نشان می دهد که:

87 در صد کودکان اگر تهدید به آسیب فیزیکی شوند به والدینشان اطلاع می دهند

84 درصد آنها در صورتی که blackmail دریافت کنند به والدین خود خواهند گفت

71 درصد آنها مسائل مشکوک و نامناسب را گزارش می دهند

محتویات دانلود

بیش از 51 درصد کودکان می گویند که والدینشان به آنها اجازه می دهند بدون هیچ نظارتی، بازی ها را روی کامپیوتر خود دانلود کنند. والدین باید خطر دانلودهای رایگان را در کامپیوتر خود از بین ببرند. بدون بروزرسانی کردن سیستم های امنیتی و آنتی ویروس روی سیستم، کامپیوتر براحتی با برنامه های مضر آلوده می شود. کودکان نیز ممکن است قربانی قراردادهای ناخواسته و پرداخت های وجه ناآگاهانه شوند. مثلا ممکن است به جای شارژ حساب بانکی و کارت اعتباری شماره موبایل را وارد کرده و آن را شارژ کنند.

علاوه بر قوانین والدین، 95 درصد کودکان قوانین خود را نیز در دنیای آنلاین دارند. در حالی که والدین بر محدودیت زمانی در استفاده از اینترنت و کاهش میزان جستجوها تاکید می کنند کودکان بر روش رفتار تاکید و توجه دارند.

ابزارهای کنترل والدین پیشرفته

در کنار انتخاب دقیق شما در رابطه با تنظیمات صحیح امنیتی، می توانید از مزایای برخی ابزارهای کنترلی والدین که در مجموعه آنتی ویروس های معروف عرضه می گردند نیز استفاده نمایید و مثلا می توانید سایت هایی را که کوکانتان مشاهده می کنند بررسی کرده و ببینید که موارد مضر و نامناسبی دارند یا خیر.

علاوه بر آن می توانید زمانی را که در برخی از سایت ها می گذرانند را نیز مشاهده کنید این کار در تنظیم زمان فرزندتان برای انجام تکالیف مدرسه و کار با اینترنت کمک میکند.

بدین وسیله می توانید هر زمان که لازم بود کامپیوتر را خاموش کنید تا مطمئن شوید که قوانین اجرا می شوند.

 

منبع:khanevadeirani.ir

 


دوستی ماداران و پسران

آیا اولین لحظه آرامی را به یاد می‏آورید که نوزادتان در آغوشتان آرمیده بود و شما اولین فرصت واقعی را برای تماشای او به دست آوردید و به صورت و بدن کوچکش خیره شدید؟ گاهی مادران مدتی طول می‏کشد که بپذیرند واقعا یک پسر دارند...

 

دوستی ماداران و پسران

بیشتر زنان می‏گویند که نوزاد دختر احساس اعتماد به نفس و آرامش بیشتری به آنها می‏دهد. آنها حس می‏کنند که به صورت ذاتی می‏دانند با نوزاد دختر چطور برخورد کنند. اما یک پسر! پس از تولد پسر، بیشتر اوقات می‏شنویم که مادران با وحشت می‏گویند که نمی دانند با یک پسر چگونه رفتار کنند!

 

چگونه از نوزاد پسرمان مراقبت می‏کنیم

تمام نگرش‏ها و عقاید اولیه ما درباره مردان، در مراقبت روزمره ما از پسرانمان منعکس می‏شود: هر بار که برای کمک به کودکان به سرعت به سراغشان می‏رویم یا اجازه می‏دهیم خودشان کار را انجام دهند؛ هر بار که آنها را تشویق می‏کنیم یا از کاری باز می‏داریم؛ هر بار که آنها را به گرمی در آغوش می‏گیریم یا به آنها اخم می‏کنیم و از آنها دور می‏شویم.تمام واکنش‏های ما ناشی از نگرش‏های درونی ما نسبت به داشتن یک نوزاد (و داشتن یک نوزاد پسر) است.


اگر برخوردی همراه با کنجکاوی داشته باشید و بخواهید درباره دنیای پسران بیاموزید و آن را درک کنید، کمک بزرگی کرده‏اید. خوب است که از شوهر یا برادر تان اطلاعاتی در این مورد کسب کنید. گاهی اوقات شما فقط به دانش کاربردی نیاز دارید.

 

مادرها به یادگیری در مورد جنس مخالف کمک می‏کنند

مادر چیزهای زیادی درباره زندگی و عشق به پسر می‏آموزد. او به صورت بی‏نظیری می‏تواند به پسرش کمک کند تا در مقابل جنس مخالف اعتماد به نفس به دست آورد.


مادر «اولین عشق» پسر است و باید ملایم و احترام‏آمیز و سرزنده باشد، بدون آنکه بخواهد بر او تملک یابد یا بر دنیای او غلبه کند. وقتی پسر به سن مدرسه می‏رسد، مادر او را تشویق و کمک می‏کند تا دوستانی پیدا کند و در آینده باید در مورد برخورد صحیح با دخترها نکاتی را به او بیاموزد.حتماً تصدیق می‏کنید که امروزه ایجاد رابطه با جنس مخالف به کمک نیاز دارد. مادر می‏تواند به پسرش کمک کند در مقابل دخترها یا زن‏ها احساس آرامش داشته باشد. او می‏تواند به پسرش بیاموزد که در آینده با همسر خود چگونه برخورد کند و چگونه ارتباط کلامی مناسبی داشته باشد.والد جنس مخالف اغلب برای کودکان، کلید عزت نفس است. دختران نوجوان نیاز دارند که با تشویق پدرانشان تصویری ذهنی به عنوان فردی باهوش و جالب از خود داشته باشند. پدر می‏تواند حتی به آنها بیاموزد که چگونه لاستیک اتومبیل راعوض کنند، در اینترنت جستجو کنند یا ماهی بگیرند.

 

ارائه تصویر فردی مناسب

برخی از پسرها هنگامی که به سن دبیرستان می‏رسند ، به‏طور ناراحت‏ کننده‏ای خجول می‏شوند. ظاهراً آنها از اینکه جنس مذکر هستند، بزرگ و پر از هورمون هستند، خجالت می‏کشند. مادران می‏توانند برای غلبه بر این حس، کمک موثری باشند. برخی مادران از سنین ده سالگی به بعد جملات زیبایی در مورد پسرانشان به کار می‏برند. مثلاً وقتی او لباس جدیدش را می‏پوشد به او می‏گویند: «پسر، تو واقعاً خوش‏تیپ هستی.» یا وقتی کاری را در خانه خیلی خوب انجام می‏دهد به او می‏گویند: «دختری که با تو ازدواج خواهد کرد، چقدر خوشبخت است.»

 

تطابق مادری کردن با رشد بچه‏ ها

همچنان‏ که پسری از یک نوزاد بی‏ دفاع به یک نوجوان بلند قد تبدیل می‏شود، سبک تربیتی شما نیز باید با او وفق پیدا کند. در ابتدا شما «رئیس» هستید و نظارت دائمی بر او دارید. در سال‏های مدرسه‏، آموزش می‏دهید، مراقب هستید و محدودیت‏ها را تعیین می‏کنید. بعدها به یک مشاور و دوست تبدیل می‏شوید و این در حالی است که او مسیر خود را پیدا می‏کند. به مرور مسئولیت و آزادی بیشتری به او بدهید. همه این مسائل به موقعیت‏شناسی شما بستگی دارد.

 

سال‏های دبستان

در سال‏های دبستان کمک‏ها و راهنمایی‏های ملایمی صورت می‏گیرد. مادران مراقب فعالیت‏های پسران هستند که در معرض خطر قرار نگیرند یا رفتار غیرمتعادلی نداشته باشند. مادران برای تماشای تلویزیون یا استفاده از کامپیوتر محدودیت‏هایی را ایجاد می‏کنند تا پسرها بیرون بروند و کمی ورزش کنند. پسرتان را تشویق کنید تا دوستانش را به خانه دعوت کند، با آنها مهربان باشد و گفتگو کند. نظراتشان را درباره مدرسه و زندگی‏شان جویا شوید.


هنگامی که فرزندتان به خانه دوستی می‏رود، مراقب باشید و بررسی کنید که چه کسانی آنجا بوده‏اند. آیا کسی به خوبی از آنها مراقبت می‏کند؟ اگر کسی مراقب پسرها در این سن نباشد، ممکن است برای خود دردسرهای جدی درست کنند. نباید پسرهای کوچکتر از ده سال را برای مدتی طولانی در خانه تنها گذاشت.

 

در دبیرستان

زندگی با یک پسر دبیرستانی نوعی مبادله منصفانه است: «اگر اینجا به من کمک کنی، تو را با اتومبیل به آنجا خواهیم برد.»، «اگر تو نظافت کنی، من آشپزی می‏کنم.» پسر احتمالاً در این سن، بیش از پیش از فعالیت‏هایش و از شما فاصله می‏گیرد. اما شما رفتار دوستانه خود را ادامه دهید و در دسترس او باشید تا باز هم با هم گفتگو کنید.


مراقب باشید که همچنان اوقات خاص دو نفری با هم داشته باشید. مثلاً هنگام خرید چند دقیقه‏ای در فروشگاه برای صرف یک نوشیدنی و کمی صحبت صبر کنید. با هم به سینما بروید و بعد از آن زمانی را صرف صحبت کنید.


برخی پسرها حتی در این سن دوست دارند که آنها را در آغوش بگیرید، اما برخی دیگر اصلاً از این کار خوششان نمی‏آید. راه‏هایی را برای ابراز عشق و علاقه به او پیدا کنید که به خواسته‏های او نیز احترام گذاشته باشید. شاید مجبور باشید در مورد مسائل مدرسه یا ورزش موضع بگیرید و بخواهید بیش از اندازه بر زندگی فرزندتان غلبه داشته باشید.


در اواخر دبیرستان و تحت فشارهای آزمون‏های مختلف، به پسرتان کمک کنید که مطالعه کند، اما موقعیتی را به وجود آورید که این تنها معنی زندگی نیست و لذت بردن و شاد بودن نیز اهمیت دارد. به او بگویید که ارزش او با نتایج امتحاناتش برآورد نمی‏شود.


نوعی رقابت دیوانه‏ وار در مورد آزمون‏های مهم و اصلی [در ایران کنکور دانشگاه‏ها] وجود دارد. این امر به معنی شکست یا موفقیت کامل یک سال از زندگی انسان تصور می‏شود. در اینجا می‏توانیم میانه‏رو باشیم. به بچه‏ها کمک کنیم که (به ویژه در سال آخر دبیرستان) نهایت تلاش خود را به کار گیرند، اما آن‏ را متناسب با اهداف آینده خود داشته باشند و در عین حال از نظر اجتماعی و خلاقیت نیز رشد کنند.


منبع:tebyan.net

 


تربیت «نصیحت کردن» نیست!

آنچه مسلم است این است که بخش عمده ای از شخصیت کودکان که سهمی بارز و عمده در زندگی دارد در آن دسته از رفتارهایی شکل می گیرد که به صورت «غیر کلامی» پنهان و خاموش ارائه می شود. تنها بخش اندکی از اثرگذاری های تربیتی آن هم در سطح بسیار ناپایدار و گذرا از طریق زبان و در قالب نصیحت و پند و اندرز حاصل می شود.

 

متداول ترین و رایج ترین تصور اشتباه آمیز معلمان و مربیان و اولیاء خانواده در تربیت این است که انتظار داشته باشند هر آنچه را که کودکان می گویند قلباً بپذیرند؛ در حالی که گفتن، تربیت کردن نیست. اظهار کردن واقعیت هایی که در ذهن وجود دارد یک انگیزه طبیعی است که شخص بزرگسال را وادار می کند تا بخواهد دیگران هم از این واقعیت ها آگاه شوند. اما این آگاهی که در سطح شناختی آن هم در مرحله ناپایدار دانستن متوقف می شود نمی تواند تأثیر تربیتی به خود بگیرد، درست همان گونه که نوازش کردن کودک تب او را درمان نمی کند، گفتن واقعیت ها به او نیز نه جهل او را درمان می کند و نه مشکلات شخصیتی و رفتاری اش را.

 

مثلاً در بعد آموزشی، هنر یک معلم آگاه و با تجربه در این نیست که دائماً در پی انتقال و تحمیل اطلاعات، داده ها و دانسته های علمی به دانش آموزان باشد، (آن هم به صورت کلامی و نصیحت) بلکه هنر اصلی و در عین حال ظریف معلم، ایجاد عشق به دانستن، کشف کردن و خلق کردن در یادگیرنده است. معلم یا مربی برای پرورش نیروی تفکر باید محیطی را فراهم سازد که دانش آموزان خود به تفکر و تعمق در مسایل بپردازند.

 

به عبارت دیگر، رسالت معلم در این است که متعلم را از وابستگی های کلامی و نصایح بیرونی برهاند و با فراهم سازی زمینه های مستعد و مساعد او را به درون خویش رهنمون سازد. بهترین ذکرها و نافذترین داروها و حتی مؤثرترین روش های درمانی در درون انسان است. بهترین نصایح در خویشتن فرد نهفته است، تنها آماده سازی روانی و تزکیه دل را می طلبد تا فرد از «حجت های بیرونی» پی به «حجت های درونی» خود ببرد، از «عقل دیگری» رها گشته و به « عقل خود» دست یابد از «نصیحت غیر» بپرهیزد و از «نصیحت خود» سیراب شود.

 

در مورد مشکلات و ناهنجاری های اخلاقی و رفتاری نیز همین حکم صادق است. اگر کودکان بنابر اقتضای سن و شرایط خاص تحول روانی، دچار مشکلات رفتاری می گردند قبل از آنکه برای معالجه و تغییر رفتار آن ها از طریق کلامی و نصیحت اقدام کنیم بهتر است به روش های عملی و فراهم کردن موقعیت های تربیتی تکیه کنیم تا خود به خود مشکل مورد نظر مرتفع گردد. برای مثال، اگر دانش آموزی از افسردگی روانی رنج می برد و نسبت به محیط، همسالان و محرک های محیطی بی تفاوت و بی علاقه شده است، به جای اینکه از طریق نصیحت او را به زندگی بانشاط و فعال دعوت کنیم که قطعاً بیهوده به نظر می رسد، باید شرایطی را در مدرسه یا خانه فراهم کنیم که او از وجود خویش لذت ببرد؛ «احساس مفید بودن» در او ریشه بگیرد؛ به کارهایی که می تواند انجام دهد تشویقش کنیم تا او با احساس موفقیت و پیروزی تصویری که از خود دارد تغییر دهد و خواهیم دید با این «عمل و رفتار»، خود بخود احساس افسردگی و اندوه را از درون او زدوده ایم. بدون اینکه با کلام و نصیحت با او برخورد کرده باشیم.

 

ما باید زبان «کردار» را جایگزین زبان «گفتار» کنیم. زیرا زبان رفتار، زبان حال، زبان احساس، عواطف و هیجان است. بدون تردید بخش عظیمی از حالات و هیجانات ناخودآگاه ما در هنگامی که در حال انتقال پیام کلامی هستیم به دیگران منتقل می شود و آنچه را که در «پس گفتار» ما ارسال می شود قوی تر و گویاتر از تمامی عباراتی است که در «متن گفتار» بیان می شود.

 


نوینسده: دکتر عبدالعظیم کریمی

 


25 رفتار که باید به کودکتان بیاموزید !

کودکان معمولا به طور عامدانه بی‌ادب نیستند، در اغلب موارد مسئله این است که آنها اصول رفتار مودبانه را یاد نگرفته‌اند.

این 25 مورد خلاصه آدابی است که کودک تا 9 سالگی باید یاد گرفته باشد:

1- هنگامی چیزی را می‌خواهی بگو: "لطفا".

2- هنگامی چیزی به تو می‌دهند، بگو: "متشکرم."

3- هنگامی که بزرگترها با یکدیگر حرف می‌زنند، میان حرف آنها نپر، مگه اینکه مسئله‌ای فوری مطرح باشد. آنها حواس‌شان به تو هست و وقتی حرف‌شان تمام شد به تو پاسخ خواهند داد.

4- اگر لازم است که توجه کسی را فورا جلب کنی، گفتن عبارت "ببخشید" مودبانه‌ترین راه برای وارد شدن به مکالمه است.

5- اگر کوچکترین تردیدی درباره انجام کاری داری، اول از پدر و مادر اجازه بگیر تا بعد پشیمان نشوی.

6- دیگران علاقه‌‌ای به دانستن اینکه تو از چه چیزهایی بدت می‌آید، ندارند. نظرات منفی‌ات را برای خودت، یا بین خود و دوستانت نگهدار، و دائم به بزرگترها نق نزن.

7- در مورد خصوصیات جسمی دیگران اظهار نظر نکن، مگر اینکه بخواهی از آنها تعریف کنی که باعث می‌شود آنها خوششان بیاید.

8- هنگامی دیگران از تو می‌پرسند، حالت چطور است، به آنها پاسخ بده و بعد حال آنها را هم بپرس.

9- هنگامی در خانه دوستت هستی، به یاد داشته باش که از والدین دوستت به خاطر اجازه دادن به رفتن به خانه آنها تشکر کنی.

10- اگر دری بسته بود، پیش از وارد شدن، ابتدا به در ضربه بزن، و منتظر بمان تا ببین پاسخی داده می‌شود یا نه.

11- هنگامی که تلفن می‌زنی، اول خودت را معرفی کن و بعد بپرس آیا می‌توانی با شخص مورد نظرت صحبت کنی یا نه.

12- به دیگران احترام بگذار و اگر به تو هدیه‌ای دادند، بگو: "متشکرم." به جای ای‌میل زدن، نوشتن یک نامه دست‌نویس تشکر بسیار موثر است.

13- در مقابل بزرگسالان از کلمات ناشایست استفاده نکن. آنها خودشان همه این کلمات را بلدند و استفاده تو از این کلمات باعث ملال و ناخشنودی آنها می‌شود.

14- افراد را با نام‌های تحقیرآمیز صدا نزن.

15- دیگران را به هیچ دلیلی مسخره نکن. این کار باعث می‌شود در نظر دیگران آدم ضعیفی به نظر برسی، و دست انداختن دیگران کار نادرستی است.

16- حتی اگر یک بازی یا مراسم برایت خسته‌کننده است، آرام بنشین و خودت را علاقمند نشان بدهد. بازیکنان یا نمایش‌دهندگان دارند حداکثر تلاش‌شان را می‌کنند.

17- اگر به کسی تنه زدی، فورا بگو "ببخشید."

18- هنگام سرفه یا عطسه کردن دهانت را بپوشان و در جلوی دیگران فین نکن.

19- اگر می‌خواهی از دری عبور کنی، ببین آیا می‌توانی در را باز نگهداری تا کسی دیگری هم از آن رد شود.

20- اگر به پدر و مادر، معلم یا همسایه‌‌ای برخوردی که دارد کاری را انجام می‌دهد، از او بپرس کمک می‌خواهد. اگر جواب مثبت بود، به او کمک کن- به این ترتیب ممکن است چیز جدیدی یاد بگیری.

21- هنگامی که بزرگسالی از تو تقاضای انجام کاری را کرد، با روی گشاده و بدون نق زدن به او کمک کن.

22- هنگامی که کسی به تو کمک کرد، بگو: "متشکرم." این شخص احتمالا بار دیگر هم به تو کمک خواهد کرد. این امر به خصوص در مورد معلمان مصداق دارد!

23- از وسائل غذا خوردن درست استفاده کن. اگر نمی‌دانی که چطور با این وسائل غذا بخوری، از پدر و مادر تقاضا کن به تو آموزش دهند، یا دقت کن آنها از این وسائل چطور استفاده می‌کنند.

24- هنگام غذا خوردن روی ران‌هایت دستمال سفره بگذار و از آن برای پاک کردن دهانت در هنگام لزوم استفاده کن.

25- برای برداشتن چیزها از روی میز غذا خم نشو؛ از دیگران تقاضا کن آن را به تو رد کنند.

 

منبع:hamshahrionline.ir

 


توصیه هایی برای جداسازی اتاق خواب کودک

اگر شما هم از آمدن هر شبه فرزندتان به تختخواب تان ناراحت هستید و احساس می کنید این وضع نباید ادامه داشته باشد می توانید از روش های زیر برای مقابله با آن استفاده کنید:
۱ ـ کودک را از تختخواب تان بیرون کنید. اگر کودک وقتی که خواب هستید به تخت شما آمد شرایط خواب را برای او سخت کنید. اندکی فشار دادن او به بیرون تختخواب و تنگ کردن جای او اگر در میان شما و همسرتان خوابیده او را از کارش پشیمان می کند. خود را به خواب بزنید و به آرامی او را به بیرون تخت هل دهید یا لگد آرامی به او بزنید یا دستتان را روی او بیندازید. پس از مدتی او به این نتیجه می رسد که تخت خودش جای راحت تری برای خوابیدن است. این کار می تواند زمانی که کودک شما را به هر دلیلی به اتاق خواب خود می خواند و از شما می خواهد در کنار او بخوابید نیز تکرار شود. مطمئن باشید خوابیدن کنار فردی که همه تخت را اشغال کرده و احیانا خرناس هم می کشد چندان خوشایند نیست.
۲ ـ برای این که کودک را برای خوابیدن در اتاق خود تشویق کنید به او بگویید که چقدر افتخار می کنید که او به تنهایی می خوابد. برای خوابیدن کودک در اتاق خودش می توانید یک سیستم جایزه ای تعیین کند و به ازای هر چند شب که او در اتاقش می خوابد جایزه ای کوچک به او بدهید.
۳ ـ اتاق خواب کودک را به سلیقه خودش تغییر دهید. چسباندن عکس یا پوسترهایی که او آنها را دوست دارد می تواند مشوق خوبی برای خوابیدن کودک در اتاق خودش باشد. به هر حال خوابیدن در جایی که آن را دوست داریم برای همه ما لذت بخش تر است. این احساس را از کودکتان دریغ نکنید. لذت خوابیدن در محیطی دلپذیر می تواند خیلی از مشکلات را حل کند.
۴ ـ عروسک های پشمالوی دوست داشتنی می توانند خواب راحت تری برای کودکتان به ارمغان بیاورند و به آنها کمک کنند تا شب را تنها نگذرانند. آنها را در آغوش کودکتان بخوابانید و به او بگویید که می توانند خواب های راحت تری برای آنها رقم بزنند و تنهایی آنها را از بین ببرند.
اینها روش هایی برای خوابیدن بهتر کودکان در اتاق خواب خود است؛ البته مطمئنا تنها راه های قابل انتخاب نیست و کارهای دیگری نیز می توان برای جدا خوابیدن کودک انجام داد. بسته به این که مشکل کودک برای خوابیدن در اتاق خود چیست، این روش ها می تواند تغییر کند؛ اما آنچه باید قانون شود، جدا خوابیدن کودک از والدین و از آن مهم تر حفظ آرامش والدین برای اجرای این قانون است.
    
منبع:jamejamonline.ir

 


هنگام حمام کردن نوزاد به چه نکاتی باید توجه کرد؟

 مادران تازه‌کار یا زنانی که قصد مادر شدن دارند، همیشه این نگرانی را دارند که چگونه نوزاد تازه به دنیا آمده خود را حمام کنند. معمولا یک مادربزرگ مهربان و دلسوز هست که با استفاده از تجربه بزرگ کردن چندین فرزند، با عشق و علاقه نوه کوچک خود را حمام می‌کند. با این حال مادران تازه‌کار هم باید حمام کردن نوزادشان را یاد بگیرند و بی‌ترس از لیز خوردن بچه یا آسیب رساندن به او، دلبندشان را حمام کنند و از این کار لذت ببرند. پس به جای نگرانی و ترسیدن، قلق‌های حمام کردن نوزادتان را یاد بگیرید. دکتر مهتا فاطمه بصیر درباره حمام کردن نوزاد توضیح می‌دهد.
 شروع با آرامش
کار را با آرامش شروع کنید. اگر شما مضطرب و نگران باشید علاوه بر اینکه روی کار مسلط نیستید، نوزادتان هم متوجه وخامت اوضاع می‌شود و این ممکن است او را هم نگران کند و خاطره ناخوشایندی از حمام کردن در ذهن او باقی بگذارد. این موضوع کار شما را برای حمامهای بعدی سخت می‌کند.
حمام کردن نوزاد می‌تواند فرصت خوبی برای لذت بردن شما و او و ایجاد یک فضای بسیار مفرح باشد. پس با آرامش شروع کنید. برای داشتن آرامش بهتر است همه وسایلی را که ممکن است لازم داشته باشید، در اطراف خود و در دسترس قرار دهید. از یک شخص دیگری مثلا همسرتان بخواهید که در زمان حمام کردن در نزدیکی شما حضور داشته باشید که اگر به چیزی احتیاج داشتید در اختیارتان قرار دهد. این کار به خصوص در اولین تجربه‌های حمام کردن لازم است. حتما لباس به تن داشته باشید که نوزاد روی پای شما لیز نخورد.
ترتیب شستشوی اعضا
از چشم و صورتش شروع کنید. یک پنبه خیس از آب گرم را به آرامی روی صورت نوزاد بکشید.
سپس نوبت به سر می‌رسد. برای این کار سر او را به سمت خود نگه دارید و با یک دست بگیرید، بدن نوزاد روی پای شماست بنابراین دست دیگر شما آزاد است تا با آن سر نوزاد را با شامپو بشویید و خشک کنید. برای آبکشی کردن موهایش جریان آب را روی صورت او رها نکنید، ممکن است باعث ناراحتی او و حتی کبودی‌اش شود.
سر را حتما خشک کنید سپس سراغ سر، گردن، زيربغل، سينه و شکم نوزاد بروید. خشک کردن سر از سرما خوردن نوزاد جلوگیری می‌کند. با يك پارچه يا ليف بسيار نرم و به آرامي با صابون این ناحیه‌ها را بشویید و به همين نحو پشت او را نيز تميز و خشک کنید. بعد از شستن بدن، فوری او را درون حوله بپیچید و خشک کنید.
چند هشدار:
-   برای خشک کردن گوشها از  "گوش پاک کن" استفاده نکنید.
-  2 يا حداکثر 3 بارحمام در هفته براي نوزاد کافي است،  از شستشوي روزانه او اجتناب کنيد.
-  زمان مناسب برای حمام کردن نوزاد بین 5 تا 10 دقیقه است.
-  هرگز نوزاد را هنگام حمام کردن تنها نگذارید.
 حمام کردن درون وان یا لگن
اگر ناف نوزادتان افتاده است می‌توانید او را داخل وان یا لگن مخصوص کوچک قرار دهید. در هفته اول تولد و تا زمانی که ناف نیفتاده و یا محل ختنه بهبود پیدا نکرده است، او را در وان یا لگن قرار ندهید چرا که موجب عفونت می‌شود.
البته حرارت آب داخل لگن را با آرنج خود چک کنید. حتما از آب گرم (حدود 30 -40 درجه) و صابون یا شامپوی مخصوص بچه استفاده کنید. دمای محل استحمام باید مناسب  (حد اقل 25 درجه) باشد.
نوزاد را به محض برهنه کردن و بدون اتلاف وقت در آب گرم ساده (بدون کف صابون) غوطه ور کنید، درحالیکه سر و گردن وی را با یک دست خود ، خارج آب نگه داشته‌اید. در صورتیکه در آب غوطه ور شدن برای نوزاد لذت بخش است می‌توان مدت استحمام را طولانی‌ترکرد.
 از چه صابونی استفاده شود؟
پوست نوزادان و شیرخواران حساس و خشک است. بنابراین برای نوزادان زیر یک سال نباید از صابون بزرگسالان و حتی صابون کودکان بزرگتر از سن نوزادی استفاده کرد. ممکن است برای پوست او مضر باشد. شامپوی مخصوص بچه از مواد ملایم تهیه شده و به پوست او صدمه نمی‌زند و چشم‌های او را نمی‌سوزاند. البته می‌توانید شامپوی بچه را برای شستشوی بدن نیز مورد استفاده قرار دهید.
 تمیز کردن بند ناف
به هیچ وجه برای تمیز کردن بند ناف از الکل استفاده نکنید. چرا که تاثیری در جلوگیری از عفونی شدن و خشک شدن ناف ندارد. ناف را با آب ولرم و صابون ملایم به آرامی شسته و خشک کنید. مراقب باشید ناف در اثر فشار یا ضربه یا مرطوب شدن بیش از حد نیافتد. کلا بند ناف را همیشه خشک نگه دارید.
 روغن زدن بعد از حمام
-  خشک بودن پوست نوزاد شما طبیعی است. با این حال خوب است که پس از حمام کردن بدن او را چرب کنید تا لذت حمام کردنش بیشتر شود. می‌توانید از روغن بچه و روغن‌های مایع گیاهی خوراکی ( زیتون، بادام شیرین، آفتاب گردان و غیره) برای کاهش خشکی پوست و جلوگیری از پوسته پوسته شدن بدنش و نرم کردن پوست صورت او استفاده کنید. مراقب باشید روغن وارد چشم و دهانش نشود.
-  هنگام چرب کردن بدن نوزاد او را روی سطح هموار و باثباتی قرار دهید تا چربی دست شما و بدن او موجب لیز خوردنش نشود.
-   همزمان که بدنش را چرب می‌کنید به آرامی و با ملایمت او را ماساژ دهید. لمس بدن نوزاد توسط پدر یا مادر احساس امنیت، راحتی و حتی "مورد علاقه بودن" و رفاه کلی را در او بیشتر می‌کند. ضمن اینکه ماساژ آرام و صحیح بر ضریب هوشی و تکامل کودک موثر است.
-  امروزه محصولات مختلفی برای مراقبت از پوست نوزاد در بازار وجود دارد. مراقب باشید موادی که برای قوام دادن یا معطر کردن این محصولات به آن افزوده می‌شود ممکن است ایجاد حساسیت کند یا باعث تحریک پوست نوزاد شود.
 زمان حمام کردن و مراقبتهای بعد از آن هر چند کوتاه است اما می‌تواند تاثیر بسیار قوی بر رشد شخصیتی و عاطفی نوزاد بگذارد. ارتباط بسیار نزدیک با مادر یا پدر برای او لذت‌بخش و آرام‌کننده است. ضمن اینکه شما می‌توانید همزمان با حمام کردن نوزاد دلبندتان برایش شعر بخوانید، با او حرف بزنید و حتی برایش توضیح دهید که دارید چه کاری انجام می‌دهید. در این صورت شما از زمان حمام کردن نوزاد برای آموزش مهارتهای زبانی به او استفاده کرده‌اید.
 
منبع:shahrzadpress.com


چگونه کودکان را با خطرات اعتیاد آشنا کنیم؟

تحقیقات نشان داده کودکانی که با اعتیاد و مواد مخدر آشنا هستند نسبت به کودکانی که آشنایی نداشته اند، کمتر به سمت مواد مخدر رفته اند.
۱۰ سالگی و اوایل نوجوانی بهترین زمان برای آشنا کردن کودک با اعتیاد است. در این دوره کودک به درک و شناخت درستی از زندگی می رسد و آموزش در مدارس در این سال ها اهمیت زیادی دارد و می تواند روی تفکرات کودک تاثیر بگذارد.
البته والدین می توانند در سن کمتر و حتی از هفت سالگی نیز در مورد خطر اعتیاد با کودک صحبت کنند ولی در این زمان نمی توان جزئیات را بیان کرد و باید کلیات واژه اعتیاد را بیان کرد.
دختران نسبت به پسرها زودتر به رشد شناختی می رسند و از نظر عقلانی جلوتر هستند و به همین دلیل می توان در هشت تا ۱۰ سالگی این موضوع را برای آنها بیان کرد.
اطلاع رسانی به کودک و نوجوان باید صحیح باشد و خانواده ها در گفتن این موضوع اغراق نکنند. اگر از ماده مخدری اطلاع ندارند خیلی راحت به کودک بگویند که نمی دانند و بعد در مورد آن تحقیق کنند ولی دروغ نگویند.
با افزایش سن می توان درباره لغات و اصطلاحات درست صحبت کرد و جزئیات را به خوبی بیان کرد و کودک را با مواد مخدر آشنا کرد.
تحقیقات نشان داده کودکانی که با اعتیاد و مواد مخدر آشنا هستند نسبت به کودکانی که آشنایی نداشته اند،کمتر به سمت مواد مخدر رفته اند. در گذشته تصور می شد که اگر در این مورد با کودک صحبت نشود بهتر است در حالی که این تحقیقات خلاف این موضوع را نشان می دهد.

    
منبع:isna.ir


چگونه کودک خود را مودب بزرگ کنیم؟

فکر می‌کردم فرزندانم رفتار درستی دارند تا این‌که مادربزرگم که همیشه الگوی خانواده است، چند ماه قبل برای شام پیش ما آمد و من جلوی چشمان او شاهد رفتارهای بد آنها بودم.  پسر 6 ساله‌ام تقریبا روی میز لم داده بود و دختر 3 ساله‌ام مدام وسط حرف دیگران می‌پرید و فرزند یک ساله‌ام همه چیز را به اطراف می‌ریخت. تا دیر نشده باید کاری برای این رفتارها انجام می‌دادم اما من دقیقا نمی‌دانستم از چه سنی باید شروع کنم. آیا کودک پیش دبستانی من به اندازه کافی بزرگ شده که بیاموزد باید صبر کند تا نوبت حرف زدنش بشود؟ آیا من می‌توانم انتظار داشته باشم فرزند 3 ساله‌ام مدام با غذایش بازی نکند؟ راهنمای پیش رو سن مناسب هر رفتار را به شما توضیح می‌دهد.
یک تا 2 سال
حدود 18 ماهگی کودک درمی‌یابد که چند تایید اجتماعی وجود دارد. حالا وقت آن است که به کودک کمک کنید درباره احساسات و نگرانی‌های دیگران فکر کند.
سلام و خداحافظی را یاد دهید
قبل از آنکه شروع به صحبت کند به او بیاموزید با دست سلام و خداحافظی کند. این اولین قدم در آموزش معاشرت با دیگران است. یک کار دیگر این است که هر روز صبح به او «صبح به خیر» بگویید.
 مادامی که در حال خوردن هستید بنشینید
به جای این‌که به کودک اجازه دهید کل خانه را با میوه‌‌ای که آبش همین‌جور می‌چکد قدم بزند به او یاد دهید تا زمانی که در حال خوردن است در صندلی‌اش بنشیند. در این سن کودکان توجه کمی به زمان دارند اما 10 تا 15 دقیقه ماندن در صندلی به آنها درس بزرگی می‌دهد. بنابراین شما هم باید مادامی که غذا می‌خورید پشت میز بنشینید. اگر او غذایش را پرت می‌کرد به او اجازه دهید بداند که این موضوع تبعاتی دارد. «فکر می‌کنم دیگه گرسنه نیستی اگر یه بار دیگه غذات را پرت کنی دیگر از خوراکی خوشمزه خبری نیست.»
از کلمات اعجاب‌انگیز استفاده کنید
فرزند شما تا زمانی که کمی بزرگتر شود به طور کامل معنی «خواهش می‌کنم» و «متشکرم» را نمی‌آموزد اما از حالا این عادت را به او بدهید. می‌توانید از راه‌های بامزه استفاده کنید. برای «خواهش می‌کنم» دست‌های‌تان را روی قلب‌تان به صورت دایره‌وار بکشید. برای «متشکرم» دست‌های‌تان را روی لب‌های‌تان بگذارید و به سمت فردی که می‌خواهید از او تشکر کنید دراز کنید.
3 تا 4 سال
این اولین دوره آموزش رفتارهای مودبانه به بچه‌هایی است که می‌خواهند ادای بزرگ‌ترها را دربیاورند.
 معاشرت‌های ساده را دنبال کنید
تا 3 سالگی کودک باید قادر به خوردن با قاشق و چنگال باشد. حالا زمان اجرای اصول اولیه‌ است: «از دستمال استفاده کن نه از آستینت»، «با دهان پر صحبت نکن»، «درست بنشین.» هر بار روی یکی دو رفتار تمرکز کنید و به این ترتیب او راحت‌تر به رفتارها عادت می‌کند. پلیس بازی درنیاورید و مدام سر فرزندتان داد نزنید.
 کلمات مودبانه را زیاد کنید
با کودک خود کار کنید و از جملات بیشتری استفاده کنید مثلا این‌که «میشه یه خواهشی بکنم!» وقتی یادش رفت به او یک فرصت دیگر بدهید. به این ترتیب او فرصت دارد خودش را اصلاح کند. همچنین می‌توانید تمام انواع معذرت‌خواهی را به او یاد دهید و وقتی به مهمانی می‌رود از میزبان و بچه‌هایی که با او همبازی شدند، تشکر کند.
 مهربان باشید
این به این معناست که فقط از کلمات محبت‌آمیز استفاده نکنید، بلکه با کودک صحبت کنید و به او یاد دهید در برخورد با دیگران چه کار کند. بنابراین خود به خود کلماتی را که باید استفاده کند، پیدا می‌کند.
5 تا 6 سال
این قبیل بچه‌ها دوست دارند مدام رفتار خوب‌شان را به رخ بکشند اما نمی‌توانند برای مدت طولانی این کار را انجام دهند آنها وقتی که تحت فشارند دیگر تحمل‌شان را از دست می‌دهند.
 براساس سن‌تان  رفتار کنید
زمانی که با آنها صحبت می‌کنید یا جواب‌شان را می‌دهید یادتان باشد که شما بزرگسال هستید و باید براساس سن‌تان رفتار کنید. این از جمله مهارت‌های اجتماعی بنیادینی است که کودک باید بیاموزد اما حتی بچه‌های با اعتماد به نفس هم چندان مشخص و واضح حرف نمی‌زنند.
وسط حرف نپرید
خبر خوب این که بچه‌های 6-5 ساله بالاخره آموخته‌اند که صبر کنند تا نوبت صحبت کردن‌شان برسد. حالا اگر بعضی وقت‌ها یادشان می‌رود می‌توانید برای آنها کلمات رمز یا نشانه‌هایی در نظر بگیرید تا هر زمان لازم بود به او یادآوری کنید. وقتی با صبوری تحمل کرد و حرف نزد خیلی سریع به او توجه کنید. یادتان باشد کودکان در این سن بیشتر از 5 دقیقه نمی‌توانند صبر کنند.
 رفتارهای بیشتری را با او تمرین کنید
بچه ها در این سن خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند بنابراین می‌توانید از این راه رفتارهای مودبانه بیشتری را با او تمرین کنید.
7تا8 سال
بچه‌های بزرگ‌تر ظرفیت درک احساسات دیگران را دارند
مهارت جواب دادن تلفن
از آنجا که این روزها بیشتر از موبایل استفاده می‌شود شاید بچه‌ها کمتر با آداب تلفن صحبت کردن آشنا باشند. باید به او یاد دهید وقتی تلفن را برمی‌دارد سلام کند و اگر شما نمی‌توانستید جواب دهید به او یاد دهید بگوید «ببخشید به مادرم بگم کی زنگ زده بود؟» یا «ببخشید میتونین پیغام بذارین؟»
 بازی‌هایی که می‌توانید انجام دهید
کارت جایزه
لیستی از رفتارهای خوب را در یک جدول تهیه کنید. انداختن دستمال سفره روی پا، استفاده کردن از قاشق و چنگال، با دهان بسته غذا خوردن، با دهان پر صحبت نکردن. وقتی کودک یکی از این رفتارها را هنگام خوردن شام انجام داد به او یک کارت بدهید. هر چه تعداد این کارت‌ها بیشتر شد، جایزه می‌گیرد.
شام راحت
به کودک قول دهید اگر برای چند روز پشت سر هم رفتار مناسبی انجام داد یک روز را تعطیل اعلام می‌کنید. او می‌تواند روی میز لم دهد یا با دهان پر صحبت کند یا حتی با دستش غذا بخورد. به این ترتیب او می‌فهمد که داشتن ادب چقدر مهم است.
مهمانی خیالی
یک بار میز را برای یک شام خیالی با وسایل پلاستیکی اسباب بازی بچینید. چراغ ها را خاموش کنید و روی میز شمع بگذارید و یک مهمانی خیالی ترتیب دهید. بچه‌ها از این کار خوششان می‌آید.
تشکر کردن را تمرین کنید
بچه‌ها همیشه کادوهایی برای تولد یا عیدی از والدین و دوستان می‌گیرند. هدیه هرچه که باشد نباید اگر و اما داشته باشد. به او یاد دهید همان لحظه تشکر کند و آن را به روز یا هفته بعد موکول نکنید. هرچه زودتر بهتر. به فرزندتان کمک کنید یک پیغام تشکر بنویسد و آن را با نقاشی تزئین کند. وسایل خانه را بردارید و کادو کنید و به فرزندتان بگویید که آنها را باز کند و درباره آنها هر چیزی که به ذهنش می‌رسد بگوید. چیزی مثل اینکه «مرسی برای این بسته دستمال کاغذی. این رنگ مورد علاقه من است.»

منبع:shahrzadpress.com


آیا بن تن دوست مناسبی برای کودکان ماست؟

کارتون «بن تن» تولید سال 2007 در کشور آمریکاست که تاکنون در 4 فصل و 52 قسمت به بازار عرضه شده و تاثیرات بسیاری بر کودکان تمام سنین گذاشته است. تاثیر این کارتون بر بچه ها به حدی است که در بازی های خود از شخصیت این کارتون الگوبرداری می کنند، به وسایل و اسباب بازی های مرتبط با این شخصیت علاقه شدیدی دارند و حتی نگرش آنها در مورد جهان و زندگی نیز تحت تاثیر این کارتون قرار گرفته است.
ممکن است والدین به دلیل علاقه زیاد کودکان، از جنبه های مثبت و منفی که شخصیت های این کارتون بر کودکانشان می گذارند غادفل باشند و اطلاعی از اینکه آیا دیدن اینگونه کارتون ها برای کودکان مفید هستند یا مضر نداشته باشند. در این بخش ابتدا به معرفی داستان کارتون و سپس به بیان جنبه های مثبت و منفی آن می پردازیم.
داستان
این کارتون از جایی شروع می شود که بنجامین تنیسون، یا همان بن تن ده ساله قرار است تعطیلات را با پدر بزرگ خود بگذراند و تمام سال را برای این تعطیلات برنامه ریزی کرده است. او بعد از اینکه سوار ماشین پدربزرگش می شود دختر عموی خود، گوئن، را که هم سن اوست و برای گذراندن تعطیلات با پدر بزرگ آمده است می بیند.
 بن که تمام نقشه های خود را برای تعطیلات نقش بر آب می بیند، بسیار ناراحت می شود و پس از ورود به جنگل از پدر بزرگ جدا می شود و داخل جنگل می رود. ناگهان شهاب سنگی به سمت او می آید و در نزدیکی او به زمین برخورد می کند. بن به سمت آن شهاب می رود و در کمال تعجب می بیند که ناگهان آن شهاب که بیشتر به یک توپ فلزی شبیه بود، باز و یک ساعت مچی داخلش نمایان می شود.
او دستش را به سمت ساعت دراز می کند و ساعت به دور دست بن می پیچد. پس از مدتی بن متوجه می شود که با هر بار فشار دادن دکمه ای در آن ساعت می تواند به شکل یکی از ده موجود فضایی و خیالی با قدرت بسیار بالا تبدیل شود و وظیفه دارد علیه شر در تمام کهکشان مبارزه کند. او همراه با دختر عمو و پدربزرگش به مسافرت می پردازد و سعی می کند به وظیفه خود عمل و به دیگران کمک کند.
مخاطبان
کارتون «بن تن» که بهتر است نام سریال بر آن بگذاریم، در چند فصل و متناسب با گروه های سنی مختلفی تولید شده است.
در فصل اول، بن پسر بچه لاغر اندامی است که حدود 10 تا 12 سال دارد. در فصل دوم و سوم نیز، بن نوجوان درشت اندامی است که حدود 13 تا 17 سال دارد. بنابراین سازندگان این کارتون سعی کرده اند با تولید آن در فصل های مختلف، گروه های سنی مختلفی را مخاطب خود قرار دهند و در بین کودکان و نوجوانان جای خود را باز کنند اما سوال مهم این است: آیا تماشای این کارتون برای این گروه وسیع از مخاطبان مناسب است؟
تهدیدها
کارتون «بن تن» جنبه های منفی بسیاری دارد که به بررسی تعدادی از آنها می پردازیم.
- خشونت: بر اساس مطالعاتی که در مرکز روان سنجی آمریک انجام شده، وقتی کودکان کارتون هایی تماشا می کنند که در آنها خشونت های بسیار واقعی، به طور مکرر و بدون هیچ تنبیهی به نمایش گذاشته می شود، بیشتر احتمال دارد به تقلید آنچه دیده اند، بپردازند و رفتارهای مشاهده شده در این کارتون ها را در ارتباط با همسالان خود در مهد کودک یا مدرسه اجرا کنند.
- تخیل و توهم: بن تن پسر کوچک ناتوانی است که در مدرسه و خیابان نیاز به یاری دیگران دارد و مدام مورد مضحکه و آزار دوستانش قرار می گیرد. او به یکباره، آن هم فقط با یک ساعت جادویی، تبدیل به موجودی قوی و نیرومند می شود که می تواند به تمام قدرت ها پیروز شود.
 در این کارتون کودک می بیند یک فرد بسیار ضعیف با یک اتفاق ناگهانی، تبدیل به قهرمانی قوی و نیرومند می شود و آنچه در زندگی واقعی به زحمت به دست می آید، تنها با فشار دادن یک دکمه انجام می گیرد. این ویژگی ها می تواند موجب شود ذهن کودک به شدت توهمی بار آید و در سنین جوانی نیز فرد فعالی نباشد.
- هیجان خواهی: تاکنون پژوهش های بسیاری در مورد کارتون هایی مثل بن تن کهس رعت تغییر تصاویر در آنها زیاد است، صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد که تغییر سریع تصاویر سبب افزایش ترشح دوپامین در مغز است و همین امر سبب احساس هیجان در فرد می شود. البته احساس هیجان به خودی خود ایرادی ندارد اما برای افرادی که دائما این کارتون ها را می بینند، می تواند آسیب زا باشد.
 وقتی فرد به طور مکرر در معرض این تصاویر قرار می گیرد، به سطوح بالای دوپامین عادتت و مغز او به نوعی به دوپامین یا همان منبع احساس هیجان اعتیاد پیدا می کند. این اعتیاد سبب می شود فرد حالت هیجان خواهی پیدا کند، و همواره به دنبال امور هیجان انگیز بیشتر که اغلب ناهنجار هستند، باشد تا بتواند سطح دوپامین را در مغز بالا نگه دارد.
نکته تکان دهنده در این بین آن که اسکن مغزی کودکانی که عادت به دیدن چنین کارتون ها و فیلم هایی دارند بعد از مدتی شبیه اسکن مغزی قماربازان حرفه ای می شود.
- کابوس های شبانه: تماشای این کارتون به این دلیل که حاوی خشونت و تصاویر حیوانات و موجودات عجیب است، می تواند برای کودکان زیر 4 سال، کابوس های شبانه و ترس هایغ غیرواقعی ایجاد کند.

 بن تن,کارتون بن تن,تربیت کودکان,تعلیم و تربیت کودکان

 فرصت ها
درست است که نکات منفی بسیاری در این کارتون وجود دارد اما به هر حال در بررسی همه جانبه آن می توان جنبه های مثبتی نیز ذکر کرد.
- این کارتون در تقویت رفتارهای مطلوب مانند مهربانی کردن به دیگران، ایثار و همدلی با سایر انسان ها می تواند مفید باشد.
- دیدن این کارتون به کودکان دیرجوش که محتاط و حتی ترسو هستند، کمک می کند که خودشان را جای قهرمان اصلی داستان بگذارند و در تخیل، خود را همانند شخصیت کاذرتون، شجاع، نترس و فداکار بپندارند.
- تماشای این کارتون ذهن خیال پرداز کودکان را به تخیل بیشتر وامی دارد. البته این تخیل زمانی سازنده است که همراه با تفکر باشد.
اقدامات لازم
با توجه به بیشتر بودن تهدیدها نسبت به فرصت ها، احتمالا دیگر برایتان روشن شده که تماشای کارتون هایی مثل «بن تن» به خصوص اگر ساعات زیادی از شبانه روز را دربر بگیرد، چه آسیب هایی می تواند برای کودکان و نوجوانان به همراه داشته باشد. حال ببینیم برای کاهش این آسیب ها چه اقداماتی می توان انجام داد.
1- اقدامات پیشگیرانه
یکی از مهمترین اقدامات لازم، در درجه اول، محدود کردن تماشای اینگونه کارتون هاست، چرا که همیشه پیشگیری بهتر از درمان است، به این منظور می توانید از راهکارهای زیر کمک بگیرید:
- از همان ابتدای کودکی، بهتر است از خرید فیلم هایی با محتوای خشن خودداری و به عنوان یک قانون از آن یاد کنید. از همان دوران کودکی، یعنی 5/2 تا 3 سالگی، می توان کودکان را با قوانین موجود در خانواده آشنا کرد تا یاد بگیرند که تماشای چه فیلم هایی برای آنها مناسب است.
- برای محدود کردن مدت زان تماشای این فیلم های کارتونی بهتر است کودک در هر روز، بیش از 2 فیلم یا کارتون نبیند و این تماشا کردن نیز تنها در ساعات مشخصی که از قبل تعیین شده باشد. فراموش نکنیدکه وقتی کودک برنامه منظم روزانه داشته باشد، خود به خود زمان کمتری برای تماشای فیلم های کارتونی خواهد داشت.
2- اقدامات اصلاحی
علاوه بر اقدامات پیشگیرانه برای محدود کردن تماشای این کارتون، لازم است اقداماتی نیز برای کاهش آسیب های وارده به کودکان و نوجوانان انجام شود. راهکارهای زیر در این زمینه مفید هستند:
- می توانید همراه با فرزندانتان به تماشای این کارتون ها بنشینید و در پایان، با آنها راجع به آنچه دیده و نتیجه ای که گرفته اید، صحبت کنید. به عنوان مثال، می توان در این مورد صحبت کرد که آیا جنگیدن همیشه درست است؟ آیا بن تن می تواند کاری جز جنگیدن انجام بدهد؟ چه چیزی بن تن را تبدیل به قهرمان می کند؟ آیا چنین فردی در عالم واقع نیز وجود دارد و یا می تواند وجود داشته باشد؟
- اگر فرزند شما شدیدا جذب موجودات خیالی کارتون و مهارت های جنگیدن آنها شده نگران نشوید. می توانیدبا معرفی کتاب های تخیلی مناسب، تفکر فرزندتان را نیز فعال و از این فرصت برای پرورش تخیل او استفاده کنید.
- همچنین می توانید به تدریج به جای قهرمان این کارتون قهرمان های دینی و ملی مثل حضرت علی (ع)، پوریای ولی و رستم دستان جایگزین کنید. البته بدیهی است که به یکباره نمی توان بن تن را با رستم جایگزین کرد. بلکه این کار را باید قدم به قدم انجام داد. می توانید برای این کار ابتدا با جایگزین کردن بن تن با قهرمان های کارتونی مناسب تر آغاز و سپس با معرفی کتاب ها و داستان های آموزنده، در چند مرحله، بن تن را با یک قهرمان و الگوی مناسب جایگزین کنید.
3- اقداماتی برای پس لرزه ها
برخی کودکان ممکن است هرگز کارتون «بن تن» را ندیده باشند اما تحت تاثیر همسالان خود، یا با تعریف هایی که در مهد کودک یا مدرسه از دوستان خود در مورد «بن تن» شنیده اند، جذب کارتون شده و به اسباب بازی ها و لباس های مربوط به بن تن، که در همه اسباب بازی فروشی ها پیدا می شوند، علاقه شدیدی نشان بدهند.
این حالت اغلب برای کودکان بالای 4 یا 5 سال و بعد از ورود به مهد یا مدرسه اتفاق می افتد. بنابراین می توانید با فرزند خود صحبت کنید و برای او توضیح بدهید که این کارتون مضمون مناسبی ندارد و به دلیل وجود خشونت یا به دلایل دیگر مورد تایید شما نیست.
همچنین بهتر است در این مورد که این شخصیت کارتونی و اسباب بازی های مربوط به کارتون مناسب با فرهنگ کشور ما نیست با فرزند خود صحبت کنید.
در نهایت اگر فرزندتان با صحبت های شما قانع نشد و همچنان برای خرید این وسایل اصرار داشت، قدری از سختگیری خود بکاهید تا باعث لجاجت در کودک نشود. مثلا می توانید در شرایط خاصی این خرید را برای کودک انجام دهید، ولی خرید بیشتر این وسایل را محدود کنید.
سپیده دانایی
منبع:bartarinha.ir