close
تبلیغات در اینترنت
تربیت کودک

فرامادرانه

انشارات خورشید خانم



برای آشنایی بیشتر روی کتاب ها کلیک کنید.

http://s5.picofile.com/file/8120817918/skar.jpg

http://s5.picofile.com/file/8120817876/sakoochooloo.jpg

http://s5.picofile.com/file/8120817976/sdsh.jpg

نقش مادر در تربیت کودک

در محیط خانه و اجتماع برجسته ترین نقش مادر نقش تربیتی است. اهمیت این نقش از آن جا روشن می شود که کودک نخستین بار در آغوش مادر قرار می گیرد و آداب و رسوم اجتماعی را از او می آموزد. کودک از دامن مادر یاد می گیرد که چگونه با دیگران رفتار نماید و چگونه با آنان برخورد داشته باشد. چگونگی رفتار مادر با کودک در شکل دهی ساختار شخصیتی او تأثیری چشم گیر دارد. از این رو، کارشناسان مسائل تربیتی بر نقش مادر در تربیت فرزند همواره تأکید داشته و دارند.
الف) تربیت جسمانی:
وجود فرزند در روایات به «گل» تشبیه شده است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «الولد الصالح ریحانة من ریاحین الجنّة»؛ «فرزند صالح گلی است از گل های بهشت.» وجه تشبیه فرزند به گل این است که فرزند در سال های نخست زندگی، مخصوصا نوزادی از نظر ظاهری و جسمانی همانند گلِ بهاری، جسمی دارد بس لطیف و نازک و روحی دارد با عاطفه و طراوت که نیاز شدیدی به حفظ و نگه داری دارد و اگر از او مواظبت نشود هر لحظه ممکن است لطافت و جذابیت خود را از دست داده به پژمردگی و زردی بگراید. همان گونه که در جهان متمدن امروز شاهد از بین رفتن بسیاری از کودکانی هستیم که بر اثر بی توجهی والدین و نرسیدن به آن ها، رشد کمّی و کیفی خود را از دست داده، دچار نارسایی جسمی و روانی می شوند. از این رو، هم از نظر وجدان و شرع و هم بر اساس عرف مردم، توجه جدی به تربیت فرزند و تأمین نیازهای او در این شرایط حساس ضروری می نماید.
تنها کسی که در دوره کودکی می تواند به نیازهای جسمی و روحی کودک به صورت مناسب پاسخ دهد، مادر است؛ چرا که مادر از هر کس دیگری آشناتر به شرائط زیستی و روانی کودک است و اوست که با مهر و رأفت و محبت می تواند از او حفاظت کند و از آلودگی ها و نا پاکی ها شست و شو دهد و به رفع احتیاجاتش بپردازد. مادر با دست خود کودک را نوازش می دهد و با یک زمزمه و لالایی خواندن طفل را به خواب می برد. تر و خشک کردن بچه در سال های اول زندگی کاری است بس مشکل و طاقت فرسا که تنها با مهر مادری امکان پذیر خواهد بود.
تربیت جسمانی کودک از دیگر ابعاد تربیت اهمیت کمتری ندارد، و به همین دلیل گفته شده عقل سالم در بدن سالم است. اگر بدن انسان سلامت نداشته باشد و جسم رشد کافی نکند، فرد به لحاظ روحی و روانی، آدم سالم و نرمالی نخواهد بود. نقش مادر در تربیت جسمی و ظاهری کودک بر کسی پوشیده نیست و مادران باید در زمینه رشد جسمانی فرزند بسیار حساس بوده و شرایط لازم را فراهم آورند.
ب) تربیت دینی:
تربیت دینی از نظر اسلام و قرآن از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و از آغاز زندگی فرزند باید بدان توجه کرد. نقش مادر در پرورش دینی و مذهبی فرزند روشن است. مادر هم پیش از تولد می تواند ایفای نقش کند و هم پس از آن در دوره های کودکی، نوجوانی و جوانی. چون هدف از این نوشتار بررسی نقش مادر در تربیت دینی فرزند در این دوره هاست، به تفصیل به این بحث خواهیم پرداخت.
ج) تربیت عاطفی:
مادر به لحاظ روانی - عاطفی سرشار از مهر و محبت و صفا و صمیمیت است. چون ساختار وجودی مادر به گونه ای آفریده شده که قدرت جذب و انجذاب فوق العاده ای دارد و در ابراز احساسات و عواطف از توان بالایی برخوردار است. قدرت گیرایی مادران در سطح بسیار عالی قرار دارد که اگر درست استفاده شود در ایجاد پیوند خانوادگی و چگونگی شکل گیری روابط اجتماعی و تربیت اولاد نقش سازنده ای خواهند داشت. مادر می تواند با رعایت اصول و قوانین اسلامی در سامان دهی امور خانواده و پرورش فرزند نقش مهمی ایفا نماید؛ چرا که ویژگی عاطفی زنان بستر مناسبی است برای ایفای نقش مادری و تربیت اولاد و مهم ترین نقشی که از یک مادر انتظار می رود چیزی جز نقش تربیتی او نمی تواند باشد. یکی از جنبه های مهم نقش تربیتی مادر، نقش وی در پرورش عواطف فرزند است که آثار آن در اعمال و رفتار وی به زودی نمایان می گردد.
اسلام، ویژگی عاطفی - روانی مادران را مورد توجه خاص قرار داده و برای این جنبه از ابعاد وجودی آنان اهمیت فراوان قائل شده است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند به زنان و مادران مهربان تر از مردان است. این توجه ویژه خداوند به عواطف مادران، مسئولیت آنان را در برابر فرزندان شان نیز زیادتر می کند؛ چه این که ایشان باید فرزند را با تعادل عاطفی پرورش دهند و این حالت را در آن ها تثبیت و حفظ نمایند. بی مهری مادر مهم ترین عامل از بین بردن تعادل عاطفی فرزند است و چه بسا موجب افسردگی و پریشانی وی می گردد.
د) تربیت اخلاقی:
نقش مادر در تربیت اخلاقی فرزند بر همگان روشن است و چندان نیازی به تبیین ندارد؛ چرا که مادر الگوی رفتاری و اخلاقی برای فرزند است، هر کار ریز و درشتی که انجام دهد در منش و نحوه رفتار او با دیگران تأثیر می گذارد. مادر با رفتار الگویی خود انسان می پروراند، فرزند را از عالم نا پاکی ها، حسدها، کینه ها و رذائل اخلاقی دور می سازد و در دلش مهر و صفا و خیر اندیشی نسبت به همنوعان پدید می آورد. مادر، سرچشمه فضیلت ها و خوبی هاست، او در محیط خانه می تواند درس تقوا و خداترسی به فرزند دهد و از کودکی ضعیف و ناتوان شخصیت بزرگ علمی و اخلاقی بسازد و تحویل جامعه دهد.
در مقابل اگر مادر به وظیفه خویش عمل نکند و در برابر چشمان کودک دست به رفتارهای نامناسب و ناشایست بزند، طبیعی است که کودک از او تبعیت می کند و در نتیجه پست و منحرف تربیت خواهد شد. امام خمینی «ره» در این زمینه می فرماید: «مادرِ خوب بچه خوب تربیت می کند و خدای نخواسته اگر مادر منحرف باشد، بچه از همان دامن مادر منحرف بیرون می آید و چون بچه ها آن علاقه ای که به مادر دارند به هیچ کس ندارند و در دامن مادر که هستند تمام چیزهایی که دارند، آرزوهایی که دارند خلاصه می شود در مادر و همه چیز را در مادر می بینند.»
ه) تربیت عقلانی:
عقل از ابعاد مهم وجود انسان است که اگر شکوفا گردد، توان آن را دارد که خوب را از بد و خیر را از شر تشخیص دهد و صاحبش را به سعادت و خوش بختی برساند. تربیت این بخش از نیروی درونی انسان وظیفه اولیا و مربیان است که باید بدان توجه کنند و در درجه اول اهمیت قرار دهند. انبیاء الهی همه برای تربیت عقلانی آمدند و در این مسیر حرکت کردند و تا آن جا که توانستند به وظیفه شان عمل نمودند. امام علی (علیه السلام) در خطبه اول نهج البلاغه می فرماید: «و یثیروا لهم دفاینً العقول»؛ «خداوند پیامبران خود را پی در پی اعزام کرد تا توانمندی های پنهان عقل ها را آشکار سازند.»
از کلام حضرت چنین بر می آید که عمده هدف انبیاء تربیت عقلانی بشر بوده است. همان گونه که خداوند در قرآن کریم مکرر به این مسئله اشاره فرموده و تربیت عقلانی را در آیات متعدد مورد تأکید قرار داده است. «کذلک یبین الله لکم آیاته لعلّکم تعقلون»؛ «این چنین، خداوند آیات خود را برای شما شرح می دهد، شاید اندیشه کنید.» ماده «عقل» به هیئت های مختلف در قرآن کریم به کار رفته و در همه آن ها به تفکر و اندیشه ورزی انسان تأکید و مواد تعقل نیز ذکر شده است. در آیه یاد شده آیات الهی متعلَّق تأمل و تفکر بیان شده که به دو بخش انفسی و آفاقی تقسیم می گردد. هر یک از این آیات خداوند زمینه مناسبی برای عقل ورزی و تدبر و تفکر می باشد.
مادران، در تربیت عقلانی فرزندان شان نقشی بسزا دارند. آن چه مهم است، شیوه اجرای فرایند تربیت عقلانی است که باید مورد توجه مادران قرار گیرد. اتخاذ روش مناسب در شکوفا سازی نیروی اندیشه و تعقل فرزندان بسیار اثر گذار می باشد. پرسش و پاسخ، طرح مسابقات همراه با تشویق، تفریح و گردش و بازدید از باغ و بوستان و گل ها و شکوفه های رنگارنگ و توجه دادن فرزندان به آفریدگار جهان از روش های مؤثر در پرورش عقل و اندیشه آنان است.
و) تربیت جنسی:
تربیت جنسی عبارت است از فراهم آوردن زمینه رشد متناسب غریزه جنسی همراه با رشد دیگر جنبه های جسمی و معنوی انسان و نیز پیشگیری از انحرافات و لغزش های مربوط به آن. طبیعی است که پرورش درست فرد در حیطه گرایش های جنسی مستلزم آموزش و ارائه اطلاعات کافی در این زمینه می باشد. چون رفتار جنسی انسان مبتنی بر آگاهی ها و نگرش هایی است که وی در حوزه رفتاری مربوطه دارد، بر این اساس مربیان باید شرایط فردی و اجتماعی را به گونه ای فراهم آورند که ضمن رشد و نمو متعادل و طبیعی امیال جنسی بر معلومات متربی در این مورد افزوده گردد و او به انتخاب خود از خطاهای جنسی اجتناب نماید.
از آن جا که حیات جنسی انسان از بدو تولد شروع می شود و به تدریج رشد و نمو پیدا می کند و کم کم خود را نشان می دهد، مادر می تواند نقش مؤثری در این زمینه ایفا کند و روش هایی را در تربیت فرزند به کار گیرد که رشد جنسی وی به صورت طبیعی و توأم با افزایش شناخت دینی و اخلاقی باشد.
وظیفه مادر نسبت به تربیت فرزند، به ویژه تربیت جنسی او بسیار سنگین است؛ چرا که از کودکی اگر مواظبت های جنسی و آموزش هایی در مورد آن داده نشود، ممکن است با فرا رسیدن دوران بلوغ کار از کار بگذرد و توصیه های تربیتی دیگر اثری بر او نداشته باشد. مادر از همان آغاز باید به این امر توجه داشته باشد و فضای خانه را به گونه ای آماده سازد که کم ترین نشانه ای از تحریکات جنسی در آن مشاهده نگردد.
البته در قدم اول باید رفتار مادر کاملاً حساب شده باشد و بدون لباس، به صورت نیمه عریان در برابر پسری که به سن بلوغ نزدیک است ظاهر نشود. هم چنین اتاق خواب پسران و دختران تا جایی که امکان دارد از هم جدا و یا حداقل در یک بستر نباشد. روشن است که مادر در این مسائل نقش اساسی دارد.
ز) تربیت سیاسی:
تربیت سیاسی تربیت مهمی است که در تحقق هدف های مادی و معنوی جامعه نقش اساسی دارد. هر ملتی بر اساس اصول و معیارهای مورد قبول خود، از زندگی، یک سلسله هدف هایی در نظر می گیرد و در تحقق آن ها می کوشد. اما دست یابی به این اهداف، تأمین نیازها و پیشرفت جامعه در همه ابعاد، مستلزم وجود فرهنگ سیاسی قدرتمندی است که متناسب با اوضاع و احوال سیاسی - اجتماعی روز باشد. وجود چنین فرهنگی مبتنی بر اندیشه های دینی، در میان نسل جوان جامعه از اهمیت خاصی برخوردار است. از این روست که تربیت سیاسی برای آگاه ساختن مردم، به ویژه جوانان و نوجوانان، از مسائل سیاسی، اجتماعی و اندیشه های اساسی نظام حاکم ضرورت دارد؛ زیرا تربیت سیاسی فرایندی است که طبقات گوناگون جامعه را با معیارها و اصول بنیادین حکومت آشنا ساخته، فعالیت های سیاسی و اجتماعی را چنان به هم نزدیک می سازد که هیچ گونه اصطکاک و برخوردی بحران زا روی ندهد.
تربیت سیاسی فرایندی است فراگیر که زمان و مکان معین ندارد و در هر محیط و شرایطی قابل اجراست. شاید مناسب ترین مکان آموزش و پرورش نیروهای سیاسی همان فضای خانه های کوچک و محقر مردم باشد که سیاست مداران بزرگ از آن جا بیرون می آیند و تحولی در جامعه ایجاد می کنند.
اگر تاریخ زندگی رهبران و شخصیت های بزرگ دنیا را در گذشته و حال مطالعه کنیم، خواهیم یافت که اغلب آن ها از همین خانه های به ظاهر محقر ظهور کرده اند، نه از خانه های ثروتمندان که نقش مادران در تربیت چنین افرادی جای تردید ندارد.
امام خمینی «ره» می فرماید: «یک مادر ممکن است یک بچه را خوب تربیت کند و آن بچه یک امت را نجات بدهد و ممکن است بد تربیت کند و آن بچه موجب هلاکت یک امت بشود». این کلام امام دلیل روشنی بر اهمیت نقش مادران در شکل دادن اندیشه های سیاسی فرزندان است. همان گونه که خود ایشان نیز از خانواده مؤمن و طبقه متوسط جامعه ظهور کرد و معادلات سیاسی و نظامی جهان را به هم ریخت.
پی نوشت ها:
1. وسائل الشیعه، چاپ بیروت، ج 15، ص 97.
2. علی اکبر شعاری نژاد، روان شناسی رشد، تهران، انتشارات اطلاعات، 1372، چاپ دهم، ص 193.
3. علی قائمی، سازندگی و تربیت دختران، ص 281.
4. وسایل الشیعه، ج 15، ص 104.
5. علی اکبر شعاری نژاد، روان شناسی رشد، ص 479.
6. حقوق والدین، ص 16 - 17.
7. جایگاه زن در اندیشه امام خمینی«ره»، ص 124.
8. امام علی (علیه السلام)، نهج البلاغه، خطبه اول.
9. سوره بقره (2) آیه 142.
10. حافظ ثابت، تربیت اسلامی (کتاب چهارم)، مقاله: تربیت جنسی در نهج البلاغه، مرکز مطالعات تربیت اسلامی، قم، 1379، ص 595.
11. دمیرلو، معاونت پرورشی وزارت آموزش وپرورش، مجله تربیت، سال 8، ش6، ص24.
12. جایگاه زن در اندیشه امام خمینی، ص 131.
محمد احسانی
منبع:hawzah.net


چگونه یک کودک مودب تربیت کنیم ؟

کودکان امروزی، دیگر مانند گذشته رفتار نمی کنند؛ به همین دلیل والدینه ناچارند بارها و بارها یک درخواست یا دستور را تکرار کنند و باز هم هیچ تضمینی وجود ندارد که آنان کار خواسته شده را انجام دهند. شاید بتوان گفت که امروزه، والدین بیشتر به حرف های فرزندشان گوش می دهند.

کودکان بیشتر اوقات درخواست های والدین شان را نادیده می گیرند و تنها زمانی که خودشان بخواهند، کاری را انجام می دهند. همین مسئله در اغلب اوقات، مشکل ساز می شود و حتی اختلافات متعدد و فراوانی را میان پدر و مادر به وجود می آورد.

اگر شما هم فرزندی دارید، شاید بگویید هر راهی را که به ذهنم می رسید امتحان کرده ام. مثلا بارها روش هایی مانندتنبیه، هدیه، تکرار فراوان درخواست ها، قهر و نادیده گرفتن کودک، مقایسه او با دیگر کودکان و بسیاری روش های دیگر را به کار برده ام اما برای کودکان امروزی، هیچ روشی جواب نمی دهد و برای کودک من هیچ کدام اثربخش نبوده است.

برای والدین بسیار دشوار است که بتوانند فرزندشان را مسئولیت پذیر و مؤدب تربیت کنند.در این مقاله توصیه هایی ارائه شده است که به شما کمک می کند ارتباط بهتری با کودکتان داشته باشید و با او به گونه ای رفتار کنید که خواسته هایتان را عملی کند.

داد نزنید
فریاد زدن در هیچ موقعیتی و هنگام مواجه شدن با هیچ فردی، نتیجه مطلوبی به بار نمی آورد؛ به خصوص زمانی که مخاطب شما یک کودک یا حتی یک نوجوان باشد. تنها تاثیر فریاد کشیدن این است که در آن لحظه کودک می ترسد و شاید سکوت کند یا به اجبار خواسته شما را انجام دهد اما اندکی بعد کودک همه چیز را فراموش می کند به غیر از فریادی که می شنود و می آموزد که خودش هم در مواقع ضروری می تواند فریاد بکشد و به این ترتیب به خواسته اش برسد.

کودکم به حرفم گوش نمی دهد
به یاد داشته باشید باید به گونه ای رفتار کنید که دوست دارید فرزندتان آنگونه باشد. همواره با کودکتان آرام و با احترام صحبت کنید و رفتار عصبی و تند نداشته باشید. شوخی و خنده و حتی لحن طنز در مورد کودکان و نوجوانان بسیار اثرگذار است و موجب می شود تا فرزندتان کاری را که از او خواسته اید، انجام دهد.

برایش دلیل بیاورید
اگر کودکتان کمی بزرگتر است، از احساساتتان برایش توضیح دهید و بگویید به چه دلیل انتظار دارید تا او خواسته تان را عملی کند. اگر کودک حاضر نمی شود کاری را که از او خواسته اید انجام دهد، با او از در منطق وارد شوید و دلیلش را با مهربانی و ملایمت برایش توضیح دهید. او بایدبداند چرا کار خاصی را که دوست ندارد، باید انجام دهد.

هرگز کودکتان را با دیگر کودکان مقایسه نکنید
این کار نتیجه عکس می دهد و موجب می شود کودکتان احساس خجالت و سرخوردگی کند. کوکان از اینکه با همسالانشان مقایسه شوند، متنفرند. به یاد داشته باشید انسان ها در هر سنی که باشند، با یکدیگر متفاوتندو هر کدام ویژگی های خاص خود را دارند؛ پس مقایسه کردن، هیچ تاثیر مثبتی در روابط میان شما و فرزندتان ندارد و تنها موجب می شود تا میان شما فاصله بیشتری به وجود آید. می توانید کمی بیشتر با علایق فرزندتان آشنا شوید و با استفاده از آنها فرزندتان را به انجام کارهای مختلف تشویق کنید.

خواسته هایتان را با لحن کودکانه مطرح کنید
یعنی مانند کودکان صحبت کنید. این تفاوت در رفتار و گفتار شما موجب می شود توجه فرزندتان بیشتر جلب شود و چون از اینگونه لحن صحبت لذت می برد و تکرار آن را دوست دارد،کاری را که از او خواسته اید قطعا انجام می دهد.

کودکان از گروه همسالان و هر فردی که بیشتر شبیه آنها باشد، بیشتر الگوبرداری می کنند و حرف شنوی دارند. شما با نظرات کودکتان آشنا هستید و زمانی که کاری از او می خواهید، می توانید با توجه به نظرات و عقاید او برایش دلیل بیاورید و او را قانع کنید.

زمانی که کودک نقاط مشترکی میان خود و والدینش می بیند، بیشتر به حرف های آنها گوش می دهد و حتی سعی می کند به والدین خود نزدیک تر شود.

خودتان حرف گوش دهید و آرام باشید
فرزندتان از شما الگوبرداری می کند و زمانی که می بیند شما با همسرتان یا خود او آرام و مؤدب صحبت می کنید و وقتی کاری از شما خواسته شود آن را انجام می دهید، می آموزد که مانند شما رفتار کند.

کمتر «نه» بگویید
نه گفتن های مکرر به کودک میان شما و فرزندتان فاصله ایجاد می کند؛ شاید شما می خواهید فرزند بسیار مؤدب و نمونه ای تربیت کنید اما هر چه بیشتر با او مخالفت می کنید، این کار را بهتر به او آموزش می دهید و در نتیجه بیشتر شاهد مخالفت و بدرفتاری های فرزندتان خواهید بود.

سعی کنید پاسخ های مثبت را با پاسخ های منفی جایگزین کنید؛ البته این نکته به هیچ وجه به این معنی نیست که شما باید تمام خواسته های فرزندتان را عملی کنید. در رفتارتان متعادل باشید، نه همیشه مثبت و نه همیشه منفی.

اگر صبح فرزندتان از شما درخواست کرد که با دوستانش بازی کند و شما صلاح نمی دانستید، می توانید به او بگویید الان نمی توانی با دوستانت بازی کنی اما بعدازظهر و بعد از انجام تکالیفت می توانی این کار را انجام دهی.

با او ارتباط برقرار کنید
راه هایی را بررسی کنید که منجر به برقراری ارتباط با فرزندتان می شود؛ لحن صحبتف نوع کلمات و حتی زبان بدن شما تاثیر مهمی در روابط شما با فرزندتان دارد؛ پس باید با لحن ملایم و صدایی آرام صحبت کنید، لبخند بزنید و مهربان باشید.

زمانی که کاری از فرزندتان می خواهید، از فاصله دور با او صحبت نکنید، نزدیک او بروید و در حالی که او را نوازش می کنید، درخواست تان را مطرح کنیدو از کلمات و جملات ساده و کوتاه استفاده کنید و با کنایه و پیچیده صحبت نکنید. زیرا کودک شما جملات ساده را متوجه می شود نه جملات پیچیده و کنایه آمیز را.

اگر فرزندتان کاری را که از او خواسته اید انجام نداد، غر نزنید؛ بلکه طوری وانمود کنید که احساس می کنید او انجام آن کار را فراموش کرده است؛ پس بار دیگر با لحن خوب و آرام درخواستتان را مطرح کنید. بدون شک رعایت نکات ذکر شده، ارتباط شما با کودکتان را بهبود می بخشد و موجب می شود او بیشتر به حرف های شما گوش دهد و خواسته شما را عملی کند.

 

منبع : مجله موفقیت


بچه‌هایمان را با رفتارمان تربیت کنیم، نه با گفتارمان

خانواده سالم و موفق معناهای متفاوتی می‌تواند داشته باشد. برخی والدین فکر می‌کنند اگر فرزندانشان از آنها حرف‌شنوی داشته باشند.
خانواده موفقی دارند و عده‌ای معتقدند دادن آزادی‌های زیاد به فرزندانشان باعث می‌شود خانواده موفق و شادی داشته باشند اما واقعا خوشبختی درون خود آدم‌هاست. اگر کودکی احساس کند به راحتی می‌تواند مشکلاتش را با والدینش در میان بگذارد، احساس خوشبختی خواهد کرد.
به نظر من تربیت دوجنبه دارد؛ یکی تربیت با حرف است و دیگری تربیت با عمل. در تربیت با حرف اولین نکته مهم، سعه‌صدر و تسلط بر اعصاب است و اینکه با مهربانی عمل کنیم. زور و قلدری کسی را به جایی نمی‌رساند. مساله دیگر، این است که نباید در تربیت فرزندانمان عجول و یکدنده باشیم زیرا بچه‌ها هم برای خودشان نظرها و روش‌هایی دارند. نباید به آنها سخت گرفت یا در مورد تمام اعمال آنها نظر داد، آن هم در مورد کودکان امروزی که بسیار باهوش و بادرایت هستند.
به‌نظر من، بهترین روش تربیتی، آن است که کنار بچه‌ها باشیم و به‌عنوان یک راهنما مسیر درست را به آنها نشان دهیم. تاثیر تربیت با عمل بسیار بیشتر از تربیت با حرف است. به عقیده من، حتی گاهی بد نیست بگذارید فرزندانتان خطا ‌کنند زیرا به‌عنوان یک انسان حق تجربه کردن دارند. اگر از ابتدا معلم و راهنمای خوبی برای آنها باشید، قطعا کمتر در زندگی‌شان اشتباه خواهند کرد زیرا آینه روبروی آنها تصاویر حقیقی، مثبت و مستقیم را به آنها نشان داده است.

 

منبع:aftabir.com


حتما به کودکانتان بیاموزید که ...

وجود خانه‌ای تمیز با حضور کودکان امکانپذیر نیست؛ با این حال، بچه‌ها قادر به یادگیری برخی مهارت‌های پایه‌ای هستند که به تمیز و مرتب ماندن خانه کمک می‌کند. در این نوشتار چند کار روزانه که هر کودکی باید بیاموزد، ذکر شده است.

لباس شویی:

کودکان از سن 2 سالگی می‌توانند دسته بندی کردن را بیاموزند. در واقع، برای بچه‌های کوچک، اغلب دسته بندی کردن وسایل مانند بازی است. بچه‌های بزرگ‌تر می‌توانند قرار دادن لباس‌ها در جایشان را یاد بگیرند. آنهایی که به سن مدرسه رسیده‌اند می‌توانند تا کردن لباس‌های شسته شده و نیز پر و خالی کردن ماشین لباسشویی و خشک کن را تحت نظارت بزرگتر‌ها یاد بگیرند. بین 8 تا 10 سالگی بیشتر کودکان به اندازه کافی رشد کرده‌اند ناتمام مسئولیت پر کردن ماشین لباسشویی و همچنین تمیز کردن آن‌ها را برعهده گیرند.
 
ظرف شویی:

ظرف شویی کاری روزمره و دشوار است که انگار هرگز پایانی ندارد. کودکانی که به درستی آموزش دیده باشند، در این امر می‌توانند کمک بزرگی باشند.

شما چه استفاده از ماشین ظرفشویی را به فرزندان خود آموزش بدهید چه ظرف شستن با دست را، بهترین راه برای شروع اسکاچ کشیدن و آب کشی است. حتی بچه‌های 6-5 ساله هم می‌توانند بیاموزند که چگونه بشقاب‌های خود را تمیز و آب کشی کنند.8-7 ساله‌ها می‌توانند در خشک کردن و قرار دادن ظروف در جایشان کمک کنند. در سن 9 سالگی، آن‌ها برای یادگیری شستن انواع ظروف یا چیدن آن‌ها در ماشین ظرفشویی آمادگی دارند. از آموزش اصول ایمنی به آن‌ها خاطرجمع شوید. به فرزندتان نشان دهید چگونه چاقو‌ها را به کناری بگذارد.

 مرتب کردن تختخواب:

آموختن این کار مهارتی ارزشمند است و هرگز به آن معنا نیست که فرزند شما همیشه باید این کار را انجام دهد؛ فقط کافی است آن را یاد بگیرد. خیلی ساده از زمانی که نوپا هستند به آن‌ها نشان دهید که چگونه تختشان را مرتب کنند؛ سپس کم کم به آنان اجازه دهید که خودشان آن را مرتب کنند. وقتی کودکان کوچک هستند این آزادی را دوست دارند که بالش‌ها و اسباب بازیشان را هر طور که دوست دارند بچینند. والدین می‌توانند این کار را با انتخاب رواندازی ساده‌تر برای بچه‌ها آسان کنند. وقتی فرزندان به سن مدرسه رسیدند، هرگز با اضافه کردن چیزی به تختشان این کار را برای آن‌ها سخت نکنید. والدین باید ملحفه‌ها، بالش‌ها و پتوهای اضافی را، به ویژه اگر استفاده‌ای برای کودک ندارند، حذف کنند.
 
جارو و تی زدن زمین:

این کار به نظر ساده می‌آید. تنها کاری که باید انجام دهید، حرکت دادن جارو و تی روی زمین است اما همیشه آنقدر ساده نیست و به تمرین نیاز دارد. وقتی یک جارو به بچه بدهید، آشغال‌ها به جای اینکه در یک جا جمع شوند به اطراف پراکنده می‌شوند. با وجود تمام وسایل جدید برای رفت و روب، کودکان در سن 8-7 سالگی می‌توانند جارو کردن زمین را بیاموزند.

حدود 10-9 سالگی بهترین سن برای یادگیری تی کشیدن زمین است؛ زیرا برای نظافت بدون نظارت زیاد، به اندازه کافی بزرگ شده‌اند. به آن‌ها بیاموزیدکه چگونه آب را برای نظافت آماده کنند و چگونه آب تی را بگیرند، چه موقع سر تی را آبکشی کنند، با لکه‌های سخت چه کار کنند، چگونه تی و سطل را آب بکشندو اینکه چگونه تی را نگه دارند.

حذف موارد اضافی:

یکی از مفید‌ترین مهارت‌هایی که می‌توان به فرزندان یاد داد، مهارتی است که شاید برای بزرگتر‌ها هم مشکل باشد. آموزش حذف چیزهای بلااستفاده به فرزندان از سن کم می‌تواند موجب شکل گیری عادتی در آنان شودکه تمام عمر همراه‌شان باشد. به بچه‌ها این امکان را بدهید که شما را حین جمع آوری وسایلتان تماشا کنند. پرسش‌های خود را در مورد اینکه چه چیزی را نگه دارید و چه چیزهایی را نه، با آن‌ها در میان بگذارید. به کودکان انگیزه اهدای چیزهای بدون استفاده به افراد بی‌بضاعت را بدهید.


منبع : darichekhabar.ir

 


ابرمرد زندگی یک دختر

بزرگ کردن و تربیت نیکوی فرزندان، سخت ترین و مهمترین کاری است که والدین انجام می دهند. در این کار مهم لازم است هر دوی والدین، همکاری کنند. شاید اغلب افراد گمان کنند که بزرگ کردن فرزندان، به خصوص دختر، وظیفه ی مادر است ! اما در این مقاله می خواهیم  به نقش و وظایف خطیر یک پدر در تربیت دختر خود بپردازیم.
 
پدرهای دختران خوشبخت!
در اینکه نقش مادر در تربیت و الگودهی به دخترش مهم است، شکی نیست. مادران، الگو دهندگان خوبی برای دخترشان هستند و لذا باید چند قدم از او جلوتر باشند تا دخترشان مسیر را ببیند. اما شما به عنوان یک پدر باید برای  دختران، یک حامی فوق العاده باشید. شما باید پنج قدم عقب تر از او حرکت کنید تا اگر خواست بیفتد ماقب او باشید! قدم به قدم با دخترتان بزرگ شوید. به او جرأت و شهامت، اعتماد به نفس، راهنمایی، کمک و حمایتی را بدهید که نیاز دارد.
 
گام اول- بهترین آموزش ها را به او بدهید
می گفت «دخترم تازه دیپلم گرفته است. می خواهم او را به یک دوره آموزش کامپیوتر بفرستم. زیرا پس از دو یا سه سال آموزش می تواند شغل خوبی برای خودش پیدا کند که درآمد قابل توجهی هم داشته باشد. از اینکه به دانشگاه برود و بعدا با مدرک بخواهد دنبال کار بگردد خیلی بهتر است!»

شاید شما هم برخی از پدرانی را دیده باشید که عقیده ای شبیه به این داشته باشند. واقعاً چرا بعضی ها دوست دارند فرزندشان آنقدر سریع بزرگ شود که وقتی به عقب بر می گردد احساس پشیمانی کند که چرا نگذاشته اند متناسب با سن و علاقه ی خودش، آینده اش را رقم بزند؟

برخی از والدین، کودکان خود را از 3-4 سالگی، در کلاس آموزش زبان ثبت نام می کنند. برخی دیگر، اصرار دارند که فرزندشان در سن 5 سالگی، آموزش های مدرسه را آغاز کند و ...

باور کنید فرزندتان بعداً  ازینکه بهترین روزهای بازی و کودکی اش را در راه کلاس زبان یا آموزشهای پیش از موعد، تلف کرده اید از شما تشکر نخواهد کرد! اگر کودکتان، باهوشتر از همسالانش باشد، بعدا خودش جلو خواهد زد، پس نیاز نیست زودتر شروع کنید. اگر هم هوشی معمولی دارد، فشارهای اینچنینی، سبب زخم معده، ناراحتی های روحی، اضطراب و مشکلاتی از قبیل شب ادراری، ناخن جویدن، تیک عصبی، پرخاشگری شدید در نوجوانی و ... خواهد شد.

پدر دختر 8 ساله ای که در کلاس سوم ابتدایی درس می خواند، تعریف می کرد: «روزی او را دیدم که با خودش حرف میزد و می گفت: بابا خیلی خوشبخت است. به خانه می آید، چای می نوشد، تلویزیون تماشا می کند، روزنامه می خواند، شام می خورد و می خوابد! اما من را ببین! باید تکالیفم را انجام دهم، مشق بنویسم، برنامه درسی ام را برای فردا آماده کنم، و همیشه باید از مادر و معلمم بترسم که مبادا نمره ی بدی بگیرم.»

«روزی عروسم را دیدم که بر سر دخترش فریاد می کشد چرا به جای نمره 19، هفده گرفته است؟»

دختری که مدام در ترس است چه نمره ای می گیرد؟ از اینکه مجبور است تکالیفش را بدون علاقه و میل انجام دهد ولی پدرش تلویزیون می بیند و ... چنین دختری واقعاً وقتی مادر شود، می تواند از کودکی اش با افتخار برای فرزندش تعریف کند؟

شما ترجیح می دهیددخترتان نمره 17 بگیرد ولی خانه هر روز پر از خنده های شادی آفرین او باشد یا نمره 19 و 20 بگیرد ولی افسرده و مضطرب، ساکت بنشیند؟

نمره ی معدل دیپلم دخترتان مهمتر است یا اینکه او توانایی معاشرت صحیح با عمو و دایی و پدربزرگ، مادر بزرگش را داشته باشد؟

رشته ی تحصیلی دخترتان مهمتر است یا مهارت او در انتخاب دوستانی شایسته ؟
اشتباه نکنید! منظور ما این نیست که تحصیلات مهم نیست! نه! اتفاقاً برعکس! ادامه تحصیل و موفق بودن در آن، دارایی با ارزشی است که می تواند دخترتان را کاملتر و شادتر کند و آینده ی بهتری را برایش رقم بزند. اما به شرطی که مهارت های مهمتری که روح و روان او را سالم نگه می دارد و به او توانایی زندگی و معاشرت بهتر می دهد را پیش از آن به او آموخته باشید! این وظیفه ای است که از عهده ی پدر یک دختر، بهتر بر می آید تا مادر او.
مرد مهم زندگی او – یعنی پدرش- باید زیبایی او را تحسین کند، به او بگوید که باهوش و داناست، اخلاق او را دوست بدارد و دخترش بتواند عشق خود را به او ابراز کند. دختری که چنین محبتی را در زندگی خود تجربه نکرده باشد، بسیار محتمل است که بعدها با مقداری لفاظی عاشقانه از مردی دیگر، به دنبال سیراب کردن این عطش خود باشد

گام دوم – موفقیت چیست؟
تاکنون درباره موفقیت، تعاریف متعددی ارائه شده است که با هم متفاوتند. بسیاری از مردم، ظاهراً خوشبخت و موفق هستند ولی در درون، واقعاً بیچاره و درمانده می باشند. در روانشناسی معاصر، موفقیت، نگرشی ذهنی است که نه تنها شامل عوامل بیرونی می شود، بلکه باید در احساس و اندیشه های یک فرد موفق موج بزند.

شما به عنوان یک پدر باید به دخترتان بیاموزید که عاقل باشد، مردم را درک کند، برداشت درستی از دنیای اطرافش داشته باشد و عاقبت اندیشی نماید. او نمی تواند این مطالب را در دانشگاه بیاموزد! مشاهدات خود را با او در میان بگذارید، کتاب هایی را که خوانده اید، به او نشان دهید و درباره اش با او حرف بزنید. به او اجازه دهید مرتکب اشتباهات کوچک شود و بعد به او کار درست را آموزش داده و سپس از او بخواهید که آن کار را دوباره انجام دهد. به او اجازه دهید به اردو با دوستانش برود، او را به محل کارتان ببرید تا شرایط یک محیط جدی را ببیند، با خانمهای همکارتان صحبت کند، مراقب او باشید و به او اجازه دهید تا تجربه کند. البته بدیهی است که در آموختن تجربیات خود به او، و نیز میزان آزادی و اختیاری که در اختیار وی قرار می دهید، توجه به سن، شخصیت و روحیه  وی بسیار ضروری است. دختر شما قطعاً در آینده به داشتن پدری چون شما که موفقیت در ریزه کاریهای زندگی را عملاً آموخته است، افتخار خواهد کرد!
 
گام سوم – امید دل دخترتان باشید
گاهی اوقات دخترها با پدرشان رابطه ی صمیمی ندارند. این مسئله برای آینده ی احساسی دخترتان، خطرناک است! دختری که عشق و محبت را از جانب پدرش دریافت نکند، احساس حقارت خواهد کرد. مرد مهم زندگی او – یعنی پدرش- باید زیبایی او را تحسین کند، به او بگوید که باهوش و داناست، اخلاق او را دوست بدارد و دخترش بتواند عشق خود را به او ابراز کند. دختری که چنین محبتی را در زندگی خود تجربه نکرده باشد، بسیار محتمل است که بعدها با مقداری لفاظی عاشقانه از مردی دیگر، به دنبال سیراب کردن این عطش خود باشد.

اطمینان حاصل کنید که با دخترتان، یک رابطه ی صمیمی دو طرفه دارید. اگر شما در کودکی تان، با پدر خود راحت نبوده باشید، شاید این کار برایتان سخت باشد ولی باور کنید غیرممکن نیست. این اطمینان را به او بدهید که هروقت بخواهد، همراهش خواهید بود. مطمئناً جنبه هایی از زندگی هست که او دوست دارد در موردش با شما صحبت کند نه با مادرش. در چنین مواقع حیاتی، همراهش باشید.

به یاد داشته باشید که در این ارتباط دو طرفه، سکوت، معجزه ی بسیار بیشتری نسبت به سخن گفتن دارد. به حرفهایش گوش دهید. شاید او تنها بخواهد حرف دلش را بزند و افکار درونی اش را با شما در میان بگذارد.

از فرصت های کوچک برای ایجاد این صمیمیت، استفاده کنید. اگر دخترتان، جمعه ها صبح کلاس دارد او را با اتومبیل به آنجا برسانید. طول مسیر، فرصت طلایی است! از آن استفاده کنید و دخترتان را متوجه این نکته کنید که از اینکه صبح های جمعه را با او هستید، خوشحالید نه اینکه مدام غر بزنید که تو روز تعطیل مرا خراب کردی!  امتحان کنید . مطمئن باشید هم شما و هم دخترتان از آن سود می برید.

 

منبع : تبیان